پرنده‌شناسی تنهاترین شغل دنیاست

اسماعیل کهرم با بیان این که پرنده‌شناسی تنهاترین شغل دنیاست گفت: هرکس شغلم را می‌پرسید و می‌گفتم پرنده‌شناس، پاسخ می‌داد برادر اگر ساواکی هستی بگو!

به گزارش خبرنگار مهر، اسماعیل کهرم در مراسم «شب اسماعیل کهرم» که شب گذشته به همت مجله بخارا و فصلنامه صنوبر برگزار شد، ضمن قدردانی از حضور نخبگان، مقامات، هنرمندان و فرهیختگان در این برنامه گفت: ما به حضور این فرهیختگان نیاز داریم تا مردم ما متوجه محیط زیست باشند. آدمی مثل من که چوپان بیابانی و شکاربان است، باید خیلی چیزها از این فرهیختگان یاد بگیرد، چراکه این افراد فعالیت می کنند و مثمر ثمر هم هستند.

وی افزود: هفته گذشته در کتابخانه ملی در دفتری به نام یادگار ماندگار که در آن از ۱۱۰ نفر پیشکسوت قدردانی شد، من را هم دعوت کردند و امشب هم این جلسه برگزار شده است، اما من از کجا به اینجا رسیده ام؟

این پرنده شناس ادامه داد: به کاشان رفته بودم و مغازه ای دیدم که تفنگ می فروخت. مغازه دار تا من را دید صدایم کرد و گفت تو پدر من را درآورده ای و بیچاره ام کرده ای، مردم دیگر شکار نمی روند. من چگونه توانستم این طور تاثیرگذار باشم؟

کهرم تاکید کرد: من کودکی شیرین خوبی داشتم، دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشتم و به دانشگاه شیراز رفتم که دانشگاه خوبی هم بود، اما بعد از سربازی و فارغ التحصیلی در بانک مشغول شدم؛ با این حال من روحیه ای بیابانی داشتم و وقتی با قطار به مشهد می رفتیم، همیشه می خواستم بدانم پشت آن کوه ها چیست. مرحوم ایرج افشار هم چنین خصلتی داشت و امشب من ایرج افشار را می بینم که در میان ما حضور دارد و اگر زنده بود همین امشب می رفتیم و از جاهایی که دیده ایم با هم صحبت می کردیم.

وی ادامه داد: سازمان محیط زیست می خواست ما را به عنوان پرنده شناس استخدام کند. شغل پرنده شناسی را گرفتم و از آنجا بود که رفتم پشت آن کوه ها را دیدم و زندگی ام آن چیزی که می خواستم، شد. پرنده شناسی تنهاترین شغل جهان است، حتی فسیل شناس می تواند هنگام جستجو حداقل ترنم کند ولی با پرنده حتی زیر لب هم نمی توانی بخوانی، باید عضوی از طبیعت شوی، بیصدا باشی و با نسیم همراه شوی.

کهرم توصیه کرد: پیشنهاد من به شما این است هر کاری که می کنید مهم این است که آن را خوب انجام دهید. مهم نیست چه کاره باشید، مهم این است که کارتان را به درستی انجام دهید. برای سرشماری پرنده به یکی از استان ها رفته بودیم، میش مرغ که سنگین ترین پرنده پروازی است و ۲۲.۵ کیلوگرم وزن دارد که رکوردی جهانی است در یک گله ۳۰-۲۰ تایی از بالای سر ما پرواز کرد و سایه شان روی زمین افتاد، پیش مدیر کل که رفتیم به ما فهرستی داد که هر ماه این تعداد را دیده ایم، اما تعداد اعلامی شان عجیب بود. یکی از شکاربان ها مرا شب به خانه اش برد، برای من تار نواخت و گفت ما مهمترین کار جهان را نمی کنیم، اما ای کاش دستکم آماری که می دهیم وجدانی باشد، مدیرکل ما هر چه به شما گفت دروغ بود. به تهران که برگشتم موضوع را به آقای فیروز گفتم و عوضش کردند.

این پرنده شناس تاکید کرد: پرنده ها ساعت ۴ صبح بیدار می شوند و شما باید از ساعت ۳ صبح بروید با گونی استتار کنید و تلسکوپ بکارید و منتظر بنشینید. یک بار بعد از چنین انتظاری ساعت ۶ بعدازظهر که پرنده ای که به آن چکاوک آسمانی می گوییم از راه رسید.

