مبانی فلسفه‌ معرفت دینی

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: آنچه در پی می‌آید مقاله حجت‌الاسلام رشاد در مورد مبانی فلسفه معرفت دینی است. رشاد در این مقاله به دنبال یافتن رویکردها و روشهایی در زمینه مبانی معرفت دینی است.

این مقاله کوتاه درصدد طرح پیشنهادی تحت عنوان «بایستگی تدوین دانش یا دانشواره جدیدی با عنوان فلسفه معر فت دینی » است. برای اینکه این پیش نهاده ، به احسن وجه تبیین شده ، مقصود مقاله روشن گردد، باید دست کم سه مطلب ـ هرچند گذرا ـ باید با هم مطرح شود :
 
1 . مفهوم شناسی و تعریف تحلیلی عنوانهای:«معرفت دینی»، «منطق فهم دین» ، و«فلسفه معرفت دینی».
2 . بیان زمینه‌ها و ضرورتهای تأسیس یا تدوین دانشواره فلسفه معرفت دینی، و تبیین پیامدها و کارکردهای آن در ساحت دین‌پژوهی .
3 . ساختارمعرفتی ـ منطقی مباحث فلسفه معرفت دینی.
 
اینک بررسی إجمالی محورهای سه گانه :
یک) مفهوم‌شناسی
هرچند باید بشرط حصول شروط وشرائط ماهوی وهویتی ( صوری ِ) مشخص در فهم و ادراک دین آن را معرفت دینی انگاشت، اما آن‌ چه را که از سعی موجه دانشور صاحب صلاحیّت برای تفسیر دین فراچنگ می‌افتد، می‌توان فی‌الجمله معرفت دینی نامید. بدین‌سان معرفت دینی عبارت خواهد بود از « ماحصل کاوش موجه برای اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی، که به صورت یک دستگاه معرفتی تکون یافته است».
 
منطق فهم دین را نیز می‌توان به دستگاه روش‌شناختی معتبری اطلاق کرد که برای درک دین و کشف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی به کاربسته می‌شود.
 
آنگاه که با کاربست منطق فهم دین، دستگاه معرفتی منسجمی به‌دست می‌آید، برای تحلیل ماهیت و مختصات آن و تعیین کیفیت تکون، تکامل و تطور این دستگاه، و تشخیص انواع و علل تطور ات آن، درستی‌آزمایی و ارزش‌سنجی معرفتی و نیزبازشناسی خطاهای محتمل و علل وقوع خطا در آن، و مقارنه‌ی رهیافت‌های گوناگون به معرفت دین و دیگر احکام کلی «پدیده معرفت دینی»، نیازمند یک سلسله مطالعات فلسفی وفرانگر ـ عقلانی هستیم، که باید در هیئت یک دانش مستقل سامان یابد، ما چنین دانشی را فلسفه معرفت دینی می‌نامیم. بدین سان فلسفه معرفت دینی عبارت خواهد بود از دانش عهده‌دار مطالعه فرانگر ـ عقلانی «محصَّلِ کاوش موجه برای کشف دین».
 
در یک طبقه‌بندی کلی، فلسفه می‌تواند به فلسفه عام (محض یا مطلق) و فلسفه‌های مضاف تقسیم گردد، فلسفه‌های مضاف نیز به فلسفه‌های مضاف به علوم و فلسفه‌های مضاف به امور ( البتّه امور دستگاهوارشده‌ای که از قابلیت لازم برای طرح  پرسشهای فلسفی فراخور پیرامون آن ها هستند) دسته‌بندی می‌شوند. فلسفه‌های مضاف به علمها به‌طور عمده از نوع معرفت درجه دو هستند. فلسفه معرفت دینی از جمله فلسفه‌های مضاف و از تیره فلسفه‌های مضاف به علم‌ها و معرفت‌ها ست.
 
به‌رغم گستردگی قلمرو موضوعی فلسفه معرفت دینی و اهمیت و خطورت فوق‌العاده مباحث آن، هنوز این معرفت ارزشمند ، به صورت یک دانش مستقل سامان نیافته است، هرچند برخی از مسائل و مباحث مربوط بدان را، کم‌ و بیش و به‌طور پراکنده می‌توان در خلال آثار دین پژوهان و علوم دینی رائج یافت.
 
