بررسی الازهر و جریانات داخل آن/ طریقت های تصوف در مصر

محمد حسن زمانی، معاون بین الملل حوزه علمیه قم با بیان این که الازهر از کهن ترین دانشگاه های جهان اسلام است و هزار سال قدمت دارد گفت این دانشگاه در جهان اسلام دژ دفاعی در برابر وهابیت است.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه_حامد رضایی: مصر را مهمترین کشور عرب و حتی جهان اسلام دانسته اند. کشوری به شدت تاثیرگذار که تاثیر اتفاقات آن در سایر کشورهای اسلامی نیز قابل رویت است. اهمیت فضای فکری مصر لزوم شناخت کامل جریانات مختلف این کشور را ضروری می کند. این بود که سراغ حجت الاسلام محمد حسن زمانی رفتیم تا از اطلاعات میدانی ایشان از فضای فکری مصر استفاده کنیم. حجت الاسلام زمانی سه سال ریاست دفتر حافظ منافع ایران در مصر را به عهده داشته و هم اکنون معاون بین الملل حوزه علمیه قم است.

بخش اول این مصاحبه پیش از این در خبرگزاری مهر منتشر شده بود. بخش دوم پیش روی شماست؛

*آقای زمانی لطفا درباره الازهر و جریانات داخل آن توضیح دهید.

جریان بعدی الازهر است. الازهر قوی ترین دانشگاه و تقریبا از کهن ترین دانشگاه های جهان اسلام است که حدود ۱۰۰۰ سال قدمت دارد. فاطمیون که اسماعیلی مذهب بودند، الازهر را تاسیس کردند. بعد صلاح الدین ایوبی آمد و صد سال الازهر را تعطیل کرد تا اینکه تشیع را از مصر بیرون کرد. بسیاری از شیعیان یا مجبور به تغییر مذهب شدند یا اینکه از مصر فرار کردند. بخشی از اینها در جنوب مصر باقی ماندند.

الازهر قوی ترین دانشگاه و تقریبا از کهن ترین دانشگاه های جهان اسلام است که حدود ۱۰۰۰ سال قدمت دارد

مردم مصر سنی شدند ولی مهر اهل بیت(ع) در وجودشان نهادینه ماند و الازهر نماد این مهر است. مشایخ الازهر نه سلفی شدند و نه غرب گرا. تعداد اندکی از الازهری ها متاثر از وهابیت شدند و الازهر آنها را اخراج کرد. این اخراجی ها بعدا جمع شدند و اتحادیه ای را تشکیل دادند به نام «جمعیت استادان الازهر». البته عربستان تلاش بسیاری کرد تا الازهر را فتح کند ولی نتوانست.

الازهر از فشارهای سیاسی حکومت و جریان های ضدشیعی داخل و فشار دولت های خارجی عربی و غربی متاثر است. این یکی از نقاط ضعف الازهر است. دلیل آن هم این است که نصب و عزل شیخ الازهر توسط رییس جمهور انجام می شود و حقوق او هم توسط دولت پرداخت می شود.

*گویا بعد از انقلاب نحوه نصب و عزل شیخ الازهر تغییر کرد.

بنا شد تغییر دهند ولی هنوز نتوانستند. در دوران مرسی مقداری سعی کردند به الازهر استقلال دهند ولی هنوز این استقلال عینیت نیافته است.

*اگر اجازه بدهید وارد جریان تصوف بشویم که از جریانات مهم مصر است. لطفا درباره این جریان توضیح دهید.

طریقت های تصوف در مصر سازمان یافته شده هستند و خود را از گسستگی نجات داده اند. مجموعه طریقت های صوفی ثبت شده اند و ۵۴ طریقت ثبت شده رسمی در مصر داریم. روسای این طریقت ها با هم یک شورای مشترک دارند. از بین خودشان ۱۰ نفر را که دارای مرید و نفوذ بیشتر هستند به عنوان مجلس اعلا انتخاب می کنند. این ده نفر به علاوه پنج نفر از مسئولین کشور یعنی نماینده وزارت اوقاف، نماینده الازهر، نماینده وزارت کشور و دو نفر دیگر، مجلس اعلای تصوف را تشکیل می دهند. زمانی که من در مصر بودم شیخ حسن شنّاوی شیخ المشایخ این طریقت ها بود که از میان آن ۱۵ نفر انتخاب شده بود.