کهرم توضیح داد: نر چکاوک آسمانی مثل همه پرنده ها آوازخوان است و ماده ها هنرهای دیگری دارند. این نر برای خود قلمرو درست می کند که حدود یک هکتار تا یک و نیم هکتار است، بعد در وسط این قلمرو بین ۸۰ تا ۱۲۰ متر عمودی بالا می رود و آنجا سرش را در جهت باد می گیرد و شروع می کند به خواندن، سرش حرکت نمی کند اما بدن دور سر می چرخد و پرنده در باد می خواند.

وی پس از آنکه صدای این پرنده را برای حاضران تقلید کرد، ادامه داد: هدف این پرنده آن است که صدایش به گوش یک ماده برسد، ماده این صدا را دریافت می کند و اگر صدای نر همچون محمدرضا شجریان شش دانگ باشد و به گوش ماده خوش بیاید، به سمت نر می رود و دوتایی با هم آوازخوانان روی زمین می آیند و می نشینند و به جایی که پرنده نر از قبل فراهم کرده می روند.

این پرنده شناس تاکید کرد: این دو پرنده جفت گیری می کنند و پرنده ماده که اندازه یک گنجشک است ۴ تا ۷ تخم به اندازه زیتون می گذارد و ۹ روز روی آن می خوابد تا ۴ تا ۷ بچه به اندازه نخود از آن درآید و چند روز بعد همین بچه ها پر می کشند. اگر این معجزه نیست پس چیست؟

کهرم خطاب به مادرش که در جمع حضور داشت، تصریح کرد: حفاظت این پرنده وظیفه ماست چراکه او حق دارد خانواده اش و بچه هایش را پر بدهد، حق حیات دارد و هیچکس حق ندارد به اینها تعرض کند. مادر من یک بار که من خروسی را اذیت می کردم نمازش را شکست و به من گفت چه می کنی؟ یک عابد هفتاد سال عبادت کرد و یک روز دید بچه ای پر مرغی را می کشد و نمازش را نشکست تا بگوید این کار بدی است. شب به خواب دید که تمام عباداتش به هدر رفته است.

وی هشدار داد: اگر پدر و مادر این وظیفه را انجام ندهد همان بچه که بزرگ شود از شیشه دودی ماشین آخرین سیستمش در جاده بهشت زهرا (س) پوست خربزه بیرون می ریزد. به نیریز رفته بودم که شهر پارک ملی بهرام گور است، دیدم محیط بانان حال خوشی ندارند، باخبر شدم که یک بی انصاف ۹ قوچ و میش را با گلوله زده بود و بعضی از میش ها حامله بودند. چنین فردی در چه خانواده ای بزرگ شده است؟

این پرنده شناس با بیان اینکه ما نیاز داریم پدر و مادرها به بچه هایشان محیط زیست را آموزش بدهند، گفت: من خوشبخت بودم که خانواده مهربانی داشتم، پدرم پیگیر تحصیلات ما بود و نتیجه آن شد که ما به علم روز علاقه مند شدیم. اگر من امروز افتخاری دارم بدون شک نتیجه القائات خانواده من است.

کهرم یادآوری کرد: من در همه کلاس هایم اول همه جلسات همیشه شاهنامه فردوسی و اشعار سعدی و حافظ را می خوانم، زیرا درخت وقتی قوی و تناور است که ریشه اش قوی باشد و اینها ریشه های ماست. ریشه را قوی کن، آن گاه درخت را جلوی باد و طوفان بفرست. چنین فردی هر جای دیگری که برود از سعدی و حافظ صحبت خواهد کرد.

وی در خاطره پایانی گفت: سال ۱۳۵۳ سه روز در هامون سرشماری کردیم و ۷۲۰ هزار پرنده را شمردیم، در همین هامونی که نصف آن اکنون خشک شده است. آن زمان هر کسی شغل من را می پرسید و جواب می دادم پرنده شناس، می گفت برادر اگر ساواکی هستی بگو. مادربزرگم می گفت برو مثل دیگر پسرهای خانواده یک کار درست و حسابی پیدا کن، این چه کاری است که همیشه در بیابانی، یک بار به او گفتم که تصمیم گرفته ام شغلم را عوض کنم، پرسید به سراغ چه کاری می خواهی بروی؟ پاسخ دادم خزندگان، گفت یعنی چه؟ پاسخ دادم مار وعقرب، خندید و گفت در همان کاری که هستی بمان و این طور شد که من مجوز پرنده شناسی را از مادربزرگم گرفتم.

کد خبر 4025950

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 3 =