رحماندوست: آذر یزدی تصویر ما نسبت به کودک را تغییر می‌دهد

مصطفی رحماندوست با اشاره به اینکه در سنت ما "بچه خوب" وجود نداشته است، گفت: آذر یزدی در انتخاب عنوان کتاب خود کار مهمی انجام داده است. او می‏گوید بچه خوب و نه موجودی که صرفاً قرار است کتک بخورد و تنبیه شود.

به گزارش خبرنگار مهر، به بهانه ویراست جدید مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" و آماده‏سازی کتابهای صوتی آن، گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر با همکاری روابط عمومی انتشارات امیرکبیر، نشستی را با حضور مصطفی رحماندوست، سعید ناجی و حسین شیخ‏رضایی برگزار کرد تا اهمیت این مجموعه و نسبت آن با موضوع فلسفه برای کودکان مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" نوشته مهدی آذر یزدی (1388 - 1301)، نویسنده کودک و نوجوان ایرانی، دیگر، به خاطره‏ای ماندگار در ذهن بسیاری از کودکان دیروز و امروز تبدیل شده است. جایزه یونسکو، جایزه سلطنتی کتاب سال پیش از انقلاب و انتخاب سه کتاب وی از سوی شورای کتاب کودک به‌عنوان کتاب برگزیده سال از جمله مواردی است که در کارنامه آذزیزدی وجود دارد.

وی که در سال ۱۳۰۱در محله خرمشاه یزد در خانواده‌ای تازه مسلمان با اجداد زرتشتی  زاده شد، از هشت سالگی همراه پدرش در زمین رعیتی کار کرد. در بیست سالگی از کار بنایی به کار در کارگاه جوراب بافی یزد کشیده شد. پس از آنکه صاحب کارگاه جوراب بافی تصمیم به تأسیس دومین کتابفروشی شهر یزد گرفت، او را از میان شاگردان کارگاه به کتاب‌فروشی منتقل کرد.

کار در کتابفروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم کرد، و پس از مدتی به تهران نقل مکان کرد و در چاپخانه علمی واقع در خیابان ناصرخسرو مشغول به‌کار شد. در ۳۵سالگی، پس از آنکه قصه‌ای از انوار سهیلی در چاپخانه توجه‌اش را به خود جلب کرد به فکر ساده‌نویسی قصه آنطور که مناسب کودکان باشد افتاد. این ایده، زمینه‌ساز خلق جلد اول کتاب قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب شد.

آذریزدی هرگز ازدواج نکرد و هیچ‌گاه به کار دولتی هم مشغول نشد. او افزون بر نویسندگی به امور غلطگیری و فهرست اَعلام‌نویسی تا سال‌های آخر زندگی‌اش ادامه داد تا در نهایت در ۱۸تیر ماه ۱۳۸۸و در سن ۸۷سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.

از جمله آثار انتشاریافته آذریزدی می‌توان به قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب، قصه‌های تازه از کتابهای کهن، گربه ناقلا، گربه تنبل، مثنوی برای بچه‌ها، مجموعه قصه‌های ساده و تصحیح مثنوی برای بزرگسالان، حکایت منظومی به نام شعر قند و عسل و همچنین دو کتاب آموزشی به نام خودآموز عکاسی و خودآموز شطرنج اشاره کرد.

به بهانه ویراست جدید مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" و آماده‏سازی کتابهای صوتی آن که در انتشارات امیرکبیر در حال انجام است، گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر با همکاری روابط عمومی انتشارات امیرکبیر، در روز یکشنبه، هفتم شهریورماه 1389 نشستی را با حضور مصطفی رحماندوست، نویسنده و شاعر ادبیات کودک، سعید ناجی که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به پژوهش و فعالیت در زمینه فلسفه برای کودکان اشتغال دارد و حسین شیخ‏رضایی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار کرد تا اهمیت این مجموعه و نسبت آن با موضوع فلسفه برای کودکان مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

مصطفی رحماندوست که آماده‏سازی ویراست تازه مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" زیر نظر او در حال انجام است، در آغاز این نشست گفت: این ویراست تازه، به معنای زیر و رو شدن متن موجود نیست. مرحوم آذریزدی در دیداری که با ایشان داشتم، دو موضوع را به من گفت. یکی اینکه دوست دارد ابعاد این کتاب مانند گذشته بزرگ باشد و دومین موضوع هم به پیشنهاد من مربوط می‏شد مبنی بر اینکه برخی تغییرات جزئی در متن ایجاد شود، مثلاً کلمات ساده‏تر به جای برخی کلمات قدیمیتر و غریبتر جایگزین شوند. 

