دلیل گرایش به‌داعش در آسیای مرکزی، توسعه نیافتن اندیشه‌اسلامی است

رایزن فرهنگی پیشین ایران در قرقیزستان گفت: مهمترین دلیل پیوستن بسیاری از اتباع آسیای مرکزی به‌داعش توسعه نیافتن اندیشه‌اسلامی به‌دلیل محدودیت‌هایی است که نخبگان سیاسی ایجاد کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر، علی كبریایی‌زاده، رایزن فرهنگی پیشین ایران در کشور قرقیزستان ضمن تشریح فعالیت‌های فرهنگی و توسعه ظرفیت‌های سخت افزاری توسط گروه تکفیری داعش به ارائه راهکارهایی در مورد مقابله با داعش در آسیای مرکزی و تبیین آخرین حربه‌های فرهنگی داعش علیه دولت‌ها و مردم مسلمان آسیای مرکزی و قفقاز پرداخت. در ادامه مشروح این گفتگو را باهم می‌خوانیم:

*گفته می‌شود اكنون چندین هزار نفر از اتباع آسیای مركزی در كنار داعش می‌جنگند. به نظر شما چه عواملی باعث این اتفاق شده است؟

قبل از هر چیز باید عرض کنم آسیای مرکزی منطقه ای است به مساحت ۴ میلیون کیلومتر مربع با بیش از شصت میلیون نفر جمعیت که تقریباً ۸۵ درصد این جمعیت، مسلمان حنفی مذهب اند. منطقه ای که سهم زیادی در تکوین و شکوفائی تمدن اسلامی داشته است، اما نفوذ و تسلط حدوداً ۲۰۰ ساله روسیه بر این منطقه خصوصاً هفت دهه حکومت کمونیستی و مبارزه شدید این نظام ملحد با دین اگرچه نتوانست اسلام را در این منطقه از بین برد اما مشکلات بسیاری را به وجود آورد؛ از جمله مدارسی که به آموزش علوم دینی مشغول بودند تعطیل شدند، بسیاری از علماء کشته یا تبعید شدند، متون دینی از بین رفت و ... .

با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، سران احزاب کمونیست در ۴ کشور آسیای مرکزی به جز قرقیزستان به قدرت رسیدند؛ کسانی که از همان نخستین سال های استقلال بعضاً اسلام را مترادف افراط گرایی  دانستند و با تصویب قوانین متعدد به اسلام ستیزی روی آوردند و محدودیت های فراوانی را برای اسلام گرایان ایجاد کردند. قرائت جدیدی تحت عنوان اسلام دولتی در این منطقه شکل گرفت. اسلام دولتی یعنی اسلامی که بقاء حاکمیت آنها را تضمین کند. بنابراین مشاهده می کنیم همچنان نخبگان سیاسی مطابق با معیارهای زمان شوروی به دین نگاه می‌کنند. این رویکرد باعث شده با وفور گرایش های اسلامی در این منطقه مواجه باشیم؛ گرایشاتی که عموماً در تضاد با هم عمل می کنند و چالش‌های جدی را برای امنیت آسیای مرکزی به وجود آورده اند.

در بیست سال گذشته تجربه نشان داده تغییر دیدگاه نخبگان سیاسی نیز کار آسانی نیست. بنابراین اولین و مهمترین دلیلی که باعث شده چندین هزار نفر از اتباع آسیای مرکزی در کنار داعش بجنگند، عدم توسعه اسلام به دلیل محدودیت ها و تنگناهایی است که نخبگان سیاسی ایجاد کرده اند. مضایقی که موجب شده جوانان تشنه اسلام، نتوانند با اسلام اصیل و اصول اساسی اسلام آشنا شوند، ضمن  آنکه این محدودیت ها اسلام گرایان را سوق داده به فعالیت های تند و خشن، حتی بعضاً با مشی مسلحانه که دقیقاً نابودی برخی دولت های سکولار منطقه را هدف اصلی خود عنوان می کنند؛ احزابی و جریاناتی مانند جنبش اسلامی ازبکستان، حزب التحریر، جنبش اکرمیه، حزب ترکستان شرقی، جندالخلافه، انصارالله و احزاب و گروه های متعدد دیگر.