دو) بایستگی و برآیند تأسیس فلسفه ی معرفت دینی
ضرورتهای بسیاری نیاز به تأسیس چنین دانش یا دانشواره‌ای را مبرم می‌دارد، از جمله :
1 . لزوم شناخت و تحلیل  احکام کلی معرفت دینی به‌مثابه یک معرفت به لحاظ بشری ودینی گرانسنگ و ارزشمند.
2 . دست آوردهای فراوانی که بر مباحث این دانشواره نوساخته و نوخاسته، در قلمرو معرفت‌شناسی و در  حوزه دین‌پژوهی بار می‌تواند شد. 
 
توضیح اینکه:
از سویی معرفت دینی یکی از دیرسال ترین و تأثیر گذارترین معرفتهای تاریخ حیات انسان است،
 
از دیگرسو مباحث دین پژوهی در روزگار ما نیز یکی از گسترده‌ترین و زنده‌ترین تلاشهای علمی و معرفتی است که در بستر آن صدها مذهب ، دانش و دستگاه علمی وگرایش فکری پدید آمده و به حیات خویش ادامه می‌دهند، از سوی سوم  مباحث معرفت‌شناسی به نحو عام ومباحث معرفت دینی به نحو خاص، یکی از چالشگاههای اصلی میان ارباب معرفت و نخبگان جهان است، وقرائن بسیاری  بر گسترش و ژرفایش فزاینده چالشها در این میدان و پرشور و نشاط معرفتی دلالت دارند، آنسان که به آسانی می‌توان حدس زد که «دین فهمی» و«دین ورزی» در حال بدل شدن به دغدغه اصلی جوامع بشری است،
 
  از سوی چهارم آنچه که انسانهای عادی ـ یعنی جز انبیا و اولیای الهی ـ از موهبت دین فراچنگ دارند ، تنها معرفتی است که از آن به کف آورده‌اند، ودر مقام دین‌ورزی نیز به همان التزام می‌ورزند.
 
 با توجه به نکات پیشگفته، خطورت و ضرورت مطالعه و تبیین احکام و احوال معرفت دینی ـ که بر عهده فلسفه معرفت دینی است  ـ دوچندان آشکار می‌گردد. 
 
سه) ساختارمعرفتی ـ منطقی مباحث فلسفه معرفت دینی
من محورهای اصلی این دانشواره را به شرح زیر پیش‌نهاد می‌کنم :
مبحث نخست) چیستی معرفت دینی:
1. معیار (یا معیارهای) معرفت دینی،
2. تعریف معرفت دینی بالمعنی‌الأعم (محصَّل هرسعی موجَّه برای اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دین)،
3. تعریف معرفت دینی بالمعنی‌‌الأخص (برآمده از کاربست «منطق فهم دین» ، مدل پیشنهادی راقم).
4. مختصات انواع معرفت‌های دینی (با لحاظ هر یک از ممیزه‌های هویت‌ساز هریک از دستگاه‌های معرفت دینی) از جمله به لحاظ :
4/1. قاعده‌مندی، و عدم قاعده‌مندی،
4/2. ثبات و تطور،
4/3. واقع‌نمایی (مقام اثبات : تطابق با نفس الأمر دین ـ اصابت فهم به مراد الهی) و عدم آن،
4/4. واقع‌مندی (مقام ثبوت : حکایتگری از واقع تکوینی / خارجی) و عدم آن،
4/5. یقینی یا ظنی بودن،
4/6.........
مبحث دوم) گونه‌شناسی معرفت دینی ( طبقه بندی دستگاههای معرفتی برآمده ازهردین)
1. گونه‌شناسی و طبقه‌بندی دستگاهها‌ی معرفت دینی، «در زمان» (تاریخی ـ طولی) و «همزمان» (تطبیقی و عَرضی) به تبع ادیان و مذاهب مختلف، دستگاههای معرفت دینی، به انواع گوناکونی قابل دسته‌بندی‌اند ؛ از باب نمونه دستگاههای معرفت دینی موجود درقلمرو اسلام را از جمله می‌توان بشرح زیر گونه شناسی کرد:
 
 اسلامی
 
غیر اسلامی
 
عامی
 
شیعی
 
اعتزالی
 
اشعری
 
عقل‌گرا
 
نقل‌بسند
 
اصحاب رأی
 
اهل حدیث
 
اصولی
 
برآمده از کاربست «منطق فهم دین»
 