وی افزود: بنابراین در واقع ویراست جدید با حروف درشتتر و با فضایی کودکانه‏تر و شکل و شمایلی جدید منتشر خواهد شد. البته در این فاصله کتابهای صوتی این مجموعه نیز آماده شده است.

این نویسنده و شاعر ادبیات کودک و نوجوان تصریح کرد: کتاب "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" بیهوده در طول سه نسل باقی نمانده است. در قالبها و قصه‏هایی که از پس گذشت زمان برآمده‏اند، رازی وجود دارد. ما می‏بینیم که دو دسته افراد به سراغ بازنویسی متون کلاسیک می‏روند، یکی آدمهای تازه‏کار و دیگری آدمهای کهنه‏کار. اما بی‏شک رازی در بازنویسی آذریزدی در این مجموعه وجود دارد که آن را ماندگار کرده است.

وی ادامه داد: آذریزدی زمانی بازنویسی این داستانها را آغاز کرد که کار را بلد نبود اما دغدغه‏های او باعث شد این کار را ادامه دهد و در نتیجه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" ماندگار شد.

رحماندوست با اشاره به اینکه در سنت ما "بچه خوب" وجود نداشته است، سخنانش را پی گرفت و گفت: آذریزدی در انتخاب عنوان کتاب خود نیز کار مهمی انجام داده است. او می‏گوید بچه خوب و نه موجودی که صرفاً قرار است کتک بخورد و تنبیه شود.

وی با اشاره به اصل لذت در ادبیات یادآور شد: ادبیات باید با لذت همراه باشد؛ اگر چنین باشد، ادبیات کارسازی اخلاقی هم خواهد داشت. یکی از راههای ایجاد لذت در ادبیات هم قصه‏گویی است که در بازنویسی آذریزدی به خوبی حفظ شده است.

 

شیخ‏رضایی: روبرو شدن با دوراهی‌هاى اخلاقى سبب رشد قوای فکری می‏شود

حسین شیخ‏رضایی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در نشست بحث و گفتگو پیرامون مجموعه «قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب» گفت: من در ابتدا احساس می‏کردم که این کتاب و به شکل کلی بازنویسی‌های موجود از آثار کلاسیک ادبیات فارسی چندان برای تقویت قوای اخلاق کودکان مناسب نیستند چرا که در اکثر آن‌ها با جهانی ساده و تخت و عاری از پیچیدگی‌های اخلاقی مواجه‌ ایم، اما وقتی دوباره نگاهی به کتاب انداختم دیدم برخی از کارهای این مجموعه می‏توانند برای تقویت قوه اخلاق در کودکان مناسب باشند، هر چند برخی از داستان‌های این مجموعه این ویژگی را ندارند.

وی افزود: هر وقت این داستان‌ها به سمت ادبیات تعلیمی می‏روند برای بحث اخلاق به کار نمی‏آیند اما هر جا قصه گفته می‏شود و ما چندان با ادبیات تعلیمی مواجه نیستیم، مایه‏های خوبی برای بحث درباره اخلاق فراهم می‏شود.

شیخ‌رضایى گفت: امروزه بحث از اخلاق بحثى میان رشته‌اى است و بسیارى از دانشهاى تجربى مانند روانشناسى تجربی مى‌توانند به ما درباره رشد قواى اخلاقى و تقویت اخلاق کمک کنند. به عنوان نمونه، تصور اکثر ما این است که ادبیات تنها می‌تواند از طریق دادن پند و اندرزهاى اخلاقى مستقیم به مساله اخلاق بپردازد. در این تلقى که در جامعه ما باب است و به همه انواع هنر تسرى داده مى‌شود در بهترین حالت انتظار آن است که اثر هنرى پیامهاى اخلاقى‌اش را نه به صورت مستقیم بلکه به شکلى غیرمستقیم به مخاطب عرضه کند.

وی ادامه داد: البته کسى منکر اهمیت الگودهى و تقویت رفتارهاى اخلاقى نیست، اما نکته آن است که تحقیقات روانشناسى بسیارى، راههاى دیگری را که از قضا شاید مؤثرتر هم باشند به ما معرفى کرده‏اند. یکى از این راهها که ریشه در مطالعات مکتب رشدى- شناختى دارد مواجهه فعال با محیط و روبرو شدن با دوراهیهاى اخلاقى است.

