۱۶ اسفند ۱۳۹۰، ۹:۲۳

یادداشت مهمان/

اخلاق انتخاباتی بعد از پیروزی در انتخابات

اخلاق انتخاباتی بعد از پیروزی در انتخابات

بوشهر - خبرگزاری مهر: حامد فکوری کارشناس تشکلهای دینی اداره کل تبلیغات اسلامی استان بوشهر در یادداشتی به موضوع اخلاق انتخاباتی بعد از پیروزی در انتخابات پرداخته است.

به گزارش خبرنگار مهر، حامد فکوری نوشته است: تاریخ پرفراز و نشیب کشور اسلامی ایران سراسر شاهد شور آفرینی و حضور مردم در عرصه های حماسه و ایثار بوده است، حضوری که گاه تلخ کامی های دوران مشروطیت را در پی داشته و گاه شیرینی انقلاب اسلامی را در خاطر خود ثبت کرده است؛ بدون تردید تلخ کامی ها و شکست های حضور مردم را باید در پشت کردن و بی اعتنایی به آموزه های اهل بیت علیهم السلام، جستجو کرد.

همان عنصری که شیخ فضل الله نوری، دغدغه آن را تا پای چوبه ی دار داشت و پیروزها و کامیابی ها را باید مرهون عمل به دستورات اسلامی درباره چگونگی "مردم سالاری دینی " دانست. نهادینه کردن و اجرای دستورات سیاسی اسلام توسط امام خمینی (ره) بود که کشتی انقلاب را به ساحل پیروزی رساند.

 دستورات ناب اسلام در هر زمینه از نظام مردم سالاری دینی دارای نظریه های نوین و کارآمدی است که در هر عصر و زمان قابل اجراست. انقلاب اسلامی در طول تاریخ خود انتخابات فراوانی را برگزار کرده و حماسه های حضور بسیاری را به تماشا گذاشته است.

که در این مختصر با استفاده از منابع غنی آیات و روایات اسلامی، به نقش اجتماعی و اخلاقی یک منتخب بعد از پیروزی در انتخابات؛ اشاره خواهم نمود، که انشاالله مورد استفاده عموم مردم قرار گیرد.

شکرگزاری:


قرآن می فرماید:" اذا جا نصر الله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمد ربک" (( وقتی از طرف پروردگارت یاری و پیروزی نصیب تو شد و دیدی که مردم گروه گروه در دین خدا وارد می شوند پس با سپاس خدا، تسبیح پرودگار نما )).

همچنین حضرت امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:" شکر کل نعمة الورع عن محارم الله " (( شکرگزاری در نعمت، یعنی خودداری از ابتلا به حرام های الهی )).

و از همین جاست که سعدی می فرماید:  شکر نعمت، نعمتت افزون کند  /  کفر نعمت از کفت بیرون کند.

امام سجاد علیه السلام می فرماید: (( حق کسی که به تو نیکی کرده این است که از او تشکر کنی، نیکی اش را بر زبان آوری، از وی به خوبی یاد کنی، میان خود و خدا، برایش خالصانه دعا کنی، اگر چنین کنی بی گمان، آشکارا و پنهان، از او تشکر کرده ای، البته اگر روزی توانستی نیکی او را جبران نمائی این کار را انجام بده )).

وفاداری:

قرآن کریم می فرماید:" والموفون بعهدهم اذا عاهدوا " (( به عهد خود وفا دارند آنگاه که عهد بندند )).

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: " الوفاء عنوان وفور الدین و قوة الا مانة " (( وفاداری، نشان دین داری زیاد و امنت داری قوی است)).

بالاترین نشانه صداقت نیز در وفاداری است که مولا فرمود: "احسن الصدق الوفا بالعهد " و می فرماید: "بحسن الوفاء یعرف الابرار" (( با خوش وفائی، نیکان و ابرار شناخته می شوند )).

خدایی بودن، راه کامیابی ابدی در دنیا و آخرت را به روی انسان می گشاید. مسئول وفادار و امانتدار برای همیشه مورد اعتماد می ماند و هر روز بر جلال و احترام او افزوده می شود.

حضرت علی علیه السلام می فرماید:"من وفی بعهده اعرب عن کرمه" (( آنکه به میثاق وفا بورزد، بزرگی خویش را نشان میدهد)).

