پارسی | العربیه | اردو | English | Türkçe | Deutsch
پنج شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
پربیننده های خبرگزاری
 
 
 
 
کد خبر: 1689371
بازدید:
نظرات :
تاریخ مخابره : ۱۳۹۱/۶/۱۵ - ۰۹:۴۶
فرهنگ و ادب
دهمین نشست حکایت شعر/
توکلی: نیما شاعر و نظریه‌پردازی متوسط بود
زهیر توکلی در دهمین نشست حکایت شعر با اشاره به اینکه نیما یوشیج شاعر و نظریه پردازی متوسط بود، عنوان کرد: اگر بعد از او شاعری چون اخوان نمی‌آمد، شاید اشعار و سبک کاری او در حد اشعار شمس کسمایی و جعفر خامنه‌ای باقی مانده بود.

به گزارش خبرنگار مهر، دهمین نشست از سلسله نشست‌های حکایت شعر با موضوع بررسی آثار سیدعلی میرافضلی با حضور وی و نیز مصطفی علیپور و زهیر توکلی عصر روز سه‌شنبه 14 شهرویور در تالار اوستای حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای این نشست، سیدعلی میرافضلی در سخنان کوتاهی با اشاره به اینکه بیشترین بازخورد خود از شعرهایش را در 10 سال گذشته در فضای وب دیده است، گفت: در این سال‌ها تلاش و علاقه زیادی داشتم تا به تجربیاتم در حوزه شعر نیمایی استمرار ببخشم و از اینکه این موضوع مورد توجه دوستان قرار گرفته است، خوشحالم.

وی افزود: شعر کوتاه، زاییده زمانه ماست و اقبال نسل امروز به آن است که توجه زیادی را به آن جلب کرده است. من هم از سال 72 شروع به سرایش شعر کوتاه در قالب نیمایی کردم که حاصلش یک مجموعه به نام «گنجشک‌ها ناتمام» بود که پس از رفع تردیدهایم در انتشارش، 10 سال پس از جمع‌آوری، منتشر شد.

شعر نیمایی مجموعه‌ای از کلمات محض نیست

در ادامه این نشست، مصطفی علی‌پور در سخنانی با اشاره به اشعار نیمایی میر‌افضلی گفت: شعر نیمایی در ایران شعر مهجوری است و خیلی‌ها آن را نمی‌شناسند. حتی تلاشی هم برای فهم آن انجام نمی‌دهند. بنابراین حضور میر‌افضل در چنین فضایی باعث غنیمت است.

وی در ادامه با اشاره به قالب و فرم شعر نیمایی گفت: شعر نیمایی مجموعه‌ای از کلمات محض نیست، بلکه حاصل پیوند میان اجزا و عناصر شعری است که به صورتی منسجم در کنار هم گرد آمده‌اند. در گذشته و در قوالب کهن واحد شعر را مصرع می‌دانستند، اما نیما این نظریه را شکست و تمامیت یک شعر را کلیت و واحد شعر نامید و این به معنی آن است که در شعر نیما، کلیت شعر، یک واحد است و اینطور نیست که مثلا بر اساس گفته شمس لنگرودی واحد این شعر را یک بند یا جمله از آن بدانیم.

علی‌پور همچنین گفت: نیما شعر را موجودی یکپارچه می‌دانست که در آن همه عناصر در پیوند با موضوع قرار می‌گیرند و این حتی شامل مضمون و موسیقی شعر نیز می‌شد. در شعر نیمایی به دنبال این نیستیم که ببینیم شاعر چه می‌گوید، بلکه به دنبال آنیم که ببینیم از شعر چه می‌شود فهمید. در واقع در شعر نیمایی به دنبال دریافت و ادراک حسی خودمان از شعر هستیم.