اخباری
 
رایج
 
 مبحث سوم) هستی‌شناسی معرفت دینی:
1. نحوه وجود معرفت دینی (اعتباری یا حقیقی / معرفت درجه‌ یک یا معرفت درجه دو / ...)
2. انواع تقسیمات قضایا و قیاسات معرفت دینی.
مبحث چهارم) ارزش‌سنجی معرفتی معرفت دینی:
1. امکان معرفت دین / معرفت دینی،
2. نسبت معرفت دینی با نفس‌الأمر دین (در دستگاههای گوناگون، و در حوزه‌های مختلف)،
3. ملاک صدق معرفت دینی (در دستگاههای گوناگون)،
4. نسبت و مناسبات معرفت دینی به دیگر معرفت‌ها،
* مباحث این فصل نیز با لحاظ دستگاههای معرفت دینیِ «محقَـق»، و معرفت دینی «مطلوب»،در دو افق مطرح می‌شوند.
مبحث پنجم) مصادر معرفت دینی:
1. تبیین منابع و مناشی تولید معرفت دینی در دستگاههای (معرفت دینی) مختلف،
2. تبیین منابع معرفت دینی بر اساس منطق فهم دین مطلوب.
مبحث ششم) تکوّن معرفت دینی:
1. تبیین فرایند و ساز ِکار تکون معرفت دینی، بر اساس نظریه‌های گونه‌گون،
2. شرح و اثبات «نظریه‌ی ابتناء» (نظریه‌ی مختار).
مبحث هفتم) تحوّل معرفت دینی:
1.تبیین تطور (تحول) معرفت دینی بر اساس نظریه‌های مختلف،
2. انواع تحول (تطورات) معرفت دینی،
3. طبقه بندی عوامل تحول معرفت دینی،
4. معیار« ارتقائی» و «قهقرایی» بودن تطور معرفت دینی.
مبحث هشتم) هندسه‌ی معرفت دینی:
1. اضلاع و ساحات معرفت دینی،
2. ساختار و بافتار معرفت دینی (شاکله‌ی معرفت دینی) بر اساس نظریه‌های مختلف،
3. نظریه‌ی مختار درهندسه ی معرفت دینی براساس نظریه‌ی إبتنا (هرم ـ شبکه‌سانی ساختار معرفت دینی).
مبحث نهم) کارکردهای معرفت دینی:
1. کارکرد منطقی  ( روشگانی ) معرفت دینی در طراحی «منطق فهم دین» مطلوب،
2. کارکردهای معرفتی معرفت دینی،
3. کارکردهای ایمانی و آرمانی معرفت دینی،
4. کارکردهای عملی (معیشتی) معرفت دینی.
مبحث دهم) نگاهی اجمالی به سرشت و صفات هریک از حوزه‌های هندسه معرفت دینی:
1. حوزه بینش و عقائد،
2. حوزه‌ دانش و علم،
3. حوزه‌ منش و اخلاق،
4. حوزه‌ کنش و حقوق و تکالیف،
خاتمه) سنجمان معرفت دینی:
1. چیستی آسیب و آسیب‌شناسی معرفت دینی،
2. گونه‌شناسی و طبقه‌بندی آسیب‌ها،
3. سامانه‌ی سنجمانی و انواع سنجه‌های معرفت دینی،
4. شیوه‌های آسیب‌زدایی و مواجهه‌ی پیشگیرانه با آسیب‌ها.
 
