سنگ قبر

باغ طوطی هم وضعیت مناسب چندانی نداشت و سنگ قبرهای برخی بزرگان و رجال همچون نیرزاده و خاندان بهنام و خاندان مستوفی به حال خود رها شده، زیر پای زائران در حال فرسایش بود...

گروه جامعه، علیرضا زمانی: جمعه پیش، ری بودم در حرم حضرت عبدالعظیم؛ مزارشیخ محمد خیابانی، مدفون در غرب حرم، با خروارها ماسه و تیرآهن های پهن پیکر احاطه شده بود. کمی آن سوتر، چسبیده به یک سنگ قبر، در آهنی کوچکی روی زمین کار گذاشته شده بود و نشان از دخل و تصرف هایی در این محوطه می داد. گونی آبی رنگی سرتاسر محوطه غربی را از باغ طوطی جدا کرده بود تا کسی نفهمد آن سوی مرز آبی رنگ چه اتفاقی در حال وقوع است!!

با این حال، صدای بلند حفاری بولدوزرها خبر می داد از سر درون آن سوی مرز آبی رنگ جنس گونی!! که با پیدا شدن جسد مومیایی منتسب به رضاشاه خیلی زود عیان شد!!!

در همان کنار، سالن یا شبستان تازه تاسیسی بنا شده بود و در همسویی معماری با ستون ها و طاق های تاریخی حرم، هیچ نسبتی نداشت. چندین سنگ قبر رها شده نیز در گوشه و اطراف دیده می شد.

خود باغ طوطی هم وضعیت مناسب چندانی نداشت و سنگ قبرهای برخی بزرگان و رجال همچون نیرزاده و خاندان بهنام و خاندان مستوفی به حال خود رها شده، زیر پای زائران در حال فرسایش بود...

بدتر از اینها، سنگ قبرهایی بودند که زمانی زینت بخش آرامگاههای خانوادگی  ویران شده باغ طوطی بودند و با از بین رفتن این آرامگاهها، از بسیاری شان خبری نبود و نیست. تنها سنگ نشانه کوچکی جای سنگ قبرهای بزرگ باارزش را گرفته بود. وقتی از درون قلعه گبری بازدید می نمودیم، فکر نمی کردم این سنگ قبرهای گم شده را آنجا بیاییم. همان قلعه گبری که در محله علایین ری واقع شده و کسی را به همین راحتی یارای ورود به درون این قلعه و گزارش از آن نیست!

مالکیت امروز قلعه گبری که قدمتش به دوره ساسانی می رسد، بر عهده مسولان آستان حرم عبدالعظیم است و در محوطه باستانی اش، به جای کاوش های میراثی، سوله های عظیم و متعددی ساخته بودند. علاوه براینها، به نظر می آمد انبار پنهان آستان هم به حساب می آید. علاوه بر ضایعاتی که در گوشه و کنار داخل قلعه رها شده بود، سنگ قبرهای تاریخی رها شده در محوطه دیگر گوشه قلعه هم نظرها را جلب می کرد. سنگ قبرهایی که از باغ طوطی و حرم حضرت عبدالعظیم به آنجا منتقل شده و کنار هم چیده شده بودند. گیاهان هرزه و خودرو و خار و خاشاک روییده کنار سنگ قبرها نشان از آن داشت که مدت های مدیدی است از انتقالشان به این مکان می گذرد و در فضای آزاد، خاک و نم و باران می خورند.

بسیاری سنگ قبرها پشت و رو روی زمین گذاشته شده بودند، اما تعدادی هم بودند که پشت و رو نبودند و نوشته های رویشان قابل خواندن بود. فقط کافی بود خار و خاشاک و گیاهان هرزه روییده را کنار بزنیم. در این میان، سنگ قبر عبدالله مستوفی(خالق کتاب ارزشمند شرح زندگانی من که از منابع مهم درباره تاریخ اجتماعی فرهنگی دوره قاجار است)، سنگ قبر دختر احمد خان علاءالدوله(همان علاءالدوله حاکم مستبد تهران که در  به چوب بستن تجار قند و شعله ور شدن انقلاب مشروطیت نقش اساسی داشت)، سنگ قبر یکی از خاندان فرمانفرما کنار سنگ قبرهای خاندان بهنام و چندین سنگ قبر باارزش تاریخی و هنری و اسنادی قابل شناسایی بودند.

دیروز خبر رسید جسد مومیایی منتسب به رضا شاه پیدا شده است و خبرها و پی گیری های فراوانی در این باره تهیه و صورت پذیرفت که باید نیز چنین باشد. اما سالیان است که قبور و سنگ قبرهای پرشماری در این مجموعه جابه جا و تخریب شده اند و آه از نهاد هیچ کس برنیامده است‌. تا جایی که به گفته یکی از مسوولان آستانه، پیدا شدن این گونه جسدها و آثار از نگاهشان چیز طبیعی و عادی است. نگاهی که با این عادی دیدن ها،تاریخ و هویت شهر و سرزمینی را مثل آب خوردن به عدم فرستاده و یا در قلعه گبری ممنوعه به حال خود رها نموده است!!!نه تنها جسد مومیایی رضاشاه که همه آن چیز که برگی از سند تاریخ و هویت این سرزمین باشد، ارزشمند است؛ خواه جسد دیکتاتور سابق بوده باشد، خواه جسد و سنگ قبر گمنام ترین مردمان این شهر و سرزمین...

* تهران پژوه

کد خبر 4279962

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 3 =