خطبه های نماز جمعه هامبورگ؛

احکام فردی آدمیان را در مسیر رسیدن به اهداف عالیه قرار می دهند

شناسهٔ خبر: 4186518 -
آیت الله رمضانی گفت: احکام فردی در ساختن امور اجتماعی جامعه اسلامی نقش بسیار مهمی را ایفاء می کنند، و آدمیان را در مسیر رسیدن به اهداف عالیه قرار می دهند. 

به گزارش خبرگزاری مهر، متن زیر مشروح خطبه های نماز جمعه این هفته هامبورگ به امامت آیت الله رمضانی است که در ادامه می خوانید؛

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین. 

عبادالله ! أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. 

مسألۀ اجتماع و جامعه از منظر اسلام به اندازه ای پر اهمیت است که مورد تأکید آیات و روایات بسیاری قرار گرفته است. اسلام اهتمام ورزیدن به «جامعه» را بسیار با ارزش دانسته، و از طرفی «عُزلت و انزوا طلبی» را به شدت مورد نکوهش قرار می دهد. چرا که در تعلیمات وحیانی اسلام رأفت و رحمت خدای تعالی به جماعت هایی که پیرو آموزه های وحیانی هستند نازل می شود. به همین جهت خدای سبحان در خصوص این موضوع می فرماید: «وَ جَعَلْنا فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً؛ و در دل کسانی که از او پیروی کردند رأفت و رحمت قرار دادیم».[۱]

رهبانیت و گوشه نشینی از منظر اسلام

اسلام نسبت به رهبانیت و عزلت و گوشه نشینی موضع گرفته، و آن را ساخته و پرداخته عده ای می داند که از حقیقت آموزه های حضرت عیسی(ع) بی بهره بوده اند. از اینرو خدای رحمان در ادامه آیه ای که مرور شد می فرماید: «وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها؛ و رهبانیّتی را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم؛ گرچه هدفشان جلب خشنودی خدا بود، ولی حقّ آن را رعایت نکردند».[۲]

برخی افراد هدف از آن عزلت و گوشه نشینی را جلب رضایت الهی قرار می دهند، که البته این برداشت صحیحی از دین الهی نبوده و نمی توان با آن حق قانون الهی را بجا آورد.

مفهوم رهبانیت

رهبانیت از واژه «رهبة» به معنی ترس و خوف گرفته شده است، که منظور از آن خوف از خداست. راغب اصفهانی معتقد است این واژه به معنای ترسی است که آمیخته با پرهیز و اضطراب می باشد.[۳] آنگاه به گروهی که انزوا را پیشه کرده، و مشغول عبادت می شدند اطلاق شده است، و بدنبال آن خیلی چیزها را بر خود حرام کردند و از امور اجتماعی خود را دور ساختند.

البته باید توجه داشت که رهبانیت به معنای ساده زیستی و حذف تجملات زندگی و اینکه انسان خود را اسیر مال و مقام نکند، امری مطلوب و بسیار پسندیده است.

رهبانیت مطلوب

رهبانیت به معنای ساده زیستی و دوری از تجملات دنیوی، در خصوص رهبران و حاکمان الهی برای تأثیر گذاردن در اجتماعات بشری، علاوه بر اینکه امری بسیار پسندیده و مطلوب شمرده شده است، بلکه گاهی ضرورت نیز پیدا می کند. امّا اگر رهبانیت به این معنا باشد که انسان خود را از مواهب الهی و آنچه را که خداوند برای او حلال و طیّب دانسته، محروم سازد امری نامطلوب خواهد بود. البته سخن از آسیب ها، آفت ها و تهدید های رهبانیتِ ناپسند، در این مختصر جایی ندارد. لکن لازم است به این مهم که اسلام با چنین نگاهی مخالف بوده، و آن را امری ناصحیح می داند نیز پرداخته شود.

