به گزارش خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، " علي موذني " درنشست بررسي وضعيت نقد ادبي در كانون ادبيات ايران گفت : داستان به معناي امروز آن ، وارداتي است و به تبع آن نظريات ادبي و نقد نيز ازغرب وارد شده است و مانند همه چيزدر دهه هاي گذشته با مقوله نقد نيزبه شكل " مونتاژ" برخورد كرده ايم .
وي با بيان اين مطلب افزود : وارداتي بودن داستان و مباني نقد آن مسئله اي است كه باعث شده نقد نتواند در سازندگي داستان نويسي تاثير بگذارد ، ما با آنكه منتقد هاي مستعدي داريم نتوانسته ايم واضع نظريات داستاني باشيم .
اين نويسنده خاطر نشان كرد : هر داستاني ساحت هاي مختلف دارد ، منتقدان با توجه به دانش خود و متناسب با نظريات پرورانيده در ذهن خود آن ساحت ها را بررسي مي كنند و اين امر براي داستان نويس مهم است ، چرا كه لايه هاي دروني داستانش براي خودش آشكار مي شود ، يك نويسنده ممكن است هنگام نگارش داستان وقوف چنداني به آن چه مي نويسد نداشته باشد و اينجاست كه منتقد نقش واسط و روشنگر را ميان نويسنده و خواننده بازي ميكند و مي تواند با افشاي لايه هاي دروني داستان و ساحت هاي مختلف آن مخاطب را با اثر بيشتر آشنا كند و دانش داستان را به خواننده منتقل كند .
به گزارش مهر ، علي موذني در ادامه با اشاره به تاثير نقد بر آثار ادبي گفت : مثلا نقدي كه گلشيري بر رمان " كليدر" از نوشته هاي محمود دولت آبادي داشت ذهنيت نويسنده را تغيير داد ، دولت آبادي در اثر بعدي خود به سمت داستان مدرن روي آورد و ديگر با آن اقبال گذشته نسبت به آثار خود مواجه نشد و گلشيري با اين نقد در اثر اين نويسنده " تجدد" ايجاد كرد .
وي افزود : اگر آثار دولت آبادي در مسير صحيح نقد مي شد و او در جهت اصلي كار خويش پيش مي رفت توفيق بيشتري مي يافت ، نه اينكه به سمت داستان مدرن برود كه در ذهن خود با آن همخواني ندارد .
اين نويسنده تصريح كرد : در دوره اي كه پس از ركود در توليد آثار ادبي و ترجمه آنها بود به يكباره با ترجمه آثار نظري روبرو مي شويم كه طي دوران طولاني به دست آمده بودند ، برخي از اين نظريات همزمان در كشور ما ترجمه شدند و مي توان گفت كه بسياري از اين تشددها در نقد امروز حاصل ورود بيش از حد نظريات مدرن غربي است .
ما در هيچ حوزه اي اجازه نقد نداريم و علت اين امر طولاني بودن دوران استبداد در ايران بوده است |
به گزارش مهر ، محمد رضا گودرزي - نويسنده ، نيز در ادامه بحث در اين نشست با اشاره به آشنان نبودن منتقدان با اصطلاحات و تعريفات نقد ادبي و دريافت غريزه منتقدان از مفاهيم گفت : عامل ديگري كه نقد را در جريان ادبي كشور بدون تاثير گذاشته است ، عوامل فرهنگي ، سياسي و اجتماعي است كه منتقد بايد كاركرد و ماهيت فرهنگ و ادبيات را بشناسد و نقدش را بر مبناي آن تطبيق دهد .
وي افزود : در نظام ادبي نقدي صورت نمي گيرد بلكه يك تحليل است ، نقد برخورد نظام مند ، بر طبق نظريه مشخص با يك متن است اما تحليل توجه به عناصر داستاني است و اين مطلب به ذهن ما نزديك تر است چرا كه ما به بيان مسائل ذهني خود علاقه منديم .
گودرزي با بيان اين مطلب كه نقد ادبي از اركان جامعه مدرن است و نمي توان آن را جداي از حوزه هاي انديشه دانست ، گفت : نبود نگاه نظام مند يكي از آسيب هاي اصلي نقد ادبي در ايران است و از ديگر مشكلات نقد ادبي جايگاهي است كه براي آن قائل شده اند به طوري كه داستان را اصل مي دانند و جايگاه دوم را براي نقد در نظر مي گيرند كه پايه اين انديشه غلط و مشكل ساز است .
اين نويسنده در پايان گفت : اگر اثر هنري را زبان بدانيم ، نقد زبان زبان است كه به درك آن كمك مي كند و ارزش شناختي دارد . نقد مستقل از اثر، دانشي را منتقل مي كند و داراي ابعاد فلسفي و زيبايي شناختي است .
نظر شما