در نشست عصر اقتباس مطرح شد؛

رمان «باشگاه مشت‌زنی» روایتی جسورانه‌تر از فیلم دارد

شناسهٔ خبر: 2124487 -
ناصر عرفانیان معتقد است که جان پالائیک، نویسنده رمان «باشگاه مشت زنی» خواننده را لحاظ نکرده و حتی نگاه حرفه‌ای هم به او نداشته اما حسن معززی‌نیا بر این نظر است که این رمان روایتی جسورانه‌تر و با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به فیلم دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی اقتباس سینمایی «باشگاه مشت زنی» ساخته دیوید فینچر و بر اساس رمانی از جان پالائیک عصر روز سه شنبه 5 شهریور با حضور ناصر عرفانیان، حسین معززی‌نیا و مزدا مرادعباسی در سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد.

«باشگاه مشت‌زنی» در مورد كارمندی بدبین اما مبادی‌آداب است كه در یک کارخانه اتومبیل‌سازی كار مي‌كند و مدتی است از بی‌خوابی رنج می‌برد. او یک روز با فردی با لباس‌های عجیب و غریب آشنا می‌شود که شغلش بازاریابی صابون است و عقاید نو و جالبی دارد. با او به محل زندگی‌اش در محله‌ای می‌رود که زباله‌های سمی شهر را آنجا انبار می‌کنند، شيفته خود می‌شود و با او در مورد آزادی و راه‌های کسب قدرت صحبت می‌کند. این دو برای آن که از عقده‌های درونی خالی شوند و به اصطلاح تولدی دوباره داشته باشند، آگاهانه شروع به کتک‌کاری می‌کنند...

در ابتدای نشست نقد و بررسی اقتباس سینمایی «باشگاه مشت زنی» ناصر عرفانیان کارشناس حوزه سینما و عکاس سینمایی گفت: رمان «باشگاه مشت زنی» در یک فضای مبهم و مجهول و حتی مالیخولیایی می‌گذرد و نویسنده خواسته که بی هویتی قهرمانش را به مخاطب منتقل کند. در این رمان آدم ها از درون تهی هستند و نویسنده معتقد است که این رسانه های گروهی مانند مطبوعات و تلویزیون هستند که به مردم می‌گویند چه بخورند و چه نخورند و چه بپوشند و چه نپوشند. بی هویتی و در عین حال عصیان در این رمان بارز است.

وی افزود: خلاقیت‌های فیلمنامه نویس «باشگاه مشت زنی» بسیار آشکار است چنانکه حتی به نظر من پایان این فیلم چندان ارتباطی با رمان ندارد. البته ادبیات و سینما دو مقوله جدا از هم هستند؛ سینما بازنمایی بیرونی وقایع درونی است در حالیکه ادبیات درون یک شخصیت را بیرونی می‌کند.

این منتقد سینمایی ادامه داد: به عقیده من دلیلی ندارد که یک کارگردان که می‌خواهد از اثری ادبی اقتباس کند، همان رمان را فیلم کند. او اگر بتواند جوهره رمان را دربیاورد در کار خود موفق بوده است.

عرفانیان در عین حال گفت: به نظر من نویسنده در نگارش رمان «باشگاه مشت زنی» تا حدودی خواننده را لحاظ نکرده و حتی نگاه حرفه ای هم به او نداشته است و معتقدم فیلم واقع بینانه تر از رمان است.

وی همچنین گفت: با اینکه من از فیلم اصلا خوشم نمی آید، آن هم به این دلیل که به نظرم در آن هدف، وسیله را توجیه کرده است، با این حال آن را یک فیلم موفق می‌دانم. این فیلم اثرات بسیار مخربی بر ذهن بیننده گذاشته است ضمن اینکه از معنویت تهی است اما از نظر تکنیکی یک اثر فوق العاده است.

عرفانیان اضافه کرد: در واقع من بیشتر یک تکنسین پشت فیلم دیدم تا یک متفکر، البته این فیلم هم پر از تفکر است ولی تفکری که از رمان نشات می‌گیرد.

