عادت‌واره‌های بیمار دانشگاه رابا استوارت هال می‌توانیم اصلاح کنیم

ما به استوارت هال نیاز داریم تا از روی منش و زندگی اش بتوانیم عادت واره های بیمار دانشگاهی مان را اصلاح کنیم. هال را نیاز داریم که بفهمیم چه کسی قهرمان دانشگاهی است و چه کسی ضدقهرمان است.

به گزارش خبرنگار مهر، نعمت الله فاضلی عضو هیت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، عصر روز گذشته ۲۸ بهمن در نشست میراث فکری استوارت هال که به همت انجمن مطالعات فرهنگی، به مناسبت نخستین سال درگذشت استوارت هال در سالن شهید مطهری دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، در مورد این سؤال که میراث فکری و فرهنگی استوارت هال چه هست و به چه پرسشهایی از ما می تواند پاسخ دهد؟ به ارائه سخن پرداخت.

وی گفت: ابتدا از زندگی هال استفاده می کنم و خوانشی دارم که زندگی می تواند به ما کمک کند. کتابی بنام سرزمینها و پدیده های دانشگاهی در غرب منتشر شد که  نویسنده در آن می گوید آکادمی ها مانند یک قبیله اند و مانند آنها ویژگی دارد. مطالعات فرهنگی هم مانند رشته های دیگر یک حیطه و مرزها و نمادهای خودش را دارد. این نمادها شامل زبان، رسوم قهرمانان و ... بخش مهمی از یک رشته دانشگاهی هستند. مطالعات فرهنگی در بعد جهانی و محلی خود قهرمانانی دارد که استوارت هال، هوگارد و ریمون ویلیامز و... که از بنیانگذاران مطالعات فرهنگی بیرمنگام بودند اسطوره های نمادین و قهرمانان نهادی مطالعات فرهنگی هستند، اینها مطالعه می شوند تا به عنوان یک متن برای بازخوانی مطالعات فرهنگی جامعه خودمان استفاده کنیم.  

وی در بیان اینکه هال به عنوان یک اسطوره قهرمانی چه ویژگی هایی دارد گفت: اولین نکته که در زندگی او می شود گفت این است که هال از نمونه های اعلای پدیده روشنفکران عمومی دانشگاهی هستند. پاستنر نویسنده آمریکای کتابی را در سال ۲۰۰۱ منتشر کرد و در آن توضیح می دهد که اتفاقی در جهان دارد می افتد که کسانی که کسانی که روشنفکران حوزه عمومی بودند و دانشگاهی نبودند و انهایی که روشنفکران دانشگاهی بودند و در حوزه عمومی نبودند، یک کار آماری می کند و می گوید که از سال ۱۹۶۰آنهایی که در حوزه عمومی بودند اکثرا در حوزه دانشگاهی وارد شدند و برعکس. این روند هرچه به امروز نزدیک می شویم رو به فزونی دارد و بر تعداد افرادی که روشنفکر عمومی دانشگاهی هستند افزوده شده است و در عین حال افردی که استاد دانشگاه هستند به حوزه عمومی هم می پردازند.

فاضلی افزود: در ایران هم روند به همین صورت بوده است و به تدریج که به امروز نزدیک می شویم افرادی که در حوزه عمومی نقش روشنفکر عموی دارند در دانشگاه هم کرسی دارندو استوارت هال در همان سال های ۱۹۵۰ به عنوان استاد دانشگاه بود در عین حال که وارد جریان های سیاسی چپ هم می شود. و جریان چپ نو را تاسیس می کنند و در عین حال به عنوان یک مارکسیسم دانشگاهی می خواهد نقش یک روشنفکر را هم ایفا کند. به اعتقاد من بهترین میراث فکری استوارت هال شخصیت مستقل دانشگاهی عمومی است که از خودش خلق می کند. او در زمان خوش نسبت به مسائل اطراف خودش واکنش نشان دهد.