حتی در همین اواخر رفتار خشونت آمیز با رهبران و اعضاء حزب نهضت اسلامی تاجیکستان این جریان معتدل که می توانست با مشارکت خود در روندهای سیاسی این کشور نقش موثری داشته باشد  چنانکه طی سال های گذشته نیز حضور حزب در حاکمیت ثمرات فراوانی داشت اما بالاخره اختلافات سرباز کرد و با نهضت اسلامی به عنوان حزبی افراطی برخورد شد.

درچنین اوضاعی بدیهی است که افراط گرایان محبوبیت پیدا کنند و جوانانی بسیاری نیز تحت تاثیر تبلیغات دروغین افراط گرایان و تندروان تکفیری به بیراهه کشیده شوند. صد البته دلایل دیگری از قبیل تبعیض و بی عدالتی اجتماعی گسترده، فقر و محرومیت اقتصادی، فسادفراگیر، بحران اعتماد مردم به نهادهای دولتی، افزایش قیمت ها، رشد بیکاری، ناکارآمدی نهادهای دینی و متولیان امور دینی؛ بی‌سوادی روحانیون نیز مزید بر علت شده است.

به نظر می رسد برای درک بهتر آنچه ذکر شد اشاره ای بکنم به اینکه چند ماه قبل از خاتمه ماموریت اینجانب در قرقیزستان خانمی به همراه دخترش به رایزنی فرهنگی مراجعه و عنوان کرد که قصد دارد دخترش را برای کمک به داعش به سوریه بفرستد وی دلیل این تصمیم را بی عدالتی اجتماعی، تبعیض و محرومیت در جامعه عنوان کرد و گفت می‌خواهم در استقرار عدالت سهمی داشته باشم. کاملا روشن بود که اولاً این خانم از بی عدالتی رنج کشیده و رنج می کشد تا جایی که حاضر شده دخترش را قربانی کند و ثانیاً از ماهیت داعش بی‌اطلاع است. به هرحال گفتگوهایی صورت گرفت و منابعی برای مطالعه به ایشان معرفی شد و برخی از اقدامات داعش برای ایشان توضیح داده شد که الحمدلله موثر واقع شد. همینطور نباید از فعالیت برخی کشورهای عرب که مروج تفکرات تکفیری و افراطی در آسیای مرکزی هستند نیز غافل شد.

*خطر داعش و سایر گروه های تروریستی را برای منطقه آسیای مركزی چگونه ارزیابی می‌كنید، این تهدید را چقدر جدی می دانید و ضریب این خطر در چه مناطقی از آسیای مرکزی بیشتراست؟

دولت ها و اقوام آسیای مرکزی با وضعیت پیچیده ای مواجه اند و می بایست برای دفع این بلا در بخش های مختلف اقدامات سریع و دقیقی را به انجام رسانند. این اقدامات می تواند در سطوح ملی، منطقه ای و فرا منطقه ای تعریف شود. لازم است عرض کنم در سطح ملی، جمهوری قرقیزستان مجموعه ای از برنامه‌ها رادر دست اقدام دارد که مهمترین آن تصویب طرح شفاف‌سازی دین و دولت در ژانویه سال ۲۰۱۳ است. در این چارچوب کارگروه شورای دفاع تشکیل شد که وظیفه این کار گروه بهبود سیاست های دولت در حوزه دینی است. این کارگروه موظف شد پیشنهاداتی را در ارتباط با اعمال اصلاحات در قوانین کشور در جهت تعامل بیشتر حوزه دینی با دولت ارائه نماید. نیز به تحلیل عملکرد اداره مفتیات به عنوان مهمترین نهاد دینی بپردازد و در جهت ارتقاء سطح آگاهی دینی مردم و ارتقاء دانش دینی روحانیون عمل کند.

جدیت قرقیزستان در مقابله با داعش تا جایی است که تحلیل‌گران این اقدامات را الگوئی برای سایر کشورهای آسیای مرکزی عنوان می‌کنند. برگزاری نشست‌ها، همایش‌ها جلسات اطلاع‌رسانی در زمینه افشاء ماهیت داعش و سایر گروه های تروریستی در سطح کشور، انجام اقدامات هماهنگ میان وزارت کشور بخش مبارزه با تروریسم، سازمان امنیت کشور برای کشف افراد و گروه هایی که اقدام به فریب جوانان و اعزام آنها به سوریه می‌کنند، وزارت امورخارجه در جهت کنترل کسانی که به تحصیلات دینی در خارج از قرقیزستان مشغولند، مفتیات و حتی با وزارت بهداشت جهت بررسی روانی کسانی که جذب گروه های افراط گرا می‌شوند در شمار این اقدامات است.