بر این اساس می توان گفت اسلام با قوانین جامع و کامل خود در تلاش است روابط میان انسانها را توسعه داده، و آنان را به هم گرایی بیشتری سوق دهد. اسلام نسبت به مشترکات میان انسانها در اعتقادات و باورها و هر امری که آنان را دور هم گرد آورد توجه ویژه ای دارد، به گونه ای که مؤمنان را مانند جسم واحد دانسته، و حتی اگر در اعتقادات با هم اختلاف نظر داشته باشند، با این وجود نیز به آنان تأکید می کند که در تعاملات و روابط عمومی، بُعد انسانی بودن را حفظ کرده و شأن و کرامت انسانی را مورد توجّه خود قرار دهند. به عنوان نمونه خدای تعالی در این آیه شریفه «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً؛ و به مردم نیک بگویید»[۴] 

تأکید می کند که انسانها در تعامل خود باید برخورد نیک و معاشرت پسندیده را اصل قرار دهند. همچنین می بایست در رفع برخی از مشکلات آنان نظیر: فقر و بیماری و بی عدالتی و ... تلاش نمایند. به همین جهت در برخی ادعیه وارده از نبی مکرم اسلام(ص) آمده است که نسبت به فقرا و بی نوایان جامعه این گونه دعا کنید: «اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ؛ خداوندا! هر نیازمندی را بی‏ نیاز بگردان‏».[۵] 

به گونه ای که حتی اسلام نسبت به غیر مسلمین که در جامعۀ اسلامی زندگی می کنند و به زندگی مسالمت آمیز علاقه مند هستند، مؤمنین را به نیکی کردن و عدالت دربارۀ آنان سفارش می نماید«لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ؛ خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی‏ کند؛ چرا که خداوند عدالت ‏پیشگان را دوست دارد».[۶]

توجه اسلام به جمع گرایی

با توجه و دقت نظر در روایات، این مهم به دست می آید که مردم باید تلاش کنند جماعت خود را حفظ نموده، و حقوق همدیگر را رعایت کنند. زیرا در تعبیری نغز از رسول خدا(ص) آمده که در این خصوص فرموده اند: «ا أیُّها النّاسُ، علَیکُم بالجَماعةِ، و إیّاکُم و الفُرْقةَ؛ ای مردم! به جماعت (یک ‏پارچگی) روی آورید و از پراکندگی بپرهیزید».[۷] و در بیانی دیگر می فرمایند: «الجَماعةُ رَحمَةٌ والفُرْقَةُ عَذابٌ؛ جماعت (یک‏پارچگی)، رحمت است و پراکندگی، عذاب‏».[۸]  

همچنین در سخنی دیگر از آن وجود نورانی(ص) آمده است: «یدُ اللَّهِ علی‏ الجَماعةِ، فإذا اشْتَذَّ الشّاذُّ مِنهُم اخْتَطَفَهُ الشّیطانُ کما یَخْتَطِفُ الذِّئبُ الشّاةَ الشّاذّةَ مِن الغَنَم‏؛ دست خدا بر سر جماعت است، پس هر گاه فردی از جماعت جدا شود، شیطان او را می‏ رباید، همچنان که گرگ گوسفندِ جدا مانده از گله می رباید».[۹] 

لازم به یادآوری است اگر در برخی از روایات به گوشه گیری توصیه شده است، مانند: آنچه که از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که فرموده اند: «سَلامَةُ الدِّینِ فی اعتِزالِ النّاسِ؛‏ سلامتی دین در گوشه گیری از مردم است».[۱۰] و یا در جای دیگر می فرماید: «مَنِ اعتَزَلَ النّاسَ سَلِمَ مِن شَرِّهِم‏؛ کسی که از مردم کناره گیری کند از شر آنها در امان خواهد بود».[۱۱] 

این نوع توصیه ها مربوط به مواردی است که معاشرت با مردم حقیقتاً دین انسان را به خطر بیفکند؛ که قطعاً این گونه موارد شرائط خاص خود را دارد. به همین جهت این گونه روایات به عنوان یک قاعده و ضابطه نیستند که هر فردی برای سالم نگه داشتن دین خود، باید از مردم فاصله بگیرد. بلکه به عکس این نوع روایات در خصوص افراد خاصی است که نسبت به مظاهر فساد، آسیب پذیرتر و ضعیف تر هستند. لذا نمی توان از این عبارات هایی که بیان شد یک اصل کلی «دوری نمودن از اجتماع» را استخراج و برداشت نمود. البته به این نکته نیز باید توجه داشت که «عزلت و انزوا طلبی» به غیر از موارد خاص، سرچشمۀ بسیاری از مفاسد و بدبختی ها و ناکاستی ها هستند که به برخی از آن اشاره می شود:

۱ـ آدمی با همین انزوا طلبی ممکن است به نزدیکترین کسان و آشنایان خود بدگمان شود، و همین گوشه نشینی باعث سوءظن بیشتر گردد. چه بسا باعث می شود که مردم را نادرست، آلوده، حق نشناس، حسود و کینه دوز بپندارد. اما اگر این فرد در اجتماع حضور یابد و با دوستان عاقل و خوبی ارتباط برقرار کند خیلی زود برای وی روشن می شود که همه این گمانها باطل بوده است.