طریقت های تصوف در مصر سازمان یافته شده هستند و خود را از گسستگی نجات داده اند. مجموعه طریقت های صوفی ثبت شده اند و ۵۴ طریقت ثبت شده رسمی در مصر داریم

بعد از فوت ایشان برای انتخاب نفر بعدی یکی از مسن ترین آنان شیخ ابوالعزائم رهبر طریقت العزمیه بود که با رای اکثریت به عنوان شیخ المشایخ انتخاب شد. ایشان بسیار علاقمند به اهل بیت(ع) و دارای روحیه جهادی و استعمارستیزی است. ضدیت شدید با وهابیت و ضدیت شدید با استعمار و نیز علاقمندی بسیار به اهل بیت(ع) و طرفداری از وحدت شیعه و سنی از ویژگی های بارز ایشان است.

ولی انتشار خبر انتخاب ایشان دولت حسنی مبارک، آمریکا و جریانات ضدوحتی را به وحشت انداخت. لذا سریعا جلسه دیگری را برپا کردند و سازمان امنیت مصر کودتایی علیه ایشان انجام داد. تعدادی از مشایخ را جمع کرد و بعضی را تهدید یا تطمیع کرد و انتخابات دیگری انجام دادند و فرد دیگری را به نام «القصبی» انتخاب کردند. دو شیخ المشایخ بوجود آمد و بین این دو رقابت اتفاق افتاد و هنوز ادامه دارد.

*البته آقای ابوالعزائم از کودتا و کشتار آقای سیسی کاملا حمایت کرد.

بله. علیرغم اینکه استعمارستیزی جزو اندیشه های ابوالعزائم است انتقاد شما هم وارد است. ایشان در شیوه مبارزه خود دارای تاکتیک خاصی است که شاید مورد قبول خیلی ها نباشد و آن سازش با جریانات حاکم است برای پیدا کردن فرصت. به نوعی نرمش قهرمانانه معتقدند. او نه تنها با سیسی رابطه خوبی دارد بلکه به آمریکا هم سفر می کند و علیه دولت آمریکا در آنجا حرف نمی زند.

آقای ابوالعزائم در چندین کنفرانس وحدت اسلامی در تهران شرکت کرده و عضو شورای عالی دارالتقریب قاهره است. طریقت عزمیه معتقدند خلافت از امامت جداست. معتقدند خلفای اربعه زمامداران سیاسی بعد از پیامبر اکرم بودند که توسط جامعه انتخاب شدند اما آنها امامت نداشتند و فقط حق مدیریت سیاسی داشتند ولی منصب پیشوایی دینی نداشتند. پیشوایی دینی شرایطی دارد که با انتخاب مردم به دست نمی آید. این فرد باید علم جامع به دین داشته باشد و از خطا مصون باشد. این ویژگی ها اکتسابی نیست و باید از طریق خداوند به شخص برسد. لذا خدا تعیین می کند که چه شخصی امام باشد. لذا معتقدند اولین امام پیغمبر اکرم(ص) است و بعد از ایشان منصب امامت به علی بن ابیطالب داده شد و بعد به امام حسن تا امام مهدی «عج». معتقدند دین را باید از این پیشوایان ۱۲ گانه گرفت.

البته این نگاه اختصاصی به طریقت عزمیه ندارد و برخی از طریقت های دیگر هم چنین نگاهی دارند. حتی جمعی از اهل سنت غیرصوفی مصر هم نگاه بالایی به اهل بیت(ع) دارند و ایشان را برتر از ائمه اربعه خود و صحابه می دانند.  

