گفت و گو با برنده جایزه گوهرشاد؛

زمان جنگ به عراقی‌ها هم پناه دادیم!

شناسهٔ خبر: 4057878 -
«فرنگیس عنبری یزدی» بانوی مشهدی است که امسال به خاطر فعالیتش در خیریه عصمتیه جایزه جهانی گوهرشاد را از آن خود کرده است. خیریه‌ای که با دست خالی و از یک زیرزمین شروع به کار کرده است.

مجله مهر: «همه چیز از یک زیرزمین شروع شد.» یک دختر ۲۶ ساله با کمترین امکانات سال‌ها پیش استارت یک خیریه را می‌زند و شاید آن وقت‌ها فکر نمی‌کرده همین خیریه کوچک و جمع و جور در عمر تقریبا ۴۰ ساله خود گره‌های بزرگی را باز کند. از کمک به آوارگان جنگی گرفته تا پیوند اعضا و حتی کارآفرینی برای زنان بی‌سرپرست. خانم «فرنگیس عنبری یزدی» بانوی مشهدی است که از دوران جوانی خیریه‌ای کوچک راه می‌اندازد که تمام کارکنان آن زنان هستند و از ان موقع تا به حال بدون وقفه کار می کند؛ بدون اینکه حتی کارکنان یا مدیر این خیریه از آن کوچکترین درآمدی داشته باشند و شاید به خاطر همین است که خانم عنبری امسال جایزه جهانی گوهرشاد در امور خیریه وامور فرهنگی را از آن خود کرده است.

۲۵ سال در یک زیرزمین کار کردیم

فرنگیس عنبری یزدی متولد ۱۳۲۸ در مشهد است و مادر سه فرزند است. داستان تولد خیریه‌اش به جوانی و قبل انقلاب برمی‌گردد: «همیشه دوست داشتم یک فعالیت اجتماعی جدی را کلید بزنم چون از اینکه فقط خانه‌داری کنم راضی نبودم و از طرفی هم به مددکاری علاقه داشتم تا اینکه با مکتب عصمتیه آشنا شدم و در سال ۱۳۵۵ کار خیریه عصمتیه را از یک زیرزمین شروع کردیم. مکتب عصمتیه را خانم صفری در سال ۴۰ تاسیس کردند که به اصطلاح اولین مکتب حوزوی برای بانوان مشهدی بود. من به صورت اتفاقی با ایشان آشنا شدم و ایشان از من خواستند که با این مکتب همراهی کنم؛ اما من یک پیشنهاد دیگری دادم و درخواست کردم که زیرزمین مکتب را در اختیارم قرار دهند تا خیریه را آنجا راه بیندازم. حول و حوش ۲۵ سال در همان زیرزمین کار کردم. بعد از فوت مادرم خواهران و برادرانم خانه پدری را به خیریه اهدا کردند که بالاخره بعد از ۲۵ سال از زیر زمین به روی آن بیاییم!»

به مهاجرین عراقی هم پناه دادیم!

به فاصله چند سال بعد از تاسیس این خیریه کوچک و زنانه، انقلاب و بعد از آن جنگ شروع می‌شود و مشهد میزبان مهاجران و آواراگان جنگی می‌شود. «یکی از زمان‌هایی که خیلی سر ما شلوغ بود، زمان دفاع مقدس بود. مجروحان و جانبازان زیادی را به بیمارستان های مشهد می آورند و این بیمارستان ها مرتب به ملحفه و لباس بیمارستانی نیاز داشتند. در همان محله خودمان چند دست چرخ خیاطی تهیه کردیم و بچه‌ها گروه گروه فی سبیل الله شروع به لباس و ملحفه می‌کردند. بسته بندی می‌کردند و به بیمارستان ها می فرستادند. صبح‌ها کارمان این بود و بعد از ظهرها هم کار ما رسیدگی به آوارگان جنگی بود که در مشهد اسکان داده می شدند و نیاز به سازماندهی داشتند. این ها کسانی بودند که با پای برهنه و لباسهای پاره شهر و خانه خود را رها کرده بودند. بعد از ظهرها این خانواده‌ها را شناسایی و نیازهایشان را یادداشت می‌کردیم. روز بعد اقلام را تهیه می‌کردیم و به دستشان می‌رساندیم. علاوه بر این، معاودین عراقی هم از کسانی بودند که به ما مراجعه می کردند یا مردم آنها را به ما معرفی می‌کردند. کسانی که برای فرار از جنگیدن به ایران مهاجرت کرده بودند یا زنان و بچه هایی که مردشان در جنگ می‌جنگید. ما حتی به این ها هم پناه می‌دادیم.»

وقتی خیریه‌ها هم به مهاجران افغان کمک نمی‌کنند

خیریه عصمتیه از روز اول به کمک مهاجران افغان آمده است. مهاجرینی که نه تنها از بیمه و یارانه و بسیاری امکانات دیگر محروم هستند که حتی در بیشتر خیریه‌ها به روی آنها بسته است. «مهاجران افغان زیادی دارد که متاسفانه وضع خوبی ندارند. از هیچ امکاناتی مثل بیمه و یارانه که بومیان اینجا دارند؛ برخوردار نیستند و اکثرا خیریه‌ها هم آن‌ها را از خود می‌رانند. ما همیشه در خیریه مان رو به این افراد باز است. ماه رمضان هم اکثرا برای آنها سبد کالا در نظر می گیریم چون اکثرا شیعه هستند و روزه می گیرند.»

