اسرائيل مدعي شده است كه به خاطر دستگيري دو سرباز خود از سوي نيروهاي حزب الله، دست به تهاجم عليه كشور لبنان زده است،اما بسياري از كارشناسان و حتي سياستمداران بر اين باورند كه اسرائيل اهدافي بسيار فراتر از آزادي اين دو سرباز را دنبال مي كند.
در همين رابطه خبرگزاري مهر، مصاحبه اي را با "مارك وبر" (Mark Weber) مدير مؤسسه "بازنگري تاريخي"(IHR) در كاليفرنياي آمريكا انجام داده است و ديدگاه وي را در باره تحولات اخير در لبنان جويا شده است.

"مارك وبر"
وبر در اين باره كه چه اهدافي در پس پرده تهاجم رژيم اسرائيل به جنوب لبنان وجود دارد مي گويد: پس از آنكه مبارزان حزب الله در 12 جولاي هشت سرباز اسرائيلي را كشتند و دو تن ديگر را به اسارت گرفتند،اسرائيل حمله وحشيانه خود را به لبنان آغازوتاسيسات اين كشور را تخريب و جهانيان را با بهت رو به رو كرد.
وبر بر اين عقيده است كه گرچه اسرائيل ابتدا ادعا كرد كه صرفاً در پي آزادي دو سرباز به اسارت گرفته خود است، اما به سرعت روشن شد كه اين دو سرباز صرفاً بهانه اي براي جنگ سازمان يافته است كه پيش از اين به خوبي سازمان يافته است.
اين محقق آمريكايي در ادامه به نقل از روزنامه "سن فرانسيسكو كرونيكل" مي گويد: بيش از يك سال پيش يك افسر ارشد جزئيات جنگ اخير را در نشستهايي با مقامهاي آمريكايي بر مي شمارد.
به گزارش مهر، در همين رابطه "وسلي كلارك" فرمانده سابق ناتو و نامزد رياست جمهوري آمريكا در سال 2004 نيز در كتاب جديد خود فاش كرد كه پس از حادثه سپتامبر سال 2001 ميلادي طرح حمله به لبنان برنامه ريزي شده بود.
اين ژنرال بازنشسته و فرمانده اسبق ناتو در كتاب جديد خود با نام "پيروزي جنگهاي مدرن"همچنين آورده است : اعضاي ارتش آمريكا از اكتبر سال 2001 ميلادي در جريان طرح حمله نظامي به لبنان قرار گرفته بودند .
وبر در ادامه گفتگوي خود با "مهر" آورده است: اين تهاجم موازي است با تهاجم 1982 اسرائيل به لبنان زماني كه رهبران صهيونيست سوء قصد نافرجام عليه سفير اسرائيل در لندن را بهانه اي براي حمله به لبنان قرار دادند و در جنگ اخير هم اسرائيل چند هدف را دنبال مي كند.
به عقيده وي، اولين هدف اين است كه رهبران صهيونيست تصميم دارند تا مي توانند با كشتن نيروهاي حزب الله و تخريب زير ساخت ها در جنوب لبنان اين جنبش را از بين ببرند. اسرائيلي ها مي خواهند از حملات موشكي حزب الله ممانعت به عمل آورند و در صددند تا تلافي شكستي را كه در سال 2000 از اين جنبش خورده اند و جنوب لبنان را تخليه كردند دربياورند.
اين كارشناس آمريكايي دومين هدف صهيونيستها را اين مي داند كه آنها در صددند تا بر لبنان فشار وارد كنند و در صورتي كه ديگر كشورهاي منطقه اجازه دهند كه ازخاك آنها براي حمله به اسرائيل استفاده شود آنها را تنبيه كنند.
مديراين مؤسسه همچنين براين باور است كه اسرائيل هدف ديگري نيز دارد،اما به عقيده وي اين هدف از اهميت كمتري نسبت به دو هدف پيشين دارد.
وي مي گويد: براي مثال اسرائيلي ها از ايجاد يك منطقه امنيتي جديد در جنوب لبنان استقبال خواهند كرد، گرچه آنها مي دانند كه اين بعيد است.
سرانجام به گفته وبر،رهبران صهيونيست بيش از پيش همه كشورهاي مسلمان و عربي را به عنوان يك دشمن واقعي و بالقوه مي دانند و بنابراين به باور وي، اسرائيل نگران تمام كشورهاي مسلمان يا عربي باثبات داراي رونق اقتصادي و قوي است، اسرائيل از توسعه هرج و مرج، فقر و كشمكش در لبنان،عراق و تمام كشورهاي ديگر اسلامي و عربي استقبال مي كند.