باید مسئول حکومت اسلامی، به گونه ای انجام وظیفه کند که امام زمان (عج) او را به عنوان سربازی وفادار و یاری محکم و راست کردار قبول نماید.

حضرت حجت علیه السلام به شیخ مفید (ره) در همین زمان غیبت کبری نامه می نویسد. در برخی از آن نامه ها می نویسد: " خدا را سپاسگزارم که اجازه داد به تو نامه بنویسم ".  در نامه ای شیخ مفید (ره) را با القاب و صفات خاصی می ستاید و ار او به عنوان؛ عبد صالح خدا، دوست محکم من، بنده ی مخلص، شیخ مفید و ... نام می برد.

دو نمونه از نامه های امام زمان (عج) به شیخ مفید، درج می شود که مسئولین نیز در سایه ی کردار خداپسندانه، در عرصه ی امتحان الهی همانند او مورد لطف و توجه ظاهری و باطنی حجت خدا قرار گیرند که این بالاتر از همه  لذت های مادی و سیاسی است.

بسم الله الرحمن الرحیم

امام بعد از سلام بر تو ای دوستدار مخلص در دین که در ولایت ما به یقین مخصوص گشته ای ... پس از ستایش و حمد خداوندی که معبودی جز او نیست و درود بر سید و مولی و پیامبر گرامی ما حضرت محمد (ص) خداوند توفیقت را در یاری از حق مستدام فرماید و پاسداشت را در نشر علوم ما براستی زیاد و فراوان نماید.

بدان که ما رخصت یافتیم تا تو را به نامه نگاری مشرف ساخته و دستور دهیم احکام ما را به دوستان مان که نزد تو هستند برسانی. خداوند خود آنان را کفایت فرماید. پس تو به یاری خدا واقف شو بر آن دشمنانی که از دین خدا بیرون رفته اند بدان چه اکنون برایت بیان می دارم و در رساندن آن به سوی آنان که اطمینان داری بر آن وجهی که برای تو می نویسم برسان.

ما اگر چه بر طبق آنچه خداوند برای ما و شیعیانمان مصلحت دانسته ت مادامی که دولت دنیا در دست فاسقان است جایمان از جای ستمگران دور است ولی با این حال به احوال شما آگاهیم و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست و ما از پیش آمد ناگواری که برای شما اتفاق افتاده آگاهیم و این پیش آمد بدان سبب شد که بسیاری از شما به سوی آنچه پیشینیان صالح از آن روگردان بودند متمایل گشته و بدان عهدی که از ایشان گرفته شده بود پشت پا زدند گویا اینان نمی دانند که ما در فکر شما هستیم و از یاد شما بیرون نرفته ایم و گرنه بلای سختی به شما می رسید و دشمنان شما را مستأصل می کرد.

و در ضمن یکی از توقیعات ( نامه امام زمان ) آمده ما گرچه در مکان های دور از ظالمان بسر می بریم خداوند متعال (فعلا) صلاح ما و شیعیان مومن ما را مادام که دنیا در دست فاسقان است چنین خواسته است. ما به ماجرای زندگی شما کاملا اطلاع داریم و از اخبار و آزاری که از ناحیه دشمنان به شما می رسد با خبریم چنان که با گذشتگان صالح چنین می شد.

ولی ما شما را فراموش نمی کنیم و توجه کامل به شما داریم وگرنه سخت در فشار قرار می گرفتید یا دشمن شما را نابود می کرد؛ تقوی و پرهیزکاری را پیشه کنید.

امام در توقیع دیگر می نویسد کسی که از برادران دینیت تقوی پیشه کند و از خدا آنچه که بر عهده اش هست به مستحقش واگذار کند از فتنه و آشوب باطل محفوظ خواهد ماند و اگر پیرامون ما همگی با صدق قلب وفای به عهد کنند برکت ملاقات ما از آنها تأخیر نمی افتد و سعادت دیدار ما سریعا به آنها با کمال شناخت و خلوص خواهد رسید خداوند یار و یاور ماست و او برای ما کافی است و او نیکو نگهبان است و درود خدا بر آقای ما بشارت دهنده و ترساننده، محمد (ص) و دودمان پاکش باد.))

