گفتگوی مهر با مجید ملانوروزی-۲

اعتبار موزه هنرهای معاصر تهران برگشته است/ ثبت موزه‌ای همه آثار

شناسهٔ خبر: 4095153 -
مدیر کل هنرهای تجسمی تاکید کرد همه آثاری که برای موزه هنرهای معاصر تهران در همه دوران ها خریداری شده، متعلق به موزه هستند و ثبت موزه ای شده اند.

خبرگزاری مهر-گروه هنر: دفتر امور هنرهای تجسمی کلان ترین متولی امور هنرهای تجسمی در کشور است که وظیفه سیاستگذاری و هدایت راهبردی این حوزه را در کل کشور به عهده دارد که البته همواره کمبود بودجه یکی از مشکلات اساسی این اداره برای پیشبرد برنامه هایش بوده است. با مجید ملانوروزی که در حال حاضر قریب به چهار سال است در سمت مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور دارد درباره وضعیت فضای تجسمی کشور، فعالیت های چهار سال قبل این دفتر و فعالیت های پیش‌رو به گفتگو نشستیم.

در بخش نخست گفتگو با مجید ملانوروزی درباره موضوعاتی چون حضور در بی ینال ونیز، اقتصاد هنرهای تجسمی و رشد مجوز گالری ها در سال های اخیر گفتگو کردیم. در بخش دوم و پایانی این گفتگو که معطوف به بررسی وضعیت هنرهای تجسمی و مباحث قابل طرح در این حوزه و همچنین مرور کارنامه چهار ساله این مدیر است، بیشتر درباره نمایشگاه های موزه هنرهای معاصر تهران، سفر گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران به رم و برلین که از سوی ملانوروزی دنبال می شد اما به سرانجام نرسید، سخنان علی معلم رییس فرهنگستان هنر درباره اسناد آثار تجسمی و غیر قابل اعتماد بودن آنها و.... صحبت شد. 

با ما در بخش دوم این گفتگو همراه باشید.

* شما در این سال ها تلاش داشتید تا نمایشگاه هایی از هنرمندان خارجی در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار کنید. برگزاری نمایشگاه چهره های معتبر هنر ایران و جهان چه تأثیری بر روند فعالیت موزه هنرهای معاصر تهران و هنر ایران دارد؟

- ما میراث‌دار موزه‌ ای هستیم که سال ها نمایشگاه خوبی در آن برگزار نمی شد و به دلیل شرایط خاص سیاسی، در سطح جهان هم مطرح نبود. از سوی دیگر بسیاری از هنرمندان به هر دلیلی اثرشان را به موزه نمی دادند و موزه هنرهای معاصر تهران از داشتن آثار هنرمندان درجه یک کشور نیز محروم بود. در چنان شرایطی ما سعی کردیم سطح کیفی و نوع سیاست های موزه هنرهای معاصر را به جایی برسانیم که این موزه محل وثوق هنرمندان درجه یک باشد و در سطح جهانی هم مورد توجه قرار بگیرد که تا حد بسیار زیادی در این زمینه موفق بودیم به طوریکه شاهد بودید بسیاری از نمایشگاه های ما از جمله نمایشگاه آقای «ویم دلووی»، «نمایشگاه ایران و عرب» و نمایشگاه آثار فریده لاشایی بازتاب جهانی و خارجی داشتند.

موزه هنرهای معاصر تهران یک زمان از اعتبار خوبی برخوردار بود اما در سال هایی این اعتبار از آن گرفته شده بود و حالا دوباره این موزه یک موزه معتبر است و جزو پرخبرترین موزه های دنیا محسوب می شودهمه این ها باعث شد موزه هنرهای معاصر تهران مورد توجه قرار بگیرد و مهمترین هنرمندان کشور تمایل پیدا کنند آثارشان را در این موزه به نمایش بگذارند. موزه هنرهای معاصر تهران یک زمان از اعتبار خوبی برخوردار بود اما در سال هایی این اعتبار از آن گرفته شده بود و حالا دوباره این موزه یک موزه معتبر است و جزو پر سر و صداترین و پر خبرترین موزه های دنیا محسوب می شود.