شیخ‏رضایی یادآور شد: وقتی در جامعه ما از اخلاق صحبت می‏شود، دو تلقی وجود دارد. در یک تلقی، اخلاق عبارت است از مجموعه‏ای از فضایل شخصی و خوب و بدها که در حالت کلی با دین هم گره خورده‏اند. گروه دومی هم هستند که درباره اخلاق، بحث فلسفی می‏کنند که البته ربط چندانی به اخلاق عام ندارد. اما به نظر من می‏توان این فهم از اخلاق را کمی بسط و گسترش داد.

وی ادامه داد: رشد قوای اخلاقی از طریق بحث و تعامل با محیط شکل می‏گیرد. مواجهه با دوراهیهای اخلاقی که در آن برخی از اصول اخلاقی مقابل هم قرار می‌گیرند نمونه‏ای از این شرایط است. مثل مردی که از یک سو همسرش به شدت بیمار است و از سوی دیگر پول کافی برای خرید داروی او را ندارد و بر سر دو راهی اخلاقی همسر خوب بودن یا دزدی نکردن قرار می‏گیرد.

عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تأکید کرد: در بحث از اخلاق برای کودکان بسیار مهم است که ما در ادبیات خودمان مواردی را داشته باشیم که در آن‌ها دو راهیهای اخلاقی وجود داشته باشد. در همین مجموعه هم داستانهایی از این دست وجود دارد. مثل داستان «گدای نابینا و دزد بینا». این تیپ داستانها که در این مجموعه هم کم نیستند می‏توانند مایه لازم برای بحث اخلاقی را فراهم کنند.

 

شیخ‏رضایی در ادامه با اشاره به اختلاف نظر میان کسانی که بر روی برنامه فلسفه برای کودک کار می‏کنند، سخنانش را ادامه داد و گفت: برخی از این افراد در پی ادبیات گلخانه‏ای هستند. این گروه به عنوان مثال داستانهایی می‏نویسند و مطابق با الگوی فلسفی‌شان نکته‌ها و چیزهایی را در آن‌ می‏گنجانند. اما گروه دیگری هم هستند که سعی می‏کنند ادبیات اصیل و واقعی را به عنوان ماده کار خود استفاده کنند، چرا که از نظر آنان اتفاقاً یکی از مؤلفه‏هایی که قرار است در کودکان رشد یابد، بحث زیبایی‏شناسی است و بنابر این لذت بردن از داستان هم اهمیت بسیاری دارد.

وی خاطرنشان کرد: متأسفانه ادبیات کلاسیک و بازنویسیهای ما از آن‌ برخی مؤلفه‏های مهم را ندارد. این مؤلفه‏ها در آثار بسیاری از نویسندگان مدرنی که برای کودکان و نوجوانان می‏نویسند وجود دارد اما این نکته در نمونه‏های کلاسیک آن دیده نمی‏شود. یکی از این موارد، مسئله گفتگو است.

این پژوهشگر فلسفه افزود: چون در این گونه آثار دیالوگ به معنای درست و واقعی کلمه که نوعی تعامل عقلانی است وجود ندارد در نتیجه مسئله عقلانیت هم کمرنگ می‏شود.

وی سپس به رابطه میان اخلاق و حقوق فردی پرداخت و گفت: بین حوزه اخلاق و حوزه حقوق فردی تمایز ظریفی وجود دارد. در اینجا مسئله در واقع به رسمیت شناختن فرد است که در قصه‏های کلاسیک کمتر وجود دارد. در جهان امروز و به تبع در ادبیات مدرن برخی حوزه‌ها هستند که حوزه اختیارات و آزادیهای فردی‏اند و نمی‌توان امر و نهی اخلاقی را به آن‌ها بسط داد.

از نظر شیخ‌رضایی یکی دیگر از کاستی‌های ادبیات سنتی از منظر اخلاقی مسئله بحث بر سر تغییر اصول و هنجارهای اخلاقی است: عموماً در داستان‌های کلاسیک اصول اخلاقی ثابتی وجود دارند و هرگز این اصول زیر سؤال نمی‏روند، در حالیکه بحث اخلاقی در یک جامعه امروزی  گاه بر سر این است که آیا فلان اصل اخلاقی خود فی‌نفسه درست هست یا نیست.

وی در پایان تأکید کرد: مجموعه این نکات سبب می‌شوند که ما برای تقویت قوای اخلاقی کودکان علاوه بر ادبیات کلاسیک به آثار معاصر وهمچنین ترجمه ادبیات آن سوی مرزها نیز نیاز داشته باشیم.

