دکتر محمد علی آذرشب در مورد معیارهای اخلاقی برای یک گفتگوی منطقی به خبرنگار مهر گفت: مهمترین معیار اخلاقی برای گفتگو این است که هردو طرف باید هم گوینده باشند هم شنونده، یعنی اینطور نباشد که به هنگام سکوت هم، در ذهنشان حرف بزنند و تدارک پاسخ طرف مقابل را ببینند و به آن فکر کنند . بلکه استماع کنند یعنی حرفهای طرف مقابل را با جان و دل گوش فرا دهند که قرآن هم بسیار بر این نکته تأکید کرده که گفتارهای گوناگون را بشنوید و از میان آنها بهترینها را انتخاب کنید.
وی مهمترین معیار اخلاقی برای گفتگو را حرف درست و حسابی زدن از دو طرف و شنیدن کامل همدیگر دانست و معیارهای دیگر را چنین برشمرد: نکته دیگر مشخص کردن موضوع گفتگو است یعنی بحث پراکنده نشود تا به نتیجهای نرسد اینکه دایره بحث محدود شود و خیلی به شاخ و برگ نپردازند. سوم اینکه سعه صدر داشته باشند یعنی حرف مخالف همدیگر را هم تحمل کنند و حرفی که مورد پسندشان نیست اگر درست است باید بپذیرند و با فکر و اندیشه آنها را بررسی کنند. چهارم یک قاعده مهم در گفتگو است اینکه همه حقیقت در پیش من نیست و احتمال اشتباه من هم است و احتمال درستی سخنان طرف مقابل و حرفهای مخالف من هم است. این موضوع اگر رعایت شود این باور غلط که حرفهای من همگی درست هستند و حرفهای طرف مقابل همگی باطل، اصلاح میشود.
رئیس مرکز مطالعات فرهنگی ایران و عرب تقریب مجمع جهانی مذاهب اسلامی درمورد موانع موجود در سر راه گفتگوهای منطقی در فرهنگ ما همچنین اظهارداشت: مهمترین مانع طاغوت یا هوای نفس طرفین گفتگو است که مبدل به یک بتی میشود که انسانها را از شنیدن سخن حق و گفتگوی حقیقی باز میدارد. به عبارت دیگر گفتگوها در فرهنگ ما غالبا بر اساس فکر و اندیشه و منطق و عقلمان پیش نمیروند بلکه این هوای نفسمان است که گفتگو را کنترل میکند.
این استاد زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران ادامه داد: هوای نفس مانع استماع و شنیدن و رسیدن به حقیقت میشود. به عبارت دیگر وقتی طاغوت و یا هوای نفس بزرگ میشود و اوج میگیرد نمیگذارد حرف صحیح و سخن حق به گوشها برسد. دیگر مانع این است که دوطرف فقط میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند و به حرفهای دیگری گوش نمیدهند.
آذرشب در مورد اینکه پایبندی به حقیقت و داشتن صداقت تاچه اندازه برای یک گفتگوی منطفی لازم هستند نیز گفت: پایبندی به حقیقت و داشتن صداقت اصل قضیه هستند یعنی تمامی خدایان دروغین نفس و جامعه را دور ریختن و به خدا پناه آوردن و وقتی چنین حالتی اتفاق بیفتد گفتگوها به نتیجه میرس. انسان وقتی دنبال حقیقت باشد بافکر و اندیشه عمل میکند و این مسئله بسیار حیاتی و حساس درگفتگوها است.


نظر شما