کتاب‌فروش‌های انقلاب از اوضاع بد کتاب می‌گویند؛

فلافل یا کتاب‌فروشی؟ کدام سود بیشتری دارد؟

شناسهٔ خبر: 3975492 -
در روزهایی که همگی برای دیدار با کتاب های جدید به سمت شهر آفتاب روانه می شوند. سری به کتابفروش های انقلاب زدیم تا ببینیم آنها درباره اشتیاق کتابخوان ها در بقیه ایام سال چه می گویند؟

مجله مهریک سوال همیشگی هست که هر سال با برگزاری نمایشگاه کتاب برای همگی ما در حوزه فرهنگ تبدیل به یک دغدغه فراگیر می شود. دیدن شلوغی های بیش اندازه و رفت و آمد مردم در طول برگزاری نمایشگاه گاه انقدر پر شور اتفاق می افتد که همگی را متوجه یک سوال مهم می کند آن هم اینکه این سیل از جمعیت مشتاق کتابخوان و اهل مطالعه در بقیه ایام سال کجا هستند و چه می کنند؟ چرا با وجود این همه ذوق و شوق برای برگزاری نمایشگاه کتاب سرانه مطالعه هر ایرانی در روز چیزی نزدیک به دو دقیقه است؟و یا اصلا اینکه چرا این همه شوق و ذوق نباید در طول سال و در کتابفروشی های سطح شهر اتفاق بیفتد؟ و ما مجبور نباشیم در چند روز گذشته این خبر را دست به دست کنیم که در طی چند سال گذشته حدود هفت کتابفروشی در خیابان کریم خان تهران به خاطر اوضاع بد اقتصادی و مالی مجبور شده اند تغییر کاربری بدهند و از فروختن کتاب به فروش آجیل و فست فود رو بیاورند؟ در روزهایی که شاید به خاطر نمایشگاه کتاب از هیاهوی خیابان انقلاب کاسته شده باشد سری به کتابفروشی های قدیمی این خیابان زدیم تا ببینیم حال و احوال  کسب و کارشان در باقی روزهای سال چه طور سپری می شود؟

فقط هفت کتابفروشی باقی مانده

شاید بیشتر جماعتی که به معنای واقعی کلمه کتاب خوان باشند علاوه بر راسته خیابان انقلاب که بیشتر پاتوق جوانان دانشجو برای پیدا کردن جزوات و کتاب های دانشگاهی است، لذت گشت و گذارهای فرهنگی شان را در کتابفروشی های خیابان کریم خان تجربه کرده باشند. خیابانی که اگر گذرتان به آن خورده باشد یکی در میان و بین همه مغازه های آن حتما  کتابفروشی های مختلفی مثل چشمه، ثالث، آبی و غیره را دیده اید؛ مغازه هایی که هر کدامشان جان می دهد برای غرق شدن لابه لای کتابهای مختلف؛ اما در این بین طی چند روز گذشته خبری منتشر شد که شنیدن آن احتمالا برای خیلی ها خوشایند نبود. خبری مبنی بر اینکه طی چند سال گذشته کتابفروشی های زیادی در خیابان کریم خان جای خود را به کبابی، فست فود و آجیل فروشی داده اند. در حال حاضر تنها هفت کتابفروشی در این خیابان باقی مانده است که به حیات خود ادامه می دهد. در عین حال تعدادی دیگر از آنها هم قرار است طی ماه های آینده ساختمان هایی برای فروش بگذارند و محفل کتابفروشی هایشان را برای همیشه تعطیل کنند.

