مردم خوزستان خود را قرباني سياست هاي غلطي ميدانند كه مسئولان در اين استان اعمال كرده اند و با بررسي هاي خبرنگار سياسي "مهر"، به نظر مي رسد در پيدايش حوادث فروردين ماه بايد از ملاك هاي ناصواب انتصاب مسئولان استان، وعده هاي فراموش شده مسئولان دولتي، فقر و محروميت هاي شديد در برخي مناطق خوزستان بخصوص نقاط عرب نشين، تحركات چند حزب سياسي، فعال شدن باندهاي قاچاق اسلحه و مهمات در منطقه، توزيع پول و سلاح در بين اهالي برخي از مناطق، برگزاري نشست هاي قومگرايانه و توزيع فيلم و سي دي هاي هدفمند، نام برد.

در بخش اول گزارش خبرنگار اعزامي مهر به مناطق مختلف خوزستان ، ازنزديك با مردم اهواز وحجم مطالبات واقعي اما بر زمين مانده آنان آشنا شديم. اينك در بخش دوم به زمينه هاي وقوع اين حوادث كه ناشي از سوءمديريت ها و ناكارآمدي هاي مديران دولتي و سياسي مي باشد، اشاراتي خواهيم داشت.

با وجود وعده هايي كه براي پيشرفت استان و رفع مشكلات مردم در سالهاي گذشته داده شده بود، بسياري از مشكلات در استان خوزستان همچنان لاينحل باقي مانده و وعده ها جامه عمل نپوشيده است . سوال اساسي در اين باره اين است كه چرا؟

در شهر اهواز با تعدادي از دانشجويان و همچنين روزنامه نگاران محلي آشنا شديم. از آنجايي كه آنان ساكنان همين شهر بوده و به دليل نگاه نزديك و كلانشان به مسائل، از نخبگان خوزستان محسوب مي شوند، اين سوال را از آنان پرسيديم كه چرا وعده هاي مسئولان محقق نشده است و مشكل كار در كجاست ؟

  
در ميان اين همه خرج و همايش هاي ادبي وهنري ، يكبار شاعران بومي و عرب زبان منطقه گردهم نيامدند. داستان جشنواره ايران زمين و وقايع آن گواه خوبي براي سياست گذاري هاي فرهنگي در منطقه است. 
يك دانشجوي اهوازي
يكي از دانشجويان ادبيات دانشگاه شهيد چمران در بازديد از قسمت هاي مختلف شهر ما را همراهي مي كند، در درجه اول از مشكلي كه مرتبط با رشته خودش است، سخن مي گويد. او مي گويد: در اهواز شب شعرها و يا برنامه هاي ادبي برگزار مي شود كه متاسفانه كمترين و آخرين وقت را به هنرمندان و شاعران عرب براي ارائه آثارشان داده مي شود و به گونه اي آنان را تحقير مي كنند و يا كمترين كتابخانه هاي تخصصي عربي در اين شهر ايجاد شده است و اداره كل ارشاد نيز بهانه كمبود بودجه مي آورد در حالي كه چند صد ميليون هزينه برگزاري جشنواره ايران زمين در اين شهر شد كه همه شما جريانات اتفاق افتاده در آن را مي دانيد و اين ظلمي است كه در حق مردم عرب مي شود.

از وي پرسيديم كه علت اين مشكلات را در چه مي دانيد كه گفت : متاسفانه مسئولان فقط شعار مي دهند. آنها متوجه نيستند كه خوزستان مي تواند مركز صدور انقلاب و تشيع به جهان عرب باشد و بها دادن به ادبيات عرب به نفع ايران اسلامي تمام مي شود و فقط به انجام كارهايي كه اهداف سياسي در آن باشد اهتمام دارند.

درد ما اين است كه مسئول ارشد استان چاره مشكلات فرهنگي خوزستان را برگزاري جشنواره هايي مانند جشنواره ايران زمين مي دانند و حتي دانشگاه اهواز نيز امكان جذب دانشجويان عرب زبان كشورهاي خارجي را ندارد.

جاسم يكي ديگر از دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز است كه به واسطه نزديكي محل استقرارمان با اين دانشگاه، با او آشنا شديم. از جاسم هم مي پرسيم كه چرا وعده هاي مسئولان محقق نشده و مشكلات خوزستان همچنان به قوت خود باقي است؟ او ابتدا از حوادثي كه فروردين ماه در اهواز اتفاق افتاده براي ما گفت و سپس عنوان كرد انتصاب مديران نالايقي كه تنها بر اساس معيارهاي باندي و حزبي انتخاب شده اند، يكي از زمينه هاي وقوع اين درگيري ها و ناامني ها بوده است.

