پرفسور پامبران : منشا دانش از طريق جمع آوري "داده" ها نيست

پرفسور پامبران در اين قسمت از سخنراني خود به نسبت ميان علم و ادراك با الهيات پرداخته و معتقد است كه علم و دين در فرايند ادراك و شناخت ، هر يك وظيفه خاص خود را دارند .

 به گزارش خبرنگار فرهنگي "مهر" پرفسور پامبران در بخش سوم سخنراني خود كه اختصاص به " اجتماعات علمي به مثابه موهبت "  داشت گفت :  مساله مورد توجه اين است كه آيا توسعه تئوري ها ماحصل جمع آوري " داده "ها است  يا خير؟ همزمان با توسعه كشفيات و پيشرفتهاي علمي ابزار متناسب جهت تحليل و اندازه گيري نيز توسعه پيدا كرده است. دانشمندان در بين خود زباني را جهت برقراري ارتباط ايجاد نموده اند كه درواقع همه چيز است به جز يك زبان معمولي. توسعه اين زبان با هدف انتقال دانش به نسل هاي آينده دانش پژوهان صورت گرفته است. درنتيجه،  منشا دانش آن گونه كه ادعا مي شود از طريق جمع آوري "داده " نيست، بلكه تعليم ( ‌از طريق انتقال دانش ) سرآغاز دانش است.

 وي ادامه داد : ادراك علمي در افق خود داراي تغييراتي شده است. چنين ادراكي نه تنها با هدف شناخت جهان ، بلكه افزون بر آن ، تاكيدي بر " ارزشها"  نيز دارد. در چنين فرايندي از ارتباطات علمي،  دانشمندان نه تنها چيزي را از آن چه كسب نموده اند از دست نمي دهند بلكه بهره جديدي نيز مي برند. هدف دانشمندان از تفاهم و گفتگوي علمي ؛ امكان پذير نمودن انتقال يافته هاي علمي است .  بدين معني كه بتوان آنها را آموخت و قدمي نيز به سمت توسعه علمي پيش رفت. براي چنين هدفي انجمن ها و مجتمع هاي علمي شكل گرفته اند. درنتيجه تغيير افق علمي از جهان مادي به مقوله ارزشها؛ تغييرمتناسبي در دانش ، و از جمله خود دانشمند را نيز به همراه دارد. در چنين حالتي دانشمند ديگر تنها يك شخص عالم و دانا نيست ، بلكه يك " عنصر اخلاقي" نيز شده است. شاهد بر چنين مدعايي را در استراتژي ديگري از زبان كه دانش برگزيده است مي توان جستجو كرد. چرا كه شاهديم دانشمندان به نوشتن تاريخ و سرگذشت علمي روي آورده اند واين پديده جالبي است كه مي بينيم امروزه بيش از پيش ، كتابهاي فراواني در باب تاريخ علم و بيوگرافي شخصيتهاي علمي نوشته شده است. چنين روشي در حقيقت حركتي در جهت خلق معاني و روشي سازنده براي ايجاد تصور مجددي از معاني در حيات و امكانات بالقوه آن است . با وجود اين ، جاي اين سوال است كه آيا منطق علمي هنوز قابل ارزش و استفاده است ؟ آيا نيازي هست كه اين يافته ها به نسلهاي آينده منتقل شود؟ دانشمندان به شرح حكاياتي از خود مي پردازند كه چهارچوبي براي فهم فرايند ادراك را ارائه مي دهد و در نتيجه ، باب سوالات مربوط به وجود و هستي  را بازمي كند و اين سوالات، راهي است براي الهيون در جهت مواجهه با دانش جديد.

بخش پاياني سخنراني پرفسور پامبران " گفتاري درقالب الهيات و خداشناسي" بود . وي در اين باره گفت : آن چه تا كنون بدان اشاره شد اين است كه فرايند و عمل درك علمي به ما  نكته ارزشمندي را آموخته است  و آن اين است كه براي هر سوالي پاسخي است و اين خود موهبتي بزرگ است.  تئوري ها منجر به ادراك و شناخت از هستي متناسب با سوالات ما خواهند شد و ما را به عنوان صاحبان علم نيز غني تر خواهد نمود. هرچه ارتباط ميان جهان غني از معاني و دانش ، با ما بيشتر شود سوالات وجودي و هستي شناسانه ، حساس تر و عميق تر مي شود. آيا چنين ادراكي ارزش اين همه تلاش را دارد؟ و آيا اساسا در جهت مصالح انسان خواهد بود؟ "ادراك" (perception) به تعبير ريكور ( 10) گونه اي  " بودن "  (being) و " وجود" ( existenc) است.  در پس آن، خواسته اي است كه بخشي از ساختار وجود انساني است (11). وقتي مي گوييم الهيات ( علوم اعتقادي و خداشناسي) در اين نقطه در تضاد با دانشمندان است بدين معني نيست كه كامل كننده آن چه كه دانشمندان نمي دانند نمي تواند باشد. عالمان دين سخن خاصي در باب يافته هاي علمي ندارند . حال بايد ديد كه بهره دانش از الهيات و علوم ديني چيست.

