عكاس خبري روزنامه شرق در گفتگو با خبرنگار تجسمي "مهر" گفت: "گذشته از نبود فرهنگ تصويري در ايران، نمايش و توليد عكس نيز دچار مشكلات است. گرچه در سالهاي اخير شاهد نصب بيلبوردهاي تصويري گوناگون در سطح شهر بودهايم، اما با اندكي دقت متوجه ميشويم كه تعدد بيلبوردها و اساسا رشد تصوير در دهههاي گذشته در ايران خيلي كم اتفاق ميافتاد."
وي افزود: "به هنگام عكاسي از عاديترين سوژههاي اجتماعي، بارها با برخورد مردم مواجه شدهام كه بيشتر آنها نسبت به تهيه عكس از خودشان معترض بودند. حتي درباره مغازهداران نيز اين اتفاق افتاده است. مثلاً چندي پيش از يك مغازه سي دي فروشي عكاسي ميكردم و هدفم از بازتاب اين عكس در روزنامه نشان دادن سي ديهاي غيرمجاز در سطح شهر بود. اما مغازهدار ممانعت ميكرد و تصورش هم اين بود كه من از اداره اماكن آمدهام و ميخواهم او را جريمه كنم."
كوثري در ادامه گفت: "اين معضلات نشانگر آن است كه مردم ما سعي نميكنند با عكسها ارتباط برقرار كنند و در ارتقاء فرهنگ تصويري بكوشند. البته اين امر در حوزه نيروهاي انتظامي نيز اتفاق افتاده است. مثال بارزش هم اجازه فعاليت ندادن به برخي عكاسان خبري در جريان وقوع سانحه C-130 بود. يكي از دلايل ممانعت نيروي انتظامي در زمان وقوع هر حادثه اين است كه نيروي انتظامي آموزش ديده نيست و اساسا تعريف درستي از حرفه خبرنگار و عكاس خبري ندارد. از اينها گذشته، تصور ميكنم در بيشتر مواقع پليس هم درگير انجام مجموعهاي از وظايف خود است و نميتواند به سادگي مجوز عكاس را براي تهيه عكس خبري و غيره صادر كند."
وي در پاسخ به اين پرسش خبرنگار تجسمي "مهر" كه در وضعيت فعلي انجمن عكاسان بحران در راستاي فعاليتهاي خود به چه نتايجي براي برطرف كردن مشكلات عكاسان خبري رسيده گفت: "واقعيت اين است كه اين انجمن بعد از وقوع حادثه دلخراش بم به همت عدهاي عكاس بنا شد كه منظور اين عكاسان هر بحراني هم نبود. اما در حال حاضر اين انجمن فعاليت عمدهاي ندارد. در طول سالي كه گذشت انجمن عكاسان بحران دو نمايشگاه برگزار كرد. نظر من به عنوان يك عكاس خبري اين است كه نه تنها در انجمن عكاسان بحران بلكه در ساير سازمانهاي غيردولتي و صنوف نيز فعاليت چشمگير و سازندهاي انجام نميشود."
كوثري خاطرنشان كرد: "حضور عكاسان خبري در اين انجمنها نيز از برش كافي برخوردار نيست و به بيان سادهتر عكاسان به عنوان اعضاي تشكيلدهنده اين انجمنها نميتوانند در بهبود وضعيت خود نقش موثري ايفا كنند. در واقع عكاسي خبري تا زماني كه نيروي پليس آموزش لازم و كافي نبيند نميتواند به نتايج مطلوبي دست يابد. من به شخصه بارها شاهد برگزاري نشستهاي دستاندركاران با سردار طلايي بودهام و حتي اين نشستها به توافقهايي نيز منجر شده، اما در نهايت باز هم بهبودي در معضلات عكاسان خبري حاصل نشده است."
وي اضافه كرد: "به عكسهايي كه در مطبوعات خودمان از ناآراميهاي فرانسه كار شده نگاهي بيندازيد. آشوبگر به ناآرامي فضاي كشور دامن ميزند. پليس سعي در برگرداندن آرامش به محيط دارد و عكاس هم پشت سر پليس با خيال راحت از اين سوژهها عكاسي ميكند. اما در ايران همه چيز با هم آميخته شده است. نيروي پليس فكر ميكند در زمان وقوع بحرانها اگر عكاس در صحنه حضور يابد امنيت ملي بيشتر به خطر ميافتد. اين در حالي است كه قشر عكاس و خبرنگار فقط ناظراني بيطرف هستند و ميخواهند يك لحظه را ثبت كنند و دخالتي در ناآرامي ندارند."
اين عكاس گفت: "تصور ميكنم با برگزاري جلسات و ايجاد NGOها چيزي عوض نميشود. اگر بخواهيم به حل و فصل اين حوزه بپردازيم بايد آن را در سطوح بالاتر دولتي و در جامه يك اجلاس بيان كنيم. در اين اجلاس ميتوان از نمايندگان مطبوعات، وزارت ارشاد و نيروي انتظامي دعوت به سخنراني كرد و آنها با توجه به داشتن دستورالعملهاي كاري خود به حل اين معضل بپردازند."
كوثري در پايان يادآور شد: "چندي پيش از سوژههاي عادي اجتماعي عكاسي ميكردم. در جريان اين عكاسي شخصي از من پرسيد حالا اين عكسهايي كه گرفتهاي كي پخش ميشود؟ من متعجب نگاهش كردم و فقط تاسف خوردم كه چرا فرهنگ تصويري ما در اين سطح قرار دارد. البته فكر نكنيد اين تنها مختص عوام اجتماع است. من گاه در طول روز با آدمهايي مواجه ميشوم كه از تحصيلات كافي نيز برخوردارند، اما نميدانند تفاوت روزنامه با ماهنامه چيست. اين نواقص به اين دليل است كه مردم به آن شكل به خواندن روزنامه توجه نشان نميدهند و از مطبوعات ما آن طور كه بايد استقبال نميشود."


نظر شما