خاطرات منشی فرح از ولخرجیهای شاه/ محمدرضا پهلوی: پدرم اعتقادی به خدا نداشت

شناسهٔ خبر: 2227847 -
خبرگزاری مهر ـ گروه دین و اندیشه: مینو صمیمی که سالها منشی سفیر ایران در سوئیس و بعد از آن مدتی منشی فرح همسر شاه بود، در کتاب پشت پرده تخت طاووس، خاطرات مستندی از ولخرجیها و حیف و میلهای شاه و درباریان او ارائه می دهد.

در دوران طاغوت فساد بزرگی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه را فرا گرفته بود. این فساد بزرگ زمینه را برای افزایش نارضایتی های مردم و در نهایت انقلاب مساعد ساخت.برخی از مظاهر این فساد بزرگ به شرح زیر است:

1- فساد حکومت پهلوی: محمدرضاشاه فردی هوس باز بود و هم از نظر اخلاقی و هم از نظر مالی دچار فساد مضاعف بود. او در مصاحبه با "اوریانا فالاچی" روزنامه نگار مشهور غربی تصریح کرد پدرش اعتقادی به خدا نداشت(1) و البته از چنان پدری، چنین پسری عجیب نبود. نزدیکان او در خاطراتی که از او منتشر ساخته اند، دهها نمونه از فسادهای او را مطرح کرده اند که در برخی موارد قلم از شرح آنها شرمسار است. به عنوان نمونه مینو صمیمی که سالها منشی سفیر ایران در سوئیس و بعد از آن مدتی منشی فرح همسر شاه بود، در کتاب پشت پرده تخت طاووس، خاطرات مستندی از ولخرجیها و حیف و میلهای شاه و درباریان او ارائه می دهد.

خلاصه برخی خاطرات او به شرح زیر است:

وقتی شاه برای سفر زمستانی به سوئیس می آمد، ابتدا دو هواپیما بارهای او و اطرافیان را می آوردند. سپس دو طبقه کامل از یک هتل مجلل برای دو ماه اجاره می شد و این در حالی بود که شاه ویلایی بسیار مجلل در یک نقطه خلوت برای خود خریداری کرده بود. آنگاه، شاه و همراهانش با یک هواپیمای دربست وارد می شدند.در طول سفر هم هواپیماهای اختصاصی متعددی، ملزومات سفر آنها را با رفت و آمدهای مکرر تأمین می کردند.

در دوران پهلوی مصرف انواع مواد مخدر، از تریاک تا هروئین و حشیش در ایران رایج گردید. برخی از درباریان به ویژه اشرف، خواهر دو قلوی شاه، نقش مهمی در واردات این مواد به کشور داشت. درصد فراوان قاچاق این مواد، صرف هرزگی ها و قماربازی های اشرف و سایر درباریان در ایران و خارج از ایران می شد.

در ویلای مجلل شاه، اتاق شاه از همسرش به دستور شاه جدا شد تا وی بتواند با صرف پولهای گزاف از بیت المال مسلمین، چهره های مشهور سینمایی غرب و ... را دعوت کند که از آن جمله می توان به بریژت باردو (هنرپیشه مشهور فرانسوی) اشاره کرد. شاه حتی در زمانی که در ایران بود هرگاه دندانش درد می گرفت با صرف هزینه های گزاف، دندانپزشک گرانقیمتی را از سوئیس به ایران می آورد و با اهدای پول کلان و هدایای سنگین و تقبل مخارج سفر و تفریحات گاه دو هفته ای او در ایران، به درمان دردی می پرداخت که با هزینه کمی در ایران قابل درمان بود.

سفیر وقت ایران در سوئیس یک بار برای تهیه پمادی جهت مداوای خارش دست شاه،هواپیمایی را در بست به لندن فرستاد تا ده حلقه از پماد مورد نظر را برای شاه بیاورد، زیرا پمادی با نام مورد دستور شاه در سوئیس وجود نداشت. بلکه مشابه آن با نامی دیگر موجود بود اما سفیر معتقد بود امر شاه باید همان طور که هست اجرا شود.

ولخرجیهای شاه و اطرافیان در سوئیس تا بدان حد بود که بارها مورد اعتراض مطبوعات سوئیسی و اروپایی قرار گرفته بود اما سفیر می کوشید با اهدای هدایای گران قیمت به روزنامه نگاران صدای آنها را خاموش کند اما برخی پول می گرفتند و در عین حال به انتقادات خود شدت می دادند. این اعتراضات منجر به تظاهرات دانشجویی علیه حضور شاه در سوئیس می شد.(2)

تأثیر این فسادها، در ایجاد انگیزه برای اوجگیری انقلاب اسلامی را می توان در شعارها و دیوار نویسی های آن زمان مردم مشاهده کرد:

ـ نظام شاهنشاهی سرچشمه فساد است.

ـ شاه مظهر رذالت، دنائت، لئامت و فساد است.

ـ اسلام دین جنبش و جهاد است، برنامه اش کوبیدن فساد است.

ـ تا شاه در ایران است، فساد هم هست.

ـ مرگ بر رژیم فاسد.

سعدی می گوید: اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی/ برآورند غلامان او درخت از بیخ

وقتی پادشاه مملکتی چنین دزد و عیاش شد، تکلیف درباریان و عوامل حکومتی مشخص است. بسیاری از آنها وسیله ای شده بودند تا اخلاقیات کثیف شاه در جامعه نیز رواج پیدا کند.