این حرف من کاملا قابل استناد است و می توانید آن را بررسی کنید. در روزهای اولی که وارد مرکز هنرهای تجسمی شدم، یکی از مدیران رادیو گفت که سال هاست از موزه هنرهای معاصر تهران خبری اعلام نشده ولی حالا خیلی از آن صحبت می شود. این برای ما بسیار با ارزش است و همچنان هم می خواهیم در همین مسیر حرکت کنیم تا موزه هنرهای معاصر معتبرتر از قبل شود.

* برگزاری نمایشگاه های هنرمندان معتبر ایرانی و جهانی کمک بسیاری به جلب توجه مردم ایران و رسانه های جهان به موزه هنرهای معاصر تهران کرد، اما فکر می کنم مهمترین بحثی که توجه رسانه ها را به موزه هنرهای معاصر جلب کرد، بحث برگزاری نمایشگاه گنجینه موزه هنرهای معاصر در برلین و رم بود که در نهایت هم این اتفاق رخ نداد. هنوز هم فکر می کنید اگر این نمایشگاه برگزار می شد دستاوردهای مثبتی عاید عرصه تجسمی ایران می شد؟

- من از طرح برگزاری نمایشگاه گنجینه موزه هنرهای معاصر در برلین و رم دفاع می کنم و فکر می کنم این اتفاق می توانست فرصت خوبی برای هنر ما باشد و آثار هنرمندان ایرانی را در سطح دنیا مطرح کند ولی به هر صورت این اتفاق نیفتاد.

این طرح با تایید آقای علی جنتی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد دنبال می شد اما تغییر وزیر ارشاد در بزنگاه ارسال گنجینه، باعث لغو این اتفاق شد. با این حال همین که بسیاری از موزه ها و رسانه های جهان متوجه شدند و قبول کردند که آثار هنرمندان ایرانی در کنار مهمترین آثار خارجی قرار بگیرد، اتفاقی خوبی بود.

من از طرح برگزاری نمایشگاه گنجینه موزه هنرهای معاصر در برلین و رم دفاع می کنم و فکر می کنم این اتفاق می توانست فرصت خوبی برای هنر ما باشدمعتقدم که یک روزی بالاخره آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران برای برگزاری نمایشگاه به رم و برلین فرستاده می شود. پرونده این اتفاق باز می ماند تا یک روزی به نتیجه برسد.

به نظرم فرستادن گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران به رم و برلین می توانست به مهمترین اتفاق حوزه تجسمی پس از انقلاب مبدل شود که متأسفانه شناخت نداشتن مسئولان، اتفاقات سیاسی و شیطنت رسانه های صهیونیستی باعث شد که فضای این اتفاق مخدوش شود و در این برهه از زمان، گنجینه موزه به خارج از کشور فرستاده نشود ولی به نظرم یک روزی این اتفاق می افتد و نفعش را هم کل جامعه تجسمی ایران می برد.

چندی پیش علی معلم دامغانی رییس فرهنگستان هنر در گفتگو با رسانه ها اعلام کرد که آثار موزه بانک پاسارگاد که چندین سال در موسسه صبا به نمایش گذاشته شده بود، مال الله است و البته در گفتگو با خبرگزاری مهر بحثی را به عنوان نبود سند رسمی برای آثار تجسمی و اصل و جعلی بودن آثار و دزدی از موزه های کشور و... مطرح کردند. حتی بحث مجوز دادن به برگزاری حراج های تجسمی مطرح شد که به اعتقاد ایشان این حراج ها بازار های دروغین هستند. درباره مواضع آقای معلم دامغانی و بحث هایی که مطرح کردند چه نظری دارید؟