علی ایحال به نظر می‌رسد لازم است تمامی کشورهای آسیای مرکزی اولاً در سطح نخبگان سیاسی لازم است دیدگاه خود را نسبت به اسلام تغییر دهند و اسلام را به عنوان مهمترین عامل انسجام ملی و صلح و ثبات در نظر بگیرند، به خصوص با ایجاد موسسات دین‌پژوهشی در مراکز علمی و دانشگاهی که حقیقتاً نیاز امروز کشورهای آسیای مرکزی است عمل نمایند. همینطور لازم است موسسات و مراکز آموزشی برخی دولت‌های خارجی درکشورهای آسیای مرکزی را که به عنوان پدران معنوی و حامیان مالی جریانات افراگر شناخته می‌شوند را کنترل جدی نمایند. نیز عوامل این کشورها را که نوعاً مروجان تفکرات افراط گریان و تکفیرگریان هستند و در دستگاه‌ها و نهادهای حساس حتی مراکز نظامی و امنیتی کشورهای آسیای مرکزی نفوذ کرده‌اند را مورد شناسائی و مجازات قرار دهند.

همچنین یکی از معضلات، ناکافی بودن دانش پلیس امنیت و پلیس انتظامی این کشورها نسبت به ماهیت داعش و سایر گروه‌های افراط گر است. مسئله‌ای که باعث شده شناسائی این افراد و گروه‌ها دشوار باشد. لذا آموزش پلیس در این ارتباط بسیار ضروری است، نظارت و کنترل فضای مجاری و امامان اینترنتی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. مقابله با سلفیانی که متاسفانه روز به روز در تمامی کشورهای آسیای مرکزی به نفوذ و فعالیت‌شان افزوده می‌شود و صلح و ثبات منطقه را متزلزل می کنند از ضروریات است.

بهره گیری از ظرفیت رسانه‌ای برای افشاء ماهیت داعش و گروه های تروریستی ضروری است. ظرفیتی که حتی در قرقیزستان به عنوان کشور پیشرو در مبارزه با داعش هنوز به طور مطلوب مورد بهره برداری قرار نگرفته است، در سطح منطقه ای، همگرایی بیشتر و تجمیع امکانات برای مقابله با داعش ضرورتی انکارناپذیر است. پیمان های امنیتی میان کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت خوبی است برای شناسائی و نابودی افراد و گروه های افراط گرا در سطح بین المللی. استفاده از تجارب کشورهایی که در زمینه مبارزه با تروریسم و افراط گرایی پیش گام هستند و همینطور استفاده از ظرفیت های سازمان های بین‌المللی اسلامی می‌تواند کارساز باشد.

در نظر داشته باشید که  افراط گرائی در آسیای مرکزی از چالش های جدی این منطقه است. چالش و تهدیدی که  داعش همچون هیزمی بر آتش آن عمل می‌کند در واقع جریانان های افراط گرا در این منطقه خطر دائمی هستند. اکنون حزب التحریر، جنبش اسلامی ازبکستان، جنبش اسلامی ترکستان شرقی، اتحاد جهاد اسلامی، اتحاد جهاد اسلامی به دلیل اختلافات راهبردی از جنبش اسلامی ازبکستان جدا شده اند. این اختلاف ناشی از این است که جنبش اسلامی ازبکستان صرفاً به استقرار خلافت در ازبکستان می‌اندیشد، اما اتحاد جهاد اسلامی به استقرار خلافت در تمام آسیای مرکزی معتقد است. همین جنبش اسلامی ازبکستان سال گذشته اعلام کرد که خلافت دو ستون نظامی را تشکیل خواهد داد که یک ستون به خاور میانه و دومی در ماوراءالنهر عمل خواهد کرد.

به هر حال  همه این جریانات و گروه هایی که معتقد به ناکارآمدی نظام های سکولار منطقه هستند، استقرار خلافت را در آسیای مرکزی دنبال می کنند.  این گروه ها در شمال افغانستان در نزدیک مرزهای تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان مستقر هستند. در چند ماه گذشته چندین مورد درگیری از سوی جریان داعش یا گروه‌های منتسب به داعش در جمهوری قرقیزستان اتفاق افتاده است که البته چیزی جز شکست برای آنها به همراه نداشته از این دست اقدامات در قزاقستان نیز به دفعات در رخ داده است. ضمناً این نکته را نیز باید عرض کنم که اخیرا جریانی بنام جیش‌المهدی که برخی تلاش داشتند به دلیل اسم این جریان آن را شیعی نشان دهند، در قرقیزستان فعال شده است.