وی در ادامه تصریح کرد: واکنشهای هال از نوع واکنشهای دانشگاهی است او تلاش می کند که به نوعی با واکنشهای علمی وارد مناقشات سیاسی زمان خودش شود. به نوعی توانسته بین دانشگاه و حوزه سیاسی زمان خودش پیوند برقرار کند. یکی از ویژگیهای بارز هال این است که یکی از سخنوران بارز دوران خودش بود. این هنر هال بود که با به کارگیری استعاره ها و ادبیات و زبان ... مخاطبان عمومی را در جامعه به سوی خودش جذب کند. ریمون ویلیامز هم از یک قلم تاثیرگذار برخوردار است. استوات هال می داند اگر می خواهد به عنوان یک روشنفکر حوزه عمومی دانشگاهی ایفای نقش کند باید مهارتها و قابلیتهای کلیدی برای ایفای نقشهای چندگانه را بیاموزد. آن قابلیتها در مرحله اول قابلیتهای ارتباطی است یکی از ویژگیهای بارز او این است که یکی از سخنوران بارز دوران خودش است. او می داند که اگر بخواهد که کنشگر حوزه عمومی باشد صرفا نوشتن و با نثر دانشگاهی سخن گفتن کفایت نمی کند. او با کاریزمایی از شخصیت قبلی و زندگی شخصی خودش ارائه کند تا بتواند تعداد بیشتری را از جوانان را به خودش جذب کند.

وی افزود: اینکه می بینیم قهرمانان حوزه مطالعات فرهنگی در یک دهه توانسته اند جهانی شوند یک توطئه امپریالیستی نیست بلکه یک فداکاری است که این قهرمانان خودشان را عاشقانه صرف بشریت کرده اند. این از ویژگیهای استوارت هال است که توانسته متناسب با زمان خودش  از تمام رشته های علوم میوه های را بچیند که متناسب امروز است و به کار ببرد که در جامعه شان تأثیرگذار باشند و این همان چیزی است که اینها را به قهرمان تبدیل کرده است. کسانی می توانستند پل میان حوزه دانشگاه و حوزه عمومی باشند که از پشتکار و جسارت بسیار زیادی برخوردار باشند. در واقع این افراد یک ژانر جدیدی را در دانشگاه بوجود آوردند. دانش در آن زمان بسیار پیش رفته بود اما در همان زمان افراد کمی داشتیم که بتوانند بین جامعه و دانشگاه و سیاست و عرصه عمومی پل بزنند.

فاضلی در ادامه افزود: ما هم داریم پا به عرصه ای می گذاریم که بریتانیا چندین سال آنرا تجربه کرده است در واقع داریم به عرصه ای وارد می شویم که دانشگاهیانمان وارد حوزه عمومی می شوند. این نهاد دانشگاه است که باید از حوزه دانشگاه به حوزه عمومی نقب بزنیم. این وظیفه ما دانشگاهیان است که از هال و ... بیاموزیم که با استاد دانشگاه شدن نوشتن مقاله علمی -پژوهشی کافی نیست. ادای یک دانشگاهی درآوردن دیگر کفایت نمی‌کند. تشت رسوایی استادان شبه استاد دانشگاهی از بام به زمین افتاده است آنها باید بدانند که نسل جوان و آنهایی که اهل علم اند درک می کنند و  استادان واقعی را از دلقکان دانشگاهی تشخیص می دهند. یکی از نکاتی که از استوارت هال در ایران می توانیم استفاده کنیم این است که هال این اقبال را داشته است که هنوز در ایران به لجن کشیده نشده است. مانند دانشمندانی مانند بوردیو، پارسونز که در دانشگاههای ما چگونه لجن مال شده است. دانشگاههای ما استعداد فوق العاده ای برای  لجن مال کردن دانشمندان  دارد و به فرض مثال امروزه به طرز مضحک مشمئزه کننده ای از بوردیو در رساله ها استفاده می کنند چرا که استاد یا دانشجو می خواهد رزومه داشته باشد در صورتی که اصلا حرف بوردیو این نیست. او در کانتکس خودش یک انسان خشمگین است که می خواهد برای کمک به جامعه دانش را ایجاد کند.