- به نظرم هنرهای تجسمی در ایران تازه در ۱۰ الی ۱۵ سال اخیر است که در یک فضای حرفه ای تنفس می کند و به آثار هنری به عنوان آثار اقتصادی توجه می شود، در حالیکه این موضوع در سطح جهان ۶۰۰ سال قدمت دارد و اروپایی ها از همان ۶۰۰ سال پیش مساله بیمه و سند آثار تجسمی را جدی می گرفتند. موزه های سراسر جهان ۳۰۰-۴۰۰ سال قدمت دارند و در این مدت همیشه یک نگاه حرفه ای به سندیت و اقتصاد هنر داشته اند و حراج های بزرگ هم سال هاست که در سراسر دنیا فعالیت دارند. این در حالی است که در کشور ما قدمت آن چنانی در حوزه موزه داری و برگزاری حراج وجود ندارد. برگزاری حراج در ایران ۷ سال قدمت دارد پس طبیعتاً جامعه تجسمی ایران چندان با قوانین و قواعد موزه داری و برگزاری حراج آشنا نیست.

حقوق هنر در دانشگاه های دنیا یک رشته آموزشی است اما در دانشگاه های ما چنین رشته ای وجود ندارد و ما فقط یک سری حقوقدان های هنری داریم که درباره عرصه تجسمی صحبت می کنندحقوق هنر در دانشگاه های دنیا یک رشته آموزشی است اما در دانشگاه های ما چنین رشته ای وجود ندارد و ما فقط یک سری حقوقدان های هنری داریم که درباره عرصه تجسمی صحبت می کنند. من آقای معلم دامغانی را به عنوان استاد ادبیات و یک آدم باسواد دوست دارم اما صحبت هایشان در زمینه سندیت آثار تجسمی بسیار واهی است و ما انتظار داشتیم که در این مورد یک مشورت با ما بکنند و بعد چنین صحبت هایی را رسانه ای کنند. بانک پاسارگاد محل نگهداری آثار هنری اش را از موسسه صبا اجاره کرده و در واقع آنجا را به موزه خودش تبدیل کرده است و شرایط نگهداری این آثار ربطی به آقای معلم که رییس فرهنگستان هنر هستند، ندارد. صحبت های ایشان یکی از موضوعات تلخی بود که در حوزه هنری مطرح شد.

* آقای معلم معتقدند که آقای تفرشی و بانک پاسارگاد اساساً برای تابلویی مثل تابلوی سهراب سپهری نمی تواند سندی ارایه کند چون این یک اثر ملی است و چنین آثاری باید دست موزه ها باشد. ایشان معتقدند که اگر هم برای همچین تابلوهایی سند ارایه شود آن سند قانونی نیست، مگر اینکه مجلس، قوه قضاییه یا دولت آن را تایید کنند. شما به عنوان مدیر مهمترین متولی بخش تجسمی کشور چه نظری دارید؟

- این صحبت ها به نداشتن آگاهی کامل ایشان از حوزه تجسمی بر می گردد. شناخته شدن یک اثر هنری به عنوان اثر ملی، کاری است که سازمان میراث فرهنگی باید انجام بدهد نه فرهنگستان هنر. آثار ملی چارچوب خاص خودش را دارد و دولت حق ندارد اگر اثری در مالکیت یک فردی بود و آن را ملی اعلام کرد، آن اثر را تصاحب کند. این ذهنیت که شما بگویید تابلوی سهراب سپهری اثر ملی است، ذهنیت نادرستی است. حتی اگر امروز شما یک تابلوی کمال الملک را در خانه تان داشته باشید، این طور نیست که بتوانند آن را از شما بگیرند.

اگر امروز شما یک تابلوی کمال الملک را در خانه تان داشته باشید، این طور نیست که بتوانند آن را از شما بگیرندببینید بانک ها در همه جای دنیا یکی از مهمترین گنجینه های هنر را دارا هستند و آثار هنری را به عنوان وثیقه قبول می کنند. من آقای تفرشی و مسئولان بانک پاسارگاد را نمی شناسم و درباره موزه بانک پاسارگاد صحبت نمی کنم اما به نظرم همین که یک بانکی بیاید و یک موزه هنری راه اندازی کند، جای تشکر دارد. این اتفاق برای حوزه تجسمی یک سعادت است و باید از چنین پروژه هایی حمایت شود.