البته سابقه تاسیس آن به سال ۲۰۰۸ برمی گردد. اما چند ماهی است که به فعالیت‌های خود افزوده و وارد صحنه شده است. علی ایحال با روشنگری برخی کارشناسان منصف و آگاه قرقیزستان مشخص شد این جریان پدیده‌ای صرفاً قرقیزی بادیدگاه افراطی و تکفیری است. سه ماه قبل نیروهای امنیتی قرقیزستان ۴ نفر از اعضای این جنبش را به هلاکت رساندند، اما نقطه داغ آسیای مرکزی و منطقه ای که مداخله مستقیم گروه های افراطی و داعش در آنجا بسیار محتمل است، منطقه ای است موسوم به دره فرغانه؛ تقاطع سه کشور ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان، دره فرغانه از ویژگی های خاصی برخوردار است. مردمان ساکن در این منطقه از ریشه های عمیق دینی برخوردارند و خیزش های اسلامی از گذشته دور در این سرزمین جریان داشته است. حتی در زمان شوروی نیز نظام کمونیستی در این منطقه همیشه با چالش‌های جدی مواجه بود. قیام باسماچیان که قیامی ملی و مذهبی بود و فکر می کنم در فاصله سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۰ رخ داد در این منطقه بود.

اکنون هم اغلب گروه‌های تندرویی که نام برده شد در این منطقه مستقر هستند. همینطور دره فرغانه محل درگیری‌ها و پیچیدگی‌های قومی میان ازبک ها، تاجیک‌ها و قرقیزهاست. اختلافات و منازعات مرزی که از زمان استالین پایه آن شکل گرفته به صورت حادی  در این نقطه در جریان است. ضمن آنکه مردم دره فرغانه نسبت به سایر مناطق ازمحرومیت اقتصادی فراوانی رنج می برند. بنابراین وضعیت ژئوپلیتیکی پیچیده این منطقه نشان می‌دهد که به احتمال بسیار قومی تحرکات جریانات وابسته به داعش در آسیای مرکزی از این منطقه ساماندهی شود. همین الان اگر یک آماری تهیه  گردد، مشخص می‌شود بیشتر کسانی که به داعش پیوسته‌اند، از این منطقه هستند.

*هدف مهم داعش وسایر گروه‌های تندرو در آسیای مركزی چیست؟

پیش‌تر هم به نوعی به این موضوع اشاره شد که مصائب بی شمار مردم آسیای مرکزی که از زمان استقرار نظام کمونیستی شروع شده و با وجود استقلال کشورهای این منطقه در سال ۱۹۹۱ همچنان ادامه دارد و در مواردی مانند مقابله با اسلام حداقل می‌شود گفت آنچه  اکنون در برخی از کشورهای آسیای میانه  صورت می‌گیرد کمتر از دوره شوروی نیست. اقداماتی که حتی به محبوبیت گروه های افراط گر کمک شایانی می کند.

از سوی دیگر تبلیغات وسیع داعش و گروه های افراطی به این امر متمرکز است که تنها تشکیل خلافت می تواند به بی عدالتی های نظام سکولار پایان دهد موضوعی که برای مردم رنج کشیده این منطقه جذاب است. لذا به طور مشخص هدف گروه های ترویستی اعلام جهاد علیه نظام‌های سکولار منطقه و ایجاد بی‌ثباتی از طریق اقدامات تروریستی است. اکنون داعش و گروه های دیگر تلاش می کنند حتی عوامل جنایی در منطقه را نیز با خود همراه کنند. به همین دلیل زندان های قزاقستان، قرقیزستان و بقیه کشورهای منطقه به پایگاهی برای جذب این عناصر تبدیل شده است.