مدير مؤسسه بازنگري تاريخي در پاسخ به اين سؤال مهر كه آيا اسرائيل در جنگ لبنان به اهداف خود رسيده است يا نه؟ چنين مي گويد: درگيري نظامي اغلب متفاوت از آن چيزي نتيجه مي دهد كه شروع كنندگان آن انتظار دارند و يا پيش بيني مي كنند در اين مورد اسرائيل انتظار دارد تا طي يك عمليات دقيق در طول سه هفته به اهداف خود برسد در حالي كه ماشين جنگي مجهز و آموزش ديده اسرائيل مي تواند خسارت زيادي به حزب الله و لبنان وارد كند، اما اين جنگ نشان از يك عقب گرد عمده در موضع گيري آمريكا و اسرائيل دارد و همه به اين خاطر است كه حزب الله ثابت كرده است دشمني سخت و با امكانات تر از آن چيزي در برابر خود دارد كه صهيونيستها انتظار آن را داشتند.
اين محقق آمريكايي درادامه مي افزايد: تعداد زياد مبارزان حزب الله با عزم و اراده،روح وهمچنين مهارتي ستودني عليه دشمن مجهز صهيونيست مبارزه كرده اند . اسرائيلي ها ازتوانايي حزب الله براي ضربه زدن به اهداف اسرائيل در شمال ابراز شگفتي كردند به علاوه اسرائيل اظهار داشته است كه هدفش فراتر از بازگرداندن سربازان به اسارت گرفته اش مي باشد. طولاني شدن اين جنگ براي آمريكا و اسرائيل بسيار بد خواهد شد.
وبر با اشاره به هشدار كاشناسان اسرائيلي درباره افزايش انتقادات و تنفر از سياستهاي جنگ طلبانه آمريكا و اسرائيل در خيابانهاي جهان عرب و غرب عنوان مي كند كه در سراسر جهان بيش از ميليونها نفر با اقدامات تحقير آميز اسرائيل و خشونت اين رژيم، زير پا گذاشتن اصول اخلاقي،قوانين بين المللي مخالفت مي كنند اقداماتي كه به زعم اين كارشناس با استفاده از پشتيباني بي قيد و شرط آمريكا صورت مي گيرد.
اين كارشناس منتقد سياستهاي آمريكا در ادامه گفتگوي خود با مهر مي گويد: اين جنگ اعتبار باقي مانده آمريكا در خاورميانه را از بين مي برد و اين شديداً به موقعيت آمريكا در ديگر نقاط جهان آسيب مي رساند.آمريكا متكبرانه ، فريبكارانه و با نيرنگ عمل مي كند و براي سالها بسياري، وعده هاي بي ارزشي را هم داده است. واشنگتن ادعا مي كند كه نگران صلح،عدالت و دموكراسي در خاورميانه است و روشن تر از هميشه است كه بيش از هميشه دغلكارانه و فريب كارانه عمل مي كند.
وي همچنين در ادامه با اشاره به سياست اخير برخي كشورهاي عربي در منطقه مي گويد: متحدين واشنگتن در منطقه به ويژه اردن، مصر، و عربستان همچنين در حال از دست دادن حمايت توده ها و مشروعيت خود هستند. اين جنگ از يك طرف متحدين آمريكا و اسرائيل را و از طرف ديگر ساير كشورها را از آنها جدا مي كند. اين شكاف جهاني نه صرفاً به خاطر اينكه مردم تمام جهان از استكبار،ددمنشي و دروغ آمريكايي- اسرائيلي درهراسند، بلكه به خاطر اين است كه روشن شده است كه منافع صهيونيسم بيش از هميشه با ديگر كشورها در تضاد است كه اين مسئله براي مردمان بسياري حتي در آمريكا روشن است، كشوري كه دهه ها از رژيم صهيونيستي حمايت مي كند ، رژيمي كه پيامد و نتيجه چنگ اندازي يهوديان صهيونيست بر زندگي آمريكايي ها و كنترل يهود- صهيونيستي بر راديو ، تلويزيون و رسانه هاي تصوري است.
وبر مي گويد: بر خلاف آنچه كه رهبران آمريكا و اسرائيل ادعا مي كنند،حزب الله نه تنها يك پديده بيگانه و ساختگي و مصنوعي نيست، بلكه ترجيحاً جنبشي مردمي ، با حمايت گسترده به شمار مي رود و اسرائيل نمي تواند بدون انجام كشتار در مقياسي وسيع اين جنبش را از بين ببرد و حزب الله تنها نيازمند آن است تا باقي بماند و در اين جنگ نابرابر به عنوان يك قدرت ظهور كند.
مدير مؤسسه بازنگري تاريخي در پايان در پاسخ به اين سؤال مهر كه آيا جامعه بين الملل در پاسخ به حملات اسرائيل واكنشي كافي داشته است يا خير؟ مي گويد:پاسخ جهاني به تجاوز اسرائيل در لبنان و مصائب و رنجي كه به مردم لبنان وارد شده، شرم آور بوده است و اين بزدلي پيامد بي اعتنايي به فساد ، ضعف دروني و فقدان اهداف براي بسياري از كشورهاي دنيا و همچنين قدرت نظامي هولناك و اقتصادي آمريكاي تحت كنترل صهيونيسم است.


نظر شما