خیریه عصمتیه و کمک به بیماران کلیوی

افراد زیادی بوده‌اند که به خاطر فقر حتی به کلیه‌های خودشان را هم به حراج گذاشته‌اند و خیریه عصمتیه بدهی‌شان را داده تا با اعضای بدن خود را معامله نکنند؛ اما گاهی که این معامله جوش می‌خورد و دو طرف آن به مشکل می‌خورد، خیریه عصمتیه پادرمیانی می‌کند. «کسانی هستند که به خاطر بدهی کلیه خودشان را به فروش می گذارند. ما اگر زود متوجه بشویم مانع این کار می شویم و بدهی هایش را می‌دهیم که به خاطر فقر دست به چنین کاری نزنند. اما مواقعی هستند که دهنده و گیرنده کلیه همدیگر را بیرون پیدا می‌کنند و با هم قرارشان را می‌گذارند و آزمایششان را انجام می‌دهند و به مرحله ای می‌رسد که به بیمارستان می‌روند تا کار را تمام کنند. اینجا به لحاظ مالی که به مشکل می‌خورند به ما مراجعه می‌کنند تا کسری مبلغ را متقبل شویم.»

وقتی با دست خالی قول دادم

خانم عنبری می گوید لحظات زیادی  بوده که نیازمندی به او مراجعه کرده و با حساب خالی مواجه شده و با دست خالی قول داده است؛ اما هیچ وقت بدقول نشده است! «سال ۶۴ ما مددجویی داشتیم که یک دختر یتیم بود و مادرش در خانه های مردم کار می‌کرد و ما هم به آنها کمک می‌کردیم. این دختر بزرگ شد و ازدواج کرد اما در دوران عقد جفت کلیه هایش را از دست داد. این دختر دیالیز می شد و در نوبت پیوند کلیه قرار گرفت. مدت ها در گیر و دار پیوند بود که بالاخره یک فردی پیدا شد که حاضر شد کلیه اش را در ازای پول به زهرا بدهد. یک مقدار پول انجمن حمایت از بیماران کلیوی کمک کرد و مقداری هم ما کمک کردیم. درست روزی که قرار بود این پیونمد انجام بگیرد این پسر پشیمان شد و گفت من با این پول نه کلیه دارم نه زندگی‌ام رو به راه می شود. دو میلیون دیگر می خواهم. مادر زهرا گریه کنان پیش من آمد. من گفتم به این پسر بگو بیاید تا من با او صحبت کنم. اول به خاطر همین جوان ناراحت شدم که به دلیل مشکلات مالی مجبور به این کار شده است. بعد به او گفتم پسرم تو به این خانواده قول دادی و در نهایت راضی اش کردم تا بالافاصله بعد از عمل دو میلیون تومان را به دستش برسانم. این پول هم در زمان خودش پول کمی نبود. به من اعتماد کرد؛ اما آن موقع ۲۰۰ هزار تومان در حساب داشتم و باید تا فردا صبح این پول را تهیه می کردم. مقداری از پول را همسرم کمک کرد و یک ساعته ۵۰۰ هزار تومان جور شد و در فکر فراهم کردن بقیه اش بودم که یکی از دوستان قدیمی‌ام به من زنگ زد و گفت پسرش از آمریکا با او تماس گرفته و گفته خانم عنبری هنوز در خیریه کار می‌کند می‌خواهم مقداری پول به خیریه بدهم که من هم ماجرای این پسر را تعریف کردم. وقتی این خبر به گوش این آقا در آمریکا رسید، کل آن دو میلیون تومان را تقبل کرد. من اینجا خیلی گریه کردم؛  چون با دست خالی قول داده بودم و خدا نگذاشت آبروی من برود. نیتش با من بود اما خود خدا کمک کرد. از این سال فهمیدم که من هیچ کاره ام و دست کس دیگری در کار است.»

دوست نداریم همیشه صدقه بدهیم!

خیریه عصمتیه دوست ندارد به مددجوهایش صدقه بدهد؛ برای همین است که کارگاههای مختلفی در این خیریه برای خانم های بی‌سرپرست  برگزار می‌شود تا بتوانند خودشان نان آور خانه باشند و علاوه بر آن صندوق قرض الحسنه این خیریه در مواقع ضروری به کمکشان می آید. «ما تلاش کردیم علاوه بر اینکه نقدی به این خانواده ها کمک می کنیم تا حدی خانم ها را توانمد کنیم. مثلا برای تعدادی از آنها سبزی خردکن خریدیم که در خانه بتوانند کار کنند. بیاورید اینجا ما برایتان مشتری پیدا می کنیم. یا پیاز داغ درست میکنند. اکثرا کارهایی را به آنها می سپریم که در خانه بتوانند انجام دهند. چون اکثر بچه های این خانم ها تک سرپرست هستند. در کنار آن کارگاه‌های مختلف مثل کارگاه خیاطی هم داریم. یک کاری هم که من خودم همیشه از بابت انجام دادن آن خوشحال هستم این است که صندوق قرض الحسنه در خیریه برای مددجوها راه انداخته‌ایم که کرامتشان حفظ شود و مدام وام بلاعوض یا به عبارتی صدقه نگیرند و بیشتر سعی ما این است که مشکلشان را با وام و قرض حل کنیم. بسته به توانایی افراد وام می‌دهیم که البته بازپرداخت آن گاهی سالها طول می‌کشد.»

x

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
1 + 8 =