نگاهی بر «سیب و سرباز»/

شعر تن به ترجمه نمی‌دهد

شناسهٔ خبر: 1558989 -
مترجم شعر، خود را در وضعیت و حال و هوای فرهنگی سراینده آن قرار می‌دهد و پس از آن مشغول بازآفرینی شعر می‌شود و نه تنها ترجمه معنای تحت‌الفظی آن. او با این کار به دنبال انتقال جانمایه شعر است.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: به تازگی انتشارات مروارید در «مجموعه شعر جهان» خود کتابی را با عنوان «سیب و سرباز؛ شعرهایی فراسوی وحشت» با بازآفرینی خسرو ناقد منتشر کرده که دربرگیرنده بیش از 50 شعر از شاعران اروپایی است.

در این مجموعه، در کنار گزیده‌ای از شعرهای شاعران نام‌آشنای اروپایی چون فدریکو گارسیا لورکا، جوزپه اونگارتی، اریش فرید، گیوم آپولینر، میرسلاف هولوب، سارا کی‌رش و ماری لوئیزه کاشنیتس - که سروده‌هایی از آنان در این دفتر شعر منتشر شده - برای نخستین بار با برخی از شعرهای شاعران منطقه بالکان که جایگاه خاصی در شعر اروپا دارند، آشنا می‌شویم. 

شاعرانی که از منطقه بالکان برخاسته‌اند، کمتر در ایران شناخته شده‌اند؛ کسانی چون آنتون گوستاو ماتوش، آنتون برانکو شیمیچ، میروسلاف کرلِژا، میلان بِگوویچ، یوره کاشتلان و یا ولادیمیر ناتسور که از نامداران شعر و ادب معاصر این منطقه‌اند، ولی از بختِ بد در ایران گمنام مانده‌اند.
 
آنها از سرزمین‌هایی برخاسته‌اند که تا چند سال پیش از این «جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی» خوانده می‌شد و پس از جنگ‌های داخلی خونین و دهشتناکی به کشورهای صربستان، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، اسلوونی، مقدونیه، مونته‌نگرو و کوزوو تقسیم شدند.
 
از این‌رو، یکی از ویژگی‌های شاعران این گستره جغرافیایی، بازتاب تجربه‌های آنان از جنگ و ستیزهایی است که در یکصد سال گذشته بارها چهره سرزمین‌های سواحل شرقی دریای آدریاتیک را دگرگون ساخته است.
 
 
آنچه در نگاه اول جلب توجه می‌کند، آن است که برگردان شعرهای این دفتر نه «ترجمه»، بلکه «بازآفرینی» عنوان شده است. اما منظور از «بازآفرینی» چیست؟ چه تفاوتی در به دست دادن مضمون و درونمایه این دفتر شعر و دیگر ترجمه‌های شعرهای شاعران جهان که مترجمان مختلف ترجمه و منتشر کرده‌اند وجود دارد؟
 
نخست باید گفت که از خسرو ناقد تاکنون چند ترجمه از شاعران اروپایی منتشر شده است: «مرگ را با تو سخنی نیست»، گزیده‌ای از شعرهای اریش فرید، شاعر آلمانی زبان که اکنون به چاپ دوم رسیده است. مجموعه‌ای از شعرهای گارسیا لورکا با عنوان «در سایه ماه و مرگ» و همچنین دو دفتر شعر که ناقد با همکاری طراح سرشناس، باسم الرسام منتشر کرده به نام «عاشقاه‌های عصر خشونت» و «شعر روزهای دلتنگی».
 