از او خواستيم كه دقيقتر برايمان توضيح دهد. جاسم گفت : آقاي مقتدايي به عنوان استاندار بومي، موفق و مورد عنايت مردم و مسئولان و روحانيت استان خوزستان  به جرم آنكه مطالبات حزبي و باندي يك حزب سياسي را تامين نمي كرد، به رغم تمامي اعتراض هاي مردمي از پست استانداري خلع و يك عنصر سياسي و حزبي به همراه ساير هم حزبانشان بر عاليترين مناصب و مسئوليت هاي استان تكيه زدند و منطقه استراتژيكي مانند خوزستان كه بايد مامن امن و آسايش و آرامش باشد، به جولانگاه مديران ناشايست، حزبي و باندي تبديل شد.

جاسم شرط لازم و ضروري براي رسيدگي درست به خواسته ها و مشكلات مردم را وحدت مسئولان مي داند و مي گويد : روابط سرد و نامطلوب آقاي استاندار با نماينده ولي فقيه و امام جمعه اهواز، نمايندگان خبرگان و مجلس نيز نكته مهمي است كه نبايد از آن غافل بود و نگاهي به مسئولان اين استان در بخش هاي آب، برق، مخابرات ، صنايع ، ارشاد و... نيز اين موضوع را بيشتر روشن مي سازد.

  
ايران يعني خوزستان ؛ خوزستان يعني ايران. احساسات قومي منطقه نه تنها مغايرتي با مليت ما ندارد بلكه همين احساسات قومي در دفاع مقدس به پاي پايداري كشور گذاشته شد. 
مردم منطقه
به گزارش خبرنگار اعزامي "مهر" به خوزستان، احساسات قومي ايجاد شده در خوزستان در سال 58 به بركت دفاع مقدس و مشاركت جانانه مردم شريف عرب در آن دفاع تاريخي فروكش كرد و همزيستي مسالمت آميزي به بركت تشيع و پيروي از ولايت اهل بيت جايگزين تنش گرديد اما متاسفانه در سالهاي اخير بر اثر دخالت نابجاي برخي از جناح ها و احزاب سياسي كشور در مسائل حساس سياسي استان و ايجاد چتر امنيتي جهت افراد و گروههاي قوميت گرا به منظور بهره برداري از آراء منطقه در انتخابات شوراها و مجلس ششم مجال تازه اي براي احياي نعره هاي قومي پيدا شد و رسما و عملا گروههايي با مرام ناسيوناليستي فعال شدند و جمعي از جوانان و نوجوانان فريب آن شعارها را خوردند.

با توجه به انتظارات مردم عرب اهواز و كاستي هاي موجود، عده اي فرصت طلب داخلي با هماهنگي زخم خوردگان خارج از كشور تلاشهاي گسترده اي را جهت ايجاد آشوب و بلوا سازماندهي نمودند.

افزايش حجم رفت و آمد هاي مشكوك سياسي برخي جريانات افراطي در روزهاي قبل از آغاز درگيري هاي فروردين ما به شهر اهواز و نشست آنان با برخي مسئولان را بايد با جديت و دقت پيگيري نمود ؛ از آنجا كه شنيده مي شود، اعضاي برخي احزاب  افراطي، به منظور بهره برداري از مسائل قوميتي در آستانه انتخابات رياست جمهوري، استان هاي مرزي كشور را ميان اعضاي حزب تقسيم كرده و هر يك مسئوليت استاني را جهت مصادره آراي مردم به نفع كانديدايشان به عهده گرفته اند كه در اين ميان تحريك مطالبات قومي استان هاي مرزي در دستور كار آنها قرار گرفته تا با ايجاد جو نارضايتي و تشنج، از كانديداي خود به عنوان فرشته نجاتي نام ببرند كه توانايي پاسخگويي به تمامي مطالبات آنها را داراست. غافل از آنكه بخش عمده اي از محروميت هاي موجود در استان هاي مرزي همچون خوزستان، محصول عملكرد حزبي و باندي اين حزب بوده است.