تـذکُـر: چنانکه از عنوان فصول این دانش برمی‌آید، بازپژوهی فرانگر ـ عقلانی دانش‌های مستَنبَط از کتاب و سنّت نیز (با لحاظ اقتضائات مربوط به هر کدام) می‌تواند به ‌عهده فلسفه معرفت دینی باشد.
از میان محورها و فصول فلسفه‌ی معرفت دینی، دو محور آن به دو مسئله‌ای که مهم‌ترین و اصلی‌ترین رسالت فلسفه‌ی معرفت دینی، قلمداد می‌شوند، می‌پردازند:
    یک. «تکّون معرفت دینی»، که به بررسی فرایند و تحلیل و تفکیک انواع مبادی ذی‌نقش و ذی‌سهم در تکون معرفت دینی می‌پردازد.
دو. «تحوّل معرفت دینی» که به بررسی استقرایی و پسینی علل و انواع تحوّل در معرفت دینی و ارزیابی نظریه‌های تحوّل و ارائه‌ی نظریه‌ی مطلوب خواهد پرداخت.
این دو مسئله، اصلی‌ترین و مهم‌ترین مباحثی هستند که در ذیل عنوان فلسفه‌ی معرفت دینی قابل طرح و بررسی‌اند و اصولاً حتی مسئله‌ی «ماهیت معرفت دینی»، یعنی بررسی سرشت و صفات معرفت دینی، قابل اتخاذ و اصطیاد از دو محور فوق است. مسئله‌ آسیب‌شناسی وبررسی «تخطی معرفت دینی» نیز به‌‌نحوی به همین دو مسئله باز می‌گردد. ارزش معرفتی معرفت دینی نیز، مبتنی بر این دو مسئله است. تقریباً مسئله کانونی فلسفه معرفت دینی، یکی تکون معرفت دینی است و دیگری نظریه‌ی تحوّل است ،و عمده‌ی چالش‌هایی که در دو دهه اخیر در ایران و پیش از آن، در برخی نقاط جهان اسلام و پیش‌تر از آن نیز در دنیای غرب مطرح بوده و همچنان در جریان است، همین دو مسئله است و سایر مسایل به‌نحوی متخذ از (یا مترتب بر) این دو مسئله و نوع پاسخی‌اند که از آن‌ها به‌دست می‌آید.
 
مسئله تکوّن معرفت دینی، از حیثی با فلسفه منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دین ،و از حیث دیگر با فلسفه‌ی معرفت دینی در پیوند است، از این‌رو، سه دانش : 1. منطق فهم دین،  2.  فلسفه‌ی منطق فهم دین، 3.  فلسفه‌ی معرفت دینی در این نقطه ، با هم تلاقی می‌کنند؛ از دیگر سو نظریه‌ی مبنایی که منطق اکتشاف قضایای دینی بر آن ابتناء می‌یابد، به نحو اساسی تحت تأثیر پاسخ‌های دو فلسفه‌ی مضاف یاد شده به همین مسئله، شکل می‌گیرد. 
 
 به نظر ما «مبانی منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی» به نحو پیشینی و به منظور تأسیس اصول و اساس دانش منطق فهم دین، به مقوله تکون، تکامل و تحول معرفت دینی می‌پردازد، دانش منطق فهم دین ( مورد پیشنهاد راقم ) با پذیرش انگاره‌ پیاموارگی دین و بر اساس برایند روش‌شناختی سرشت و صفات اضلاع پیام دینی صورت می‌بندد، فلسفه معرفت دینی به تحلیل فرانگر ـ عقلانی پدیده‌ی معرفت دینی ـ که برایند کاربست روش‌شناسی ناشی از فرایند پیامواره انگاری دین است ـ به مسئله تکون و تکامل و تطور فهم دین و معرفت دینی می‌پردازند. بنابراین هر سه دانش با «مبادی تکوین کشف/فهم دین» و «مسئله تکون معرفت دینی» درگیر هستند.
 
اگر پرسش شود، معرفت به دین چگونه تکوین می‌یابد؟ (بر اساس نظریه‌ی ابتناء) پاسخ خواهیم شنید: با تنسیق و مضبوط کردن کارکردها و کاربست مبادی خمسه (مبادی مبدأشناختی، دین‌شناختی، انسان‌شناختی، معرفت‌شناختی ، و قلمروشناختی)؛ وقتی راجع به معرفت دینی (نه معرفت دین) نیز بحث می‌‌کنیم، از جمله می‌خواهیم بفهمیم که معرفت دینی تا چه میزان از آن مبادی تأثیر پذیرفته و تا چه حد عوامل حقاً و نابحق دخیل در تکون و تحول معرفت دینی دخالت کرده است. از این‌رو بایسته است ترابط و تمایز دو دانش منطق فهم دین و فلسفه‌ی معرفت دینی، مورد بازکاوی قرار گیرد. این بازکاوش دست‌آوردهای معرفتی ارزشمندی خواهد داشت.
 
این مقاله‌ی کوتاه مجال طرح این ترابط و تمایز نیست، لهذا آن را به فرصتی دیگر احاله می کنیم.  
کد خبر 1070390

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 6 =