 وي افزود : يكي از مواردي كه الهيات و علوم ديني و خداشناسي سعي در ارائه پاسخ به آن را دارد نظريه هاي مربوط به آفرينش است. يافته هاي دانش مدرن امروزي مشوق و محركي براي تبيين ويژگي منحصر بفرد دين درباره اعتقاد به خدا به عنوان خالق بوده اند. آفرينش و خلقت نه يك لحظه آغازين از زمان بوده و نه ابتداي لحظه اي در زنجيره اي از حوادث است ، بلكه، آفرينش گونه اي از وابستگي و ارتباط مداوم نسبت به خداوند را دارا است.  با چنين ارتباطي نيز جهان به صورت خودمختار برپا نگاه داشته شده است. اصول منطق در زبان انساني مخالف چنين معمايي است. چه طور مي شود حادثه اي را تفسير نمود ( فهم پذيري آنرا درك نمود) و در عين حال آن حادثه مستقل و مجرد و بي ارتباط نسبت به حوادث ديگر باشد ؟ الهيات روش تفكر قياس وار را آموخته است، بدين صورت كه دو حقيقت كاملا مجزا از طريق انسجامي خاص ميان آن دو به هم مرتبط مي گردد، اما، قدرت قياس هم پاي ادراك انساني در هر برهه از زمان توسعه مي يابد و اين جا است كه دانش مدرن چيزي براي گفتن خواهد داشت. ادراك انساني همان طور كه در خصوص موهبت زندگي و خلاقيت به ما تعليم داده است به همان نحو هم مي توان درباره موهبت محبت و عشق به خداوند چيزي بيان كند .

در منطق انساني، شناخت به تنهايي، هدف و مطلوب است . ادراك و شناخت روشنگر قوانين عقلاني بوده و قابليت انعطاف ويژه اي را نصيب عقل مي نمايند. در اين راستا، عقل اموري را كشف مي كند كه قابل فهم و ادراك پذير است اما در عين حال از آن نيز مي تواند پا فراتر بگذارد.  در چنين منظري ، ما در عين اين كه جزيي از همين عالم هستيم، اما، منحصرا به وسيله ماده متمايز نشده ايم. پاسخ كامل به پرسشهاي انسان درباره جهان مادي  تنها زماني ميسر خواهد بود كه ما بپذيريم كه جنبه اي از ادراك وجود دارد كه توانايي متمركز نمودن بيشتر فكر انساني را دارا است . ادراك حاصله از دانش مادي به تنهايي قادر به برآورده كردن چنين نيازي نيست.

اين كنفرانس در حقيقت به چنين مساله اي پي برده و آن اين كه فرايند ايجاد تفاهم، ارزش قابل توجهي را دارا است .  بايد اشاره نمود كه مساله ،ايجاد تقريب ميان دو مقوله متمايز از هم مانند علم و دين نيست، بلكه، تاكيد بر اين مساله است كه هر كدام از اين دو مقوله وظيفه خاص خود را در فرايند ادراك و شناخت براي طالبان معرفت برعهده دارد . در ديدگاه خداشناسانه  انسان در راستاي عشق به خالق خود  با هدفمندي به مراتب عميق تر ازشناخت جهان مادي ممتاز شده است . به تعبير سنت پل (12) " نيرويي دروني كه نامحدودتر از آن چه كه ما قادر به تصورو يا آرزو نمودن آن هستيم " در درون همه انسانها قرار داده شده است.

 منابع :

1-A classical definition whose source is Saint Anselm’s Proslogion. Brian Davies and G.R. Evans (eds.) Anselm of Canterbury. The major works ( Oxford, New York: Oxford University Press, 1988 ) 82-104, at 82-83.

2- Ernan McMullin, “Galileo on Science and Scripture,” Peter Machamer (ed.) The Cambridge companion to Galileo ( Cambridge: Cambridge University Press, 1988) 270-347

3- Jean Ladriere, “ La normativitie  de la pensee scientifique,” in Gilbert Hottois (ed.) Philosophies et Science. Bruxelles : Ed. Universite de Bruxelles, 1986.pp.25-47, at 31.Jean Ladriere, ‘ Science et theologie ‘ Revue theologique de Louvain 34 (2003) 3-26, at 11-13

4-Bernard Lonergan, “ The complementarity  of Classical and Statistical Investigations,” as Chapter 4 in Insight. A Study of Human Understanding ( Collected Works of Bernard Lonergan, 3) Edited by Frederick E. Crowe and Robert M.Doran. (Toronto, Buffalo, London: The University of Toronto Press, 1992[1957] ) 126-162.

5- Ladriere, “ Science et theologie.” 11-12.

6-Jean Ladriere, The Challenge Presented to Culture by Science and Technology ( Paris : UNESCO, 1997) 32-36. Jean Ladriere, “ Model, Representation and Reality,” Jacques Berleure et al., The information Society: Evolving Landscapes (New York: Springer-Verlag, 1996) 424-448.

7-Floyd  W. Matson. The Broken Image: Man, Science  and Society ( Garden City, New York: Doubleday, 1996), especially chapter IV, “ An Uncertain Trumpet”: The New Physics.” 113-140.

8-Olive Dickason . Canada’s First Nations. A History of Founding Peoples From Earlier Times ( Toronto and New York: Oxford University Press, 1997) ( First edition, Toronto: McClland & Stewart, 1992).

9- Amir D.Aczel. God’s Equation: Einstein, Relativity, and the Expanding Universe (N.Y. Random House, 1999). David Berlinski. Newton’s Gift: How Sir Isaac Newton Unlocked the System of the World( new York, London, Toronto, Sydney, Singapore: Simon & Schuster, 2000). David Sobel. Galileo’s Daughter: A historical Memoir of Science, Faith and Love (New York: Penguin Books, 1999).

10- Paul Ricoeur, “ Existence and Hemeneutics,” in Conflict of Interpretations ( Evanston, Northwestern University Press, 1974) 3-24.

11- Jean Ladriere, “ L’ existence comme lieu de la foi,” Articulation du snes. Les langages de la foi (Paris : Cerf, 1984) 229-245, at 257. Jean Ledriere, “ The Role of Philosophy in the Science-Religion Dialogue,” Niels H. Gregersen, UIF Gorman and Christoph Wasserman. The interplay between Scientific and Theological Worldviews [ Studies on Science and theology, 1997

کد خبر 24007

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 9 =