نظامیگری سرلوحه ژرمن‌ها می‌شود/تلاش برای ایفای نقش فعالتر جهانی

میلیتاریسم یک ایدئولوژی مبتنی بر افزایش توان امنیتی است که این روزها به شدت مورد توجه سیاستمداران آلمانی قرار گرفته است.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل- شقایق لامع زاده: سخن از نظامیگری و دوری از انزوا مدتی است که در محافل سیاسی-امنیتی آلمان مطرح شده و توجه جامعه بین الملل را به خود معطوف کرده است.

«اورزلا فون در لاین» وزیر دفاع آلمان در سخنان اخیر خود از آمادگی و علاقمندی آلمان برای حضورنظامی در بحران های بین المللی خبر داد.

باید توجه داشت که نظامی‌گری یا «میلیتاریسم» یک ایدئولوژی مبتنی بر این است که سرمنشا همه امنیت‌ها توان نظامی است. نظامی‌گری در معمولی ترین حالت خود به این امر باور دارد که «آشتی از راه توانمندی نظامی» میسر شده و آمادگی نظامی بهترین یا تنها راه دستیابی به صلح است. سنجش میزان نظامی گری در میان کشورها را سرانه هزینه کردن آنها در حوزه نظامی تعیین می کند.

نگاه اجمالی به تاریخ نشان می دهد که «میلیتاریسم» به سنت ارتش پروس و گرایش نظامی دولت آلمان باز می گردد. «بیسمارک» یکی از رهبران آلمان معتقد بود که تاریخ بواسطه خون و شمشیر حرکت می کند.همچنین «میلیتاریسم» در واژگان سیاسی عبارت از سیاست دولت های سرمایه ‌داری معتقد به تحکیم و تقویت مداوم نیروهای نظامی، همچنین استفاده از نیروی نظامی در امور سیاسی است و اصولا کشورهای سرمایه داری در طول تاریخ رو به نظامی گری آورده اند.

نگاه اجمالی به تاریخ نشان می دهد که «میلیتاریسم» به سنت ارتش پروس و گرایش نظامی دولت آلمان باز می گردد. «بیسمارک» یکی از رهبران آلمان معتقد بود که تاریخ بواسطه خون و شمشیر حرکت می کند.

اندیشه بیسمارک ترکیبی از میلیتاریسم و  ناسیونالیسم و محافظه کاری بود و جنگ های جهانی آغاز گر میلیتاریسم در آلمان بوده و این کشور را به سمت و سوی نظامی گری کشاند. بطور کلی گسترش میلیتاریسم را در نتیجه، توسعه زندگی «مدرن» می دانند. یعنی پدیده ای نوین که با از میان رفتن پدیده های سنتی نیز همچنان باقی خواهد ماند.

در عین حال میلیتاریسم اغلب به معنی پدیده ای سیاسی - اجتماعی به کار برده شده و منظور آن است که ارتش از حدود وظایف مشروع خود فراتر رفته است. ارتش در آلمان به مثابه نهادی اجتماعی، یکی از اساسی‌ ترین و قدرتمندترین نهادهای جامعه بوده و هر گونه ‏تغییر و تحول در ساختار و نظام ارزشی جامعه بطور مستقیم به دیوانسالاری ارتش منتقل شده و سبب دگرگونی در تشکیلات، اهداف و عملکردهای آن می شود.

لازم است بدانیم که در دوره قیصری و ‏هیتلری یعنی در دوران رایش دوم بین سال های ۱۹۱۸-۱۸۷۱ میلادی و دوران رایش سوم در دوره زمانی ۱۹۴۵-۱۹۳۳ میلادی ارتش آلمان مانند ‏بازوی مسلح دولت بشمار می آمد. این در حالی است که ارتش جمهوری وایمار در بازه زمانی ۱۹۳۳-۱۹۱۸ میلادی و جمهوری فدرال آلمان بین سال های ۱۹۹۰-‏‏۱۹۵۵ میلادی با توجه به نظام سیاسی حاکم بر جامعه عامل مهم حفظ صلح اروپا بوده اند. به عبارت دیگر عناصر نظامی قدرت در تاریخ گذشته آلمان در قیاس با زمان حال بسیار چشمگیرتر بوده است و پس از جنگ جهانی دوم قدرت نظامی، اصولاً از قدرت سیاسی جدا است ‏و قدرت سیاسی عملا بر قدرت نظامی حاکم است.

