گزارش مهر؛

پارکینگ پروانه؛ کلکسیونی از خاطرات روزگار سماور و گرامافون

شناسهٔ خبر: 1428199
از شیرمرغ تا جان آدمیزاد را می‌توانی در بساط دست فروشان جمعه بازار پارکینگ پروانه پیدا کنی. از فرش دستباف گرفته تا گرامافون های قدیمی و اجناس لوکس و آنتیک. اینجا خاطره می‌فروشند، خاطرات روزهای گذشته را... .

به گزارش خبرنگار مهر، پاساژ گردان حرفه ای تهرانی جمعه بازار پارکینگ پروانه خیابان جمهوری را خوب می شناسند. از شنبه تا پنجشنبه این پارکینگ مکان پارک خودروست اما جمعه که می شود خاطرات صد سال پیش انسانهایی که دیگر گاهیست به خاک سپرده ایم را نیز می توانی در آنجا بیابی.

عکس های قدیمی دوران قاجار، مدال ها و درجه های نظامی قدیمی، کتابهای خطی و دست دوم، فرش های دست بافت، مانتوهای سنتی و جدید، لباس و پوشاک، ترشی و شیرینی های خانگی، مجسمه های منبت کاری شده و صندلی های چوبی قدیمی با پارچه های مخملی قرمز، دستگیره های در برنجی با طرح فرشته و قفلهای در چوبی و برنجی و مسی تنها بخش کوچکی از اجناس داخل این پارکینگ سه طبقه است.

بازار بازارچه هایی که جمعه برپا می شود همیشه داغ داغ است. روز تعطیل مردمی که از روز اول تا آخر هفته راه خانه تا محل کار را رفته و آمده اند، روز جمعه با خاطری آسوده در بازارها می گردند تا آنچه را که می خواهند پیدا کنند. جمعه بازار پروانه هم از همین دست آدمها زیاد به خود دیده هر چند که در میان آنها هستند افرادی که فقط قصدشان از آمدن به بازار چرخ زدن در میان مردمی است که با شور و هیجان اجناسی را می بینند که یا سالها پیش نمونه ای از آن را در خانه مادر بزرگهایشان دیده اند و یا خودشان آنها را داشته اند اما با گذشت زمان جای آن وسایل عتیقه را اجناس لوکس پر کرده است.

از خانه های متمولان تا پارکینگ پروانه

اجناسی که معمولا در این پارکینگ فروخته می شود توسط سمسارها و عتیقه فروشان و دلالان از صاحب خانه ها و مردمی که می خواهند به هر نحوی از اجناس رنگ و رو رفته و قدیمی خانه شان خلاص شوند، به قیمت های ارزان خریده اما گران می فروشند. به عنوان مثال یک سماور قدیمی ۶۰۰ هزار تومان قیمت دارد. باید بلد باشی چطور بتوانی چانه بزنی. البته بر عکسش هم پیش می آید ممکن است کالایی چند میلیونی را به دلیل کم اطلاعی فروشنده چند هزار تومان بخری.

کمی آن طرف تر مجله های قدیمی رنگ و رو رفته دو هزار تومان فروخته می شود. اگر از همین مجلات در خانه دارید این فروشنده آنها را بیشتر از هزار تومان نمی خرد.

اینجا برخی آنتیک فروش دوره گردند و برخی هم عتیقه فروشهایی هستند که در خیابانهای لاله زار و منوچهری مغازه دارند اما جمعه ها از صبح تا بعد از ظهر به اندازه جای پارک یک ماشین بساط پهن می کنند و جنس هایشان را می فروشند چون در این پارکینگ بیشتر از مغازه هایشان مشتری رفت و آمد می کند.

این فروشندگان حدود یک دهه پیش در بازارچه ای در ناصر خسرو اجناس آنتیک خود را می فروختند که با تصمیم شهرداری بازارچه ناصر خسرو تعطیل و باعث شد کاسبان زیادی اعتراض کنند. بعد از آنجا پارکینگ پروانه مکان جدیدی برای آنها شد. مکانی که پناهی برای فرار از آفتاب و باد و باران بود.

عین الله اتابکی در خیابان ناصر خسرو مغازه عتیقه فروشی دارد و از سه سال پیش تا به حال هر جمعه اجناس انتیک خود را از مغازه برای فروش به پاساژ پروانه می آورد. او می گوید: هر بار ده هزار تومان به شهرداری اجاره می دهیم تا بتوانیم بساطمان را در این پارکینگ پهن کنیم.

بالای سر او کارتی است که یک شماره دارد و نشان دهنده هویت اوست از این کارت ها باید همه فروشنده ها داشته باشند.

در بساط اتابکی قوری های کوچک مسی پیدا می شود که دور تا دورش با نقره نقش صورت انسان کار شده است. او می گوید: کار دست هنرمندان هندی است. از فرزندان یک خانواده دکتر هندی که سالها پیش در ایران زندگی می کردند خریده است. غیر از قوری، ظروف مسی و لعابی و چینی هایی که عکس پادشاهان هندی بر آن نقش بسته نیز جزو بساط اوست.

جستجو برای خاطرات گم شده!

کمتر کسی را می بینی که سن و سالی از او گذشته باشد و با دیدن لاله ها و تنگ های آبی و سبز سری به گذشته نزند و آهی به واسطه گذشت آنی زمان نکشد.

مثل مرد میان سالی که به بازار آمده و دستگاه گرامافون قدیمی را با همه صفحات آهنگش به پسرش نشان می دهد و سعی می کند شیوه کار آن را به یاد بیاورد و برای فرزندش توضیح دهد.

در میان قاب عکسهای قدیمی که هنوز عکس صاحبش درون قاب جا مانده است، عکس مردی میان سال درون قاب منبت کاری شده به چشم می خورد.

خانم فروشنده می گوید: پروفسور نوربخش سال 45 فوت کرده است. خانواده اش همه اسباب و اثاثیه شان را یک جا فروختند و به خارج از کشور رفتند. در میان آنها عکس های قدیمی شان هم بود که به دلیل کیفیت قابش خریدیم. از صبح تا به حال چند نفر آمدند و برایش فاتحه خواندند بعضی ها هم فکر کردند که فامیلم است! به هر حال عکسش به دردم نمی خورد و هفته دیگه یک آینه در قاب می اندازم. فکر کنید اگر آینه درون این قاب جا بگیرد چقدر زیبا می شود.

بازارچه صنایع دستی پررونق تر از بازارچه ویلا

اگر به بازارچه های صنایع دستی خیابان ویلا سر زده باشی انقدر مشتری نمی بینی که در جمعه بازار پروانه مرد و زن و پیر و جوان را خواهی دید که به دنبال صنایع دستی با قیمت ارزان هستند. هر چند که صنایع دستی این بازار هم از دست صنایع دستی چینی در امان نمانده است اما به هر حال محل مناسبی برای خرید و فروش صنایع دستی است چون حداقل بازدیدکنندگانش زیاد هستند. بازدیدکنندگانی از همه قشر که بی توجه به قدرت مالی یکدیگر کنار سفره ای از خاطره می نشینند تا آنچه را که می خواهند پیدا کنند.

به هر حال خیلی ها خاطراتشان را می فروشند اما شاید روزی همان خاطره را در بساط یک فروشنده دوره گرد خریدند!

....................

گزارش از فاطیما کریمی

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
*لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
1 + 1 =