این پژوهشگر عرصه شعر آئینی افزود: نیما به دنبال این بود که عنوان کند ساده‌ترین ساخت‌ها را می‌توان در شعر داشت و در عین حال ابهام موجود در آن را نیز حفظ کرد. من در اشعار میرافضلی این حس را زیاد دیده‌ام و از این جهت کار او را می‌پسندم.

وی همچنین گفت: ظرفیت شعر فارسی نیمایی به قدری است که همه وزن‌های شعر فارسی را می‌توان در آن به کار برد. میرافضلی هم گاهی در شعرهای خود وزن‌های نا‌متعارف را به کار می‌گیرد که بسیار دشوار است. البته مرحوم امین‌پور پیش از اینها وزن‌های غیرمتعارف را تجربه کرده است، اما میرافضلی به مراتب از او در این امر فراتر رفته است.

علی‌‌پور تصریح کرد: من در آثار میرافضلی و در تغییر وزن‌ شعرهای او البته تکنیک ویژه‌ای که بشود گفت از فردیتش حاصل می‌شود، ندیدم، اما زبان وی در شعر بسیار ساده و راحت است و موضوع و مضمون شعر به صورت آشکار چنان با کلمات در آن آمیخته شده است که به نظر می‌رسد در بسیاری از قطعات شعری، او با سختی برای سرایش مواجه نبوده است.

نیما بدون اخوان فراموش شده بود

در ادامه این نشست، زهیر توکلی نیز در سخنانی با اشاره به ادوار طی شده در طول عمر شعر نیمایی برای شکل دادن به این قالب ادبی گفت: خود نیما شاعر و نظریه‌پردازی متوسط بود و اگر بعد از او شاعری چون اخوان نمی‌آمد  شاید اشعار و سبک کاری او در حد اشعار شمس کسمایی و جعفر خامنه‌ای باقی مانده بود.

وی ادامه داد: دنباله روهای نیما از بسیاری از حرف‌هایش سوء تعبیر کردند. هر سنت شعری شیوه‌ای را برای خروج از یک هنجار شعری بیان می‌کند و از سوی دیگر در هر سنتی قواعدی هست که دست و پا را می‌بندد. طرفداران نیما این موضوع را درست نفهمیدند و گفتند که نیما عنوان کرده که مثلا شعر نباید واحد مشخصی داشته باشد، اما اگر همین دوستان در کار شعر نیمایی زحمت کشیدند و حرفشان را توانستند در قالب نیمایی در یک جمله جمع کنند آن موقع می‌توان دیگر ادعاهای آنها را پذیرفت، به هر حال برای شعر گفتن باید زحمت کشید و بی‌مایه نبود.

توکلی افزود: برای نیما مهم بود که در شعرش بوطیقایی برای شعری که به درد روزگار معاصرش می‌خورد، ارائه دهد و جالب آنکه ادامه‌دهندگان راهش براین بوطیقا برخی سنت‌های کهن شعر فارسی را وارد کردند از جمله اینکه ساختارمندی شعر را پذیرفتند.

این نویسنده و منتقد همچنین گفت: خود نیما هم اشعاری دارد که تغزلی است و از قضا همین اشعار وی از او پذیرفته شده است. در شعرهای آقای میرافضلی هم تغزل و عاطفه بر سایر اشعارغلبه دارد و بر همین اساس من شعر او را شعری گسسته می‌دانم. شعری که در آن عاطفه زبان جاری است، ولی قابل پیگیری به شکل یک محور موضوعی نیست.

وی همچنین تاکید کرد: شعر میرافضلی شعری ریزبافت و ریتم‌دار است و این به معنی آن است که کار و حس شاعر در آن به سادگی قابل فهم نیست. 

کلید واژه های مطلب:
ارسال نظر
نام کامل:
ایمیل:
وبسایت:
نظر شما:
عدد امنیتی:
نظرات ارسالی شما پس از مطالعه دقیق، به قسمتهای مختلف تحریریه ارجاع داده خواهد شد.
خبر فوری :