 

ناجی: تجربه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" در نسل قبل مثبت بوده است

سعید ناجی در آغاز سخنان خود گفت: من فکر می‏کنم برای آنکه ببینیم یک داستان تا چه اندازه برای بحث در حوزه اخلاق موفق است، باید به تجربه رجوع کنیم. به نظر من تجربه مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" در نسل قبل مثبت بوده است. اما من دلم می‏خواست تجربه‏ای هم با کودکان و نوجوانان این دوره زمانه داشته باشم که متأسفانه ندارم. بنابراین در ادامه حدسیات خودم را طرح خواهم کرد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در ادامه به برخی از ویژگیهای مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب" اشاره کرد و گفت: این داستانها عموماً پندآموز و در پی تلقین برخی باورهای اخلاقی‏اند، هر چند به نظر می‏رسد که این ویژگی تلقین را کودکان جامعه معاصر نپذیرند. بنابراین ما باید تلاش کنیم کودکان خودشان قضاوت کردن را بیاموزند.

وی ادامه داد: این داستانها عموماً خیلی سریع به نتیجه‏گیری پرداخته‏اند و حتی نتیجه‏گیری خود را صریحاً ذکر کرده‏اند. این موضوع در گذشته ممکن بود تأثیرگذار باشد اما باید توجه داشت که در گذشته تکثر مصادیقی که باید درباره آنها تصمیم گرفته می‏شد، مانند امروز نبود.

این پژوهشگر فلسفه برای کودکان و نوجوانان تصریح کرد: ما باید نحوه قضاوت درست اخلاقی را به کودکان یاد بدهیم. در برنامه فلسفه برای کودکان، به کودکان آموزش می‏دهند که باورهای جامعه خود را ارزیابی کنند و در نهایت یکی از بهترینها را انتخاب کنند. در این ارزیابی، منطق، مهارتهای جمعی و مواردی مانند آن مدنظر قرار می‏گیرد.

وی افزود: مثلاً در داستان فال روباه یکی از آموزه‏های اخلاقی این است که هر کس بی گدار به آب نزند، موفق است یا چشم طمع‏کار، دام را نمی‏بیند. اینها آموزه‏های خوبی هستند اما متعین و خاصند. در داستان تربیت فیل هم این نکته ذکر می‏شود که بزرگی و افتخار به داشتن امور مادی کمیاب نیست و امور معنوی‏اند که اهمیت دارند. در داستان آتش‏بازی هم بحث بر سر این است که آتش‏بازی کار نامعقولی است. همین طور گوش ندادن به پند و اندرز دیگران با نتایج بدی همراه است.

ناجی با اشاره به اینکه این مجموعه در شکل دادن فرهنگ امروز ما بسیار نقش داشته است، افزود: جسارت آقای آذریزدی در بازنویسی این داستانها به نتیجه‏ای ارزشمند منتهی شده است.

وی خاطرنشان کرد: به نظر من هم رازی در این مجموعه وجود دارد که باعث شده این داستانها ماندگار شوند، هر چند به نظر می‏رسد لازم باشد که این داستانها برای استفاده در برنامه فلسفه برای کودکان کمی دستکاری شوند. مثلاً شخصیتهای این داستانها اکثراً حیوانات هستند. این موضوع برای زمانی که مخاطبان این داستانها اطلاعات زیادی درباره حیوانات نداشتند، مؤثر بود اما شاید برای نسل جدید که فیلمهای مختلفی درباره حیات‏وحش دیده و اطلاعات زیادی درباره حیوانات دارد، چندان مؤثر نباشد.

ناجی ادامه داد: از سوی دیگر مصداق برخی از این پند و اندرزها در جامعه ما به سختی پیدا می‏شود. ما الآن بیشتر در دوراهیها گرفتاریم. مشکل جامعه معاصر ما این دو راهیها یا چند راهیهاست. بنابراین اگر ما بتوانیم ابزاری را پیدا کنیم که بتوانیم در این دو راهیها خودمان تصمیم بگیریم آنگاه این داستانها می‏توانند بیشتر مفید و مؤثر باشند.

این پژوهشگر فلسفه برای کودکان همچنین این سؤال را مطرح کرد که ما چگونه به خود اجازه می‏دهیم که باورهای اخلاقی دوره زمانه خودمان یا باورهای اخلاقی‏ای که آنها را ابدی و ازلی می‏دانیم، به کودکان خود انتقال دهیم در حالی که شاید کودکان ما به ارزشهای دیگری نیاز داشته باشند.

کد خبر 1145007

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 1 =