آخوندی تشریح کرد:

رویارویی تمدن ایران با مدرنیته/تزریق سالی ۱۰میلیارد دلار به جامعه

شناسهٔ خبر: 4208431 -
وزیر راه و شهرسازی نتایج رویارویی تمدن ایرانی و مدنیته بدون در نظر گرفتن شرایط تمدنی ایران شهری را تشریح کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، عباس آخوندی در بیست و هشتمین نشست نقد و بررسی اندیشه ایران شهری گفت: جامعه شناسان می گویند جوامع در رویارویی با متغیرهای خارجی خودشان را بازتولید می کنند. متغیر خارجی مدرنیته به قدری قوی است که فرهنگ ها  و تمدن های ملی در برابر آن تاب مقاومت ندارند و نهایتا منجر به تسلط مدرنیته بر جوامع می شوند.

آخوندی ادامه داد: نظریه پایان دولت- ملت هم تحت تاثیر همین است که مدرنیته می تواند به پایان تمدن بینجامد. انقلاب ITC هم این نظریه را تقویت کرد. ضمن اینکه گلوبال کالچر و گلوبال اکونومی هم دنباله روی این نظریه هستند.

وزیر راه و شهرسازی افزود: من شخصا در تز دکتری خود روی این موضوع کار می کردم که این نظریه تا چه مقدار محدودیت دارد. آیا طی جهانی شدن چیزی تحت عنوان برنامه ریزی ملی باقی می ماند یا خیر؟ جهانی شدن در ایران چه تأثیری داشته است.

وی اظهار داشت: این بحث به فرآیند رویارویی  یک ملت با یک متغیر خارجی بستگی دارد. به نظر من نظریه بازتولید جامعه در برابر مدرنیته اجرا نمی شود بلکه امکان فرسایشی شدن آن وجود دارد. همچنین من در این پایان نامه این موضوع را مطرح کردم که آیا این فرآیند قدرت ایجاد ارزش افزوده جدید دارد یا یک فرآیند معیوبی است که به فرسایش می  انجامد؟ در حال حاضر ما در ایران در روند فرسایشی رویارویی مدرن و تمدن ایران شهری قرار داریم.

به گفته وزیر راه و شهرسازی این موضوع تنها در ایران وجود ندارد بلکه بیشتر کشورهای خاورمیانه در این روند فرسایشی ورود کرده اند. تحولات سوریه، عراق و افغانستان ذیل همین نظریه می گنجد.

آخوندی گفت: با این حال رویارویی مدرنیته و تمدن های ملی، نمونه های موفقی هم چون ژاپن، کره جنوبی و چین را نیز داراست.

وی افزود: برای اینکه به یک بازتولید برسیم نیاز به سازگاری وجود دارد. این سازگاری باید میان ماهیت و جوهر تمدن با جوهر متغیر خارجی که با آن مواجه می شویم باشد. Essence  (ذات) که متغیر خارجی دارد و با یک حوزه تمدنی تلاقی پیدا می کند وجود این سازگاری جوهری در آنها مهم است و اگر سازگاری وجود نداشته باشد منجر به بازتولید نخواهد شد. پس بازتولید دو شرط لازم و کافی نیاز دارد. شرط لازم شامل سازگاری جوهر متغیر خارجی با ذات و نماد تمدن ملت است و شرط کافی این است که فرآیند درست اجرا شود. در غیر این صورت منجر به فرسایش می شود.

آخوندی تصریح کرد: جمع بندی من در این خصوص با نظریه داگلاس جسوپ (جامعه شناس بریتانیایی) همخوانی دارد. او می گوید در بسیاری از جوامع تمدن ها فرسوده می شود. وی در مثال خود ایران را نام می برد چون تمدن ایرانی همواره با تمدن غربی بیشترین فاصله را دارد.