جریان فکری دیگر مصر جریان لائیک است که غرب زده اند و تعبد به شریعت ندارند. این جریان در مصر هنوز قوی است. دولت حسنی مبارک نماینده این اندیشه بود

جریان فکری دیگر مصر جریان لائیک است که غرب زده اند و تعبد به شریعت ندارند. این جریان در مصر هنوز قوی است. دولت حسنی مبارک نماینده این اندیشه بود. در دانشگاه ها و نویسندگان هم این جریان نفوذ دارد. در دولت سیسی هم این جریان وجود دارد اما نه به قوت دوران مبارک. در دوران مرسی این اندیشه  کمرنگ شد.

این اندیشه به شکل پررنگ خود به لاابالی گری و نفی عبادت های دینی می انجامد اما به شکل رقیق تر خود به درون برخی عالمان دینی نیز کشیده می شود و نکته مهم اینجاست. این عده از علما تعبد اجمالی به نماز و سایر عبادات دین را دارند اما چون با عقل محدود خود نمی توانند صحت گزاره های سیاسی اسلام را تحلیل کنند، معتقد به جدایی دین از سیاست می شوند و حکومت اسلامی را نفی می کنند.

*این دسته از علما در الازهر هم نفوذ دارند؟

بله. طیفی از علمای الازهر به این اندیشه گرایش پیدا کردند.

*یعنی جریان علی عبدالرزاق در الازهر ادامه پیدا کرده؟

سکولاریسم علی عبدالرزاق آشکارتر بود. ولی متاسفانه علمایی که جزو علمای انقلابی الازهر محسوب می شوند معتقد به این اندیشه شده اند. در ابتدای بیداری اسلامی بعضی از علمای انقلابی الازهر به ایران دعوت شده بودند و آنها را خدمت آیت الله مکارم بردیم. ایشان در پایان جلسه دعا کردند که خداوند به شما توفیق دهد که بتوانید یک حکومت اسلامی در مصر ایجاد کنید. یکی از علمای الازهری گفت لا! آیت الله مکارم خیلی تعجب کرد. توضیح که خواستند گفت ما نمی خواهیم حکومت اسلامی داشته باشیم. آیت الله مکارم گفت پس چه می خواهید؟ گفت یک حاکمیت مدنی می خواهیم.

بعد من به این فرد گفتم شما که عالم دینی هستید چرا حکومت اسلامی را دوست ندارید؟! گفت حکومت اسلامی خوب است ولی شدنی نیست. گفتم چرا؟ گفت در کشور ما دو مانع برای این کار وجود دارد. اول اینکه اگر حکومت اسلامی ایجاد شود باید همه احکام آن نیز اجرا شود، در حالی که بعضی از احکام آن در عصر حاضر قابل اجرا نیست!

دوم اینکه جامعه ما ۱۲ درصد قبطی مسیحی دارد. پس باید حکومتی داشته باشیم که آنها هم با آن همراهی کنند. درصد این عالمان دینی کم نیست. اگر بگویم ۵۰ درصد علمای الازهر چنین تفکری دارند شاید خیلی دور از ذهن نباشد. و این خیلی سخن تلخی است.

جریان بعدی جریان پان عربیسم است. متاسفانه این تفکر حتی در جریان های متدین و انقلابی هم وجود دارد. غلظت ملی گرایی در عرب ها بیشتر از ایرانی هاست. یکی از علل نگرانی از رابطه با ایران تفکر پان عربیستی است. پان عربیست ها در جنگ ایران و عراق خیلی بررسی نکردند که حق با کیست، نفس اینکه صدام عرب بود کافی بود تا هوادار او باشند.

*در حکومت هم نفوذ دارند؟

 بله همه جا نفوذ دارند. مسئولین ما در تعامل با کشورهای عربی باید متوجه این نکته باشند و به گونه ای رفتار کنند که حساسیت عربی آنها را تحریک نکنند.

