معلمی که مشق عشق می کند/ سنگ صبوری برای دانش آموزان نیازمند

قزوین- در گوشه ای از استان قزوین یک معلم با همه محدودیت ها، معنای واقعی عشق و علاقه به فرزندان ایران اسلامی را نه در شعار که در عمل نشان داده است.

خبرگزاری مهر- گروه استانها، محمدرضا جباری: در روزگاری که خسته از ماشینی شدن زندگی، دوری از محبت و ایثار و کمک شده ایم هر از گاهی انسانهایی پیدا می شوند که انسانیت و محبت و ایثار را به ما یادآوری می کنند.

الناز سیدپور معلم مقطع ابتدایی مدرسه ستایش در روستای رحمت آباد بزرگ از توابع دشتابی بویین زهرا در استان قزوین است.

بانویی معلم با یک دنیا آرزو برای دستگیری از نیازمندان، معلمی با عشق به همنوع، شیفته شغلش که هرگز خسته نمی شود.

به سختی توانستیم با این معلم جوان هم صحبت شویم و گفتگو کنیم، نگران بود صحبتی کند و دیگران ناراحت شوند و یا احساس کنند که می خواهد خود را مطرح کند.

البته با تجربه ای که داشتم و با این نوع افراد روبرو شده بودم زبانش را می دانستم زیرا بارها با خیرینی مواجه شده بودم که به هیچ وجه دوست نداشتند نامشان زیاد مطرح شود نکند که اجرشان کم شود و این کار خیر تظاهر و ریا تلقی شود.

با همان تجربه قبلی آنقدر صحبت کردیم و اطمینان دادم که این کار برای ترویج فرهنگ خیرخواهی و جلب رضایت خیرین برای کمک به دانش آموزان روستاست وبا مدیران آموزش و پرورش صحبت کردیم تا رضایتش جلب شد تا با ما هم صحبت شود، این گفتگو با اصرار خبرنگار برگزار شد تا جامعه از کنار انسانهایی که فقط دنبال نیتی خیرخواهانه و کاری خداپسندانه هستند به سادگی عبور نکند و این افراد شاخص فراموش نشوند و البته ما نیز امیدوار شویم که همچنان خوبی و خیر و نیکی و انسانیت در جامعه جاری و ساری است و ما هم یاد گرفتیم کار خیر را فراموش نکنیم.

معلمی جوان با نیتی بزرگ و انسانی

سیدپور از خودش می گوید و از این که چرا به مدرسه روستای رحمت آباد رفت از خاطراتش و نگرانی از مشکلات دانش آموزان روستایی و آنچه با همه وجود درخواست می کرد این بود که به جای پرداختن به او و مثلا فداکاریش به مسئولان بگویند روستاها فراموش نشود.

اینجا ایثار قسمت می کنند

سید پور شش سال است معلم مقطع ابتدایی است و در روستای رحمت آباد از توابع بخش سگزاباد بویین زهرا تدریس می کند و بیش از ۴ سال است در این منطقه خدمت می کند.

سیدپور یک دختر ۵ ساله دارد واهل اردبیل است و به خبرنگار مهر از انگیزه هایش برای خدمت در این روستای محروم می گوید: خدمت در روستا بویژه اگر محروم باشد احساس دیگری دارد و شما از این که خدمت ماندگاری انجام می دهید راضی هستید و من هم هرچند از دیدن مشکلات روستا در رنج هستم اما خوشحالم که گامی برای علم آموزی دانش اموزان این منطقه برداشته ام.

گاهی آنقدر مشکلات بچه های روستا زیاد است که درس را فراموش میکنم و پس از گریه و غصه خوردن به فکر چاره ای برای حل مشکلات خانوادگی و مالی آنها هستم.

فقط درس نمی دهم/ سنگ صبور بچه ها هستم

این معلم وظیفه شناس می گوید: خیلی از بچه ها اصلا دوست ندارند از مشکلات خودشان صحبت کنند چون به معلم اعتماد ندارند و نگران هستند نکند رازشان برملا شود و خجالت بکشند اما من آنقدر به آنها نزدیک شده ام که بسیاری از آنها با من درد دل می کنند و شده ام سنگ صبور دانش آموزان و امیدوارم لیاقت آن را داشته باشم تا ضمن رازداری برای رفع نیازهایشان همت کنم.

وی توصیه ای به همکاران خود دارد و می گوید: دختران دانش آموز معمولا کمتر درد دل می کنند اما اگر ارتباط عاطفی شما قوی باشد مانند عضو خانواده به شما اعتماد می کنند و شما می توانید با رازهای درونشان آشنا شوید و آنگاه با درکی متقابل روش تدریس را انتخاب کنید.

