مسيحيان معتقد جاي پاي خود را در هاليوود محكم كرده‌اند

خبرگزاري "مهر" ـ گروه فرهنگ و هنر: صنعت فيلمسازي امريكا را شايد بتوان از منظر دين و معنويت ورشكسته تلقي كرد. اما در حاشيه همين كارخانه رؤياسازي هم كساني هستند كه دنبال راههايي براي حضور معنويت در متن فيلم‌هاي روز يا تلاش براي تغيير روند فيلمسازي در هاليوود مي‌گردند، ضمن اينكه در عين حال علاقمند به حضور جدي مسيحيان در هاليوود هستند.

به گزارش خبرنگار سينمايي "مهر"، كريگ ديتويلر (Craig Detweiler) يكي از اين افراد است كه به فيلم و سينما عشق مي‌ورزد و توانايي سينما را در برانگيختن ذهن و احساسات ما در نفوذ به عمق دريافت‌هاي معنوي مي‌ستايد.

رابرت دنيرو در نمايي از فيلم "گاو خشمگين"

او كه صاحب كرسي استادي در دانشكده ارتباطات جمعي دانشگاه بيولا است، چندي پيش در اين دانشگاه ميزبان كنفرانس سالانه رسانه‌هاي جمعي با موضوع "هدف نهايي: چگونه در آب‌هاي آزاد هاليوود راه خود را پيدا كنيم؟" بود. مسيحيان شاغل در صنعت فيلمسازي امريكا در اين كنفرانس گرد هم آمدند تا درباره آينده بهتر خود در سينما حرف بزنند.

ديتويلر با اشاره به نصيبي كه فيلمسازان جوان از اين كنفرانس مي‌برند به جفري اورستريت، خبرنگار نشريه "مسيحيت امروز"، مي‌گويد: "هدف از برگزاري اين كنفرانس گرد هم آوردن تمام خرد جمعي مردم باايمان شاغل در هاليوود و يافتن راهي براي بازگفتن آن براي نسل آينده است. يكي از واژه‌هاي كاربردي در عنوان كنفرانس ما "آزاد" است. ده سال پيش افراد باايمان شايد فقط به رساندن پاي خود به پشت درهاي هاليوود دلخوش بودند. آنها همواره موضع دفاعي داشتند: "رسانه‌ها به ما حمله مي‌كنند، چگونه بايد از خودمان دفاع كنيم؟ چگونه مي‌توان به درون سيستم آنها نفوذ كرد؟" اما حالا پرسش‌ها و فضا كاملاً‌ تغيير كرده و آب‌ها به واسطه فيلم‌هايي چون "بروس قدرتمند" و "مصايب مسيح" آزاد شده‌اند. هاليوود هم در اين سال‌ها شاهد علاقه گسترده مردم به مضامين و مفاهيم معنوي بوده است."

نمايي از فيلم جديد "جن‌گيري اميلي رز"

او به جايگاه مسيحيان در هاليوود امروز اشاره مي‌كند و ادامه مي‌دهد: "اگر موضع قديمي ما دفاعي بود و گاهي هم تبديل به عقب‌نشيني مي‌شد، موضع امروز ما بايد تهاجمي، پيروزمندانه، قدرت‌طلبانه و حريصانه باشد. حالا ديگر با مجموعه پرسش‌هايي طرفيم كه قبلاً هيچ خبري از آنها نبود و تلاش مي‌كنيم بگوييم "اگر در گذشته نحوه موفق شدن هدف اصلي ما بود، حالا ديگر نحوه روبرو شدن با موفقيت و پرسش‌هاي بزرگتر هدف ماست." همانطور كه سنت ترزا گفت "دعاهاي مستجاب بيشتر اشك مي‌گيرند تا دعاهاي اجابت‌نشده."