ماهانه ۱۸ میلیون باید اجاره بدهیم

اگر از تمامی ما بخواهند که در تعریف خیابان انقلاب فقط و فقط از یک کلمه استفاده کنیم آن کلمه حتما پیرامون کتاب و کتابفروشی های این راسته می چرخد؛ جایی که عنصر کاغذ، جزوه و کتاب پررنگ ترین عنصر در و دیوارهای آن است. قبل از اینکه سری به اهالی این خیابان بزنیم خیال می کردیم که حتما این یکی دو هفته اردیبهشت ماه خلوت ترین روزهای کتابفروشی های انقلاب است و مشتری های کمتری در این یکی دو هفته هوس می کنند یا ترجیح می دهند برای خریدن کتاب هایشان سری به مغازه های انقلاب بزنند؛ اما کافی بود کمی پای درد دل ها و صحبت های این صنف بنشینیم تا آنها برایمان بگویند که حال بد کتابخوانی های مردم نه فقط مختص این ده روز اردیبهشت ماه که در تمامی روزهای سال جاری است. پرستو صندوق دار یکی از کتابفروشی های خیابان انقلاب است. آن هم در مغازه ای که به قول خودش بر خود خیابان است و از لحاظ موقعیت های جغرافیایی جزو همان دسته از افرادی که مثل تعداد زیادی از هم قطارانش اصلا از بازار خرید و فروش کتاب راضی نیست.« نه فقط این روزها که چند سالی است اوضاع کتاب بدتر می شود که بهتر نمی شود مغازه ما جزو کتابفروشی هایی است که از لحاظ موقعیت شرایط مناسبی دارد و از طرفی دیگر ما اینجا هم کتابهای عمومی می فروشیم و هم کتابهای دانشگاهی ولی باز با این حال خرج و دخلمان چنگی به دل نمی زند. به عنوان مثال ما اگر اینجا روزانه خیلی کسب و کار خوبی را پشت سر بگذرانیم که تازه بیشتر آن هم از قبل فروش کتاب های دانشگاهی است، چیزی حدود دو میلیون تومان فروش داریم ولی از طرف دیگر ماهانه نزدیک به ۱۸میلیون باید برای اجاره مغازه بپردازیم تازه به غیر از این ها هزینه های دیگر مثل دستمزد کارکنان و... را هم حساب کنید.»

بیشتر فروشمان از کتابهای دانشجویی است

در کنار همه کتابفروشی هایی که از اوضاع بد کتاب احساس رضایت نداشتد می شد مغازه هایی را پیدا کرد که شاید به نسبت بقیه راضی تر به نظر می رسیدند. این دسته افراد تمام فروششان را به کتاب های دانشگاهی و کمک درسی اختصاص داده بودند. سینا یکی از فروشنده های همین کتابفروشی های دانشگاهی است که درباره اوضاع کتاب و کتابخوانی این طور می گوید:« ما شاید در مقایسه با مغازه هایی که کتاب های عمومی یا تخصصی  می فروشند از شرایط بهتری برخوردار باشیم؛ چون کتاب های دانشجویی لازمه کار مشتریان ماست و آنها مجبورند که هر طور شده آن را خریداری کنند مثلا تا جایی که من خبر دارم در این کتابفروشی ای که ما در آن کار می کنیم روزهای پرفروشمان چیزی بین پنج تا شش میلیون است.»

به جای کتاب فلافل بفروشم به صرفه تر است

سعید یکی دیگر از کتابفروش های راسته خیابان انقلاب است کسی که در مغازه اش فقط و فقط کتاب های حوزه ادبیات را می فروشد وقتی صحبت از خرید مردم، بازار کتاب و کتابخوانی می شود سر حرف هایش باز می شود تا جایی که می گوید در این کسادی بازار نه فقط یک عامل که عوامل مختلفی سهم دارند.« اوضاع کتاب در کشور ما هیچ وقت در شرایط ایده آل قرار نداشته؛ ولی می توان به راحتی گفت که در هفت هشت سال گذشته اوضاع بدتر شده. می شود گفت نه ما خیلی مقصریم، نه ناشران و نه مردم چون همه بخش اعظم این ماجرا بر می گردد به گرانی کاغذ و چرخه بد اقتصادی! من خودم همیشه فکر می کنم که اگر در این مغازه به جای کتاب فلافل بفروشم حتما وضع مالی ام از چیزی که در حال حاضر هست بهتر می شود؛ ولی چه کنم که سالهاست در این صنف کار می کنم، دست و دلم نمی رود و قدرت ریسک این را ندارم که کارم را تغییر دهم کما اینکه خبر دارم در همین خیابان انقلاب خیلی از مالکان کتابفروشی های قدیمی کارشان رو به تعطیلی است و مغازه هایشان را برای فروش گذاشته اند.»

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
9 + 3 =