امام خمینی(ره) به روایت آیت الله مسعودی خمینی

قم - خبرگزاری مهر: آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی یکی از یاران و نزدیکان رهبر کبیر انقلاب است که بیش از 40 سال همراه امام خمینی‌(ره) بود. وی در گفتگو با خبرنگار مهر بخشی از خاطرات خود از امام راحل را بیان کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی یکی از یاران و نزدیکان امام خمینی(ره) در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که تقریبا از سال 1326 تا زمان رحلت امام خمینی(ره) همراه ایشان بود.

وی علاوه بر عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بیش از 17 سال مسئولیت تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) را برعهده داشت.

خبرنگار مهر در قم، به مناسبت سالگرد ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی گفتگویی با آیت الله مسعودی خمینی انجام داده است که در ذیل می‌آید.

- نحوه آشنایی شما با امام خمینی‌(ره) به چه شکل بود؟

آیت الله مسعودی خمینی: هنگامی که در خمین بودم کم و بیش امام را به اسم می‌شناختم و دلم می‌خواست که با ایشان بیشتر آشنا بشوم و در سال 1326 که از اراک برای تحصیل علوم دینی به قم رفتم یک روز که از کنار مسجد محمدیه که در خیابان ارم قرار داشت رد می‌شدم دیدم که آقایی در این مسجد در حال درس دادن هستند دنبال کردم ببینم چه کسی است که ناگهان آیت الله سبحانی که آن موقع طلبه بودند از در بیرون آمدند. از ایشان پرسیدم چه کسی است که درس می گوید و آیت الله سبحانی گفت: روح الله که از اهالی خمین است.

بعد از درس وقتی امام از مسجد بیرون آمدند من تا منزل پشت سر ایشان بودم و این کار یک ماه ادامه داشت و بعد از آن در دهه فاطمیه بود که شنیدم امام در منزل خود روضه دارند و این شد که به مجلس روضه رفتم و آنجا بود که آقامصطفی پسر امام از جمع پرسید چه کسی حاضر است چای بدهد و من هم داوطلب شدم و حاج مصطفی چای می‌ریختند و من چای را به جمع می‌دادم.

از آن زمان به بعد بود که در روضه و مراسم‌هایی که در خانه امام بود شرکت داشتم ماجرا ادامه داشت تا یک روز بعد از تابستان که من به خمین رفته بودم هنگام بازگشت به قم از آنجایی که من با برادر امام رابطه خوبی داشتم، ایشان مبلغی پول به من دادند و گفتند این پول‌ها را به امام بدهم و من موقع بازگشت به قم به مسجد سلماسی که امام در آن موقع آنجا درس می‌گفت رفتم و بعد درس نزد امام رفته و پول‌ها را به ایشان دادم گفتم از خمین آمده‌ام و طلبه هستم و تا مسیر منزل نیز ایشان را همراهی کردم و این باب آشنایی ما با امام شد.

آغاز مبارزات امام و شناخته شدن ایشان توسط مردم به چه شکل بود؟

قبل از شکل گیری طرح انجمن‌های ایالتی و ولایتی امام بیشتر در حوزه شناخته شده بودند اما با طرح این موضوع و سخنرانی‌های امام علیه آن دیگر ایشان چهره مردمی و شناخته شده گرفت.

مهمترین تاکید امام در آغاز انقلاب بر چه چیزی بود و آیا ایشان از همان ابتدا به فکر سرنگونی شاه بودند؟

بله، باید بگویم ایشان برخلاف برخی افراد و علما و بزرگان که در آن زمان بر این عقیده بودند که با شاه کاری نداشته باشیم و باید با اطرافیان وی مبارزه کنیم. امام در همان ابتدا بر این امر تأکید داشتند که شاه خود باعث فساد و مخالف اسلام است و باید با شاه مبارزه کرد.

مطلب دوم که امام در همان ابتدای مبارزات خود برآن تأکید داشتند این بود که مردم باید در صحنه باشند و باید مبارزات از مساجد آغاز شود و همین بود که در همان ابتدا نامه‌هایی را به برخی علما در شهرهای مختلف نوشتند که مردم را باید دعوت به قیام کرد و اولین نامه‌ای هم که نوشتند نامه به ِآیت الله محلاتی بود و همچنین نامه‌هایی به آیت الله قاضی در تبریر، آخوند ملاعلی در همدان و آیت الله فلسفی و آیت الله مروارید در مشهد و برخی دیگر از علما نوشتند که همین امر و مخالفت‌هایی که با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی صورت گرفت منجر به لغو این لایحه در سال 1341 شد.