*اینها غیر از آن جریان قومی عربی هستند که به خاطر مواضع ضدصهیونیستی ما به ایران نزدیک هستند؟

اینها به ما نزدیک نیستند. آنچه احیاناً آنان را به ایران نزدیک می کند پان عربیست بودن شان نیست، بلکه تفکر ضدصهیونیستی است که به جد در عموم مصریان وجود دارد. این نکته مهمی است. تقریباً ۱۰۰ درصد مردم مصر از تمام طیف ها ضدصهیونیسم هستند. در زمان حسنی مبارک یکی از مسئولین ایرانی به او گفته بود مگر شما نمی دانید که صهیونیست ها ضداسلام و ضدعرب هستند؟ جواب داده بود بله. گفت پس چرا با آن سازش می کنید؟ حسنی مبارک گفت چه کار کنیم با این سگ های درنده؟! چاره ای جز سازش نداریم. یعنی نماد استعمار صهیونیست ها را سگ می داند، چه رسد به دیگران.

تقریباً ۱۰۰ درصد مردم مصر از تمام طیف ها ضدصهیونیسم هستند

جریان بعدی قبطی ها هستند. ۱۲ درصد مصری ها مسیحی قبطی اند. اینها در مصر ریشه دارند و از مصری های اصیل هستند. دارای پیشینه تمدنی و فرهنگی هستند. چند ویژگی مثبت دارند؛ اولا مسیحیان مصر به این جمع بندی رسیدند که باید با مسلمانان حسن تعامل صمیمانه داشته باشند. در تاریخ هم غالباً حسن تعامل را شاهد بودیم. مثلا در مراسم دینی مسلمانان مثل نماز عید فطر کشیش ها دعوت می شوند و آنها هم شرکت می کنند. در مقابل از علمای اسلامی و احیانا شیخ الازهر در مراسمات کلیسا دعوت می شود و آن ها هم شرکت می کنند. متاسفانه چنین چیزی در ایران نداریم که مثلا کشیشان یا خاخام ها یا موبدان را به حوزه علمیه قم دعوت کنیم یا اینکه آنها ما را در مراسمات شان دعوت کنند.

قبطی های مسیحی در مراسم دینی مسلمانان مثل نماز عید فطر کشیش ها دعوت می شوند و آنها هم شرکت می کنند. در مقابل از علمای اسلامی و احیانا شیخ الازهر در مراسمات کلیسا دعوت می شود و آن ها هم شرکت می کنند

دوم اینکه در میان قبطی ها نویسندگانی ظهور کردند که در دفاع از اسلام قلم زدند. یکی از اینها دکتر نبیل  لوقا البباوی است. ایشان ۴ دکتری دارد و جالب اینکه یکی از دکتراهای او فقه و شریعت اسلامی است، یعنی او اجتهاد دارد! ایشان ۱۰ کتاب در دفاع از اسلام نوشته است. یک کتاب درباره تعدد زوجات پیامبر اسلام نوشته و ثابت کرده که این مسئله به خاطر مسائل جنسی نبوده بلکه انگیزه های تربیتی و حمایتی و سیاسی داشته است. یک کتاب دیگر درباره جنگ های صلیبی نوشته و اثبات کرده که مقصر مسیحی ها بودند نه مسلمانان.

*جریان پان عربیسم در میان قبطی ها هم نفوذ دارد؟ چون بنیانگذاران پان عربیسم مسیحی های عرب بودند.

خیلی اطلاعی ندارم و در این باره نمی توانم داوری کنم. با قبطی ها گفتگو داشتم ولی از این زاویه با آنان وارد بحث نشدم.

*نمی شود گفت که اینها در مسائل سیاسی غرب گرا هستند؟

مقداری اینطوری است. سوال خوبی پرسیدید که در جواب باید به ویژگی مثبت سوم آنها اشاره کنم و آن صهیونیسم ستیزی شان است. قبطی ها یکی از نمادهای مبارزه با اسرائیل در مصر هستند. در سالی که من در مصر بودم رهبر قبطی ها اعلام کرده بود که ورود به بیت المقدس به این دلیل که اسرائیل بر آن حاکم است حرام است، به این دلیل که تقویت حکومت اسرائیل می شود.