اما يك فرد باايمان چه تأثيري مي‌تواند بر هاليوود بگذارد؟ پاسخ ديتويلر به اين پرسش اينگونه است: "اگر به دفتر كار رالف وينتر (تهيه‌كننده سري فيلم‌هاي "مردان ايكس"، "چهار شگفت‌انگيز"، "سفرهاي ستاره‌اي" و ...) سر بزنيد، مي‌بينيد كه روي پوستر همه فيلم‌هايش امضاي بازيگران و عوامل هست كه همه از اين فيلم‌ها تعريف كرده و تأثير آنها را بر خود نوشته‌اند. قطعاً اين تأثير روي پرده بيشتر است. مسيحيان معمولاً به نتيجه علاقه دارند. به تام شدياك نگاه كنيد كه وقتي با فيلم‌هاي "ايس ونچورا"، "پروفسور نخاله" و "دروغگو، دروغگو" به موفقيت رسيد، خيلي راحت فيلمي مثل "بروس قدرتمند" را به استوديوها برد و موافقت آنها را جلب كرد. جالب است كه او اصلاً‌ كاري به پيام فيلم نداشت و اول از همه اعتماد مديران استوديو را براي ساخت يك فيلم معناگرا به دست آورد. اسكات دريكسن هم يك مثال ديگر است. او براي استوديوها فيلمنامه‌‌اي مثل "افسانه‌هاي شهري 2" مي‌نويسد. براي بروكهايمر و اسكورسيزي هم فيلمنامه مي‌نويسد. حاصل همكاري‌اش با ويم وندرس هم "سرزمين فراواني" است. آنقدر كارش را خوب انجام مي‌دهد كه استوديوها مي‌گويند "حالا ديگر نوبت خود توست. دوست داري چه كاري انجام بدهي؟" دريكسن هم تازگي‌ها فيلمي ساخت به نام "جن‌گيري اميلي رز" با محوريت مسأله ايمان."

جيم كري و مورگان فريمن در نمايي از "بروس قدرتمند"

به گزارش "مهر"، به عقيده اين استاد دانشگاه، تأكيد اخير بر ايمان و معناگرايي احتمالاً ادامه پيدا مي‌كند: "تأثيرهاي جانبي نمايش فيلم "مصايب مسيح" تا چه مدت ادامه داشت؟ آيا زودگذر و مقطعي بود؟ گمان نمي‌كنم كسي بداند، اما فكر مي‌كنم مسأله دين و معنويت به اين زودي‌ها فراموش نشود. اميدوارم روزي برسد كه بتوانيم مردم باايمان و قصه‌گو را به استوديوهاي علاقمند به آن قصه‌ها وصل كنيم. در گذشته تعداد افراد باايمان به آن اندازه نبود كه دور هم جمع شوند و بدانند چه كارهايي بايد بكنند. يك عده تهيه‌كننده اينجا، نويسندگان آنجا، نمايندگان استوديوها در گوشه‌اي ديگر و همه هم پراكنده."

او به فيلمسازان مسيحي چند فيلم براي ديدن توصيه مي‌كند و مي‌گويد: "در نخستين سال حضورم در دانشگاه بيولا، از دانشجويان درباره فيلم‌هايي پرسيدم كه بيشترين تأثير را روي آنها گذاشته‌اند. آنها هم اين فهرست را براي من رديف كردند: "تاريخ مجهول امريكا"، "مگنوليا"، "داني داركو"، "بدو لولا بدو" و "مرثيه‌اي براي يك رؤيا". از بچه‌ها پرسيدم وجه مشترك همه اين فيلم‌ها چيست؟ پاسخ جالبي دادند و آن اينكه فيلم‌ها همه درجه R گرفته بودند. اما وقتي از آنها خواستم دقيق‌تر نگاه كنند، گفتند "همه اين فيلم‌ها با پرسش‌هاي غايي و اساسي زندگي سر و كار دارند. به پريشاني زندگي اشاره و ايده اميد متعالي فراسوي زندگي همه ما را مطرح مي‌كنند. روي خود من هم "تاريخ مجهول امريكا"، "داني داركو" و "مرثيه‌اي براي يك رؤيا" بيشترين تأثير را گذاشته‌اند. راستش را بخواهيد من و دانشجويانم مثل هم فكر مي‌كنيم. اما اگر بخواهم اسامي نخستين فيلم‌هاي تأثيرگذار اين عرصه را بگويم بايد به فيلم‌هاي بزرك دهه هفتاد اشاره كنم: "اينك آخرالزمان"، "راننده تاكسي"، "گاو خشمگين" و "روزهاي بهشت".