حمله رژیم به فیضیه و واکنش امام به آن به چه شکل بود؟

در فروردین 1342 بود که کماندوهای رژیم به مجلسی که از سوی آیت الله گلپایگانی در مدرسه فیضه به منظور سالروز شهادت امام صادق(ع) برگزار شده بود حمله کردند. زمانی که به مدرسه حمله شد من در منزل امام بودم. شنیده‌ها حاکی از آن بود که عده‌ای از طلبه‌ها را زده‌اند و برخی را نیز کشته‌اند و من مشاهده کردم که برخی از زخمی‌ها را از فیضیه به منزل امام آوردند.

از آن تاریخ به بعد مدرسه فیضیه به شکل نیمه بسته بود و رفت و آمدها توسط طلاب کنترل می‌شد تا ساواکی‌ها نتوانند به مدرسه راه پیدا کنند.

امام بعد از ماجرا از هر فرصتی برای افشاگری علیه رژیم استفاده میکردند و قبل از حلول ماه محرم به طلبه‌هایی که خدمت ایشان رسیده بودند پیام دادند که به تبلیغ بروید و امسال روضه فیضیه را هم برای مردم بخوانید که در این زمان تا سخنرانی و دستگیری و یبعید امام، فعالیت‌ها همچنان ادامه داشت.

حوادث 15 خرداد و تبعید امام چگونه شکل گرفت؟

عصر روز 13 خرداد 1342 مصادف با روز عاشورا بود که امام سخنرانی تاریخی خود را انجام داد و علنا وارد مبارزه علیه رژیم شاه شد و با توجه به دوراندیشی و ذکاوت و تدبیر امام خمینی(ره) قطعا سخنرانی در این روز با توجه به آنکه مصادف با روز عاشورا بود و جمعیت زیادی نیز گردهم آمده بودند بهترین زمان برای افشاگری و آغاز علنی مبارزات بود.

بعد از سخنرانی در شب 15 خرداد عده‌ای کماندو ماشین فولکسی را به شکل چراغ خاموش از چند صد متر مانده به منزل امام با هل دادن، به درب منزل امام آوردند و بعد از دستگیری، ایشان را از آنجا به میدان بیمارستان برده و پس از سوار بر ماشین دیگر از قم به تهران منتقل کردند و فردا صبح 15 خرداد بود که مردم خبر دستگیری امام را متوجه شدند و عده زیادی از مردم قم به سمت صحن بزرگ حرم حضرت معصومه‌(س) حرکت کردند که در همین زمان درگیری بین کماندوهای شاه و مردم شکل گرفت و شعار مرگ بر شاه نیز در همین جا بود که رواج یافت و تا پیروزی انقلاب همچنان تکرار شد.

آقای پسندیده و اقا مصطفی که نمی‌دانستند امام به کجا منتقل شده و نگران جان ایشان بودند، سریعا با تهران و جاهای مختلف تماس گرفتند تا ببینند امام را به کجا برده‌اند.

نورالدین، برادر امام بلافاصله عازم تهران شد و به دیدن سرهنگ پاکروان رفت و به وی هشدار داد که یقین داشته باشید چنانچه امام را اعدام کنید از دستگاه سلطنت چیزی باقی نمی‌ماند و این امر باعث شد که وحشت از قیام مردم موجب شود که امام را تبعید کنند.

در دوران تبعید شما چگونه با امام ارتباط داشتید؟

من در ایران بودم و از طریق دوستان از احوالات ایشان جویا می‌شدم و پیام‌ها و نوارهای ایشان را با کمک دوستان تکثیر کرده و در قم و برخی مواقع سایر شهرها پخش می‌کردیم.

هنگام حضور امام در نجف، من نزدیک یک ماه نزد ایشان رفتم و می‌دیدم که امام هیچ یک از مقاماتی که از سوی حاکمیت عراق نزد وی آمده و درخواست ملاقات خصوصی می‌کردند را نمی‌پذیرفتند.

برنامه زندگی امام راحل چنان نظمی داشت که ایشان هر شب ساعت 9 به زیارت مرقد امیرالمومنین(ع) می‌رفتند و خواندن زیارت جامعه که از امام هادیع) نقل شوده بود در هنگام زیارت‌های خود قرائت می‌کردند.

امام به دلیل اینکه در نجف، مراجع حضور داشتند برای احترام به مراجع زیاد خود را نشان نمی‌دادند تا زمانی که بعد از فشارهایی که با موافق شاه و از سوی حکام بر امام وارد می‌شد و اعلام اینکه امام باید خاک عراق را ترک کند ایشان بدون هیچگون صحبتی آماده حرکت شدند که این طمأنینه، توکل و اعتماد به خداوند بسیار مثال زدنی است و ایشان پس از عراق به فرانسه رفتند که در فرانسه فعالیت‌ها شکل وسیع‌تر و بیشتری به خود گرفت تا زمانی که امام قصد عزیمت به ایران را کردند.

