آغاز دیرهنگام راهی درست در بوکس/ فدراسیون از انتقادها نترسد

حرکتی که فدراسیون بوکس از مدتی قبل  آغاز کرد پایانی بر مدیریت سنتی و رو به افول این رشته است که هرچند شاید دیرهنگام و همراه با تبعات و انتقادات اما جواب می دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، بالاخره یکبار برای همیشه باید در بوکس از نو ساخت، مهره های رو به بازنشستگی رفتن را فراموش کرد و ریسک پذیر بود. شاید با این اتفاق بتوان به آینده این رشته المپیکی امیدوار بود. فدراسیونی که با مدیریت ناطق نوری در فراز و نشیب سالهای طولانی هرچند خمیده اما ایستاده است به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارد. خانه تکانی در استعدادهایی که باید جای خود را به جوان ترها بدهند.

پز دادن و عکس یادگاری گرفتن با مدال ستاره های نسبتا سالخورده تیم ملی هنر نیست. هنوز هم اگر وزارت ورزش و مسئولان عطش مدال آوری دارند می توان مظاهری ها، دلاوری ها، سپهوندی ها و طلوتی ها را روی رینگ برد و دست پر برگشت. نسل ستاره قدیمی ایران هنوز هم می درخشند اما به نظر می رسد خلا نگران کننده ای میان آنها و جوان ترها دیده  می شود. مگر تا کی می توان به نسل گذشته تکیه کرد؟

بوکس در کنار همه نداشته های خود از یک چیز غنی است: اختلاف و چند دستگی در میان اعضای خانواده ای که هیچ یک دیگری را قبول ندارد. بزرگترین نقطه مثبت فدراسیون فعلی ناطق نوری را می توان جذب سرمربی خارجی و پایان دادن به اختلافات عمیق و ریشه دار مربیان داخلی عنوان کرد. هرچند شیطنت ها هنوز ادامه دارد. آنها که دیگر سر کار نیستند مصاحبه های تند و تیز می کنند و آنها که داخل تیم فعلی هستند به دنبال جایی بهتر! در این میان همگی در یک چیز واحدند. همه می خواهند با چسباندن خود به ناطق نوری رئیس کهنه کار و چندین ساله بوکس از توطئه ای خبر بدهند که قرار است بوکس را ویران کند.

معادله مجهول منتقدان بوکس که با انتقادهای مغرضانه به پاسخ های غلط می رسد خیلی ساده است. باید جوانگرایی کرد، سیبل انتقادات شد، نتیجه گرایی را حداقل برای چند سال فراموش کرد تا فرصتی به استعدادها داده شود. اگر مسئولان در بوکس به دنبال کار گلخانه ای هستند راه گذشته را ادامه بدهند. در جاکارتا هم نتیجه معقولی می گیرند اما تا چند سال دیگر چیزی از بوکس نمی ماند. اگر به منتقدان بوکس هم نگاهی بیندازیم همگی یک وجه مشترک دارند و آن کنار گذاشته شدن از فدراسیون است. آنها تا زمانی که در بوکس فعالیت داشتند خبری از مشکلات در این رشته نبود اما به محض از دست دادن پست هایشان  در بوکس به صورت خودجوش مشکلات این رشته را کشف کردند!

اینکه خمینز کوبایی مربی خوبی است یا نه را سالها بعد می توان متوجه شد. آنچه مسلم است جذب این سرمربی خارجی با چنین دستمزدی در شرایط فعلی فدراسیون اقدامی مثبت بود. خوشبختانه در این دوره اختیارات کامل به سرمربی خارجی داده شده و همین باعث اعتراض برخی از مربیان داخلی و انتقادهای بی اساس آنها در رسانه ها شده است. روح اله حسینی نایب رئیس فدراسیون بوکس که خود از قهرمانان این رشته ورزشی و تحصیلکرده ی ورزش است در حالی سیبل انتقادات شده است که شاید سالها بعد بتوان وی را آغاز گر راهی نو در بوکس دانست و مدیونش شد. وی که در کنار ناطق نوری تلفیقی از مدیریت سنتی و علمی را در بوکس پیاده کرده ریسکی بزرگ در ورزش از پای افتاده بوکس راه انداخته که باید تاوان آن را هم بدهد. هر کار بزرگی دردسرهای بزرگی دارد. فدراسیون بوکس نباید از انتقادها بترسد و  عقب نشینی کند.

جوانگرایی، توصیه پذیر نبودن در تیم ملی، انضباط گروهی و عدم دخالت مربیان داخلی در کار سرمربی خارجی راه درستی است اگر تا انتها ادامه پیدا کند. بوکس ایران مرحله حساس «گذر» را عبور می کند. گذر از جمع بازنشسته ها به نسلی که می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند به شرطی که انتقادات را پایانی زودهنگام بر آرزوهای بلند و بالای این رشته مظلوم نبینیم.

کد خبر 3995258

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 2 =