این نامه در آغاز شوال سال 412 هجری قمری از ناحیه ی مقدسه ی امام عصر (عج) برای شیخ مفید صادر شده است.
گزینش و انتصاب افراد شایسته:

یکی از اموری که منتخب مردم به صورت طبیعی پس از پیروزی با آن مواجه می شود انتظاراتی است که دوستان، اقوام و فعالان و تاثیرگذاران انتخاباتی او از وی دارند. زیرا کسانی بوده اند که در هنگام ورود به عرصه ی انتخاب از وی هواداری و طرفداری نمودنده اند و از طریق مالی، سیاسی، تبلیغاتی و ... او را حمایت نموده اند تا به این مسند دست یافته است و اکنون آنها انتظار جبران زحمات خود را از طریق منصب بخشی و جذب در بدنه ی مجموعه ای که فرد منتخب با آن مربوط است را دارند.

از منظر قرآن و روایات چنین ملاک ها و بهانه هایی جهت جذب اطرافیان به مسئولیت صحیح نیست. آنچه جذب و گزینش فرد منتخب را تحت تاثیر قرار می دهد عواملی است که به بررسی هر یک از آنها می پردازیم.

تعصب نژادی:

هر فردی به لحاظ فارس، عرب، ترک، کرد یا اقلیت بودن ممکن است تعصب هایی در این زمینه داشته و همین مطلب می تواند در انتخاب و گزینش های وی تاثیرگذار باشد و این امری غیراصولی است.

پیامبر گرامی اسلام در روز فتح مکه فرمود:"ان اباکم واحد، کلکم لآدم و آدم من تراب. ان اکرمکم عند الله اتقکم و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی" ( پدر شما یکی است، همه شما از آدم هستید و آدم از خاک است، با کرامت ترین شما نزد خدا با تقواترین است و عرب بر عجم جز به تقوا فضیلت ندارد.)

از رسول خدا (ص) نقل شده که آن حضرت فرموده اند: ( خداوند برای من وزرایی قرار داد) حضرت علی علیه السلام نام این وزراء را چنین برشرده اند: حمزه، جعفر، ابوبکر، علی، حسن، حسین، عبدالله بن مسعود، سلمان، عمار، یاسر، حذیفه، اباذر، بلال و مصعب.

در میان این مجموعه، سلمان فارسی و بلال حبشی، عرب نبوده اند و این تاکیدی بر پرهیز پیامبر از تعصب های نژادی در گزینش نیروی انسانی می باشد.

طبق نقل ابن هاشم صهیب بن سنان، ملقب به ابو یحیی که رومی بوده، وحشی حبشی، ابوکثبه فارسی، زید بن حارثه حبشی و ذو مخبر حبشی از جمله کارگزاران غیرعرب پیامبر (ص) بوده اند.

این رویه در حکومت علوی نیز مورد تاکید قرار گرفت و آن حضرت فردی به نام شنسب که ایرانی بود و از نسل غوریان بود را به عنوان فرماندار ناحیه غور هرات نصب فرمود.

گزینش خویشاوندی:

یکی از قشرهایی که فرد منتخب خود را وامدار آنها احساس می کند، خویشاوندان او هستند و بر همین اساس ممکن است شایسته گزینی او را تحت تاثیر قرار دهد.

پیامبر گرامی اسلام و ائمه اهل بیت علیهم السلام از این مطلب نیز به شدت پرهیز داشتند. نقل است که عباس عموی پیامبر (ص) و حضرت علی علیه السلام داماد و پسر عموی ایشان خواستار کلیدداری کعبه شدند، ایشان نپذیرفت و فرمود: "ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها" (( و اهل این امانت، عثمان بن طلحه است که کلیداری در خانواده ی آنها موروثی است.))

بنابراین خویشاوندان فرد منتخب هر چند به علت شناخته شده بودن ممکن است برای وی قابل اعتمادتر بوده و گزینش آسان تری داشته باشند اما نمی توان امتیازی برای آنان قائل شد مخصوصا آن که در جامعه افراد شایسته تری نیز برای تصدی مناصب وجود داشته باشد.

از منظر قرآن کریم ( اهل بیت ) امری است که با خویشاوندی به دست نمی آید چنان چه حضرت نوح به پروردگارش چنین عرض کرد: ( پروردگارا ! پسرم از خاندان من است، وعده ی تو درباره ی نجات خاندانم حق است و تو از همه ی حکم کنندگان برتری. خداوند فرمود: ای نوح ! او از اهل تو نیست او فرد ناشایسته ای است پس آنچه از آن آگاه نیستی از من مخواه؛ من به تو اندرز می دهم که از جاهلان نباشی.)