اشرف و محمدرضا شاه

2- گسترش شدید فساد اجتماعی: در دوران پهلوی مصرف انواع مواد مخدر،از تریاک تا هروئین و حشیش در ایران رایج گردید.برخی از درباریان به ویژه اشرف ،خواهر دو قلوی شاه، نقش مهمی در واردات این مواد به کشور داشت.درآمد فراوان قاچاق این مواد ،صرف هرزگی ها و قماربازی های اشرف و سایر درباریان در ایران و خارج از ایران می شد. شراب، قمار و مراکز فحشا در کشور رایج می شد.(3) در این بین البته لایه هایی از مردم مذهبی بودند که خون دل می خوردند و منتظر بودند تا رهبری پیدا شود و آنان را در مبارزه با این همه فساد یاری کند. امام خمینی(ره) چنین رهبری بود.

3- اوج گرفتن شکاف طبقاتی: در سالهای نزدیک پیروزی انقلاب اسلامی مهاجرت از روستاها به شهرها اوج گرفت. یکی از دلایل این امر، مدیریت پراشتباه اصلاحات ارضی در روستاها بود که روستائیان را به سمت شهرها سوق می داد. برخی از این روستاییان با تشکیل حلبی آبادها و برخی دیگر با تشکیل مناطق مستضعف نشین در حاشیه شهرهای بزرگ تصویر نا زیبایی از شکاف طبقاتی ایجاد کردند. این امر در حالی بود که حاکمان و برخی از دولت مردان پهلوی با ساخت کاخهای متعدد در شهرهای بزرگ یا خوش آب و هوای کشور بر این تضاد دامن زدند.

4- نفوذ گسترده عوامل بیگانگان در ارکان رژیم پهلوی: حبیب ا... رشیدیان که سالها پیش از سلطنت رضاخان پیک مخصوص او با انگلیسی ها بود،خاطرات مفصلی نقل می کند که نکته مهم آن این است که معرف رضاخان به انگلیسی ها، عین الملک از بزرگان بهاییت بود.(4) این معرفی نشان می دهد که رضاخان فردی بی دین بوده است. با این تحلیل دیگر تعجبی ندارد اگر بفهمیم که او با علمای اسلام به شدت بدرفتاری می کرد، بر ملت مسلمان سخت می گرفت، فرزندانش را به دبستان مخصوص بهاییان می فرستاد، بی حجابی را در کشور اجباری کرد و هر گونه تعزیه و عزاداری را در کشور حتی در تاسوعا و عاشورا ممنوع کرد.

این حقیقت را نمی توان انکار کرد که نفوذ گسترده بهاییت در ارکان رژیم پهلوی و تلاش آشکار آنان برای نابودی دین اسلام از جمله دلایل ظهور انقلاب اسلامی بود. بهاییان در کنار عناصر فراماسون و صهیونیست ،در دوران پهلوی نقش مهمی در ارکان حکومت داشتند. در این دوران با توجه به نفوذ آمریکا و اسرائیل، تلاش گسترده ای برای رسمیت بخشیدن به بهاییت می شد؛ زیرا آنها در تثبیت رژیم سلطنتی و حکومت شاه سهم چشمگیری داشتند به گونه ای که برخی از نزدیکان شاه و خاندان پهلوی و کارگزاران و متولیان مقام های کلیدی و حساس کشور بهایی بودند.(5)

تأیید انقلاب سفید شاه،همکاری با ساواک،جلب حمایت دولت های بزرگ از شاه و سلطنت او به وسیله اسرائیل و عضویت در حزب رستاخیز ،بخشی از مواضع سیاسی فرقه مزبور بوده است. یکی از مبلغان بهاییت درباره تأثیر متقابل بهاییت بر شاه و خاندان پهلوی گفته است: «شاه به تمام دستورهای بهایی آشنایی دارد و حتی ایشان با اشرف پهلوی در دوران کودکی در مدرسه بهاییان ... درس خوانده اند.»(6)

محمدرضا پهلوی چنان از بهاییت حمایت می کرد که یکی از افراد نظامی به نام سرهنگ اقدسیه در جلسه بهاییان شیراز ،ضمن بهایی خواندن شاه،درباره نحوه ی برخورد خود با افراد مسلمان اظهار داشت: «... من زمانی که در ارتش بودم،سربازان و درجه داران و افسران بهایی را احترام می گذاشتم.ولی اگر یک فرد مسلمان از دیگری شکایت می کرد،دستور شلاق زدنش را می دادم...ما اطلاع داریم که شاهنشاه آریامهر بهایی می باشند.»(7)

5- جدا شدن حکومت از مردم: حجم عظیم پول های نفت در سالهای 52 و 53 که با خیانت به جامعه اسلامی حاصل شده بود، سبب شد حکومت شاه در اوهام مغرورانه خود غرق شود و پیوند خود را با همه طبقات اجتماعی قطع کند.حکومت ها حتی اگر غیر مردمی باشند،دست کم یک طبقه را برای روز مبادا نگه می دارند؛اما شاه جز شمار محدودی از سرمایه داران و مقامات سیاسی و نظامی حتی یک طبقه را برای خود نگه نداشته بود و این همه،زمینه های اجتماعی برای انقلاب را مساعد کرده بود.*

 پی نوشت:

1ـ مسعود بهنود، «ایرانیان و اوریانا فالاچی، از قهرمانی تا ضد قهرمانی» سایت بی بی سی،25/6/1385

2ـ مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران: انتشارات اطلاعات،1386،ص 30-100

 www.kayhannews.ir/831113/6.htm -3    

4ـ تاریخ معاصر ایران (مجموعه مقالات): کتاب سوم،تهران:موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی،1370،ص 107

www.kayhannew.ir/840224/8.htm-5

6ـ جواد منصوری،تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد،ج1،مرکز اسناد انقلاب اسلامی،تهران،1377،ص 330

7ـ همان مدرک به نقل از: کیهان

*منبع: تبیان

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
7 + 10 =