نكته ديگري كه توسط يكي از خبرنگاران يك روزنامه محلي در اهواز مطرح شد و توجه ما را بيش از پيش به خود جلب كرد اين بود كه برخي احزاب سياسي با روي كار آوردن مسئولان جناحي و غير بومي سعي داشته اند كه اين منطقه را كه در آن قوم عرب از اكثريت برخوردار است همچنان در محروميت نگاه داشته تا براي آنان حكم آتش زير خاكستري را داشته باشد كه در مواقعي همچون انتخابات بتوانند از آن بهره ببرند.

  
به نظرم مي رسد افراطيون سياسي با روي كار آوردن مديران مهسو در استان بنا داشتند محروميت همواره در منطقه وجود داشته باشد تا مثل آتشي زير خاكستر بعهدها قابل استفاده باشد. 
يك روزنامه نگار خوزستاني
اين روزنامه نگار به خبرنگار اعزامي مهر مي گفت: در ماه هاي پاياني سال 83، در يك روز 3 نشست قوميتي در شهر اهواز برگزار شد و متعاقب آن دو كانديداي رياست جمهوري با شعارهاي قومگرايانه وارد استان خوزستان شدند و وزارت كشور نيز در تهران علي رغم مخالفت وزارت اطلاعات با برگزاري همايش قوميت ها، پس از تعويق چند هفته اي ، سرانجام آن را با حضور افرادي شديدا حزبي و باندي برگزار كرد و از سوي ديگر، علي رغم مخالفت بسياري از نيروهاي دلسوز نظام، شوراي تامين استان خوزستان مجوز برگزاري هشتاد و پنجمين سالگرد شيخ خزعل را صادر نمود.

علاوه بر آنكه كمك ها و يارانه هاي پيدا و پنهان فراواني جهت تشكيل و گسترش فعاليت مطبوعات و احزابي چون آفاق اسلامي ، لجنه الوفاق العربي و ... در اين استان صورت مي گيرد كه سمت و سوي فعاليت آنها شديدا حزبي و بر خلاف منافع و مصالح نظام مي باشد.

گفته هاي اين روزنامه نگار ما را به شدت به فكر فرو مي برد. او به سنخيت شغلش جمع آوري خوبي از شواهد و اتفاقات روي داده، انجام داده بود و اين سخنان به ما در ادامه تحقيقاتمان بسيار كمك كرد.

برخورد با شواهدي ديگر و شنيدن سخناني از ساير مردم كه مويد مطالب مطرح شده توسط اين خبرنگار بود، ما را بيشتر به فكر فرو مي برد.

حاج مصطفي از اهالي اهواز است كه در بازار اين شهر مغازه دارد و ما توسط يكي از دوستان به او معرفي مي شويم كه از مشكلات خوزستان براي ما بگويد.

او پيرمردي 60 ساله به نظر مي رسد كه وقتي از مشكلات با ما سخن مي گويد، رنگ چهره اش برافروخته مي شود. اما ما از مصاحبت با او خيلي خوشحاليم چون به نكاتي جالب اشاره مي كند كه تا آن زماني كسي براي ما نگفته بود.

حاج مصطفي مي گفت: ناامني در اين شهر زياد است. مردم از جان خودشان مي ترسند چون هر لحظه ممكن است در وسط خيابان آنها را به بهانه اي بكشند. اما اين آقايان هيچ كاري نمي كنند.

او به جريان اشغال عراق اشاره كرد و گفت: بعد از پايان جنگ عراق كه انگليسي ها به لب مرز ما آمدند، اسلحه در شهر زياد شد و در اين روزها نيز اسلحه خيلي زياد شده و در روزنامه خواندم كه چندين باند قاچاق اسلحه را دستگير كرده اند اما هنوز خيلي از مردم خوزستان مسلح هستند. مثلا در درگيري مسلحانه ميان سه طايفه خزرج در شهر ملاثاني، زرگان در محله حاشيه اي زرگان و حميديه در محله كوروش تلفات زيادي به بار آمد كه نشان مي داد بسياري از مردم منطقه خوزستان مسلح هستند، به گونه اي كه بعضي وقتها قيمت يك اسلحه كلت واقعي، كمتر از اسلحه هاي باطري دار بچه ها خريد و فروش مي شد و افزايش سرقت هاي مسلحانه از بانك ها و طلا فروشي ها، آدم فروشي ها، آدم ربايي ها، باج گيري ها و راه بندان ها، شاهد ديگري بر افزايش فعاليت اين باندهاي قاچاق است كه علي رغم تمامي هشدارها، متاسفانه برخورد مناسبي با اين باندهاي قاچاق و گلوگاه هاي ورود و خروج آنان انجام نگرفت چون مسئولان فقط به فكر كارهاي سياسي خودشان هستند و اصلا بومي نيستند كه حرف مردم را بفهمند و بتوانند درد آنان را درمان كنند.