به معلمان همکار خودم به عنوان یک معلم کوچک توصیه می کنم شرایط بچه ها را درک کنند و با آنها ارتباط عاطفی داشته باشند تا درس برای بچه ها قابل فهم باشد.

همسری همراه معلم فداکار

وی با ابراز تشکر از همسر خود اظهارمی دارد: مشکلات بچه ها را ابتدا با همسرم مطرح می کنم سپس دنبال راهکار می گردیم و تا جایی که شرایط مالی خودمان اجازه می دهد نیازهای مالی آنها را برطرف می کنیم و در گام بعدی با کمک برخی خیرین و چند تن از اولیاء تلاش می کنیم نیازهای دانش آموزان محروم را تامین کنیم.

سید پور که امروز معلم چند کودک بیمار هم هست اضافه می کند: دانش آموزی دارم که ناراحتی قلبی دارد و با عفونت سر کلاس درس می آید و بدلیل فقر مالی خانواده قادر نیست به بیمارستان رفته و مداوا شود.

وی اظهارداشت:این دانش آموز رابا سختی فراوان توانستم در بیمارستان بستری کنم تا جراحی شود ولی مشکلات دیگری پیدا کردو عفونت گوش و چشم دارد و باید درمان ریشه ای شود.

معلم فداکار روستای رحمت آباد که در کنار عاطفه ای عمیق و سرشار از انسانیت، دلی مالامال از رنج و اندوه دانش آموزان نیازمند و بیمار خود دارد از کودکی می گوید که باید برای مداوا حتما به تهران برود اما خانواده اش قادر به تهیه هزینه های آن نیستند لذا تلاش می کند تا به قزوین بیاید و بستری شود.

سید پور اضافه می کند: این کودک را بستری کردیم. درمان مستمر نیاز دارد و چون دختربچه است از خانواده نمی توان جدا کرد و سه نفر از دانش آموزان مشکلات شنوایی و قلبی دارند که باید به آنها نیز کمک شود.

دانش آموزی که حتی خانواده نمی داند مشکل شنوایی دارد

این معلم باز می گوید: دانش آموزی دارم که تا پایه پنجم کسی نمی دانست مشکل شنوایی دارد ولب خوانی می کرد وبه ما هم نگفته بودند تا این که توانستم با کار بیشتر کمی مشکلش را برطرف کنم.

لهارد، روستایی که افسرده است

سیدپور از دانش آموزی که دل درد شدید دارد و از درد کبود می شود و قادر به درس خواندن نیست، دانش آموزی با ناراحتی قلبی و کسانی که حتی لقمه ای برای خوردن ندارند می گوید و ما را نیز متاثر می کند که آیا می شود در کنار گوشمان این همه نیازمند باشدوما بازهم هزینه های میلیونی در کارهایی کنیم که هیچ فایده و خروجی ندارد و بگوییم ای کاش مثلا به جای  همایش های بی نتیجه هزینه ها را در این کارها مصرف می کردیم.

مشکلات روستا انگیزه خدمتم را بیشتر کرده است

در شرایطی که بسیاری از افراد در تنگنها از مسئولیت شانه خالی می کنند این زن معلم فداکار هربار که با مشکل دانش آموز خود روبرو می شود با انگیزه بیشتری درس می دهد.

وی می گوید: باور کنید هرگاه که از مشکلات این بچه ها به ستوه می آیم با علاقه بیشتری سرکلاس حاضر می شوم و با جان و دل بیشتری درس می دهم زیرا احساس می کنم این افراد نیاز بیشتری به من دارند و مسئولیت من سنگین تر است.

تاثیر رفتارم در ارتقاء کیفی تحصیل دیده می شود

سید پور همچنین گفت: باور کنید نمی خواهد از خود تعریف کنم اما با این روش تدریس بچه ها با علاقه بیشتری درس می خوانند و همان بچه هایی که حروف را نمی شناختند امروز نامه می نویسند و بخاطربا سواد شدن و یاد گرفتن اشک شوق می ریزند.

عشق و علاقه به بچه ها خستگی من را از تن خارج می کند و هیچ نگران کمبودها و مشکلات تدریس در این مدرسه و رفت و آمد نیستم و فقط از بیماری و مشکلات مالی دانش آموزان و خانواده آنها رنج می کشم ولی حاضر نیستم به شهر منتقل شوم زیرا دانش آموزان روستا به من بیشتر نیاز دارند.

شناخت دانش آموزان و درک متقابل بچه ها می تواند بهترین روش تدریس باشد. این هم توصیه دیگر معلم روستای رحمت آباد است.

پسر ۱۱ ساله ای که در بیمارستان درس را فرا گرفت

این معلم فداکار ادامه می دهد:یک دانش آموز ۱۱ ساله دارم که مشکل کم خونی داشت وبسیار ضعیف شده بود و بالاخره در بیمارستانی در قزوین بستری شد.

