برنامه از هر نوعي كه باشد چه سرگرم كننده و چه غير از آن نبايد پيام داشته باشد، بلكه بايد مفهوم را به وسيله تصوير در تار و پود اثر به بيننده منتقل كرد.

اسفنديار شهيدي، كارشناس رسانه در مورد شرايط و وضعيت كنوني سرگرمي در برنامه هاي تلويزيوني، ضمن بيان اين مطلب به خبرنگار تلويزيوني " مهر" گفت:  برنامه تلويزيوني نياز به پيام ندارد. هر كس پيام دارد بايد برود تلگراف خانه پيام بفرستد. هر كس هم كه ادعا مي كند برنامه اش را به خاطر انتقال پيام يا مفهوم ساخته است، راه را به خطا مي رود. مساله ديگري كه به تازگي از آن صحبت به ميان مي آيد اينكه عده اي تصور مي كنند، هنرهاي هاي تصويري همانند سينما و تلويزيون بايد نقش فرهنگ سازي داشته باشد. اصولا" از اين افراد بايد پرسيد كه فرهنگ سازي چه معنايي دارد. يك اثر تصويري نمي تواند فرهنگ ساز باشد بلكه در بهترين شرايط مي تواند در جهت نشر و ترويج يك فرهنگ گام بردارد.
وي در ادامه خاطر نشان كرد:  اينكه برنامه ساز يا مديران فكر كنند كه بايد پيام يا تفكري را درون برنامه خود قرار دهند تا به بيننده آموزش بدهند، صحيح و منطقي نيست. چون هر برنامه اي كه قصد نصحيت كردن يا آموزش هاي مستقيم به بيننده را داشته باشد از سوي مخاطب پس زده مي شود و بيننده حاضر به شنيدن اين نوع پيام ها نيست. ولي مي توان از طريق رفتار، اعمال و گفتار شخصيت هاي داستان مخاطب تلويزيون را تحت تاثير قرار داد و او را نسبت به مسايلي آگاه كرد يا موجب تمايل او به سمت مشخصي شد. براي نمونه در ماه مبارك رمضان مجموعه اي تلويزيوني پخش شد كه به ظاهر مسايل اعتقادي را ترويج مي داد. اما در همين سريال شخصيت اصلي داستان پسري بود كه ابروي خود را بر مي داشت. اين مطلب بسيار طبيعي است كه بيننده به خصوص قشر جوان جاي اينكه به پيام مجموعه توجه كند، شيفته رفتار و عملكرد بازيگر اصلي داستان مي شود و او هم به تقليد از اين جوان به سمت برداشتن ابروي خود تمايل پيدا مي كند.
اين كارشناس با اشاره به شرايط كنوني جامعه  و رفتار عمومي جوانان اظهار داشت:  خوشبختانه جامعه ما به گونه اي است كه عوامل خارجي به طور مستقيم نمي توانند به انتشار افكار و اعمال خود بپردازند. در تلويزيون ما هم به طور عمده برنامه هايي پخش مي شود كه قصد ترويج افكار برخاسته از اعتقادات و فرهنگ ايراني را دارد. اما ما در كوچه و خيابان با پوشش و رفتار از دخترها و پسرهاي جامعه مواجه مي شويم كه با شخصيت و فرهنگ ايراني هماهنگي ندارد. اين مساله بيش از اينكه حاصل استفاده از برنامه هاي ماهواره اي يا فيلم هاي غربي باشد به دليل وجود امكانات مختلف غربي است كه در جامعه مورد استفاده قرار مي گيرد. ماشين، پوشش عمومي و ساير امكانات وارداتي كه در اجتماع وجود دارد و مردم نسبت به بهره گيري از آن تمايل دارند، بيش از هرچيز ديگر موجب گسترش فرهنگ غربي مي شود. در مورد برنامه هاي تلويزيوني نيز اين مطلب صادق است. يعني بيش از آنكه پيام يك برنامه تلويزيوني اهميت داشته باشد رفتار، پوشش شخصيت ها، گفتار و ساير جزييات تشكيل دهنده داستان و ساختار روي مخاطب تاثير مي گذارد.
شهيدي در ادامه با تاكيد بر ترويج افكار غير فرهنگي از طريق رفتار بازيگران و شخصيت هاي تلويزيوني توضيح داد:  گاهي يك بازيگر به وسيله نوع صحبت كردن يا اداهايي كه از خود در مي آورد، برخي افكار غير اخلاقي و غير انساني را ترويج مي كند. براي نمونه در يكي از اين مجموعه هاي تلويزيوني طنز شبانه نوع بيان و رفتار يكي از شخصيت ها شبيه افراد همجنس باز است. در اين برنامه يا مجموعه هاي شبيه به آن ظاهر اثر به گونه اي است كه برنامه هيچ مطلب ضد اسلام يا ضد انقلابي نمي گويد اما جزييات بيان مطلب اثر به گونه اي است كه افكار مبتذل را در جامعه رواج مي دهد. در همين مجموعه اي كه به آن اشاره كردم، شخصيت ها به طور مدام يا نزديك دستشويي و توالت هستند يا درباره آن صحبت مي كنند و يا حتي برخي از شخصيت ها دچار مشكلات پزشكي است. در حال حاضر كمدي ما به سمت آثار دهه 40 تمايل پيدا كرده است كه در آن گفتن هر حرف و انجام هر عملي فقط به قيمت خنداندن مخاطب مجاز شناخته مي شود.
وي ارزيابي خود از حجم برنامه هاي سرگرم كننده تلويزيوني و بيان خصوصيات يك مجموعه تلويزيون سرگرم كننده مناسب بيان كرد:  در حال حاضر سطح كمي آثار تلويزيوني سرگرم كننده خوب است. اما مساله اينجاست كه نگاه درستي نسبت به تصويب اين آثار وجود ندارد. يعني اينكه براي تصويب و ارايه آثار تلويزيوني بايد افرادي فرهيخته به كار گرفته شود. نه اينكه افرادي در اين زمينه به كار گرفته شوند كه از آگاهي و دانش كافي برخوردار نيستند و شرايط توليد آثار بي كيفيت را فراهم مي كنند. به عقيده من شاد بودن و خنديدن بسيار خوب است و بسياري از مسايل و مشكلات و تنش هاي جامعه را مي توان با استفاده از آثار مفرح و سرگرم كننده برطرف كرد. اما در حال حاضر برنامه هاي سرگرم كننده تلويزيون درباره نقاط ضعف و مشكلات جسمي افراد تاكيد مي كنند و به تمسخر افراد مختلف مي پردازند. طرح مسايل جنسي به شكل هاي مختلف هم از ديگر ضعف هاي مهم آثار سرگرم كننده است. مساله اينجاست كه هر جامعه اي شرايط خاص خود را براي ساخت آثار تلويزيوني سرگرم كننده دارد كه مديران و برنامه سازان بايد به اين شرايط توجه كنند. براي نمونه زماني بيان ماجراهاي ملاصدرا جزو سرگرمي هاي اجتماع به شمار مي فت. اما در حال حاضر شرايط تفاوت كرده است و بايد به نسبت اين تغيير برنامه هاي تلويزيوني هم ارايه شوند.
کد خبر 134072

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 14 =