به گزارش خبرنگار ما، تني چند از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي پيش از اين نسبت به فعاليت هاي شركت نفتي شل در خوزستان هشدار داده بودند.

در خوزستان گفته مي شود كه "آقاي ع" معاون فرهنگي شهرداري اهواز با شركت نفتي شل هماهنگي كرد تا براي فعاليت هاي فرهنگي شهر از آنان كمك دريافت كند و در برخي خبرها و گزارش ها آمده است كه برخي نقاط سازماندهي و هدايت افراد آشوب طلب، در مراكز و موسساتي از شهر اهواز بوده كه توسط شركت نفتي شل و بانك جهاني كه در قالب پروژه هاي فرهنگي و علمي به بهره برداري رسيده بوده است و اتفاقا چند تن از اعضاي لجنه الوفاق نيز ارتباطات نزديكي با مسئولان شركت شل دارند، و جالب آن كه اخيرا مسئولان شركت نفتي شل اعتراف كرده اند در شورش هاي نيجريه و سرنگوني حكومت آن نقش اساسي را ايفا نموده اند.

در مجموع درد دل هاي مردم خوزستان در مورد كم كاري، اهمال و عدم برخورد جدي دستگاه هاي امنيتي با توزيع كنندگان پول، اسلحه، نامه جعلي، سي دي هاي قومگرايانه و رفت و آمد عناصر مشكوك سياسي، از ديگر عوامل ناآرامي در خوزستان بوده است كه اميدواريم مسئولان اين دستگاه ها، پاسخ قانع كننده اي براي افكار عمومي داشته باشند.

ايران براي همه ايرانيان يعني ايران بدون تبعيض، ايراني كه تمام اقوام به گونه اي يكسان از مواهب و سرمايه هاي آن بهره مند باشند. ايران براي ايرانيان يعني استفاده ابزاري از اقوام و طوايف ممنوع است و نبايد به آنان به چشم برگه هاي آراي انتخاباتي نگريست.

مردم خوزستان خود را قربانيان سياست هاي غلطي مي دانند كه توسط مسئولان در اين استان اعمال شده است و با بررسي هاي انجام شده توسط خبرنگار سياسي "مهر"، به نظر مي رسد در پيدايش حوادث فروردين ماه استان خوزستان بايد از ملاك هاي ناصواب انتصاب مسئولان استان، وعده هاي فراموش شده مسئولان دولتي، فقر و محروميت هاي شديد در برخي مناطق خوزستان بخصوص نقاط عرب نشين، تحركات چند حزب سياسي ، فعال شدن باندهاي قاچاق اسلحه و مهمات در منطقه، توزيع پول و سلاح در بين اهالي برخي از مناطق توسط احزاب وابسته به خارج كشور، برگزاري نشست هاي قومگرايانه و توزيع فيلم و سي دي هاي هدفمند كه جهت ايجاد آشوب در خوزستان تدارك ديده شده بود، نام برد.

حوادث فروردين ماه در عين حال تلنگر چند باره اي بر مسئولان و مديراني است كه زاويه نگاهشان تنها معطوف به منافع حزبي، باندي و قبيله اي است. ايران براي همه ايرانيان يعني ايران بدون تبعيض، ايراني كه تمام اقوام به گونه اي يكسان از مواهب و سرمايه هاي آن بهره مند باشند. ايران براي ايرانيان يعني استفاده ابزاري از اقوام و طوايف ممنوع است و نبايد به آنان به چشم برگه هاي آراي انتخاباتي نگريست. غيرت، حميت، هوشياري و بيدار دلي اقوام ايراني در برابر توطئه هاي بيگانه، همچون نگيني بر تارك تاريخ پر افتخار اين كشور مي درخشد و تقديم 15 هزار شهيد عرب زبان در سال هاي جنگ تحميلي و ايستادگي در برابر ارتشي كه براي نجات! خلق عرب و تجزيه و جداسازي خوزستان از مام ميهن به اين خطه مجاهد پرور حمله كرد، گواهي بر اين مدعاست كه خوزستان همان ايران است. ايراني يعني خوزستان و خوزستان يعني ايران.

کد خبر 189510

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 3 =