زرويي نصر آباد: طنز بدون انصاف ، هجو محسوب مي شود

گاهي نمي شود بعضي مفاهيم انتزاعي مثل "طنز" را تعريف كرد. از طرفي دركشورما بيشتر برخورد ها ذوقي است و مرز بندي درستي براي مسايل وجود ندارد.

 

ابوالفضل زرويي "طنزپرداز"  و مسئول دفتر طنز حوزه هنري در اين نشست افزود :  هزل ، هجو ، فكاهي و طنز  زيرمجموعه هاي شوخ طبعي هستند و هر كدام از اينها مي تواند در سينما، تئاتر و هنرهاي ديگر به كار برده شود و هنرهاي مذكور همگي قابل احترام و تعريف خاص خود را دارد .
 زرويي درادامه به تعريف زير مجموعه هاي شوخ طبعي پرداخت و گفت : هزل، يك كلام بيهوده است  و معناي خاصي را نمي رساند ، و گاهي هدف آن خنداندن افراد است ، اگرچه مي توان در آن  مفاهيم متعالي را نيز مشاهده كرد ، اماگاهي نيز با حرفهاي ركيك همراه مي شود.از نمونه هاي هزل مي توان به اين بيت اشاره كرد؛
زيرابروي مردمان چشم است     نمد سبزواراز پشم است !
اما درمورد هجوبايد اشاره كنم كه عده اي آن را زير مجموعه طنز نمي دانند . تعريف هجودركتابهاي درسي اشتباه است . در اين كتابها هجو را با بدگويي مقايسه كرده اند، در حالي كه ما درهجو تنها با بد گويي روبرو نيستيم . هجو در اصل بيان عيبهاي ديگران به گونه اي هنرمندانه است و با دشنام و فحش فرق مي كند ."وحشي بافقي" شاعر دوره مكتب « وقوع» مي گويد:                                     
گرخواجه به حق ما بدي گفت    ما روي زغم نمي خراشيم
 ما نيزنكويي اش بگوييم         تا هردو دروغ گفته باشيم       
 اين منتقد در تعريف  هنر فكاهي  و طنز اظهار كرد :  فكاهي ، مطلبي  است كه براي خند يدن گفته مي شود و قصد خاصي در آن وجود ندارد ، مانند جوك .
اما طنز را چنين مي توان تعريف كرد ؛ بيان انتقادات تلخ به زبان شيرين ، كنايي و نشاط آور كه منصفانه است . 
وي با مهم دانستن انصاف در طنز گفتن تصريح كرد :عده اي كه معتقدند انصاف در طنز نيازنيست، اشتباه است . طنز بدون انصاف ، هجو محسوب مي شود . از طرفي نشاط آور و خنده آور نيز با هم فرق دارد . گاهي ممكن است طنز باعث نشاط وانبساط خاطرشود، اما شخصي كه آن را مي شنوند نخند ند. يكي ديگر از خصوصيات طنزاين است كه ، طنز پرداز در مورد كسي طنزمي گويد كه درمقام از خودش بالاتر است و در حالت طبيعي توانايي برابري با او را ندارد
"

ابوالفضل زرويي" در ادامه برنامه به وضعيت طنز در ايران باستان اشاره كرد و گفت : در فرهنگ ايران اولين چيزي كه در سنگ نوشته هاي باستاني ديده مي شود اشاره به شادي است . بيشتر كتيبه هاي سنگي با يك جمله واحد شروع مي شود كه چنين است ؛ ستايش اهورا مزدا را/ كه آسمان را آفريد/ كه زمين را آفريد/ و شادي را آفريد . اگر به اين جملا ت دقت كنيم مي بينيم در ايران باستان شادي هميشه ستايش شده است . اما ما متن مكتوبي كه يك اثر  طنزآميز باشد نداريم وتنها « درخت آسوريك » اولين متن مكتوب است كه نگاهي طنز آميز در آن ديده مي شود .
 وي ادامه داد: بعد از حضور اعراب واسلام در ايران به مرور زمان زير مجموعه هاي شوخ طبعي نيز وارد ادبيات فارسي شد ، براي مثال "هجو"  كه يكي از زير مجموعه هاي شوخ طبعي محسوب مي شود ريشه در رجز خواني ميدانهاي جنگ مردم عرب دارد. 
 زرو يي افزود : طنز، هجو ، هزل و لودگي و مسخرگي  ابتدا در لايه هاي اجتماعي به وجود آمده اند ، بعد، از هم جدا شد ند وعده اي اقدام به دادن تعريف  براي آن كردند . 
 اين منتقد در پاسخ به اين پرسش كه آيا طنز مانند شعر داراي دورهاي خاص با ويژگيهاي خاص است ، اظهار كرد:  طنز در هر دوره اي  تابع خصوصيات سبكهاي شعري و نثري دوره خود است . براي مثال طنز در شعر حافظ متاثر از سبك عراقي است . موضوع طنز نيز در هر دوره اي متفاوت است . براي مثال ؛ موضوع طنز  دوره سبك خراساني بيشتر جسماني و قابل لمس است ، اما طنز در سبك عراقي در مورد خلقت و غير ملموس است.
وي تصرح كرد : آنچه كه ما كمتر به آن توجه كرده ايم مسئله" بيان" در طنز است . طنز زماني كه خفقان سياسي و اجتماعي  در جامعه وجود دارد از يك بيان خوب و موفق برخوردار مي شود.اما برعكس با به وجود آمدن آزادي بيان طنز مهجور مي شود ودر اين زمان، گاهي طنز پردازان به هزل و هجو مي پردازند. طنز پرداز زماني حرفش را با ظرافت كلامي و شيطنت آميز مي گويد كه ديگران از گفتن آن حرف عاجز هستند .
زرويي با اشاره به طنز در مطبوعات سالهاي 1320 تا 1332 در ايران گفت : در اين زمان  آزادي نسبي در جامعه و مطبوعات بوجود آمد و طنز پردازان به اسم  طنز به بيان مسابل جنسي و حمله به ناموس افراد در آثار خود كردند . 
وي ادامه داد: جسارت از لوازم طنز است و طنز پرداز يك درجه از نويسندگان معمولي شجاع تر است . اما متاسفانه ، زماني كه آزادي كامل باشد ، گاهي طنز به هجو كشيده مي شود .
زرويي  هزل ، هجو، فكاهي و لودگي را در جايگاه خود خوب دانست و افزود : هركدام خصوصيات خود را دارد و بايد مرز هر كدام مشخص شود .
 اين محقق و طنز نويس در مورد  تاثير سياست و سياست زدگي در طنز گفت : يكي از مسايلي كه طنز به آن مي پردازد  سياست است . اما سياست زدگي با سياست فرق دارد و باعث صدمه زدن به ادبيات طنز مي شود . نبايد يك طنز پرداز تحت تاثير بازي سياسي قرار بگيرد و همه چيز را فراموش كند و تنها طنز سياسي و سفارشي بگويد.
کد خبر 19517

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 16 =