بر این اساس برای اهل بیت علیهم السلام و اهل بودن ملاک های توانیی و صلاحیت لازم است. در صورت وجود این ملاک ها در هر یک از اقوام، خویشاوندان، او نیز مانند دیگران خواهد بود.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: ( به خاطر آورید هنگامی را که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده ی این آزمایش ها برآمد خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم. عرض کرد: از دودمان من نیز امامانی قرار بده؛ خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی رسد و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقام اند.)

دوست گزینی:

از جمله کسانی که از فرد منتخب انتظار مسند و مقام دارند دوستان و آشنایان اویند که ممکن است بر نحوه جذب و گزینش او تاثیرگزار باشند و شایسته گزینی او را به بیراهه بکشانند. در چنین مواقعی نیز فرد باید تقوای الهی پیشه کرده و بین ارادت ها و لیاقت ها فرق بگذارد.

فعالان سیاسی:

دسته ای از افرادی که فرد منتخب معمولا خود را وامدار آنها می بیند کسانی هستند که در دوره رقابت تا زمان انتخاب برای وی تلاش کرده و فعالیت های سیاسی و تبلیغاتی کرده اند:

این دسته افراد نیز همواره از فرد منتخب انتظار سمت و مسئولیت در مقابل زحمات خود دارند. طلحه و زبیر از جمله فعالان سیاسی بودند که برای عزل عثمان و خلافت حضرت علی علیه السلام تلاش کردند و زبیر به لحاظ نفوذ سیاسی و مرتبه ای که در میان صحابه و مسلمانان صدر اسلام داشت تلاش های فراوانی برای دفاع از حق حضرت علی علیه السلام پس از سقیفه متحمل شد.

و او در روز شورا حق خود را برای خلافت به علی علیه السلام بخشید و در سخت ترین شرایط یار و همراه علی علیه السلام بود و حتی در شب دفن حضرت زهرا سلام الله علیها نیز وی از جمله کسانی بود که در آن شب شاهد دفن آن حضرت بودند.

ابن قتیبه دینوری در کتاب امامت و سیاست خود آورده است که طلحه و زبیر پس از بیعت همگانی با حضرت علی علیه السلام نزد آن حضرت آمده و گفتند با تو بیعت کرده ایم بر این که در زمام داری با تو شریک باشیم. پس از گفتگوی آنان با امام، آن حضرت با ابن عباس به گفتگو نشست و از وی نظر خواست، ابن عباس گفت: به نظر من آن دو خواهان حکومت هستند که زبیر را به حکومت بصره و طلحه را به حکومت کوفه بگماری. حضرت خندید و فرمود وای بر تو ! در کوفه اموال و مردان بسیار است... اگر حرص این دو بر زمام داری آشکار نشده بود ممکن بود به آنان نظری داشته باشم.

همین استقامت امیرالمومنین علیه السلام بود که منجر به پیمان شکنی و جنگ طلبی آنان شد.

تواضع نسبت به مردم:

یکی از آثار منفی قدرت، تکبر و تفاخر بر دیگران است که اندک افرادی خودساخته و مهذب توان مقاومت در برابر این بار ضد ارزشی و منفی را دارند.

آنچه بر خود منتخب لازم است اینست که پس از برگزیده شدن توسط مردم تواضع را نسبت به مردم و کسانی که او را بر مسند قدرت نشان داده اند، رعایت نماید.

نگاه اسلام به حاکم اسلامی و مردم نه نگاه عبد و مولا و نه چوپان و گله است بلکه اسلام حاکم را امین حقوق مردم و مسئول در برابر آنان می داند. و هم از این روست که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند:"کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته " ( هر کدام از شما مسئول هستید و درباره ی افرادی که به سخن شما گوش می دهند بازخواست خواهید شد.)

لذا حضرت علی علیه السلام خطاب به نماینده و فرماندار خود در آذربایجان فرموده اند: "ان عملک لیس لک بطعمة ولکنه فی عنقک امانة و انت مسترعی لمن فوقک لیس لک ان تفتات فی رعیة و لا تخاطر الا بوثیقة" ( همانا فرمانداری برای تو وسیله ی آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن تو است، باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی، تو حق نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی، و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمائی... .)