وزیر راه و شهرسازی خاطرنشان کرد: آیا این سازگاری متغیر خارجی با تمدن داخلی قابل اثبات است؟ اگر این بحث را متوجه نشویم این مشکل به وجود می آید که پیش از آنکه درباره خودمان بحث کنیم در باره متغیر خارجی صحبت کنیم. مثلاً در بحث آلودگی هوا اگر آن را محصول کج مدرن شدن تهران بدانیم در صورتی که در خصوص ذات متغیر خارجی بحث نکنیم نهایتا به این نتیجه می رسیم که باید موتورها را اصلاح کنیم. اتفاقی که می افتد این است که جزایر جمعیتی بیشتری در تهران شکل می گیرد، تولید گرما افزایش می یابد و آلودگی هوا بیشتر می شود.

وی تصریح کرد: در ۱۰۰ سال اخیر هر وقت با مسئله ای مواجه می شویم می گوییم صورت مسئله غربی ها را نفهمیده ایم و آن را بازخوانی می کنیم. بدون اینکه درباره خودمان بازاندیشی کنیم.

آخوندی تأکید کرد: تا به حال در ایران دو بار با یک متغیر سنگین خارجی مواجه شدیم، یک بار آمدن اسلام به ایران است و بار دوم رویارویی تمدن ایرانی با تمدن غربی است.

وزیر راه و شهرسازی در تحلیل این دو رویارویی گفت: در مواجهه اسلام با ایران از آنجایی که ما سازگاری جوهری با متغیر خارجی داشتیم، به همین خاطر از این رویارویی، تمدن اسلامی بیرون آمد و بازتولید مهمی صورت گرفت که چندین قرن پیشتاز جهان شد.

وی ادامه داد: از نظر من ذات تمدن  ایران چه بود. آنچه اندیشه و جهان بینی ایرانیان را تشکیل می داد سه عنصر بود: توحید، معاد و ایمان به غیب. ایرانیان یکتاپرست و خداترس بودند و به عالم غیب به مفهوم نور و فرشتگان ایمان داشتند. سهروردی هم وقتی در مورد حکمت خسروانی بحث می کند آن را به نور ربط می دهد.

آخوندی اظهار داشت: از سوی دیگر اسلام هم مباحث توحید، معاد، ایمان به غیب و در نهایت مفهوم عدل را در خود داشت. بنابراین سازگاری جوهری تمدن ایرانی با اسلام بالا بود. ضمن اینکه گمشده ایرانیان که با توجه به شرایط حکومت آنها در آن زمان عدل و برابری بود نیز در اسلام وجود داشت که در نتیجه ایرانیان سریعاً جذب شدند. این در حالی است که در آن دوره سایر تمدن ها در رویارویی با اسلام مانند تمدن مصر کاملا مضمحل شدند و چیزی از آنها باقی نماند.

وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: بار دیگر ایران در دوره مدرنیته یک رویارویی مجدد را تجربه کرد که این تقابل بنیان افکن بود. همچنین این رویارویی برعکس تقابل نخست از جهت essence و ذات هیچ گونه سازگاری با آموزه های ما نداشت و بلکه در تعارض جدی بود.

وی گفت: جوهر تمدن غرب مادی گری است و ایمان به غیب در آن وجود ندارد. برخی می گویند مدرنیته ضد ایمان به غیب است و برخی هم می گویند در مواجهه با ایمان به غیب خنثی است.

آخوندی ادامه داد: بنابراین موضوع کاملاً عوض می شود و همه چیز به این بر می گردد که کل زندگی را از منظر رفاه و کارایی در همه حوزه ها اعم از اقتصاد، سیاست و... در نظر بگیریم.

وزیر راه و شهرسازی افزود: این رویارویی در حوزه اقتصاد سیاسی مجدداً به این بحث بر می گردد که آیا در رویارویی جدید، شرط لازم را مدنظر قرار دادیم یا خیر؟ ورود مدرنیته در قالب سیاسی آن قدر قدرتمند است که گویی ایران شاهد هیچ گونه تمدنی نبوده و قرار است مدرنیته روی صفحه سفیدی بنیان نهاده شود.

