این نویسنده، مترجم و شاعر در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره دلیل مخالفتش با ادبیات عامهپسند گفت: مهمترین عنصری که در ادبیات عامهپسند رعایت نمیشود، این است که عمل خواندن به آن مفهومی که در تئوریهای ادبی مطرح میشود، در این قبیل رمانها اتفاق نمیافتد؛ به عبارت روشنتر دانشی در آنها وجود ندارد تا در مقابل دانش خواننده کتاب بایستد و به همین خاطر است که خواندنشان ساده است.
مترجم رمانهای «بنگر فرات خون است»، «آب خوردن مورچه» و «خروسخوان» (هر سه از یاشار کمال) افزود: کتاب صرفاً برای سرگرمی نیست و باید چیزی به اطلاعات و دانش خواننده اضافه کند. در واقع نویسنده باید بخشی از دانش خودش را که طبیعتاً باید از دانش اکثر خوانندها بیشتر باشد، از طریق کتاب به مخاطب منتقل کند و از این طریق میان دانش مخاطب و نویسنده، اصطکاکی ایجاد شود و آنجاست که عمل خواندن و کسب دانش تازه اتفاق میافتد.
این منتقد ادبی همچنین با اشاره به پرفروش بودن برخی آثار عامهپسند گفت: کتاب از یک جنبه کالاست، ولی این بخش ربطی به ما به عنوان نویسنده ندارد و بیشتر به ناشر برمیگردد. البته من هم معتقدم بخشی از کارکرد کتابها، سرگرمی است ولی بخش مهم آن ارتقای فکر مخاطبان است.
سیفالدینی سپس به کارکرد ادبیات جدی پرداخت و اضافه کرد: ادبیات جدی بخش دوم را پررنگ میکند و این میتواند در همه ساحتها اعم از سیاسی، ادبی، فلسفی و هنری اتفاق بیفتد.
وی در پاسخ به این سئوال که «فکر نمیکنید کتابهای عامهپسند همین که میتوانند تعدادی از مردم را به جمع کتابخوانان اضافه کنند، نقش مثبتی دارند؟» گفت: بله ولی به شرطی که در زمان نوشتن کتابمان، به ارتقای فکر مخاطب هم توجه داشته باشیم.
این مترجم و منتقد ادبی افزود: نویسندگان عامهپسندی که مدعیاند کارشان رو به ارتقا است، باید مشخص کنند که منظورشان از این ارتقا دقیقاً چیست؟ آیا میخواهند به ادبیات جدی نزدیک شوند یا در همان ادبیات عامهپسند رشد کنند؟ اگر منظورشان، مورد اخیر است، آن را تعریف کنند که چطور میتوان در ادبیات عامهپسند رشدی هم متصور بود؟ تا به حال جوابی از این نویسندگان برای این سئوال خودم نشنیدهام.


نظر شما