ناقد در پی‌گفتاری که بر این دفتر شعر نوشته، منظورش از بازآفرینی را اینگونه بیان می‌کند: «گردآوری و بازآفرینی شعرهای دفتر پیشِ رو، به تدریج و طی چند سال به انجام رسیده است. اینکه می‌گویم «بازآفرینی»، و نه «ترجمه»، به این دلیل بسیار ساده است که شعر تن به ترجمه نمی‌دهد. آنکه می‌خواهد شعری را از زبانی دیگر به زبان مادری آورد - افزون بر تسلط بر هر دو زبان -  خود را در وضعیت و حال و هوای فرهنگی خارجی قرار می‌دهد تا از این طریق، نخست معنایِ بیگانه با فرهنگِ خودی را دریابد و با استعاره‌ها و گوشه و کنایه‌های زبانیِ متن انس و اُلفت گیرد و راهی به کژتابی‌های زبان شعر بگشاید. پس از آن و به‌هنگام بازآفرینی، می‌کوشد تا همه دریافته‌های خود را در گستره فرهنگ خودی به تصویر کشد و بدین سان، نه معنای تحت‌الفظی، بلکه جانمایه شعر را آنگونه متتقل کند که خواننده با «بیگانه‌ای آشنا» روبرو شود، بی آنکه از این آشنایی احساس بیگانگی کند».
 
او پیشتر در مقاله‌ای از نخستین تجربه خود در ترجمه شعر گفته بود: «ترجمه شعر چون صاعقه است که لحظه‌‌ای به جان آدم می‌افتد؛ مانند برقی که از قعر آسمان، از میان ابرهای تیره و در شبی تاریک، لحظه‌‌ای فضا را روشن می‌کند و چیزی در پیش چشمان تو نمایان می‌شود و دوباره همه چیز در تاریکی فرو می‌رود. اگر آنچه را که در آنی چون صاعقه به ذهن رخنه کرده است، در همان لحظه کوتاه، بتوانی بر صفحه‌‌ای ثبت کنی، در بازآفرینی شعر کامیاب بوده‌ای وگرنه نشستن و کلمه به کلمه و سطر به سطر، جمله‌‌ای ساختن و شاید گاه وزن و قافیه‌‌ای برای شعر دست و پا کردن، کاری است عبث. گُمان دارم که شعر نیز در چنین لحظه‌هایی شاعر را دربرمی‌گیرد. اینکه شاعر یا مترجم شعر، در فرصتی دیگر، طرح اولیه خود را بازخوانی و بازبینی و گاه بازنویسی می‌کند، امری طبیعی است و اگر تغییر و تصحیح جزیی و در حدی نباشد که طرح و ساخت اولیه را یکسره از میان بردار، می‌توان مطمئن بود که هنوز روح شعر، در تن آنچه به زبانی دیگر بازآفرینی شده زنده است».
 
با بازخوانی و نگاهی دقیق‌تر به شعرها، می‌توان بازتاب آنچه را ناقد بازآفرینی می‌نامد، در بسیاری از شعرهای این مجموعه دید. اغلب شعرها رنگ و بوی ترجمه ندارند و خوانش آنها چنان روان و روشن است که گاه این گمان در خواننده پدید می‌آید که شعرها به زبان فارسی سروده شده‌اند.
 
از نوآوریها ناقد یکی آنکه در مواردی دو شعر از شاعری را در هم‌آمیخته و شعری تازه به دست داده است. او در بازآفرینی برخی از شعرهای این دفتر، کوشیده است تا از اسطوره‌های آشنا که خواننده فارسی‌زبان با آنها انس و الفت دارد استفاده کند که در عین حال سرچشمه آنها در فرهنگ‌های غرب و شرق می‌توان پی‌گرفت و همان‌گونه که خود نیز اشاره کرده است «خواننده با «بیگانه‌ای آشنا» روبرو شود، بی آنکه از این آشنایی احساس بیگانگی کند».
 