۲ـ انزوا طلبی باعث می شود که آدمیان از عیوب خود غافل شوند. زیرا در روابط اجتماعی انسانها به عیبهای خود پی می برند و درصدد معالجه آن بر می آیند. اما اگر رابطه ها قطع شود، دیگر امکان شناخت عیبها برای چنین افرادی وجود نخواهد داشت.

۳ـ انسان انزوا طلب به بیماری عُجب و خودپسندی مبتلا می شود؛ زیرا آدمی بر اساس غریزه به حب ذات (دوست داشتن خود) علاقه مند است، و بلکه گاهی شیفته آن می شود. لذا بدون معاشرت با دیگران هیچگاه فرصت مقایسۀ اعمال، رفتار و کردارش با سایر افراد، برای او به دست نمی آید؛ به همین جهت باعث می شود فکر و عمل خود را برترین بداند.

۴ـ بسیاری از انحرافات فکری و اعوجاج سلیقه(کج سلیقه­گی ها) و کج اندیشی ها و بدخلقی ها، از انزوا و گوشه گیری سرچشمه می گیرد. لذا افراد منزوی در بسیاری از مواقع افرادی تندخو، سخت گیر، لجوج و خود بزرگ بین می شوند.

۵ـ فردی که عزلت گزین و انزوا طلب باشد، از تجربیات دیگران محروم می ماند و راه رشد و ترقی و تعالی را برای خود مسدود می نماید. چرا که رشد و ترقی انسان در اجتماعی بودن و برقراری ارتباطات است. زیرا انسان را به دریایی از علم و دانش نائل می کند؛ و چه بسا با بهره گیری از تجربیات دیگران بر بسیاری از مشکلات فائق خواهد آمد. چرا که در بیانی از حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمده است: «وَالعَقلُ حِفظُ التَّجارِب‏؛ و [شرطِ] عقل، به یاد سپردنِ ‏تجربه ‏ها است».[۱۲]

سخن پایانی

بی شک آیات و روایات فراوانی که دربارۀ توسعه و روابط بشری بر اجتماعی بودن مورد تبیین قرار گرفتند، هر انسان مسلمانی را به رعایت این امور سفارش نموده و نسبت به انجام آن ها تأکید می ورزد. زیرا همین روحیه جمع گرائی، سبب فراهم شدن ریشۀ شناخت و درک بیشتر همدیگر، و تعامل مناسبت تر و هم افزائی بیشتر، برای رشد و ترقی و تکامل انسانها می شود. لذا از مجموع این آیات و روایات می توان ادّعا کرد که احکام فردی در ساختن امور اجتماعی جامعه اسلامی نقش بسیار مهمی را ایفاء می کنند، و آدمیان را در مسیر رسیدن به اهداف عالیه قرار می دهند. 


[۱]. الحدید/۲۷.

[۲]. همان.

[۳]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص۳۶۶، بیروت، چ اول، بی تا.

[۴]. البقرة/۸۳.

[۵]. کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، البلد الأمین و الدرع الحصین، ص۲۲۲، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چ اول، ۱۴۱۸ق.

[۶]. الممتحنة/۸.

[۷]. المتّقی الهندی،کنز العمّال‏، علی،‏ ج۱، ص۲۰۶، ح۱۰۲۸، تصحیح صفوة السقّا، بیروت، مکتبة التراث الإسلامی، چ اوّل، ۱۳۹۷ق.

[۸]. همان، ج ۷، ص۵۵۸، ح۲۰۲۴۲.

[۹]. همان، ج۱، ص۲۰۶، ح۱۰۳۲.

[۱۰]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۱۹، ح۷۳۶۵، قم، دفتر تبلیغات، چ اول، ۱۳۶۶ش.

[۱۱]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم، ص۵۵۹، ح۵۰۶، قم، دار الکتاب الإسلامی، چ دوم، ۱۴۱۰ق.

[۱۲]. نهج البلاغة، نامه۳۱.

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
7 + 5 =