در این جلسه همچنین حسین معززی نیا منتقد سینمایی در سخنانی فیلم «باشگاه مشت زنی» را یک اثر غافلگیر کننده و خارج از انتظار عنوان کرد و گفت: رمان «باشگاه مشت زنی» دارای یک مضمون ساختاری و یک مضمون جانبی است؛ مضمون جانبی آن همان بحث مصرف گرایی در یک جامعه سرمایه داری است اما مضمون اصلی اش بحث شیزوفرنی است.

وی با اشاره به ویژگی های یک بیمار شیزوفرن گفت: این موضوع در بسیاری از رمان های دیگر هم دستمایه داستان نویسان بوده است و اتفاقا از خیلی از این داستانها هم اقتباس های سینمایی صورت گرفته است. رمان «باشگاه مشت زنی» در واقع می‌خواهد ما را به ذهن یک بیمار شیزوفرن همراه کند و اتفاقا بسیار هم دقیق این کار را انجام می‌دهد. در واقع در نقطه بسیار مهمی از داستان است که برای ما فاش می‌شود که قهرمان داستان، دوشخصیتی است.

معززی نیا ادامه داد: رمان «باشگاه مشت زنی» روایتی جسورانه تر و با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به فیلم آن از قهرمانی که به بیماری شیزوفرنی مبتلاست، ارائه داده است.

وی با اشاره به میزان استقبال گیشه از فیلم «باشگاه مشت زنی» گفت: وقتی این فیلم اکران شد، در دو سه هفته اول توفیق چندانی نداشت اما با گذر زمان به یکی از مهمترین FILM-CULT های تاریخ سینما تبدیل شد و الان هم نهمین فیلم محبوب تاریخ سینما است.

معززی نیا ادامه داد: این یک موفقیت مهم برای دیوید فینچر بود. او بعد از ساخت بیگانه سه، هفت و بازی، فیلم باشگاه مشت زنی را ساخت و در واقع در فیلم اخیر تمامی چیزهایی را که به دنبالش بود، در نهایت حد خود نشان داد. قهرمان های فینچر همواره ناامید هستند البته ناامید از سیستمی که دنیای مدرن برای آنها ایجاد کرده است.

این منتقد سینمایی ادامه داد: تجربه های قهرمان داستان در کتاب «باشگاه مشت زنی» فاقد اصالت است. ما شاهد تهور و جسارت نویسنده در ساخت چنین فضای یاس آلودی هستیم در واقع رمان بسیار تلخ تر از فیلم است و با یک لحن هذیانی مطلق نوشته شده و تا پایان هم ادامه یافته است اما این مسئله در فیلم خیلی منزه شده است و دیگر اینکه اصولا 20 دقیقه آخر فیلم چندان ربطی به رمان ندارد. گویا سناریست تصمیم گرفته پایان فیلم را عوض کند.

معززی نیا سپس گفت: «باشگاه مشت زنی» ما را با گونه ای از دنیای مدرن آشنا می‌کند که در آن هیچ نقطه امیدی وجود ندارد و قهرمان داستان با یک هویت خاص و به عبارت دقیق تر یک هویت دیگر، تصمیم می‌گیرد کل این دنیا را منهدم کند. این نوعی نسخه نگاتیو از دنیای ابرقهرمانی فیلم های بتمن است.

وی همچنین گفت: این رمان به هیچ وجه به شکل مستقل نمی توانست تبدیل به فیلم شود و شخصا با توجه به تجاربی که در حوزه فیلم نامه نویسی دارم معتقدم فیلمنامه نویس در برخی مقاطع معجزه آسا عمل کرده است به خصوص در چند سکانس ابتدایی که ما به عنوان مخاطب خیلی سریع با شخصیت های فیلم آشنا می‌شویم ضمن اینکه پایان بندی فیلم بسیار امیدوارانه تر از رمان است. در هر حال من هم کتاب و هم فیلم «باشگاه مشت زنی» را قابل تحسین می‌دانم.

x

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
1 + 9 =