جریان دیگر سلفیت است. باید بین واژه سلفیت و وهابیت تفکیک کرد. سلفیت به معنای احترام فوق العاده به سلف صالح است که منظور سه نسل اول اسلام است. در یک درجه بندی که من از جریانات سلفی جهان اسلام انجام دادم ده نوع جریان سلفی را از هم جدا کردم، از نرم ترین تعریف سلفی گری که مورد قبول ماست تا تندترین آنها که به وهابیت و تکفیر منجر می شود.

سلفیت به معنای احترام فوق العاده به سلف صالح است که منظور سه نسل اول اسلام است

متاسفانه هم سلفیت وهابی و هم سلفیت تندی که وهابی نیست ولی نگاه های افراطی دارد، در مصر حضور دارد. البته سلفیت معتدل هم وجود دارد.

سلفیت وهابی در مصر ضعیف بود. سه مانع وجود داشت که علیرغم تلاش صدساله عربستان برای فتح الازهر و مصر، اجازه میدان داری به این تفکر نمی داد. اولین مانع الازهر است که مشایخ آن از قدیم تا کنون ضد وهابیت و تکفیر هستند. الازهر در جهان اسلام دژ دفاعی در برابر وهابیت است. مانع دوم تصوف است. مانع سوم حکومت حسنی مبارک بود که اجازه نمی داد این تفکر در مصر رشد کند.

الازهر در جهان اسلام دژ دفاعی در برابر وهابیت است. مانع دوم تصوف است. مانع سوم حکومت حسنی مبارک بود که اجازه نمی داد این تفکر در مصر رشد کند

این سه مانع تا دوران مبارک وجود داشت. با سقوط مبارک و آمدن اخوان المسلمین، مقداری راه برای عربستان باز شد. دولت عربستان از تزلزل و عدم ثبات حکومت جدید اخوان سواستفاده کرد و با تطمیع مرسی در جهت کمک اقتصادی به حکومت نوپای اخوان قول گرفت که بعضی از وزارتخانه ها را در اختیار طرفداران سعودی قرار گرفته شود. دولت مرسی حاضر شد فقط یک وزارتخانه را به سلفی ها بدهد و آن وزارت اوقاف و شئون دینی بود. یعنی کل شئون دیانت کشور مصر در اختیار اینها قرار گرفت. همین مسئله خیلی در گسترش سلفیت در آن دوره در مصر اثر گذاشت.

در انتخابات اولی که در مصر انجام شد سلفی ها ۳ – ۴ درصد بیشتر رای نداشتند اما در انتخابات دوم این رقم به حدود ۲۷ درصد رسید. اگر دولت مرسی ادامه پیدا می کرد احتمال داشت این درصد بالاتر هم برود. سیسی جلوی رشد جریانات سلفی را گرفت.

*سرکوب سیسی باعث نمی شود که اینها به صورت زیرزمینی رشد بیشتری داشته باشند؟

طبیعتا این اتفاق می افتد ولی بهتر از این است که گسترش آزادانه داشته باشند.

*ولی احزاب سیاسی مثل حزب النور که سلفی بود با کودتای سیسی همراه بودند.

این یک بازی سیاسی بود. حزب النور وارد یک بازی سیاسی شد و علیرغم رویکردهای اعتقادی خود سعی کرد با حکومت جدید وارد تعامل شود. و حکومت هم می داند که این حزب مخالف آن است. لذا سعی می کند با آن نجنگد و مدیریتش کند. لذا الان جریان سلفی در مصر نیمه فعال است. تعدادی از مراکز آنها بسته شده و تعدادی هنوز در حال فعالیت است. این موسسات سلفی کتاب های زیادی علیه شیعه به چاپ می رسانند.

عربستان به این نتیجه رسیده که کتاب های سلفی که در این کشور تولید می شود، اگر بخواهد در جامعه اهل سنت بیشتر مورد اقبال قرار گیرد، بهتر این است که در مصر چاپ شود نه خود عربستان. به همین دلیل تولید اندیشه تکفیر در عربستان انجام می شود اما کتابهایش در قاهره منتشر می شود. در این سه چهار سال اخیر بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب علیه شیعه در مصر به چاپ رسیده است.

کد خبر 3808159

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 2 =