دوزخیان 2006

سال 2006 میلادی با همه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و سال جدید از دیروز آغاز شد. در آداب و آیین ملت های مختلف رسم است سال نو که فرا می رسد ضمن اینکه حوادث تلخ و شیرین سال سپری شده را مرور می کنند، درباره سال پیش رو به قضاوت می نشینند. جهان این روزها مقارن با آغاز ژانویه 2007 در چنین حال و هوایی به سر می برد و با خود دست به گریبان که؛ چه سال عجیب و غریبی بود این سال سپری شده!

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه کیهان در ستون "سرمقاله" امروز خود به قلم محمد ایمانی آورده است:

این روزها البته مقارن با هجدهمین سالگرد صدور نامه اعجاب انگیز حضرت امام خمینی(ره) به گورباچف رئیس جمهور وقت رژیم شوروی هم هست، نامه ای که به وضوح از به بن بست رسیدن و فروپاشی کمونیسم و سرمایه داری خبر داد تا آیندگان به قضاوت بنشینند این داوری موشکافانه و حکیمانه را. خمینی اما ساحر و پیش گو نبود، او مردی الهی بود با اراده ای مصمم و عملی استوار بر قدرت پروردگار. او مشیت نافذ پروردگار را در عمل صالحان و مجاهدان می دید و از بی آیندگی شرق و غرب سخن می گفت. و چه راست گفت آن مرد جاودانه!

سال غریبی بود سال سپری شده. سالی که در آن جلادان خودکامه ای چون صدام، آریل شارون، اسلوبودان میلوسویچ و اگوستینو پینوشه، یکی پس از دیگری در برابر فرشته مرگ خوار شدند و به جهنم رفتند. اما این، همه ماجرا نبود. دوزخ فقط برای این 4 جلاد آغوش نگشود. درهای جهنم برای زمامداران خون آشام آمریکا و انگلیس هم باز شد. مگر نه اینکه خفت و خواری، پیش درآمدی برای دوزخیان است؟!

این فقط زبیگنیو برژینسکی تحلیل گر دیرپای آمریکایی نبود که دو ماه پیش، از خبرهای بد و فاجعه برای دولت آمریکا در عراق خبر می داد و می گفت «لحن بوش خیلی عصبی و هیجان زده است و نشان می دهد که او فهمیده آمریکا در عراق در مسیر فاجعه ای بزرگ است نه پیروزی». امروز صاحب نظران و محافل تحلیلی و رسانه ای بسیاری مانند روزنامه واشنگتن پست معتقدند «اضطراب در چهره بوش آشکار شده و او خسته، گیج و شبح زده به نظر می رسد». آیا این قیافه آشفته، بهتر از قیافه به هم ریخته صدام در لحظه مواجه شدن با طناب دار است؟

به گمانم مخاطب آخرین وصیتی که صدام پای چوبه دار کرد، پیش از هر کس بوش و بلر بودند. دیکتاتور معدوم هنگام به دار کشیده شدن گفته بود: «از فارس ها و ایرانی ها برحذر باشید». این، جزو آخرین کلمات طاغوتی بود که 26 سال پیش هنگام یورش وحشیانه به مرزهای ایران، به پشتوانه آمریکا و انگلیس و فرانسه و شوروی و آلمان، عربده می کشید و اطمینان می داد تهران ظرف 3 روز تا یک هفته فتح خواهد شد و کدام تلخی در کام رادیو دولتی انگلیس از این گزنده تر که مجبور شود از زبان یک مزدور مستخدم «سیا» و کسی که خود جاده صاف کن صدام در اشغال نواحی مرزی ایران بود (بنی صدر) بگوید «عبرت آموز در ماجرای اعدام صدام این است که افرادی که با کمک سازمان سیا بر سر کار می آیند، توسط خود آنها محکوم به اعدام می شوند و خدمت به قدرت های خارجی راه و روش یک انسان آزاده نیست».