وی افزود: هال هنوز قربانی نشده است یعنی هنوز به یک متغیر مستقل تبدیل نشده که وارد پروزژه ها و  پایان نامه ها شود. هنوز هال آن روح تاثیرگذار و مسئولیت پذیر،اخلاقی، اجتماعی، فکری را می بینیم. همان بلای که بر سر پارسونز و دورکیم و بوردیو آوریم خوشبختانه هال هنوز به آن دچار نشده است البته یک دلیل ان هم می تواند این باشد که استوارت هال استعداد کمتری مانند بوردیو برای بازیچه شدن در فضاهای جهان سومی مبتذلی مانند دانشگاههای ما را دارد. او در دوره ای زندگی می کند که با نگاه انتقادی به نحوی خیلی روشن و مسئولانه فعالیت می کند. هال برای ما این امکان را می تواند فراهم کند که به عنوان یک شخصیت دانشگاهی می تواند ایفای نقش کند. یک ویژگی او مسئولیت پذیری اوست. او نسبت به مسئله فرودستان  صاحب نظر و مسئولانه رفتار می کند. او نسبت به هویت و رسانه صاحب نظریه است  و نسبت به اطراف خودش مسئول است.

وی تصریح کرد: استوارت هال تلاش می کند که ببیند زیر پوست شهر چه اتفاقی دارد می افتد. لذا در مورد تک تک این مسائل نظریه می دهد. بدون اینکه ادای یک استاد دانشگاه و یا یک سیاستمدار را درآورد. او می خواهد مسولانه نسبت به واقعیت های اطرافش که اتفاق می افتد رفتار کند. سعی می کند که از دانشش استفاده کند تا بتواند به بهبودی جامعه اش کمک کند. چرا استوارت هال مقابله را نسبت به کتاب ترجیح می دهد و آن را انتخاب می کند. همانطور که می دانید او بیشتر مقاله دارد تا کتاب چون می خواهد با ذائقه کم حوصله انسانهای زمان خودش ارتباط داشته باشد. کسی که می خواهد مانند هال کمک کند متخصص هیچ چیز نیست. آنچه که ما می توانیم از او یاد بگیریم نقش استوارت هال است که وارد سیاست می شود. بدون اینکه یک سیاستمدار باشد. چهره حزبی سیاسی نمی شود، اما وارد نشستهای حزبی و سیاست دوران خودش می شود.

فاضلی در ادامه تاکید کرد: استوارت هال می خواهد رابط بین دانش، سیاست و جامعه باشد. استوارت هال نقاب دانشگاهی را برای توجیه فقدان جسارت خودش بکار نبرد. برعکس دانشگاهیان امروز ما که از این نقاب به شیوه های مختلف استفاده می کنند. امروز من که جسارت پذیرفتن مسئولیت اجتماعی خودم را ندارم یک نقاب دروغین بنام دانشگاه را می زنیم استوارت هال این کار را نکرد. او نقاب دانشگاهی را برای توجیه فقدان جسارت خودش برای ایفای نقش و به تعبیر هانا آرنت برای اینکه عمل کند. عمل به آن رفتاری می گوییم که ما می توانیم در سازمان جمعی جامعه مداخله و مشارکت کنیم. مقاله نوشتن الزاما فی نفسه عمل نیست هر چند مقاله ما هم یک مقاله علمی -پژوهشی باشد و فقط به در ارتقای امتیلز ما بخورد این کاسبی است مانند کاسبی های دیگر که متداول است.هال این استفاده را از دانشگاه نکرد. او مرد و مردانه وارد سیاست شد اما نخواست نان سیاست را بخورد. او یک قهرمان بود که امروز که ما در اینجا که انگلستان نیست داریم در مورد او سخن می گوییم او یک روح بزرگی بود که یک جان به جانهای جهان افزود. او یک قهرمان بود و قهرمانانه هزینه کرد.

