نقد کتاب/

یک مانیفست دسته‌جمعی

شناسهٔ خبر: 1333014 -
رمان « ماه کامل می‌شود» نوشته فریبا وفی به تازگی توسط نشر مرکز منتشر شده است. شخصیت‌های مختلفی در داستان وجود دارند که هرکدام اندیشه و عقیده خاصی دارند. هر شخصیتی در طول رمان سرگرم ارئه مانیفست خاص خودش است و می‌توان این تقابل نظرات را یکی از جاذبه‌های این رمان دانست.

خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: رمان «ماه کامل می‌شود» مانند یک مانیفست جمعی است. البته به این معنی که چندین آوا و صدا در آن شنیده می‌شود. موتور محرکی که داستان را تا اواسطش پیش می‌برد، سخنانی است که شخصیت‌ها بیان می‌کنند. از این نظر این کتاب، یک رمان اجتماعی است. اما مقدمه و موخره‌اش به عاشق شدن یک زن مربوط می‌شود و توصیف‌هایی که در ابتدای اثر به کار برده می‌شوند تا زندگی دو نفره بهاره و بهادر را تشریح کنند.

بخش‌هایی در کتاب وجود دارد که شخصیت‌ها در مهمانی یا در اداره گرد هم آمده‌اند و هرکس نظرش را بیان می‌کند. شخصیت‌های اثر علاقه زیادی به بیان و ابراز نظراتشان دارند و مانند طبقه‌ای از مردم جامعه هستند که بحث و جدل می‌کنند و برای هر موضوعی، نسخه‌ای می‌پیچند. رمان شتاب زیادی ندارد. عجله‌ای هم برای رسیدن به پایان ندارد. در پایان هم کمی تعلیق حس می‌شود که با تکرار چندباره بعضی از جملات، می‌توان حدس زد که نویسنده چگونه پایانی را برای رمانش می‌پسندد.

تحولات درونی بهاره به عنوان یک زن امروزی و نوع آشنایی و عاشق شدنش از موضوعات مهمی هستند که با جر و بحث‌ شخصیت‌های مکمل پیراسته شده اند. زاویه پنهانی در متن داستان وجود ندارد و اگر رمز و رازی وجود داشته باشد، باید آن را در شخصیت‌های قصه جستجو کرد که به نظر تا پایان کار، عقاید همه شخصیت‌ها برای خواننده ملموس می‌شود.

اما موضوعی که کمی مبهم است، ارتباط نام کتاب با متن داستان است. در مقاطع پایانی کتاب، مشخص می‌شود که روزی شخصیت شهرنوش که اهل یوگا و مراقبه است، به بهاره گفته است که به ماه تمام نگاه کن. بهاره هم وقتی برای دیدن ماه، آماده بیرون رفتن از خانه می‌شود با برادرش بحث می‌کند و در نهایت می‌گوید: «ماه بیاید دیدن من. چرا من بروم دیدنش؟» یا وقتی که بهادر می‌گوید: «مرا که می‌بینی، لازم نیست بروی». آیا می‌توان ماه را استعاره‌ از بهاره دانست که در پایان کار پخته‌تر شده است و احیانا بهنام یا دوست عزیز را انتخاب می‌کند؟ به نظر این موضوع به عنوان برداشت آزاد به عهده خواننده گذاشته شده است.

پایان‌بندی داستان هم به نظر باز گذاشته شده است، اما همان‌طور که گفته شد به نظر مشخص است نویسنده چگونه پایانی را می‌پسندد. بنابراین کمی کفه ترازو به سمتی سنگینی می‌کند که خواننده هم امیدوار است و به تبع حدس‌هایی هم می‌زند.

شخصیت دوست عزیز از بهنام دوست داشتنی‌تر است و با وجود ظواهر بی‌تفاوت و خشنش به نظر ظرافت روحی بیشتری نسبت به بهنام دارد و در طول داستان به نظر می‌رسد که عشق در وجودش شکل می‌گیرد.

«ماه کامل می‌شود» نثر روانی دارد و روابط آدم‌های امروزی را به خوبی تصویر می‌کند. فضای هنری، شعر و شاعری و باورهای مردم به مراقبه و یوگا هم به خوبی در متن داستان قرار داده شده‌اند. در واقع می‌توان گفت موارد گفته شده با شخصیت‌های داستان است که معنی می‌یابند و داستان «ماه کامل می‌شود» با شخصیت‌هایش است که کامل می‌شود.

-------------------------------------------------

صادق وفایی

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
5 + 9 =