آخوندی تأکید کرد: از آنجایی که درون ما قدرت بازخوانی نداریم بلافاصله به منشأ غربی آن حرکت می کنیم که این موضوع در بحث آلودگی هوا به این نتیجه ختم می شود که راه حل آن اقدامات تکنیکی است. مثلا بنزین ها را اصلاح می کنیم. خودروی هیبریدی وارد می کنیم و... و. اما آیا واقعا با این گونه اقدامات آلودگی هوا درست می شود؟ این جدای از هزینه هایی است که برای این اقدامات پرداخت می کنیم.

وی در مثال دیگری یادآور شد: در اصفهان وقتی ذوب آهن ساخته شد همه ایرانیان جشن گرفتند و پس از آن با آمدن ذوب آهن سایر صنایع نیز به این شهر وارد شد اما در آن زمان پیش بینی نمی کردند نتیجه احداث ذوب آهن در این شهر خشک شدن زاینده رود و مرگ زندگی در شرق اصفهان باشد.

وزیر راه و شهرسازی خاطرنشان کرد: در حال حاضر چگونه درباره این موضوعات بحث می کنیم. اینکه آیا آلایندگی این صنایع را کم کنیم و یا اینکه اصلاً در این خصوص بحث کنیم که آیا اصفهان از نظر اقلیمی ظرفیت پذیرش این صنعت را داشت یا خیر؟

آخوندی تصریح کرد: مدرنیته به علت ماهیت تکنیکی خود نوعی حس اغواگرانه برای انجام هر کاری با قدرت موتور و ITC  در فرد ایجاد می کند. در مدرنیته هر موضوعی قابل تقلیل به تکنیک و فن می شود  و راه حل ساده ای دارد.

وی گفت: اما در حوزه اقتصاد سیاسی که با پدیده ناکارآمدی اقتصادی کشور، بحران پولی، بحران ارزی و... و. مواجه هستیم راه حل چیست؟ اینکه این مکتبی که انتخاب کردیم غلط بود و باید یک مکتب غربی دیگر انتخاب کنیم اشتباه است. چرا که این دفاتر ESSENCE آنها با تمدن ایران در تضاد است. البته من با انتخاب راهکارهای مدرن مخالف نیستم اما آیا معیار فقط نظریه است یا سازگاری با حوزه تمدنی ایرانی هم شرط است؟

وزیر راه و شهرسازی یکی از دلایل کم کارکردی مدرنیته در ایران را در تضاد بودن آموزه های تمدنی ما با فهم و درک ما از مدرن عنوان و اظهار داشت: مدرنیته در ایران از موضع چپ گرایی و سوسیالیسم وارد شد و بلافاصله به سمت برنامه ریزی متمرکز و دولت ملی متمرکز و عدم پذیرش هیچ یک از تنوع های قومی- فرهنگی و خرده فرهنگی در ایران حرکت کرد.

آخوندی اولین رویکرد ما در مواجهه با مدرنیته را خودبسندگی ملی عنوان کرد و افزود: رضاشاه در آن زمان برای هر کاری پیوسته از خودکفایی و استقلال حرف می زد. همواره بحث خودکفایی یکی از پارادایم هایی بوده که در کشور ما در توجیه اقدامات مطرح می شده است. رویکرد دوم فن گرایی بوده است این که وقتی می خواهیم مدرن شویم اعلام می کردیم ما عقب مانده نیستیم چون راه آهن، ذوب آهن، کارخانه قند، پتروشیمی و ... داریم.

وی افزود: بلافاصله پس از این اظهارات این بحث مطرح می شد که برای دفاع از استقلال و خودکفایی باید واردات متوقف شود و نرخ تعرفه ها در کشور ما نرخ متوسط تعرفه جهانی واردات بالاتر باشد و پس از آن کنترل نرخ ارز مطرح می شود مجددا پس از آن مشکل کمبود ارزاق به وجود می آید در نتیجه در پی آن قیمت گذاری دولتی مطرح می شود و هر کسی که قیمت گذاری را قبول نکرد با داغ و درفش مقابل او می ایستیم.