در پی‌گفتار کتاب «سیب و سرباز»، درباره مضمون کلی شعرها از جمله آمده است: «مضمون شعرهای گردآمده در این دفتر، با جنگ، خشونت، مرگ و تنهایی انسانِ معاصر نسبتی نزدیک دارند. پیداست که متن‌هایی با چنین مضامینی، تیره و تاریک‌اند و تلخ و رنگ و بوی وحشت دارند، اما نمی‌توان به‌حتم گفت که نومیدکننده و یأس‌آوراند و افسردگی و خمودگی خواننده را در پی دارند. با آنکه در بسیاری از شعرهای این دفتر، چهره واقعی و زشت جنگ و خشونت نمایان می‌شود و ویرانی و نابودی دستاوردهای بشری و بی‌خانمانی و آوارگی و گرسنگی و برادرکشی به تصویر کشیده شده است، اما در عمقِ معنایی شعرها، عشق به زندگی و امید به آینده نهفته است. آنجا نیز که رنج تنهایی و دردِ جانکاهِ انزوایِ انسان عصر ما رخ می‌نماید و تاب و توان آدمی رو به پایان می‌گذارد و مرگ، کمین کرده در پس خاربوته‌های یأس و ترس، قصد قبض جان آدمی دارد، بازایستادگی و پایداری انسان در برابر سختی‌ها و دشواری‌های زندگی است که افق تازه‌ای در برابر چشمان او می‌گشاید. رویارو شدن با واقعیت‌های زندگی و وضع وجودیِ انسان، نباید در هر حال به ناامیدی منجر شود، بلکه با گذار از ناامیدی و افسردگی، می‌توان راهی به سوی آزادی گشود».
 
قطعه‌ای از شعر بلند «هیروشیما»:
هیروشیما
آنکه مرگ را بر هیروشیما آوار کرد
به صومعه رفت
و برای آمرزش گناهان خود،
ناقوس‌ها را نواخت.
آنکه مرگ را بر هیروشیما آوار کرد
بر چهارپایه رفت
و از فرط شرم و شناعت
حلق آویز کرد خود را با طناب.
آنکه مرگ را بر هیروشیما آوار کرد
روان‌پریش شد، جنون گرفت
و اکنون ارواحِ برخاسته از غبارِ صدهاهزار کشته
هر شب در کابوس‌های او در رفت و آمدند.
نه، همه وهم و خیال بود.
دیروز دیدم او را ...
 
البته تمام شعرهای این دفتر، آنگونه که در عنوانِ فرعی کتاب آمده است، «شعرهایی فراسوی وحشت» نیستند، بلکه خواننده گاه با شعرهایی روبرو می‌شود که در عین نزدیکی آنها با پدیده مرگ، عاشقانه و پُراحساس‌اند.
 
برای نمونه این شعر از آنتون برانکو شیمیچ:
هشدار
آی انسان!
به‌هوش باش که نَگذری
حقیر و خوار
زیر آسمان خدا.
بُگذار تا در تو رخنه کند
نورِ لطیف ستارها.
نگذار که افسوس و آه
آتش بیفکند به جان تو
آنگاه که با واپسین نگاه
وداع می‌کنی با ستاره‌ها.
در پایان راه
آرام نگیر در اعماقِ زمینِ سرد،
پرواز کن به‌سوی ستاره‌ها!
نزدیک شو به سرخی خورشید!
ابر شو!
و ببار بر زمینِ خشک؛
تا با مرگ تو کامل شود حلقة حیات.
 
ناقد در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته است، با آمیختن اسطوره توراتی و قرآنی هابیل و قابیل و با به دست دادن تأویلی تازه از این اسطوره، بر بنیان‌های عنصر خشونت و جنایت در آغاز آفرینش و نخستین برادرکشی در تاریخ فرزندان ابوالبشر اشاره می‌کند. او قابیل، این برزگر سیه‌چُرده و سرسخت را، که نه به سنت دیرینِ آدم گردن می‌نهد و نه به فرمان خدا، اولین شورشی تاریخ بشر می‌خواند که در برابر اقتدار زمینی و آسمانی قد علم کرده است.
 
کتاب 112 صفحه‌ای «سیب و سرباز» را انتشارات مروارید با قیمت 2900 تومان به تازگی منتشر و روانه بازار کرده است.
x

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
8 + 4 =