پرواز را به خاطر بسپار/ بزرگترین اهدا کننده کتاب کشور با خانه ای از کتاب

زاهدان - خبرگزاری مهر: "علی اکبر عرب یعقوبی" که بعدها به نام سیاوش پرواز شهرت یافت از نخستین شاعران سیستان است که با اهدای 105 هزار جلد کتاب و 15 هزار سند به مرکز کتابخانه ها و اسناد ملی افتخار اهدای بزرگترین کتابخانه جهان اسلام را به نام خویش در کشور به ثبت رساند.

به گزارش خبرنگار مهر «سیاوش پرواز» پنجم  شهریور سال 1326 خورشیدی در شهرستان زابل چشم به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا اخذ دیپلم در زادگاهش گذراند سپس در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران پذیرفته شد و برای تحصیلات دانشگاهی راهی تهران گردید.

وی  از هنگام تحصیل در مقطع دبیرستان به سرودن شعر علاقمند شد و در 17 سالگی با سرودن نخستین اشعارش ،نام خویش را به عنوان اولین سیستانی و بلوچستانی سراینده شعر نو به ثبت رساند.

تحصیلات دانشگاهی در تهران فرصت مغتنمی برای پرواز فراهم کرد و او در کنار تحصیل حقوق قضایی توانست مطالعات گسترده ای در حوزه های گوناگون دانش و معرفت به ویژه شعر و ادبیات انجام دهد.

پرواز در تهران بیشتر اوقات خویش را با کتاب سپری می کرد . وی همچون تشنه ای که به آب رسیده بود از دریای بیکران علم و ادب، هر چه بیشتر می نوشید عطشش فزون تر می شد در همین زمان بود که عشق بی اندازه به کتاب و مطالعه در عمق وجودش جوانه زد و تا پایان عمر رهایش نکرد. پرواز تمام هستی اش را به پای این معشوق ریخت و تا اخرین لحظه حیات به کتاب و مطالعه وفادار ماند.

شاعری که قاضی شد

سیاوش پرواز از آذرماه 1353 که به طور رسمی وارد حوزه قضا شد با اشتغال به امور دادسرایی، دادرسی، ریاست محاکم حقوقی شهرستان ها ، ریاست دادرسی محاکم استان سیستان و بلوپستان و محاکم جنایی خراسان، ریاست و مستشار اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه محاکم حقوقی تهران انجام وظیفه کرد.

وی از باسواد ترین قضات کشور به شمار می رفت و علاوه بر راهنمایی قضات تازه کار در گشودن گره از کارهای فرو بسته قضایی و پرونده های پیچیده نقش زیادی ایفا می کرد.

میزان علاقه پرواز به کار قضا به اندازه ای بود که تمام اوقات خود را به آن اختصاص می داد. وی در یکی از دست نوشته هایش خطاب به مدیر کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه نوشته است: "در مقام سنجش با اشتغالات عرفی همکاران می توان گفت در این مدت کمتر از 30 سال معادل 90 سال کار شبانه روزی صورت داده ام و ترک محل دادگاه ها بعضا در پاسی از نیمه شب گذشته بوده است."

پرواز 5 مجموعه شعر به یادگار گذاشت

وی به رغم  اشتغال زیاد  هیچ گاه از مطالعه کتاب و آموختن باز نماند و از وی  پنج مجموعه شعر به نام «خوشه های نارس»، « سر زدن به جوانی»، « موسیقی رنج»، «فروختن آتش ها» و « دریای خاموش» منتشر شده است.

پرواز در ترجمه، نقد، شعر، تالیف، حافظ شناسی و گردآوری اطلاعات مربوط به فرهنگ مردم سیستان نیز فعال بود  و مقالات ارزشمندی در زمینه نقد شعر، ترجمه آثار شعرای پر آوازی همچون الیوت را به نگارش درآورد.

دست نوشته های او  در نشریات کشوری مانند کیهان فرهنگی، آینده و فرهنگ ایران زمین منتشر شده است.

بزرگ ترین اهداگر کتاب کشور

این اهداگر کتاب در زمان حیاتش بیش از ده هزار جلد کتاب به مراکز آموزشی و دانشگاهی اهدا کرد.

پس از درگذشت شادروان پرواز مجموعه فرهنگی وی توسط وراثش به مرکز اسناد و کتابخانه ملی سیستان و بلوچستان اهدا شد که این مجموعه بالغ بر 80 هزار جلد کتاب و 15 هزار سند و  منابع غیر کتابی است.

گنجینه مزبور بزرگترین مجموعه فرهنگی اهدایی در جهان اسلام به شمار می رود که هم اینک در مرکز اسناد و کتابخانه ملی سیستان و بلوچستان جای گرفته است.

کتابخانه کوچک در دل کتابخانه بزرگ آرام گرفت

آخرین اثر بزرگ سیاوش پرواز که زمان زیادی را  صرف گرد آوری و تدوین آن کرد به نام «کتابخانه کوچک شعر»  نام داشت. پرواز در این اثر بزرگ که بالغ بر 4 هزار صفحه است گزیده ای از آثار منتشر شده کشور را از آغازین روزهای طلوع  ستاره شعر در ایران تا آخرین لحظات عمر خود با اهتمامی ستودنی گردآورد اما پیک اجل در واپسین ماههای سال 1388 شمسی سر رسید و پرواز فرصت  انتشار  این اثر بزرگ را پیدا نکرد.

کتابخانه کوچک شعر سیاوش امروز در دل کتابخانه بزرگ اسناد ملی سیستان و بلوچستان جای گرفته است و امید است که این دست  نوشته های ارزشمند با اهتمام مسئولان به چاپ برسد و به برگ های زرین فرهنگ و هنر تاریخی سیستان و بلوچستان بیفزاید.