نمايي از فيلم "بدو لولا بدو"

ديتويلر از آن مسيحياني نيست كه فقط به فيلم‌هاي مذهبي و خانوادگي مي‌چسبند، ضمن اينكه از مالتي‌پلكس‌ها هم به راحتي نمي‌گذرد و در دروس دانشگاهي فلسفه هنر به ديدگاههاي روبر برسون و آندره بازن استناد نمي‌كند. او دليل تكيه بيش از اندازه خود را به سينماي عامه‌پسند چنين توضيح مي‌دهد: "اينجا با يك پرسش بزرگ امريكايي درباره سينما به مثابه هنر رو به رو هستيم: "فيلم و سينما براي چيست؟" پاسخ امريكايي اين است: سينما فقط براي سرگرمي است. اولين كاري كه پس از آمدن به دانشگاه بيولا كردم، دعوت از اسكات دريكسن براي برگزاري كلاس تاريخ سينماي اروپا و بحث درباره فيلم‌هاي تاركوفسكي، برسون و دراير بود. بسياري از دانشجويان اين كلاس‌ها مي‌پرسيدند كه چطور است تا به حال حرفي از اين فيلمسازان نشنيده‌اند. اما خبر خوب اينكه چنين فيلم‌ها و فيلمسازاني متعلق به زمان خاصي نيستند و نبايد از اين نظر نگران بود. در اينجا مي‌توانيم پرسشي مطرح كنيم: چرا مايكل بي (خالق فيلم‌هاي "آرماگدون" و "جزيره") اين همه مخاطب دارد، در حالي كه ترنس ماليك (خالق "بدلندز"، "روزهاي بهشت" و "خط سرخ باريك") مخاطبان بسيار كمتري دارد؟ بهتر است زياد خودمان را به زحمت نيندازيم. فكر مي‌كنيد فيلم‌هاي چه كسي ماندگارتر است؟ من كه حاضرم همه زندگي‌ام را براي ماليك بدهم."

به گزارش خبرنگار سينمايي "مهر"، ديتويلر مي‌افزايد: "مطمئناً ما نياز به فيلم‌هايي نداريم كه پيام خود را فرياد بزنند يا فقط براي معنا ساخته شده باشند. به عقيده من ما بايد هنر گمشده ريزبيني و معني دروني را پيدا كنيم. ما در بيولا اول از همه زيبايي‌شناسي بصري را به فيلمسازان درس مي‌دهيم و به آنها گوشزد مي‌كنيم كه سينما به معني يك انجيل آشكار و روشن نيست. در سينما با وجود تصوير ديگر نيازي به واژه‌ها براي انتقال پيام و مفهوم نيست. من دوست دارم قدرت فيلم صامت را كشف كنم، اينكه "مصايب ژاندارك" كارل تئودور دراير چطور تأثير گذاشت و چطور همچنان تأثيرگذار است و همينطور فيلم‌هاي "طلوع خورشيد" و "آخرين خنده".

جيم كاويزل در نمايي از "مصايب مسيح"

اگر به سال 2005 نگاهي بيندازيم و بخواهيم فيلم‌ها را بر اساس موفقيت در گيشه رتبه‌بندي كنيم، نمي‌توانيم از كنار آخرين "جنگ‌هاي ستاره‌اي" به راحتي بگذريم. "انتقام سيت" براي ديتويلر و شاگردان او چقدر مهم بوده؟: "دوست داشتم براي من اهميت داشت. اما متأسفانه بايد بگويم كه اصلاً‌ اينطور نبود. گمان مي‌كنم شاگردان من هم اهميت چنداني براي فيلم جرج لوكاس قايل نبودند و نيستند، يا اگر باشند باورش براي من يكي كه سخت است."

کد خبر 272785

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 17 =