تلاش برای اصلاح جامعه مسئولیتی اجتناب ناپذیر است

هدف از پذیرش مسئولیت های اجتماعی باید اصلاح امور باشد. چنین فردی افزون بر آن که باید صالح باشد، باید مصلح هم باشد. چه بسا صالحانی را در جامعه می شناسیم که انگیزه و توان اصلاح ندارند.

به گزارش خبرنگار مهر، متن ذیل بخشی از درس خارج فقه معاملات حجت الاسلام والمسلمین علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه است  که ۳ اردیبهشت ماه در محل موسسه معارف وحی و خرد مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛

روایت ذیل از امام صادق (ع) و دنیایی از معارف را بنگرید: عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ‏ إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً- أَخْرَجَ کُلُّ مَنْ کَانَ عِنْدَهُ یَتِیمٌ وَ سَأَلُوا رَسُولَ اللَّهِ ص فِی إِخْرَاجِهِمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ‏ وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْیَتامی‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ‏: هنگامی که آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَی ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا؛ آنان که اموال یتیمان را به ستم می خورند شکم خویش پر از آتش می کنند و به آتشی فروزان خواهند افتاد. (نساء، ۱۰) نازل شد، (از بیم عذاب) هر کس که در خانه خود یتیم داشت، او را از خانه اش بیرون کرد.

آنان نزد رسول خدا(ص) آمدند و از ایشان درخواست کردند که حکم اخراج یتیمان از خانه ها چیست؟ در پاسخ آنان این آیه نازل شد: وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَی قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ؛ تو را از یتیمان می پرسند. بگو: اصلاح حالشان بهتر است و اگر با آنها آمیزش می کنید چون برادران شما باشند. خداوند تبهکار را از نیکوکار بازمی شناسد.» (بقره، ۲۲۰)

این روایت گر چه درباره چگونگی تعامل با یتیمان است و بر حساسیت و ضرورت توجه به حلال و حرام در برخورد با اموال ایتام تاکید دارد، اما با نگاه کلی تر در باره هر گونه مسئولیت اجتماعی نکات بدیعی را بدست می دهد: ۱-  یتیم در لغت هر خردسالِ پیش از بلوغ است که والدین یا از یکی از آنان را از دست داده باشد، اما مناطاً دارای توسعه معنایی است و می تواند هر کسی را دربر گیرد که به دلایلی از تمشیت مستقیم امور خود حتی اگر امور غیرمادی باشد، ناتوان است. شاهد مدعا آن که در شماری از روایات از عموم مردم و شیعیان به عنوان «ایتام آل محمد» یاد شده است؛ چنان که از عالمن دین به عنوان متکفلان آن یاد شده است.  بر این اساس، بدون تردید اگر نگوییم همه افراد جامعه، حداقل بخش قابل توجهی از آحاد جامعه دارای «یُتم» بوده و می توان به آنان «یتیم» اطلاق کرد؛ به ویژه آن که اموال آنان بسان اموال یتیمان به صورت امانت در اختیار حاکمان قرار دارد.

۲- در برخورد عالمان و نخبگان با آحاد جامعه و تمشیت امر آنان، سه رویکرد قابل تصور است: رویکرد اول: شانه خالی کردن از مسئولیت اداره امور، یعنی افراد شایسته و لایق و توانمند از بیم آن که مبادا در حرام بیافتند یا اموال عمومی با اموال آنان مخلوط شده و در نتیجه از قِرب الهی محروم شوند و در آخرت مستوجب آتش گردند، از هرگونه ورود به عرصه مدیریت جامعه شانه خالی کنند. این همان رویکردی است که افراد متکفل یتیمان پس از نزول آیه هشدار دهنده در باره خوردن مال یتیمان، برگزیدند و یتیمان را از خانه خود بیرون کردند. می بینیم که خداوند با جمله «قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ»، آنان را از این رویکرد بازداشت و فرمود که بهتر آن است تا به اصلاح امور روی آورید؛ یعنی اصلاح جامعه. به عبارت روش تر، مفاد آیه آن است که شانه خالی کردن و از دور تماشا کردن هنر نیست.