سیاوش ارث پدری اش را صرف خرید کتاب کرد

رضا افضلی یکی از دوستان سیاوش است که خاطرات زیادی از او به یاد دارد. وی در بازگویی بخشی از خاطرات خود با سیاوش می گوید: سیاوش تا پایان عمر مجرد مانده بود و به تنهایی در خیابان سردار جنگل واقع در غرب تهران زندگی می کرد. آپارتمانش مملو از کتاب بود و هر دیوار آن پشتِ سه چهار ردیف کتاب پنهان شده بود. وارد خانه اش که می شدی باید از راهرو های تنگ کتاب عبور می کردی. در وسط هالِ آپارتمانش جای نشستن برای دو نفر به زور پیدا می شد.

 به یاد دارم یک شب به صرف شام مهمانش شدم. تا شام را حاضر کند از من خواست که به اتاقش بروم و روی تختش در کنار پنجره دراز بکشم و مجموعه کتاب های نقد ادبی معاصر را که روی هم چیده بود نگاه کنم. از راهرویِ نیم متریِ دیواره های کتاب عبور کردم و به طرف تختخوابش که در کنار پنجره بود رسیدم و یک در پنجره را باز کردم. نسیمی خنک به درون آمد. از بلندی آپارتمان، الماس های نور ریخته برروی شب تهران بزرگ ول ول می زد. بعد از دقایقی سیاوش پرواز با سینی پرتقال و کارد و چنگال آمد. او چراغ مطالعه را در کنارم روشن کرد که نور برای مطالعه کم نباشد. پرواز بسیارمیهمان نواز و خوش سخن بود. کتاب های مختلف و تازه چاپ را بیشتر مستقیما از ناشران می خرید و در هر حال استراحت مطالعه می کرد. در فهرست هر کتاب، فصولی را که می خواند با مداد علامت می زد.گاه فشرده مطالب را جداگانه می نوشت. او مطالبی را که به نظرش می رسید می نگاشت و نقد هایی را که نگاشته بود به اطلاع نویسنده می رساند و یا در جایی منتشر می کرد.

آن شب وقتی قابلمه غذا را بر سر گاز گذاشت، دوباره پیشم برگشت و مرا به اتاق دیگر آپارتمانش برد. از تراکم کتاب های چیده شده در کنار دیوار ها و وسطِ اتاق، جای سوزن انداختن نبود. پاورچین پاورچین به داخل اتاق به تنگ آمده از انبوه کتاب رفت. چون شنیده بود پسربزرگ بنده طراح صحنه است، بسیاری از کتاب های هنر و طراحی صحنه را به من نشان داد. آن قدر کتاب روی هم بود که به گمانم بیم ریختن ناگهانی دیوار های کتاب می رفت. کارشناسان می گویند: نباید کتاب ها را در غیر قفسه های میخ شده بر دیوار گذاشت. چون به هنگام زلزله امکان ریزش و آوار شدن دیواره های کتاب ها بر سر افراد محتمل است. سفره دونفری در وسط کتاب های هال حاضر بود. یک تلویزیون در محاصره کتب به چشم می خورد.

با شنیدن یکی دو آهنگ مورد علاقه پرواز، دو نفری به دشواری نشستیم و شام پخته شده با ماهیچه و روغن زیتون خوردیم. او مدتی بود که به دیابت گرفتار شده بود. از سوپری خاص برای خود خوراکی های رژیمی را تهیه می کرد. بعد از صرف شام لذیذی که پخته بود، کمکش کردم و ظرف ها را به داخل آشپزخانه بردم. در راه برگشت خواستم چای خود را به وسط هال ببرم که سیاوش نگذاشت. گفت بردن چای از وسطِ کوچه های کتاب، یک کار تخصصی است. ممکن است لب پَر بخورد و کتاب ها را خیس و رنگی کند. پرواز لیوان های چای را یکی یکی و بسیار با احتیاط به داخل هال آورد. او تعدادی از شعرهای قدیم و جدیدش را برایم خواند. پرواز می گفت شعرهایش را قبل از چاپ به دوست شاعر و قاضی مان محمد رضا خسروی می دهد تا برایش ویرایش کند. او دفتر شعر تازه اش «موسیقی رنج» را به من تقدیم کرد و برای بدرقه ام تا دم در آسانسور آمد. پایین که رسیدم به هنگام بیرون رفتن از درِ مجتمع، از بالا و پشت شیشه آپارتمانش دست تکان داد و دوباره بامن خداحافظی کرد. این آخرین دیدار من با آن دوست پرواز کرده بود.  

او کتاب های فروانی به کتاب خانه های دانشگاهی مشهد و زابل اهدا کرده است. بنده سال ها پیش در جایی نوشتم يكى از نيك‏مردان ديگر كه با دست و دلبازى تعداد 1111 جلد كتاب به كتابخانه دانشكده ادبیات مشهد اهدا كرده آقاى سياوش پرواز، قاضى دادگسترى خراسان است. اين مجموعه نفيس كه تمام آن در موضوع شعر معاصر است، به نام «مجموعه هزار جلدى شعر معاصر اهدايى سياوش پرواز» در دفتر كتابخانه به ثبت رسيده است. سیاوش پرواز در تهران می گفت که درپی آن کتاب های اهدایی، کتاب های دیگری را به دانشکده ادبیات اهدا کرده است. سیاوش پرواز، ارث پدری و بیشتر درآمدش را خرج خرید کتاب کرد.»

...............................

گزارش : بابک رحیمیان

 

کد خبر 2010852

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 4 =