این که آقای معلم گفته اند سند آثار تجسمی قانونی نیست هم یک حرف نادرست است. امروز هر کسی که یک اثر هنری را خریداری می کند، می تواند سند آن را هم دریافت کند. سندیت آثار هنری در همه جای دنیا چارچوب خاص خودش را دارد و ما نمی توانیم قواعدی که پلیس اینترپل و قراردادهای بین المللی برای ما تعیین کرده اند زیر پا بگذاریم و بگوییم این آثار برای تأیید سندیت باید به مجلس بروند! مگر سند یک خانه را مجلس شورای اسلامی تأیید می کند؟ این کارها یک دفترخانه جداگانه مخصوص خودش را دارد و امروز هر محلی که آثار هنری را می فروشد، می تواند به خریدار سند آن آثار را هم بدهد.

* وظیفه شما در وزارت ارشاد برای صیانت از اصیل بودن آثار هنری و همچنین حقوق مجموعه داران چگونه تعریف شده است؟

- بحث تقلبی بودن آثار در همه جای دنیا وجود دارد و این کارشناسان حوزه تجسمی هستند که مشخص می کنند یک اثر اصالت دارد یا نه. الان دستگاه های ایکس ری و مادون قرمز تمام لایه های یک تابلو را بررسی کرده و قدمت رنگ و اصالت اثر را مشخص می کند. این دستگاه ها دیگر به سادگی اجازه نمی دهند آثار کپی شده به جای آثار اصل ارایه شود. کار ما در وزارت فرهنگ و ارشاد، هم نظارت بر هنر و جلوگیری از تقلب و کلاهبرداری است و هم صیانت از هنرمند، اموال هنری، مجموعه دار و گالری دار. این ها کسانی هستند که میراث فرهنگی ما را حفظ کرده اند. صحبت های آقای معلم یک مقداری فضای عرصه تجسمی را دچار اغتشاش کرد. امیدوارم در مورد چنین موضوعاتی به صورت علمی صحبت شود.

* در حال حاضر هیچ اثری در موزه هنرهای معاصر تهران موجود نیست که در مورد سندیت و اصالت آن ابهام وجود داشته باشد؟

-خیر همه آثاری که خریداری شده، متعلق به موزه هستند و ثبت موزه ای شده اند. ما هیچ نگرانی از این بابت نداریم.

* یکی از انتقادهایی که به کارشناسی آثار هنری می شود این است که کاشناسان این عرصه محدود هستند.

- کارشناس دارای یک سری اطلاعات و معلوماتی است که حتی ممکن است نزد کارشناسان مختلف، متفاوت باشد. طبیعی است که ما درباره هنر گذشته مان کارشناسان بیشتری داریم چون در این کشور و با متریال های بومی ساخته شده است. ما در زمینه هنرهای بومی کشور از جمله معماری، قالی باقی و قلم زنی کارشناس های خوبی داریم ولی کارشناسی هنرهای معاصر و غیر بومی کمی فرق دارد. فضای حوزه تجسمی معاصر بر خلاف هنر سنتی و ایرانی، بسیار فردی است. در مورد هنرمندان کهن، شما با توجه به آثارشان می توانید متوجه شوید که کارشان مربوط به چه شیوه و مکتبی است ولی هنرمندان معاصر به صورت مکتبی کار نمی کنند و همه، جهان شخصی مختص به خودشان را دارد. سهراب سپهری، بهجت صدر، حسین کاظمی و بهمن محصص هر کدام یک جهان متفاوت دارد و کسی می تواند درباره این ها صحبت کند که با اثر آن هنرمند و جهان فکری اش آشنا باشد. من آدم هایی را دیده ام که اثر تقلبی سهراب سپهری را خریداری کرده و در خانه شان نصب کرده اند اما آن اثر را نمی توانند خرید و فروش کنند. اگر چنین اتفاقاتی در فضاهای عمومی و حوزه های تخصصی بیفتد، حتماً قابل شناسایی، نقد و بررسی است.

ادامه دارد...

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
6 + 8 =