وزیر راه و شهرسازی با تأکید بر اینکه ایران از نظر قومیتی وحدت در عین کثرت است، اظهار داشت: این بدین معناست که همه اقوام هم ا ندازه هستند و هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد. درست بر خلاف شوروی سابق که مسکو مرکز بود و جمهوری های دیگر «پیرامون» حساب می شدند. اما آیا در ایران رابطه مرکز- پیرامون داشته ایم؟ هرگز؛

آخوندی ادامه داد: در ایران زبان رسمی زبان فارسی است ولی سایر زبان ها نیز رایج هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری نداشتند. از جهت حاکمیتی هم نظام دهقانی حاکم بود به  این معنا که دهاقین هر کدام حاکم روستا و آبادی خود بودند. در حقیقت همه قومیت ها در سرزمین خودشان حکومت داشتند. آنچه این ها را به هم وصل می کرد نخ تسبیح تمدن ملی بود.

وی تصریح کرد: اما با ورود مدرنیته بلافاصله تمرکزگرایی حاکم شد و سال ۱۳۲۷ اولین برنامه توسعه برای کل کشور از مرکز نوشته شد. هنوز هم بعد از ۶۹ سال هیچ تفاوتی در نظام برنامه ریزی ما دیده نشده است و مرکز برای کل کشور برنامه ریزی می کند. وقتی essence ایران را از دست دادیم دچار بحران عمیق شدیم.

وزیر راه و شهرسازی گفت: همیشه اعلام می کنیم ایران چهارراه ترانزیتی دنیا  است  و این ادعا مفهوم تمدنی ما بوده است. نه تنها در حوزه تجارت بلکه مدعی بودیم در حوزه فرهنگ و اجتماعی نیز چهارراه جهانیم. این مفهوم خودبسندگی که ما مسحور آن هستیم چقدر با مفهوم چهارراه مبادله بودن جهان همخوانی دارد؟ باید گفت که کاملاً در تضاد است چون از یک طرف ادعای چهارراه ترانزیتی بودن داریم و از سوی دیگر مرزها را می بندیم و واردات را ممنوع می کنیم درست مانند اینکه در یک چهارراه هر چهارطرف آن را ببندیم.

آخوندی ادامه داد: یکی دیگر از ویژگی های تمدنی ایران این بود که می توانست خود را در فضای اقلیمی نیمه خشک و خشک کشور بازتولید کند. صنایع و ساخت و سازهای ما در بیش از ورود مدرنیته به گونه ای بود که همه منابع زیستی را رعایت کرده و از انرژی های آفتاب و آب استفاده می کردیم و همچنین منابع زیستی مانند آب و درجه حرارت را به صورت بهینه مصرف می کردیم.

وی یادآور شد: اما با ورود مدرنیته این نظام به هم خورد و در بخش کشاورزی در دهه ۴۰ سعی شد تا نظام رعیتی اربابی و اصلاحات ارضی ایجاد شود. نتیجه این شد که بیش از ۱.۵ میلیون خوش نشین (رعیتی که بر سر اراضی اربابان کار می کردند) همه آواره شهرها شدند. نام این کار را نیز استقلال غذایی کشور و خودکفایی گذاشتیم.

وزیر راه و شهرسازی ادامه داد: آیا این روند بعد از انقلاب متوقف شد؟ خیر؛ بلکه تشدید شد. بعد از انقلاب یک گزارش نداریم که تحلیل کند از سال ۴۱ تا سال ۵۶ که ا صلاحات ارضی انجام شد چه نتیجه ای در بر داشت؟ در جهاد سازندگی در سال ۵۸ یک هیأت هفت نفره تشکیل شد و اراضی دایر و بایری را که باقی مانده بود نیز میان کشاورزان توزیع کردیم. حتی در سال ۷۰ مجمع تشخیص مصلحت نظام، قانون اصلاحات ارضی را که مجلس آن را ملغی کرده بود مجدداً احیاء کرد.