*آیا همكاری دولت‌های آسیای مركزی با احزاب و گروه های معتدل اسلامی در منطقه می‌تواند به عنوان مانعی در برابر فعالیت‌های افراط گرایان محسوب شود؟

صد البته یکی از مهمترین راه کارهای مقابله با افراط گرایی، توجه دولت های منطقه به جریانات معتدل است. خصوصاً که اسلام گرایان در همه کشورهای آسیای مرکزی به جریانات معتدل گرایش دارند اما متاسفانه روندها غیر از این است. به عنوان مثال اتفاقی که اخیراً در تاجیکستان در ارتباط با حزب نهضت اسلامی افتاد و دستگیری و زندانی شدن رهبران این حزب را به دنبال داشت، نشان داد که نخبگان سیاسی درک درستی از شرایط اجتماعی و دینی جامعه خود ندارند. در شرایط حاضر دولت های منطقه می بایست ضمن پرهیز از اعمال فشار بر جریانات معتدل به مشارکت سیاسی آنها بیندیشند نه به حذف، آن هم با خشن ترین شکل ممکن. نخبگان سیاسی لازم است سیاستی را اتخاذ نمایند که مبتنی باشد بر حسن تفاهم و برقراری گفتگو میان دین و دولت. در این زمینه دولت قرقیزستان از سال ۲۰۱۵ طرحی را تحت عنوان طرح شفاف‌سازی دین و دولت در دستور کار قرارداده است.

براساس این طرح نقش دولت در حوزه دینی پررنگ‌تر می شود. تا قبل از آن دولت تنها نقش یک ناظر را داشت اما بر اساس این طرح دولت به ترویج اسلام براساس فقه حنفی کمک می‌کند. باز لازم است به این نکته بپردازم که در قرقیزستان جریان جماعت التبلیغ فعال است؛ جماعتی که ریشه و خواستگاهش شبه قاره یعنی کشورهای پاکستان و بنگلادش است. فعالیت این جماعت در روسیه و بقیه کشورهای آسیای مرکزی ممنوع است و این جماعت در ردیف مثلاً حزب التحریر یا جنبش اسلامی ازبکستان ارزیابی شده است. اخیراً پیمان امنیت دسته جمعی به قرقیزستان توصیه نموده از فعالیت جماعت التبلیغ جلوگیری کند اما تحلیل گران و کارشناسان حداقل فعالیت جماعت در قرقیزستان را تا کنون بدون تنش می‌دانند و معتقدند چنانچه از فعالیت این جماعت در قرقیزستان برغم تمام اشکالاتی که به آن وارد است ممانعت به عمل آید، این کشور می‌بایست خود را آماده مقابله با عملیات های انتحاری کند اتفاقی که در قزاقستان رخ داد.

برخی معتقدند سلفیان تندرو زمانی در قزاقستان قدرت گرفتند و به حجم فعالیت های خود افزودند که از فعالیت جماعت جلوگیری شد. لازم است عرض کنم اینجانب از نزدیک در مواردی شاهد  فعالیت اعضاء جماعت تبلیغ درقرقیزستان بودهام و با روحیات اعضاء جماعت کم و بیش آشنا هستم. از این رو با نظرکارشناسان قرقیز موافقم و معتقدم به لحاظ خصوصیات روانی و ایدئولوژیکی حاکم بر جماعت تبلیغی ها هر گونه اقدام نسنجیده دولت با این جماعت می تواند تبعات بسیاری را به همراه داشته باشد. تردید نیست اکنون جماعت مانع بزرگی برای فعالیت سلفیان تندرو در قرقیزستان به شمار می رود مانعی که در دیگر کشورهای منطقه برای سلفیان وجود ندارد.

*همگرایی كشورهای آسیای مركزی برای مقابله با داعش و تمامی گروه‌های تروریستی می تواند یك راهكار مهم تلقی شود. آیا شما در شرایط كنونی  تحقق همگرایی میان دولت های منطقه رامیسر می دانید؟

اکنون داعش تهدید مشترک روسیه و کشورهای آسیای مرکزی است و اساساً تهدیدی جدی برای امت اسلامی و برای جهانیان است. تهدیدی که برخی از کشورهای منطقه خصوصاً کشورهای فقیر از جمله تاجیکستان و قرقیزستان به تنهایی توان مقابله با آن را ندارند. اگر چه کشورهای قدرتمند آسیای مرکزی از جمله قزاقستان نیز مشاهده شده که در دفع بلای افراط گرایان موفقیتی چندانی نداشته است. ازبکستان نیز که داعیه رهبری منطقه را دارد، خصوصاً بعد از اتفاقات اندیجان به این نتیجه رسید که مقابله با گروه های تروریستی بدون کمک کشورهای منطقه کار آسانی نیست.

