مديرشوراي كتاب كودك درگفتگو با خبرنگارفرهنگ و ادب مهر، درباره اين كه چرا كودكان درغرب با قصه ها و افسانه هاي خود ارتباط برقرارمي كنند ، ولي فرزندان ما اقبال چنداني به قصه ها و مثلهاي ايراني نشان نمي دهند ، گفت : دراين باره اساسا مي بايست وضعيت مطالعه در خانواده ها ، روند آموزش در مدارس و سياستگذاري هاي دولت را مورد توجه قرار داد. زماني كه از نسل بالاتر، چيزي عايد فرزندان نمي شود، توقعات را بايد به سمت مراكز تربيت معلم و نقاطي معطوف كرد كه آموزگار و معلم به مهدهاي كودك، مدارس و ... روانه مي كنند.
وي با اشاره به اين كه موضوع انتقال فرهنگي نسل به نسل در سيستم آموزشي نيز مراعات نمي شود ، به انتقاد از روند آموزش مدارس در ارتباط با توسعه فرهنگ و افزايش ميل به كتابخواني در ميان كودكان پرداخت و افزود: برنامه ريزي هاي انجام شده در اين حيطه بسيار ناقص و غير هدفمند بوده است ؛ به گونه اي كه جايگاه حقيقي ادبيات داستاني مورد غفلت قرار گرفته و انگيزه اي براي بچه ها در خصوص علاقه به ادبيات ايجاد نمي كند.
نوش آفرين انصاري همچنين تاثيركتابخانه ها و كتابداران را نيزدركنارمدارس ، عاملي مهم و موثر جهت تقويت گرايش كودكان به كتاب هاي داستاني و قصه هاي ايراني خواند و لزوم تربيت صحيح و اصولي كتابداران را راهكاري تاثيرگذار در جريان رشد فرهنگ مطالعه در ميان نسل جديد ارزيابي كرد.
وي با اشاره به علاقه مندي ذاتي بچه ها به قصه و داستان، خواستاربكارگيري راههاي كوتاهتر براي برداشته شدن فاصله ميان كودك و كتاب شد و گفت: دولت به عنوان برنامه ريز و مسوول سازماندهي امور فرهنگي ، بايد نقش موثرتري ايفا كند، ولي متاسفانه امروز برنامه هاي حمايتي آنها فاقد آن انسجام و نگرشي است كه پيوند دهنده ادبيات كهن و ادبيات امور و شيفتگي بچه ها به محصول ادبي باشد.
اين نويسنده كتاب هاي كودك و نوجوان وجود ديدگاهي انحرافي در برخورد با افسانه هاي كهن ايراني را نيز عاملي ديگر در بروز شكاف ميان علاقه مندي نسل جديد با آثار كهن دانست و گفت: يك جريان مخرب در سده اخير وجود داشته است كه افسانه ها و قصه هايمان را به اتهام تبليغ خرافات و به بهانه منافات داشتن با اصول عقلي و مادي مدرنيته پس زده است .
اين نگاه گناه آلود و واپس گرا در حالي به طرد قصه ها و مثل هاي كهن منجر گرديده كه اهميت وافر آنها را به لحاظ اشاعه مسائل اخلاقي ، پندها و نصايح و آموزه هاي اجتماعي و معنوي كه در بطن قصه هايمان جاري بوده ، ناديده گرفته است.
مدير شوراي كتاب كودكدر ادامه به اهميت تصويرگري در جذب مخاطب كودك ونوجوان اشاره كرد و جدي نگرفتن هنر تصويرسازي كتاب هاي رده سني كودك و نمايشگاهها و جشنواره هاي مرتبط با اين مقوله را عاملي ديگر در گريز مخاطبين كتاب قلمداد كرد.
وي در ادامه يادآور شد: هم اينك حدود چهل نشريه در كشور براي بچه ها منتشر مي شود كه عمدتا فاقد نوآوري ، غرق در تكرار و روزمرگي و خالي از تنوع هستند . با اين روند چگونه مي توانيم توقع داشته باشيم كه بچه ها هر روز يا هر هفته، منتظر مجله هاي دلخواهشان باشند و براي گرفتن آنها لحظه شماري كنند ؟
نوش آفرين انصاري با اعلام اينكه طبق تحقيقات شوراي كتاب كودك ميزان اشتراك نشريات ، عاملي براي ارزيابي عملكرد و اقبال آنان نزد خوانندگان است ، افزود : تحقيقات نشان داده كه نشريات كودك و نوجوان، اگر به موقع وسروقت هم به دست آنها نرسد ، چندان اهميتي براي بچه ها نداشته و اين نشان دهنده عدم جذابيت و تنوع كافي مجلات براي كودكان است.
اين پژوهشگر ادبيات كودك تصريح كرد : بايد بچه ها را هم در نشريات و پديد آمدن آنها سهيم كرد ، ضمن اينكه استفاده از نيروهاي جوان و خلاق نيز به عنوان مديران و گردانندگان اين نشريات، مي تواند راهگشا باشد. كتاب و نوشتار، با خواننده خود ديالوگ برقرار مي كنند و اگر اين ديالوگ و گفتگو، سست و بي مايه صورت بگيرد، دوامي ايجاد نخواهد كرد.
وي در پايان گفتگو با مهر، با ابراز انتقاد از عدم توجه نظام آموزشي كشور به فرهنگ مطالعه ، ساختار آموزشي كنوني را متكي بر خواندن كتاب هاي درسي برشمرد و گفت: در دوره احاطه رسانه هاي بصري ، اگر نظام آموزشي ما با سيستم متظاهرانه خود، تنها به كتاب هاي درسي اكتفا كند، عشق به كتاب و ارتباط بچه ها با فرهنگ كتابخواني به يكباره قطع شده و آموزش واقعي فرهنگي صورت نمي گيرد .


نظر شما