آخوندی افزود: از سال ۴۱ تاکنون سه میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار زمین توزیع شده است که دو میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار برای کشت و یک میلیون هکتار برای صنعت بود. نتیجه آن احداث چاه های عمیق، فرونشست زمین، جمع آوری آب های تحت الارضی و ... شد. از نظر اجتماعی هم هیچ ارتقایی در منزلت روستائیان به وجود نیامد. به جای آنکه کشاورزان رعیت اربابان باشند همه رعیت یک دولت شدند و کل مشاغل کشاوزی مضمحل شد.

وی تأکید کرد: در حال حاضر دولت کل گندم و محصولات را یک جا می خرد در حالی که قبلاً زنجیره کشاورزی و فروش آن در دست خود کشاورزان بود. در حال حاضر شرکت بازرگانی دولتی ایران که با هدف خرید کالاهای اساسی از کشاورزان تأسیس شد اقدام به این کار با شعار استقلال غذایی می کند اما در مقابل ۱۱ تا ۱۴ میلیارد دلار واردات مواد غذایی داریم. گندم، برنج، حبوبات، گوشت و ... وابستگی مطلق پیدا کرد.

وزیر راه و شهرسازی گفت: شرکت بازرگانی دولتی گندم را با قیمت تضمینی کیلویی ۱۳۰۰ تومان می خرد حال آنکه قیمت گندم خارجی کیلویی ۱۷۵ دلار (۸۰۰ تومان) است. بنابراین سیاستی که قرار بود برای ما استقلال بیاورد به این منجر شد که قیمت تمام شده گندم در هر کیلو ۵۰۰ تومان متضرر شویم و سالانه ۱۱ هزار میلیارد تومان یارانه نان پرداخت می کنیم.

وی افزود: در کشوری که در آن اساسا رابطه مرکز ـ پیرامون وجود نداشت و نظام برنامه ریزی بومی بود، یک نظام برنامه ریزی متمرکز انتخاب کردیم که نتیجه آن ناکارآمدی اقتصادی و نبود رفاه اجتماعی و بحران زیست محیطی شد.

آخوندی تأکید کرد: در صنعت نیز همین بلا را بر سر کشور آوردیم.   نظام متمرکز چند نقطه مانند اراک، اهواز، تبریزو اصفهان را برای رشد صنعت انتخاب کرد. دقیقاً همین شهرها دچار مشکلات زیست محیطی شدند. اصفهانی که به سختی می تواند ۹۰۰ هزار نفر را پذیرش کند، یک میلیون و ۹۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است که فقط ۲۰۰ هزار نفر از چهارمحال بختیاری به این شهر رفته اند.

وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: برای صنعت تعرفه های سنگین و رانت های بزرگی تحت عنوان خودکفایی مطرح شد اما نتیجه این شد که در ۵۰ سال گذشته دمای ایران ۱.۵ درجه گرم تر شد، میزان بارش ۵۰ میلیمتر معادل ۲۰ درصد میانگین سالانه کاهش یافت و خشکسالی سیطره افکند. این در حالی است که هر یک درجه افزایش دما ۲۷.۳ گرم در هر مترمکعب آب را تبخیر می کند.

عضو کابینه دوازدهم بیان داشت: برای اینکه قیمت ها را در ایران کنترل کنیم مجبوریم قیمت ارز را کنترل کنیم. از آنجایی که قیمت واقعی ارز ثابت است برای آنکه قیمت آن را در داخل پائین نگه داریم مجبوریم سالانه بیش از ۱۰ میلیارد دلار پول تزریق کنیم. آن هم در کشوری که مدعی هستیم چهارراه مبادله ای جهان است. مدعی هستیم درآمد ترانزیت بالاست حتی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری می گفت درآمد ترانزیت از نفت بیشتر است که حرفش بی اساس و بی بنیان بود.

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
5 + 13 =