«کنراد آدنائر» اولین صدر اعظم جمهوری فدرال آلمان بود که به هدف استراتژیک آمریکایی ها در منطقه مرکزی اروپا ‏به خوبی پی برده و از آن برای دستیابی به اهداف سیاسی حکومت خود به بهترین نحو استفاده ‏کرد.  همزمان با شکوفایی اقتصادی آلمان تمایل ژرمن ها به تأمین ‏امنیت نظامی روز به روز افزایش می یافت، بخصوص تأکید «کنراد آدنائر» بر اهمیت موقعیت آلمان در تعارضات بین ‏المللی به این تمایل کمک زیادی می کرد.

چندی بعد جامعه آلمان دچار دوگانگی شد، پس از جنگ جهانی کشورهایی اصرار به احیا و تجهیز ارتش آلمان داشتند که تا پیش از آن ژنرال های آلمانی را محکوم و جنایتکار جنگی قلمداد می کردند. به هر روی علیرغم مخالفت های احزاب، احیای ارتش آلمان حتی زودتر از زمانی که انتظار می رفت، تحقق گرفت.

هنگامی که در سال ۱۹۵۵ میلادی اولین ‏گروه سربازان به سربازخانه ها فرا خوانده شدند، افکار عمومی بدون کوچکترین اعتراضی احیای ارتش ‏آلمان را جشن گرفتند. جالب است بدانیم که الگوی درون سازمانی ارتش آلمان از ابتدای تأسیس به شدت مورد اختلاف بود، تا اینکه در نهایت پس از ‏سالها بحث الگوی «شهروندانی فرم پوش» مورد تائید همگان قرار گرفت و در حال ‏حاضر ارتش به عنوان یکی از بزرگترین سازمانهای دولتی، که وظایف خاصی را بعهده دارد، دیده می شود.

شمار زیادی از مردم ژرمن ارتش را مانند سایر ادارات دولتی نگاه کرده و برخی دیگر نیز آن را مانند یک مرکز آموزش عالی برای تربیت ‏نسل جوان قلمداد می کنند. گاه به نظر می رسد که افکار عمومی در آلمان به نظامیان نگاه استثنا بودن ندارند، اما در عین حال بر ضرورت داشتن یک ارتش قدرتمند به منظور تأمین امنیت تأ کید دارند.

بدون شک موضوع اولویت سیاست بر امور نظامی از مهمترین مسائلی است که از هر گونه تلاش برای ‏استقرار یک ارتش هیتلری ممانعت به عمل می آورد. در ضمن به این نکته نیز باید توجه داشت که جمهوری آلمان بیشتر از سایر کشورهای عضو ‏ناتو نیروهای مسلح خود را در اختیار این سازمان قرار داده و به همین دلیل می توان ادعا کرد که آلمان ‏نسبت به سایر کشورهای عضو ناتو استراتژی نظامی خود را با خط مشی سیاست خارجی و استراتژی ‏امنیتی آمریکا هماهنگ کرده است.

با وجود عضویت آلمان در ناتو ‏سیاست امنیتی آلمان، اعمال فشار سیاسی –نظامی به عنوان راه حلی برای مسائل را رد می کند، به نوعی که نیروهای مسلح باید مشروعیت حقوقی و سیاسی خود را تضمین کنند.