ورود امام به ایران و برنامه ریزی ها برای استقبال از ایشان به چه شکل بود؟

قبل از ورود ایشان به ایران کمیته استقبال در قم تشکیل شد و مرکز آن نیز ظاهرا در منزل آیت الله یزدی بود. ما خیال می‌کردیم امام بدو ورودشان به ایران مسقیما به قم خواهند آمد. اما بعدا خبر رسید که امام فعلا در تهران اقامت خواهند کرد.

بی درنگ کمیته استقبال به تهران منتقل شد که دیگر من در آن حضور نداشتم. یکی از مطالب که برایم بسیار جالب بود این بود که شنیدم وقتی امام در پاریس سوار هواپیما شدند دقایقی بعد ایشان فرموده بودند که من خوابم می‌آید. بعد به طبقه بالای هواپیما رفته و عبایشان را به عنوان بستر انداخته بودند و چیزی هم به صورت بالش زیر سر نهاده و در کمال آسایش خوابیده بودند.

ما که در ایران بودیم حال عادی نداشتیم. اما قدرت بالای روحی و اراده و استحکام شخصیت در امام به درصد بالایی از اطمینان نفس رسیده بود که باورکردنی نبود.

امام بعد از ورود به ایران به بهشت زهرا رفتند و من خاطره جالبی از آنجا دارم که وقتی امام فرمودند من توی دهن این دولت می‌زنم من که در پایین جایگاه بودم دیدم فردی به دوستش گفت " اصغر آقا، جون تو آقا خیلی تمیز اومدها " از صدای آهنگ این فرد متوجه شدم وی از تیپ خاصی است و من خیلی لذت بردم که کلام امام حتی در دل این گروه از افراد نیز اثر گذاشته است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نحوه برنامه ریزی امام برای پیشبرد انقلاب چه بود و مهمترین دغدغه ایشان در این امر چه چیزی بود؟

یکی از مباحثی که بسیار قابل توجه است این بود که امام برای انقلاب هیچگونه تشکیلاتی درست نکردند و همه را به خود مردم واگذار کردند و مردم در مساجد و به شکل خودجوش برنامه ریزی می‌کردند و تنها یک ماه قبل از ورود ایشان شورای انقلاب تنها تشکیلاتی بود که شکل گرفت و آن هم به منظور پیشبرد بهتر امور بود.

امام خمینی(ره) معتقد بودند انقلاب متعلق به مردم است و به هیچ تشکیلات و حزب و گروهی وابسته نیست و همین امر هم محقق شد و مردم در 12 فروردین 58 به انقلاب اسلامی رأی آری دادند و سه ماه بعد انتخابات مجلس خبرگان برگزار شد و 3 ماه بعد هم رفراندوم قانون اساسی که همه این‌ها به این علت بود که امام، انقلاب را متعلق به مردم می‌دانست و خود مردم به سرعت کارها را پیش می‌بردند و امام به امر نظارت می‌پرداختند که انقلاب در مسیر خود باشد.

مهمترین تأکید امام برای اطرافیان و مسئولان در آن زمان چه بود؟

امام راحل بر وحدت بین مسئولان و همچنین مردم تأکید زیادی داشتند و بر این نکته تأکید می‌کردند که اگر روزی اختلافات شروع شود انقلاب در خطر خواهد بود و تأکید ایشان همیشه بر این بود که در عین اختلاف سلیقه‌ها باید وحدت برای همه سرلوحه باشد.

نظر امام خمینی(ره) درباره رهبری انقلاب بعد خود چه بود؟

من نمیدانم نظر امام درباره جانشینی بعد از خود چه بوده است اما بعد از رحلت ایشان تاکنون باید بگویم کسی بهتر از مقام معظم رهبری نمی‌توانست انقلاب را بدین شکل اداره کند.

کسی را هم سراغ ندارم که با توجه به شرایط فعلی می‌توانست بهتر از ایشان انقلاب را اداره کند و ایشان مدام کوشش خود را به کار می‌گیرند. اما هم دشمنان داخلی و هم برخی از داخل علیه رهبری تلاش می‌کند و قصد ضربه زدن به نظام را دارند.

من در اینجا باید بگویم که امام تأکید فراوانی بر حضور روحانیت در صحنه داشتند اما در حال حاضر جریانی در کشور شکل گرفته که تلاش دارد روحانیت و مرجعیت را از صحنه خارج کند و اسلام منهای روحانیت را ترویج دهد و این در حالی است روحانیت در انقلاب نقش موثر و کلیدی داشته است اما در حال حاضر در برخی مجامع شاهد حضور روحانیت نیستیم که نباید اینگونه باشد.

کد خبر 1618252

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 11 =