وی گفت: هال وارد سیاست شد اما غرق سیاست نشد، بلکه دانش و دانشگاه را وارد سیاست کرد. نیاز بحث هال برای جامعه ما بیمار است، دانشگاهیان ما بیمارند، ما که هنوز نیافته ایم که دانش را در اختیار جامعه مان قرار دهیم در اینجاست که باید به هال بپردازیم. ما همه بیماریم ما که نمی توانیم جامعه خودمان را درک کنیم. ما که هنوز نیافته ایم که چگونه دانش را در کمک به جامعه و آگاهی بخشی به جامعه مان به کار ببریم. ما که هنوز نتوانسته ایم که یک رادیکال معتدل تربیت کنیم و نه یک تکنوکرات که فقط نان بخورد پس بیش از اینها باید به هال بپردازیم. هال بسیار با خودش صمیمی وصادق بود و وفادار به آنچه که خودش دارد زندگی می کند بود. او بیگانه از خودش نیست و این یکی از ویژگی های مهم اوست در صورتی که دانشگاهمان ما را از خودمان بیگانه می کند و همچنین خودمان تجربه زیستی خودمان را زیر سئوال می بریم و خودمان را انکار  می کنیم. استوارت هال نه تنها خودش این کار را نکرد بلکه خودش را کانون پروژه گفتمان استوارت هال قرار داد و این یکی از رمز های موفقیت آنها بود. درسی که ما می توتانیم بگیریم این است که خودمان را انکار نکنیم و روشهایی را به کار ببریم که خودمان را در کانون منازعه قرار بدهد. روشهایی که بتواند آن تجربه زیسته را آبژه شناخت ما قرار بدهد. دست از این اداهای علمی و دانشگاهی برداریم.

وی در پایان سخنانش گفت: ما نیاز داریم به استوارت هال که بیاییم و در راه خودمان حرف بزنیم. این ساختمانها و این دانشگاه ها برای کاسبی نیست بلکه برای کمک به ملت است برای کمک به حل بحران محیط زیست است. برای رفع تبعیضهایی است که خودمان ایجاد می کنیم. ما خیلی چیزها را اصلا جرائت نمی کنیم که بگوییم و این نه فقط به خاطر ترس از حاکمیت نیست بلکه این به خاطر این است که خودمان هر کدام یک چماق را در دست گرفته ایم و دیگران را کنار می زنیم. کسانی که هیچ از مطالعات فرهنگی نمی دانند خودشان را پدر این علم می دانند. رئیس شده اند و پست گرفته اند و دارند برای مطالعات فرهنگی تصمیمی می گیرند در صورتی که هیچ از آن نمی دانند. هال کسی بود که می توانست جلوی این رفتارها را بگیرد و  اگر بخواهیم هال را بشناسیم باید الگوهای رفتارش را بشناسیم بیش از آنکه در مورد روش شناسی بحثهای دهن پر کن بکنیم. آنقدر که ما به اخلاق و منش و عادت واره های دانشگاهی را نیاز داریم به روش و نظریه و .. نیازمند نیستیم. بحران ما در حال حاضر بحران فقر منش دانشگاهی است که استوارت هال می تواند در اینجا به ما کمک کند. فقر فضیلت آکادمیک، که امروز در دانشگاههای ما وجود دارد و این مربوط به الان هم نیست، در قبل از انقلاب هم بوده است و دانشگاه ما به منش هال و ویلیامز نیاز دارد نه به خاطر دانش و روش این افراد. دیگر مشکل ما در دانشگاهها امروز عادت واره های روشنفکران دانشمند و دانشگاهی ما است. ما به هال نیاز داریم تا از روی منش و زندگی اش بتوانیم عادت واره های مریض دانشگاهی خود را اصلاح کنیم. هال را نیاز داریم که بفهمیم چه کسی قهرمان دانشگاهی است و چه کسی ضد قهرمان است. تا بتونیم به جامعه و دانشگاه کمک کنیم.

کد خبر 2500225

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 14 =