در آلمان از آنجایی که مسائل ‏دفاعی ماهیت صرفاً نظامی نداشته و به بخش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه نیز ارتباط پیدا می کند، یک کمیسیون ویژه تحت نظارت نخست وزیر و با همکاری شورای امنیت ملی ‏تشکیل شده که مسئولیت هماهنگ کردن خواسته ها و امکانات تمام بخش ها را در زمینه مسائل ‏دفاعی جامعه برعهده دارد. پارلمان آلمان از راههای مختلف بر مسائل سازمان ارتش نظارت داشته و مهمترین این راه ها، تصویب یا ‏عدم تصویب بودجه دولت بطور عام و بودجه وزارت دفاع به صورت خاص است.

در آلمان شورای ‏امنیت ملی با هدف بررسی مسائل دفاعی و برنامه ریزی و تهیه و پیشنهاد ‏راههای مختلف، به اعضای کابینه در فرآیند تصمیم گیری تاسیس شده است. با توجه به این که وزیر دفاع یک شخصیت حزبی ‏و غیر نظامی است و با عنایت به این امر که او تصمیم گیرنده نهایی درباره مسائل نظامی و خرید و ‏صدور تسلیحات است، می توان به اولویت نقش سیاست در فرآیند سیاست امنیتی- دفاعی کشور ‏آلمان به خوبی پی برد.​ شکی نیست که موضوع دفاع مشترک در آلمان سبب شده این کشور در زمینه تشکیلات و ‏تسلیحات به هنگام بروز جنگ از داشتن یک ارتش صد در صد ملی و فرماندهی مستقل عملیاتی صرف ‏نظر کرده و تمام نیروهای نظامی خود را به اجبار در اختیار ناتو قرار دهد.

این در حالی است که فرماندهی پیمان آتلانتیک ‏شمالی در چارچوب برنامه های ۵ ساله، اهداف نیروهای مسلح کشورهای عضو، حتی خرید و ‏فروش سلاح و عملیات نظامی بدون توجه به برنامه ریزی های قبلی فرماندهی کل نیروهای ناتو امکان پذیر نیست. باید به این نکته اذعان داشت که مشارکت سربازان در شکل گیری افکار عمومی در آلمان زیر بنای قانونی داشته و در تاریخ تحولات ‏نیروهای مسلح و نقش نظامی این کشور مسئله بسیار جدی است.

سیاست آلمان مبتنی بر مشارکت نظامیان در توسعه سیاسی کشور بوده و به همین رو آنها می توانند به عنوان نماینده مردم در انجمن های محلی و ایالتی با حد و حدود تعیین شده ، شرکت کنند. همین امر سبب می شود تا بنا به خواسته دولتی ها در آلمان نظامی گری سرعت بیشتر به خود بگیرد. در حال حاضر تمایل به انتقاد از ‏مسائل و موضوعات سیاسی- اجتماعی در میان مردم آلمان روز بروز بیشتر شده و علاقمندی آنها به بیان نظرات سیاسی به شیوه های مختلف در حال افزایش است.

دانستن این نکته ضرورت دارد که جمهوری فدرال و جمهوری دمکراتیک آلمان با امضای قراردادی بین شش کشور آمریکا، شوروی، انگلستان، فرانسه، آلمان ‏غربی و آلمان شرقی، معروف به قرارداد ۴+۲ پس از ‏‏۴۵ سال بار دیگر وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت خود را بدست آوردند. وحدت دو آلمان نیز در این میان بی تاثیر نبود.

یکی از موضوعات مهم پس از ادغام دو آلمان، این بود که آیا جمهوری آلمان متحد به یک ‏ارتش حرفه ای یا به یک ارتش نظام وظیفه عمومی ضرورت دارد یا خیر؟ سرباز زدن شمار زیادی از جوانان از خدمت سربازی مقامات دولتی را به این فکر می انداخت تا تئوری ارتش حرفه ای را با جدیت دنبال کنند.

دولت کنونی آلمان تحت رهبری «آنگلا مرکل» با تعیین برخی خط مشی ها علاقمندی خود را برای پیشتازی در مسائل بین المللی ابراز داشته و بارها در اعلام مواضع مختلف خاطر نشان کردند که چه در بعد نظامی و چه غیرنظامی توانایی حل مسائل بین المللی را برخوردار هستند. 