بنابراین دولت های منطقه  می‌بایست در این زمینه متحد عمل کنند. قطعاً در این مسیر ظرفیت قابل اعتناء، پیمان امنیت دسته جمعی است؛ پیمانی که در سال ۱۹۹۲ با هدف مقابله با اقدامات تروریستی و افراط گرایی به وجود آمد اما  به نظر می‌رسد برخی از اعضاء این پیمان به دلیل برتری طلبی و دل بستن به غرب جدیت کامل را ندارند. لذا می‌شود گفت همگرایی کامل کشورهای آسیای مرکزی با مشکلاتی توام است.

به علاوه در سایر مسائل منطقه‌ای نیز دیدگاه کشورها با یکدیگر فاصله دارد و منازعاتی در حوزه های قومی، مرزی و منابع انرژی میان آنها در جریان است. بدیهی است در چنین وضعیتی مقابله با افراط گرایان نیز بسیار مشکل خواهد بود زیرا کشورهای منطقه توان کنترل مرزهای خود را ندارند و لذا گروه های افراطی و تکفیری به آسانی این امکان را دارند که در کشورهای منطقه  تردد و عمل نمایند. با این حال اکنون به جهت احساس خطر جدی که وجود دارد دولت های منطقه اقداماتی را در دستور کاردارند از جمله به شکل فعالی کارشناسان و نهادهای انتظامی کشورهای تاجیکستان، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان و روسیه برای چگونگی مقابله با داعش و سایر گروههای تندرو نشست های مشترکی را برگزار می‌کنند.

*داعش و گروه‌های تندرو به صورت گسترده برای جذب اتباع آسیای مرکزی تلاش می کنند نظر جنابعالی در ارتباط با نحوه فعالیت و چگونگی رشد و یارگیری این گروه‌های تروریستی و از جمله داعش در آسیای مرکزی چیست؟

گروه‌های تروریستی به خصوص داعش از روش های مختلف و کانال های متنوعی شهروندان آسیای مرکزی را جذب می نماید، جوانان بخصوص آن عده که شاغل نیستند جز گروه آسیب پذیرند و به سرعت جذب افکار افراطی می شوند. همینطور مشاهده شده است که تندروان مذهبی تحت پوشش فعالیت های خیرخواهانه و آموزشی نیز دختران و پسران آسیای مرکزی را فریب می دهند. ضمن آنکه افراط گرایان از میان جوانانی که برای تحصیل علوم دینی به کشورهای دیگر رفته‌اند مانند کشورهای عربی، مصر، کویت، عربستان یا پاکستان به آسانی یارگیری می کنند، نیز بعضاً دیده شده است.

جوانانی که جذب داعش می‌شوند به کشور خود بر می‌گردند و به عنوان مبلغ و مروج ایدئولوژی افراگرایان عمل می کنند اما عمده ترین و موفق ترین روشی که داعش از طریق آن شهروندان آسیای مرکزی را جذب می کند، فضای مجازی است. اعضاء داعش با استفاده دقیق از فضای مجازی اهداف خود را محقق می سازندو افراط گرایان اگر چه برای ارگان های امنیتی  نامرئی اند اما این توان را دارند که به آسانی در زندگی روزمره مردم نفوذ کنند. همینطور امامان مساجد معتقد به داعش و سایر جریانات افراط گرا در سراسر آسیای مرکزی در این زمینه نقش آفرینی می کنند.

شما می دانید همه ساله جوانان بسیاری از کشورهای تاجیکستان، قرقیزستان و ازبکستان برای کار به روسیه سفر می کنند. خصوصاً در دو کشور قرقیزستان و تاجیکستان دولت به درآمد مهاجران کاری، نیاز مبرم دارد. با اتفاقاتی که پس از بحران اوکراین رخ داد، تحریم‌های روسیه و در نهایت افت ارزش روبل و مشکلات اقتصادی روسیه بخش زیادی از این مهاجران کاری دچار معضلات فراوانی شدند وضعیتی که به داعش این امکان را داد تا از میان مهاجران کاری یاری گیری کند.