وقتی دیدم دوهفته است در بیمارستان بستری شده نگران شدم که از درس عقب می ماند و چون تازه به درس علاقمند شده بود فکر کردم شاید عقب بیفتد و انگیزه اش هم کم شود و از طرف دیگر چون خانواده ضعیفی داشت و کمتر می توانستند برای ملاقات بیایند تصمیم گرفتم به بیمارستان بروم و آنجا درس بدهم.

تشکیل کلاس خصوصی در بیمارستان

وی اضافه کرد: وقتی اولین بار به بیمارستان رفتم این دانش آموز باور نمی کرد و با شادی زیاد، گویی مادر خود را دیده ابراز احساسات کرد و با علاقه درس می خواند.

سیدپور بیان کرد: متاسفانه مسئولان بیمارستان برداشت اشتباهی کردند و ابتدا تصور کردند می خواهم خودنمایی کنم و برای آنها مشکل ساز می شود لذا چند روز اجازه ندادند به بیمارستان بروم و وقفه ای در درس این کودک ایجاد شد اما آنقدر خواهش کردم تا اجازه دادند پس از نامه کتبی والدین دانش آموز و موافقت آنها دوباره به بیمارستان بروم و درس بدهم.

این روش آنقدر تاثیرگذار بود که خودم هم باور نمی کردم این دانش آموز حتی بیماری خود را فراموش کرده و با انگیزه درس بخواند و هر بار که درس در روی تخت تمام می شد با همه وجود سوال می کرد خانم معلم فردا هم می ایید؟ و من جواب مثبت می دادم.

وی ازعدم همراهی برخی باخودمی گوید واظهار می دارد: خیلی ها می گویند چرا در روستا مانده ای و برای کودکانی که ضعیف هستند و توان یادگیری ندارند وقت می گذاری در حالی که این حرف ها مرا آزار می دهد انگیزه بیشتری برای خدمت به این دانش آموزان پیدا میکنم.

وظیفه داریم انسانیت و محبت را هم درس دهیم

سیدپور می گوید: وظیفه معلم فقط  درس دادن کتابها نیست بلکه باید انسانیت، محبت، عاطفه و مهربانی و کمک به دیگران را هم یاد دهد البته اول خودش عامل باشد و سپس توصیه کند.

وی اظهارداشت: امروز با همه وجود می گویم که کودکان به همه رفتارهای معلم خود توجه می کنند و نوع لباس پوشیدن، سخن گفتن، رفتار و گفتارش و همه کارهایی که انجام می دهد برای بچه ها الگوست و باید ما معلمان به اخلاق و انسانیت توجه بیشتری داشته باشیم.

سیدپور گفت: ما وظیفه نداریم فقط کتاب را در طول سال تمام کنیم بلکه باید روش ما به گونه ای باشد تا در پایان سال یک الگوی رفتاری مناسب هم ارائه کنیم تا تغییری در منش و رفتار و عواطف آنها ایجاد شود.

دست نیاز به سوی خیرین

وی در ادامه از خیرین درخواست کمک کرد و گفت: روستای «رحمت آباد» مشکلات و نیازهای زیادی دارد و دانش آموزان هم با مصائب زیادی روبرو هستند که تنها با کمک خیرین می توان برخی از نیازهای آنها را برطرف و دعای خیر بدرقه راه خیرین کرد.

سیدپور اضافه کرد: این روستا هیچ مکانی برای ورزش و هیچ وسیله ای برای تفریح و ورزش ندارد و با کمک خیرین می توان این روستا را از محرومیت خارج کرد.

امروز بیش از هر چیز دیگر باید همه ما دنبال حلقه مفقود شده انسانیت، محبت، مهربانی، تعهد، وجدان و کمک به دیگران در هر شغل و کار و مسئولیتی بگردیم و خود را نیز تلنگری بزنیم که در هیچ زمانی نیازمندان را فراموش نکنیم و در این میان معلمان چه زیباست در کنار همه سختی ها که در تدریس متحمل می شوند با خواندن این گزارش و گفتگو کمی هم به فکر درک شرایط دانش آموزان و نزدیک شدن به آنها برای اعتماد بیشتر باشند تا کیفیت تحصیل نیز بالا برود.

می توان هم معلم بود و هم انسانی فداکار و سنگ صبور برای لحظه هایی که شاید هیچگاه در زندگی تکرار نشود.

کد خبر 4210545

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 8 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 1
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • مظفر IR ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۶/۱۱/۲۱
      0 0
      14 ساله با مدرک فوق لیسانس بیکارم 20 بار بیشتر در آزمونهای مختلف از جمله آموزش و پرورش شرکت کرده‌ام اما مگر رابطه بازی اجازه میده که حق به حقدار برسه.