و در خطبه ای دیگر چنین فرموده اند: " لا تقولن انی مؤمر امر فاطاع فان ذالک اذغال فی القلب و منهکة للدین و تقرب من التغیر" ( به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نیز فرمان می دهم، پس باید اطاعت شود؛ که این گونه خود بزرگ بینی دل را فاسد، و دین را پژمرده و موجب زوال نعمت هاست.)

آن حضرت در نامه ای به بعضی از عاملان خود فرموده اند: " فانکم خزان الرعیة و وکلاء الامة و سفراء الائمة " ( همانا شما خزانه داران مردم و نمایندگان ملت و سفیران پیشوایان هستید.)

توجه به خواست عمومی در برابر تقاضاهای حزبی و گروهی:

از جمله اموری که هر مسئولی پس از انتخاب با آن مواجه است تقابل خواست عموم مردم با خواسته های حزبی و گروهی است. و در صورت وابستگی خود وی به آن حزب یا گروه اقلیت انتخاب مسیر بسیار دشوار و سنگین می گردد.

در دستورات اسلامی تقدم خواست عموم مردم بر تقاضای دسته ها و گروه های محدود و حزب ها توصیه شده است.

حضرت علی علیه السلام به مالک اشتر چنین فرموده اند:" ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضا الرعیة فان سخط العامة یجحف برضا الخاصة و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضا العامة و لیس احد من الرعیة اثقل علی الوالی مؤونة فی الرخاء و اقل مؤونة له فی البلاء و اکره للانصاف و أسال بالالحاف و أقل شکرا عند الاعطاء و ابطا عذرا عند المنع و اضعف صبرا عند ملمات الدهر من اهل الخاصة. و انما عماد الدین و جاع المسلمین و العدة للاعداء، من الامة فلیکن صغوک لهم و میلک معهم"

( دوست داشتنی ترین چیزها نزد تو، در حق میانه ترین، و در عدل فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد، که همانا خشم عمومی مردم، خشنودی خواص (نزدیکان) را از بین می برد، اما خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر می کند. خواص جامعه، همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر و در خواسته هایشان پافشارتر و در عطا و بخشش ها کم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دیرعذر پذیرتر و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند. در صورتی که ستون های استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیره ی دفاعی، عموم مردم می باشند، پس به آنها گرایش داشته و اشتیاق تو با آنان باشد.)

ارتباطات مردمی:

آشنایی با مشکلات مردم، جز از راه ارتباط نزدیک با ایشان میسر نخواهد شد و این شرط موفقیت یک برگزیده ی مردم است، اینکه خود را جزئی از مردم کوچه و بازار بداند و نه تافته ای جدا بافته.

حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند: " اما بعد فلا تطولن احتجابک عن رعیتک فان احتجاب الولاة عن الرعیة – شعبة من الضیق و قلة علم بالامور و الا حتجاب منهم یقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه، فیصغر عندهم الکبیر و یعظم الصغیر و یقبح الحسن و یحسن القبیح و یشاب الحق بالباطل و انما الوالی بشر لا یعرف ما تواری عنه الناس به من الامور ..."

( هیچگاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، که نهان شدن از رعیت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است باز می دارد، پس کار بزرگ، اندک، و کار اندک بزرگ جلوه می کند، زیبا زشت، و زشت زیبا می نماید، و باطل را به لباس حق در آید. همانا زمامدار، آنچه را که مردم از او پوشیده دارند نمی داند، ... . )

از سوی دیگر امیرالمومنین علی علیه السلام واسطه قرار دادن افراد بین خود و مردم را مورد نهی شدید قرار داده و فرموده اند: " لا یکن لک الی الناس سفیر الا لسانک و لا حاجب الا وجهک و لا تحجبن ذا حاجة عن لقائک بها فانها ان زیدت عن ابوابک فی اول وردها لم تحمد فیما بعد علی قضائها " ( جز زبانت چیز دیگری پیام رسانت با مردم، و جز چهره ات دربانی وجود نداشته باشد و هیچ نیازمندی را از دیدار خود محروم مگردان، زیرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود، گرچه در پایان حاجت او برآورده شود دیگر تو را نستاید.)

والسلام علی من اتبع الهدی

...................................

حامد فکوری – کارشناس تشکلهای دینی اداره کل تبلیغات اسلامی استان بوشهر

کد خبر 1552166

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha