نجومیان: مهرجویی بیشتر تحت تاثیر ادبیات آمریکاست تا ادبیات ایران

امیرعلی نجومیان در جلسه نقد رمان جدید داریوش مهرجویی گفت: با خواندن صفحات ابتدایی «در خرابات مغان» متوجه می‌شویم که شباهت‌های زیادی با «ناتور دشت» سلینجر دارد و به نظرم این اثر مهرجویی بیشتر تحت تاثیر ادبیات آمریکاست تا ادبیات ایران.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی رمان «در خرابات مغان» نوشته داریوش مهرجویی عصر دیروز سه‌شنبه 31 مرداد با حضور امیرعلی نجومیان، شیوا مقانلو، علی‌اصغر محمدخانی و نویسنده اثر در موسسه شهر کتاب برگزار شد.

امیرعلی نجومیان در این برنامه گفت: وقتی شروع به خواندن این رمان کردم، ه صفحه بیستم که رسیدم،‌ آن‌چه برایم جالب بود این بود که کتاب من را به یاد «ناتور دشت» سلینجر می‌انداخت و گویی در کتاب «در خرابات مغان» با یک هولدن کافیلد روبرو هستیم که صمیمانه و بدون غل و غش،‌ با مخاطبش حرف می‌زند. آن حرف‌ها هم به گونه دیگری خودش را در این کتاب نشان می‌دهد. ادبیات آمریکا سنتی است که از هاکلبرفین شروع می‌شود و به ناتور دشت می‌رسد و همین‌طور که جلو می‌رود، نمونه‌های زیادی از این دست می‌بینیم که شخصیت مشکل شخصی با جامعه‌اش دارد و می‌خواهد با مخاطب خود بی‌‍پرده حرف بزند.
 
وی افزود: من این کتاب اثر را بیشتر تحت تاثیر ادبیات آمریکا می‌بینم تا ادبیات ایران. اما مساله و کشمکش هولدن کافیلد در ناتور دشت چیست؟ موضوع این است که شخصیت کافیلد در ناتور دشت، در موقعیت گذار قرار دارد. یعنی در مرحله گذار از نوجوانی به بلوغ است. او نه کودک است نه بزرگسال. در کتاب «در خرابات مغان» هم با محمود ملکی روبرو هستیم که به تعبیری او هم در مرحله گذار است. یک وجه دیگر این داستان، مهاجرت است که باید درباره‌اش بحث شود.
 
این منتقد در ادامه گفت: به نظرم جدایی این اثر آقای مهرجویی از سلینجر غیرممکن است و همیشه رد پایش در کتاب مشخص و مشهود است. مساله اصلی در این داستان، ایمان است. درست است که داستان با عشق شروع می‌شود ولی آن‌چه تا پایان برای شخصیت اصلی می‌ماند، ایمان است. پارادوکس و تناقضی در مفهوم ایمان وجود دارد و آن این است که درونش هم قطعیت و هم تردید وجود دارد. اگر در ایمان قطعیت بدون تردید وجود داشته باشد، دیگر ایمان نمی‌شود و همین است که به آن موقعیت جذاب و معجزه‌وار می‌دهد.
 
نجومیان گفت: آن‌چه ایمان را جالب می‌کند، قطعیت نیست بلکه قطعیت با تردید است. شخصیت اصلی رمان آقای مهرجویی کشمکشی دارد، مانند شخصیت‌هایی که آن‌ها را در فیلم به تصویر کشیده است؛ مانند هامون. اما در این رمان شخصیت‌پردازی گاهی به سمت گروتسک یا شخصیت فانتزی می‌رود که این اتفاق در هامون رخ نداده است. شخصیت‌مان در این کتاب، بین سنت و مدرنیته گیر افتاده است ولی گذار در شخصیتی مانند هامون بسیار آهسته و خوب صورت می‌گیرد که باعث می‌شود باورپذیر باشد. یک شباهت دیگر میان محمود ملکی یا هامون در این است که در هامون، شخصیت علی عابدینی نقش مراد و راهنما را بازی می‌کرد و در رمان «در خرابات مغان» شخصیت شیخ را داریم.
 
مولف کتاب «درآمدی بر مدرنیسم در ادبیات» ادامه داد: تنش موجود در داستان، آن قدر زیاد می‌‌شود که به داستان حالتی فانتزی می‌دهد. مثلا شله‌زرد خانم ایتالیایی از طرف ماموران اف بی آی، برای این که بمبی در آن نباشد بازرسی می‌شود. این‌گونه فرازهای داستان است که حالتی فانتزی، کمیک و کمدی به کار می‌دهند. بحثی در این نیست که کل رمان یک لحن کمدی دارد، اما مساله این است که اگر کافیلد و هامون را در نظر داشته باشیم، محمود ملکی با وضعیت موجود در رمان، نمی‌تواند دقیقا مسیر آن‌ها را دنبال کند. دلیلش هم این است که آن کشمکش‌هایی که کافلید یا هامون با آن‌ها دست به گریبان‌ هستند، وقتی به محمود ملکی می‌رسند، حالتی فانتزی پیدا می‌کنند.
 
وی گفت: البته هدف این نبوده که داستانی کمدی ایجاد شود، ولی وضعیت یک ایرانی مسلمان در آمریکا در زمان وقوع حملات 11 سپتامبر که احساسات ضد اسلامی تشدید شده، احساسی کنایه‌آمیزی به آن می‌دهد. مساله شخصیت، برگ برنده آثار مهرجویی است؛ مش حسن، هامون و بسیاری از شخصیت‌های دیگر سینمایی مهرجویی، از شخصیت‌های ماندگار تاریخ سینمای ما هستند. پس اگر داستان را از منظر شخصیت نگاه کنیم، دچار این مشکل می‌شویم که شخصیت‌مان گاهی وارد فاز فانتزی یا کمیک می‌شود.
 
این مترجم در ادامه گفت: اما از دید ادبیات مهاجرت، مساله هویت یک مهاجردر فرهنگ میزبان مطرح است. اتفاقاتی که برای محمود رخ می‌دهد و مسخی که به صورت صریح و نه استعاری رخ می‌دهد، کاملا مسخ مهاجرانه‌است. تروما یا روان‌زخم مهاجر در این تجربه، کاملا قابل بررسی است. در ادبیات مهاجرت هر وقت صحبت از روان‌زخم یا تروما شده، در عین حال آثار این نوع ادبیات نتوانسته‌اند از کمدی دور شوند. گیی وضع یک مهاجر هم گریه‌دار است و هم تا حد زیادی خنده‌دار. این اثر هم چنین وضعیتی دارد گرچه بار کمدی‌اش بیشتر از بار تراژیک‌اش است. در بحث روایت باید به پایا داستان اشاره کنم که کاملا هالیوودی است. یعنی شخصیت‌های داستان فراری از آمریکا دارند که در فیلم‌های هالیوودی، فرارهایی به سمت مکزیک یا باهاما داریم. جالب است که داستانی که تماما در مذمت پول و سرمایه‌درای است، پایانش به طور کامل، تثبیت سرمایه‌داری است.
 
نجومیان گفت: تفاوت‌های اساسی میان دو رسانه سینما و ادبیات وجود دارد. به عنوان مثال در نشانه شناسی، به سینماتیک کد و لیترچریک کد بر می‌خوریم. نورپردازی یا تدوین به مفهوم سینمایی‌اش، در ادبیات جایی ندارد. رمزگان‌های ادبی هم برای خودشان توانش‌ها و محدودیت‌هایی دارند. ادبیات در تصویرپردازی از صناعات ادبی زیادی به ویژه استعاره و مجاز استفاده می‌کند که این دو صنعت، به اثر ساختار دلالتی می‌دهند. از این‌ مطالب گذشته، فرم زبان و آوا هم در ادبیات اهمیت زیادی دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد. استفاده کم از رمزگان‌های ادبی برای دنیای درونی شخصیت رمان «در خرابات مغان» کاملا مشهود است. این مطلب به همان کمیک شدنی که اشاره کردم، باز می‌گردد. در هامون از رمزگانه‌های سینمایی به خوبی استفاده شده بود. نمی‌خواهم به آقای مهرجویی بگویم که شما کپی می‌کنید ولی یک سری از صحنه‌های هامون را دقیقا می‌توان در این کتاب دید. مثلا در آن قسمتی که اشاره می‌شود، شخصیت‌مان موسیقی باخ گوش می‌دهد، خوب بود که اشاره می‌شد کدام قطعه را می‌شنود. چنین مواردی است که یک کتاب را به سمت یک اثر ادبی پیش می‌برد.
 
وی در پایان گفت: کتاب «در خرابات مغان» آماده فیلم شدن است. آن‌چه من را، که رشته‌ام ادبیات است راضی نکرد، آن استفاده کم از رمزگانه‌های ادبی در رمان بود. بخش‌هایی از کار به طور طبیعی دیالوگ است. دیالوگ هم ساده‌ترین رمزگان ادبی است. اما نکته‌ای که باید در این داستان به آن توجه می‌شد این بود که، با دو رنج مواجه هستیم نه یک رنج. رنج موجود در داستان رمان «در خرابات مغان» فقط رنج «هامونی» نیست بلکه یک رنج مهاجر هم در کنار آن وجود دارد.
کد خبر 1677781

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 7 =