آمار نشان می دهد که بر اساس فهرست جهانی نظامی گری، کشور آلمان در رتبه ۸۷  و تقریبا در میانه فهرست جهانی قرار دارد. لازم به ذکر است بودجه دفاعی آلمان ۴۸ میلیارد دلار بوده و از نظر هزینه های نظامی هفتمین کشور دنیا است. در عین حال هزینه های نام برده شده  تنها ۱.۴ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را شامل می شود که رقم متعادلی است.

این در حالی است که در این مقامات آلمان نیز به اظهار نظرهایی درباره مسائل نظامی و تدافعی مطرح کردند. که از آن جمله می توان به معرفی «کتاب سفید» از سوی «اورزلا فون در لاین» وزیر دفاع آلمان در ماه می سال جاری میلادی اشاره کرد. 

در سند امنیتی-دفاعی ۲۰۱۶ به این مسئله اشاره شده که برلین در مقابل چالش‌هایی قرار گرفته که از آمادگی لازم و کافی برای رویارویی با آنها برخوردار نیست،  به‌خصوص از نظر تجهیزات و امکانات نظامی که ارتش فدرال در این زمینه با کمبود قابل توجهی روبرو است.کتاب سفید عنوان مصطلحی برای نوعی کتاب استراتژیک دفاعی است که نه تنها در آلمان بلکه در برخی دیگر از کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا منتشر شده است. 

از آخرین انتشار این کتاب یعنی سال ۲۰۰۶ میلادی تا کنون ده سال می گذرد. آلمان برای این کتاب ده سال زمان گذاشته و «اورزلا فون در لاین» وزیر دفاع کنونی این کشور در سال ۲۰۱۴ میلادی خبر از انتشار جدیدترین نسخه این کتاب داده است.

تدوین این کتاب در آغاز سال ۲۰۱۶ میلادی در وزارت دفاع آلمان به پایان رسید و سپس در کابینه این کشور نیز به تصویب رسید.

کتاب مذکور حاوی سیاست های امنیتی، موقعیت ارتش آلمان و چشم انداز آتی سیاست های نظامی- تدافعی است.

بی شک انتشار این کتاب به معنی آن است که آلمان بدنبال نقش فعالتری در جهان است. برلین می‌خواهد بعنوان یک «قدرت تعیین کننده و فعال» در عرصه بین‌الملل  و همچنین یک «بازیگر کلیدی» در اتحادیه اروپا ظاهر شود.

در پیش‌نویس کتاب سفید مشخصا به ادغام آلمان در اتحادیه اروپا، رسیدن به جایگاهی ثابت و محکم در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو و همچنین همکاری‌های امنیتی با ایالات متحده تأکید شده است. در این کتاب همچنین همبستگی با متحدان بعنوان بخشی از منافع ژرمن ها مطرح شده است.

 با این وجود در سند امنیتی-دفاعی ۲۰۱۶ به این مسئله اشاره شده که برلین در مقابل چالش‌هایی قرار گرفته که از آمادگی لازم و کافی برای رویارویی با آنها برخوردار نیست،  به‌خصوص از نظر تجهیزات و امکانات نظامی که ارتش فدرال در این زمینه با کمبود قابل توجهی روبرو است.

 «ژنرال کارستن برویر» مدیر پروژه کتاب سفید ۲۰۱۶ با اشاره به حملات تروریستی در اقصی نقاط دنیا گفت که سیاست های دفاعی برای مقابله با تروریسم باید مدرن و بروز شده و از استراتژی های نوین بهره گرفت.

به هر روی با توجه به گزارش‌های دوره‌ای کتاب سفید ۲۰۱۶  آلمان و اظهارات اخیر وزیر دفاع این کشور، از این پس عرصه بین‌الملل شاهد رویکردهای جدید نظامی و حضور نظامی جدی تری از سوی آلمان خواهد بود.

کد خبر 3825450

برچسب‌ها

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 2 =