رویکرد دوم: بر عهده گرفتن مسئولیت با نیت غارت اموال. همان گونه که گاه افرادی به هدف غارت اموال یتیمان، تکفل آنان را بر عهده می گیرند، در مواردی برخی از افراد، مدیریت بخش های خُرد و کلان جامعه را برعهده می گیرند تا از این طریق راه غارت و چپاول بیت المال فراهم گردد. اینان مصداق بارز «خورنده مال یتیم» هستند؛ همان اموالی که در عالم باطن در حقیقت آتشی است که در اندرون آنان وارد می شود و البته عذابی سخت در جهان آخرت منتظر آنان است: «إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَی ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا

رویکرد سوم: برعهده گرفتن عفیفانه مسئولیتها. این رویکرد که در حقیقت با نیت اصلاح امور جامعه انجام می گیرد، همان رویکردی است که مورد تایید و تاکید خداوند است.  از این جهت فرمود: «قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ».

از این بخش از آیه سه نکته قابل استفاده است:

۱- هدف از پذیرش مسئولیت های اجتماعی باید اصلاح امور باشد. چنین فردی افزون بر آن که باید صالح باشد، باید مصلح هم باشد. چه بسا صالحانی را در جامعه می شناسیم که انگیزه و توان اصلاح ندارند: «قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ

۲- مدیران جامعه باید به افراد جامعه به عنوان برادرانِ خردسال خود که اموال و امورشان به آنان واگذار شده است، بنگرند. آیا برادر بزرگ تر به برادر کوچک تر خود به چشم طعمه نگاه می کند و خیانت به او را در سر می پروراند؟! «وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُکُمْ

۳- اگر کسی بنای خیانت به مردم و اموال آنان را دارد و خود را به خاطر ارتباط آشکار و پنهان با ارکان قدرت، در حاشیه امن ببیند و گمان کند که می تواند در سایه حمایت های خیانت بار آنان و تبلیغات دروغین، خود را انسانی صالح و مصلح جلوه دهد، سخت در اشتباه است؛ زیرا از آگاهی خداوند از خیانت خود و اراده او در معرفی خیانت کاران غافل است.

چنان که اگر کسی در حقیقت و واقع صالح و مصلح است و انگیزه ای جز اصلاح امور ندارد، نباید گمان کند که با تبلیغات دروغینِ شکننده این و آن یا بستن همه راه های ارتباط با او، در حجاب بردن چهره او، بستن گوش ها از شنیدن صدای اصلاح خواهانه او و در یک کلمه به دروغ ساختن چهره ای خاین از او، می توان در حقیقت تصرف کرد و چهره ای وارونه از او در دل و جان مردم ساخت.

فقره «وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ» هشداری از این جهت است، یعنی بدانید نمی توان راست و دروغ را جابجا کرد؛ خداوند از نهان و آشکار شما آگاه است و خودتان از از خودتان بهتر و بیشتر می شناسد. او که شما را به خوبی می شناسد و خود بزرگ ترین مصلح عالم است، نخواهد گذاشت جای مفسد با مصلح تغییر کند. او بیکار و عاطل و باطل و صرفاً نظاره گر محض نیست، بلکه دست توانای او هم مفسد را به مردم می شناساند و هم مصلح را.

این سخن خدا را فراموش نکنیم که فرمود: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ؛ بلکه حق را بر سر باطل می زنیم ، تا آن را درهم کوبد و باطل نابود شونده است.»  

پروین اعتصامی چه زیبا قدرت خداوند و اراده قاهر او در هستی را به تصویر کشده است:

رودها از خود نه طغیان می کنند

آنچه می گوئیم ما، آن می کنند

ما، بدریا حکم طوفان می دهیم

ما، بسیل و موج فرمان می‌دهیم

نقش هستی، نقشی از ایوان ماست

خاک و باد و آب، سرگردان ماست

قطره‌ای کز جویباری می رود

از پی انجام کاری می رود

سوزن ما دوخت، هر جا هر چه دوخت

زاتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت

کد خبر 4281916

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 8 =