* به نظر شما راهکار مقابله با داعش در آسیای مرکزی چیست؟ دولت ها و مردم مسلمان آسیای مرکزی برای دفع خطر داعش چه اقداماتی را باید انجام بدهند؟

دولت‌ها و اقوام آسیای مرکزی با وضعیت پیچیده ای مواجه اند و می بایست برای دفع این بلا در بخش های مختلف اقدامات سریع و دقیقی را به انجام رسانند. این اقدامات می تواند در سطوح ملی، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای تعریف شود. لازم است عرض کنم در سطح ملی، جمهوری قرقیزستان مجموعه ای از برنامه ها را در دست اقدام دارد که مهمترین آن تصویب طرح شفاف سازی دین و دولت در ژانویه سال ۲۰۱۳  است. در این چارچوب کارگروه شورای دفاع تشکیل شد که وظیفه این کار گروه بهبود سیاست های دولت در حوزه دینی است. این کارگروه موظف شد پیشنهاداتی را در ارتباط با اعمال اصلاحات در قوانین کشور در جهت تعامل بیشتر حوزه دینی با دولت ارائه نماید نیز به تحلیل عملکرد اداره مفیتیات به عنوان مهمترین نهاد دینی بپردازد و در جهت ارتقاء سطح آگاهی دینی مردم و ارتقاء دانش دینی روحانیون عمل کند.

جدیت قرقیزستان در مقابله با داعش تاجایی است که تحلیل گران این اقدامات را الگوئی برای سایر کشورهای آسیای مرکزی عنوان می‌کنند. برگزاری نشست‌ها، همایش‌ها، جلسات اطلاع رسانی در زمینه افشاء ماهیت داعش و سایر گروه‌های تروریستی در سطح کشور، انجام اقدامات هماهنگ میان وزارت کشور بخش مبارزه با تروریسم، سازمان امنیت کشور برای کشف افراد وگروه هایی که اقدام به فریب جوانان و اعزامآنها به سوریه می کنند.

وزارت امورخارجه در جهت کنترل کسانی که به تحصیلات دینی در خارج از قرقیزستان مشغولند، مفتیات و حتی با وزارت بهداشت جهت بررسی روانی کسانی که جذب گروه های افراط گرا می شوند در شمار این اقدامات است علی ایحال به نظر می رسد لازم است تمامی کشورهای آسیای مرکزی اولاً در سطح نخبگان سیاسی دیدگاه خود را نسبت به اسلام تغییر دهند و اسلام را به عنوان مهمترین عامل انسجام ملی و صلح و ثبات در نظر بگیرند. به خصوص ایجاد موسسات دین پژوهی در مراکز علمی و دانشگاهی که حقیقتاً نیاز امروز کشورهای آسیای مرکزی است. همینطور لازم است موسسات و مراکز آموزشی برخی دولت‌های خارجی در کشورهای آسیای مرکزی را که به عنوان پدران معنوی و حامیان مالی جریانات افراط گرا شناخته می‌شوند را کنترل جدی نمایند. نیز عوامل این کشورها را که نوعاً مروجان تفکرات افراط گریان و تکفیرگریان هستند و در دستگاهها و نهادهای حساس حتی مراکز نظامی و امنیتی کشورهای آسیای مرکزی نفوذ کرده اند را مورد شناسائی و مجازات قرار دهند.

همچنین یکی از معضلات، ناکافی بودن دانش پلیس امنیت و پلیس انتظامی این کشورها نسبت به ماهیت داعش و سایر گروههای افراط گرا است. مسئله‌ای که باعث شده شناسائی این افراد و گروه‌ها دشوار باشد. لذا آموزش پلیس در این ارتباط بسیار ضروری است. نظارت و کنترل فضای مجاری و امامان اینترنتی از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است. مقابله با سلفیانی که متاسفانه روز به روز در تمامی کشورهای آسیای مرکزی به نفوذ و فعالیت شان افزوده می‌شود و صلح و ثبات منطقه را متزلزل می کنند از ضروریات است. بهره گیری از ظرفیت رسانه ای برای افشاء ماهیت داعش و گروه های تروریستی ضروری است. ظرفیتی که حتی در قرقیزستان به عنوان کشور پیشرو در مبارزه با داعش هنوز به طور مطلوب مورد بهره برداری قرار نگرفته است.

در سطح منطقه ای همگرایی بیشتر و تجمیع امکانات برای مقابله با داعش ضرورتی انکارناپذیر است. پیمان های امنیتی میان کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت خوبی است برای شناسائی و نابودی افراد و گروه های افراط گرا در سطح بین المللی. استفاده از تجارب کشورهایی که در زمینه مبارزه با تروریسم و افراط گرایی پیش گام هستند و همینطور استفاده از ظرفیت‌های سازمان های بین‌المللی اسلامی می تواند کارساز باشد.

کد خبر 3038041

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 2 =