فروغی خودآگاه تلاش می کند که به زبان فارسی فلسفه بیاموزد

مالک شجاعی جشوقانی گفت: فروغی شاید به مبانی تجدد خود خودآگاهی ندارد، اما مقاصدش کاملا آگاهانه است. فروغی خودآگاه تلاش می کند که به زبان فارسی فلسفه بیاموزد، مگر این مواجهه کمی است؟

به گزارش خبرنگار مهر، مالک شجاعی جشوقانی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نشست «مواجهه فرهنگ ایرانی با تجدد، نقد و تحلیل محمدعلی فروغی و مسائل تجدد ایرانی» که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، گفت: سخنرانان قبل اشاره کردند که مواجهه ای صورت نگرفته  یا مواجهه جدی ای نبوده است. حداقل این است که من یک پرسش در جلوی این دو ارائه قرار می دهم و فکر می کنم که اگر مواجهه را خیلی خیلی جدی معنا کنیم هیچ کس با مدرنیته مواجهه پیدا نکرده است. یعنی مانند تعریف فلسفه است که بعضی اوقات چنان می توان سختگیرانه تعریفش کرد که مصادق فیلسوف خود حضرت حق باشد. اما زمانی که ما برای مواجهه سطوحی قائلیم من همانطور که در مقاله ای که تحت عنوان فروغی و تاریخ نگاری سیر حکمت در اروپا منتشر کرده ام و در محضر متن رفته ام.

وی افزود: همانجایی که فروغی می گوید که من در مقام نقد و رد و تطبیق نیستم از خود سیر حکمت می بینیم که هم در مقام نقد و هم در مقام رد است و نوزده مورد هم با فلاسفه مسلمان تطبیق می دهد و فکر می کنم اگر به مقدمه فن سماع طبیعی که از ابن سینا ترجمه کرده مراجعه کنیم می بینیم که اتفاقا به ضرورت احیا و بازخوانی  سنت فلسفی ما از منظر مسائل فلسفی جدید اشاره می کند. مثال این مدعا هم بحث حرکت و  فیزیک جدید است. قبلتر ادعا کرده ام که اولین و آخرین و به روزترین تاریخ فلسفه ای است که به زبان فارسی نوشته شده است. چرا که زمانی که دارد ویلیام جمیز را در ۱۳۲۰ می نویسد می گوید که امروز در مطبوعات اروپا خواندم که ویلیام جیمز هم درگذشت.

شجاعی در ادامه گفت: اگر برای این مواجهه سطوح متفاوتی قائل باشیم، یعنی همان تفکیک مدرنیته، مدرنیزاسیون و ... اتفاقا خوب است. به نظر می رسد که فروغی شاید به مبانی تجدد خود خودآگاهی ندارد، اما مقاصدش کاملا آگاهانه است. فروغی خودآگاه تلاش می کند که به زبان فارسی فلسفه بیاموزد، مگر این مواجهه کمی است؟ یعنی اگر ما مواجهه را به این معنا بگیریم که در کنار گادامر و هابرماس اسمی هم از فروغی برده شود طبیعی است که نیست. اما این فرهنگ همان فرهنگی است که در زمان قرون وسطی اشاره به ابن سینا و غزالی می کردند و می گفتند که اینها مدرنوس هستند.

وی یادآور شد: فکر می کنم که ما هنوز سیر حکمت را نخوانده ایم. ما نباید به مقدمه و متن و سایر الفاظ فروغی در سیرحکمت اکتفا کنیم. به تعبیر دریدا آن سطور سفید فروغی را هم قاعدتا باید دید. خود فروغی صریحا می گوید که من در مواقع تفنن و فراغتم سیر حکمت را نوشته ام.  مگر غیر از این است که ارسطو می گفت که بنیادگذاری تفکر در فراغت صورت می گیرد؟ یعنی در یک جاهایی ما نباید ببینیم که خود مولف چه می گوید. مولف دارد درآن بافت زمانی خودش سخن می گوید. یعنی ساختار فرهنگی - سیاسی ما شاید اقتضا می کند مواجهه با غرب را. فکر می کنم فقط اگر همین تمثیلی که فروغی از درکات در کتاب اصول فلسفه می‌آورد و می گوید: ما درخت فلسفه ای داریم که ریشه هایش مابعدالطبیعه و تنه اش طبیعیات و شاخه هایش طب و مکانیک و اخلاق است. فکر می کنم که به وصع خودش این مواجهه را شکل داده و آیندگان مسیر فروغی را دنبال نکرده اند. هنوز هم که هنوز است سیرحکمت اولین و آخرین متن  فارسی متن تاریخ فلسفه اروپایی است.

کد خبر 3980968

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 0 =