این قبیل گزارش ها در رسانه های آمریکا و انگلیس را به حساب اطلاع رسانی آزاد بگذاریم یا انقلاب و جابجایی در کانون های قدرت دنیا که باعث شده دشمن ترین دشمنان ملت ایران، زبان به تحقیر و تمسخر خویش بگشایند و با زبان بی زبانی عظمت مردم ایران را فریاد کنند.

این روزها فقط صدام به عنوان «حیوان درنده ساخته دست آمریکا» (دیلی میرور) و «هیولای مخلوق لندن و واشنگتن» (ایندپندنت) نبود که جرعه خواری و زبونی را سر کشید بلکه همین روزها که رامسفلد- از نزدیک ترین مشاوران بوش در حمله به عراق و از رابطین اصلی کاخ سفید با رژیم خودکامه عراق در روزگار حاکمیت صدام- اجبارا خلع شد، جرعه حقارت را می نوشید چندان که کاریکاتورهای بسیاری در دنیا کشیده شد و دو کس را در کنار صدام، آویخته بر طناب دار نشان داد؛ یکی رامسفلد و دیگری بوش!

جهنم از این واضح تر که در نظرسنجی ها، مدال «شرورترین» و «دروغگوترین» انسان روی زمین در سال 2006 را ابتدا بر گردن دیکتاتور آمریکا و سپس صدام و بن لادن آویخته اند؟ جهنم از این بالاتر که دم بوش و بلر به هم گره خورده و هر بدبیاری مشترکا بر سر هر دو می آید تا آنجا که طی یک سال اخیر، معتبرترین رسانه ها و مطبوعات آمریکایی، هر جا نام «باتلاق» را آورده اند، مترادف آن نام جرج بوش و تونی بلر را آورده اند، همچنان که «در گل ماندن» در تمثیل با نام حمار مترادف شده است.
آنها فقط در عراق نبود که بد آوردند.

«مایکل شوئر» که 10 سال مشاور امنیتی بن لادن بوده و در عین حال اطلاعات حساس را دراختیار پنتاگون قرار می داده، به عنوان مامور ارشد سازمان سیا به روزنامه دیلی تایمز چاپ واشنگتن گفته است: «آمریکا همچون عراق در حال شکست در تمام ماموریت ها و برنامه های خود در افغانستان است و راهی که ما در کنار ناتو در پیش گرفته ایم جز شکست، نتیجه ای در پی نخواهد داشت.» و این در حالی است که همزمان نیویورک تایمز گزارش می دهد: «ایران به بازیگر اصلی در افغانستان تبدیل می شود. مهندسان ایرانی راههایی را در بیابان های غرب افغانستان ساخته اند که هر 5 تا 10 کیلومتر تابلوهای قرآنی نظیر الله اکبر و سبحان الله نصب شده و مساجدی با گنبدهای طلایی و کاشی های آبی رنگ در کنار جاده ها ساخته اند که بی تردید انسان را به یاد ایران می اندازد.»

آری هر جا که آمریکا و انگلیس، با اردنگی ملت ها بیرون می شوند الگوی انقلاب اسلامی مورد استقبال قرار می گیرد. از لبنان و فلسطین بگیرید تا هزاران کیلومتر آن سوتر در آمریکای لاتین. در همین چند سال اخیر به ویژه یک سال گذشته، چهره های ضدآمریکایی یکی پس از دیگری در آمریکای لاتین روی کار آمده اند.

از مورالس در بولیوی و چاوز در ونزوئلا بگیرید تا باشلت در شیلی، اسکوئز در اروگوئه، اوبرادو در مکزیک و داسیلوا در برزیل. شما جای مردم آمریکا و به ویژه صاحب نظران آنها باشید، بهتر از آن چیزی را که مردم عراق نثار صدام کردند، نثار آقای بوش می کنید؟!

در حالی که روزنامه واشنگتن پست با تأکید بر شکست بوش و بلر و اولمرت، اعلام می کند: «ایران در حال پیروزی در خاورمیانه است، نه صرفاً به خاطر برنامه هسته ای بلکه به این خاطر که جهت کلی خاورمیانه را نیز به سود خود تغییر داده»، حق باید داد که شبکه آمریکایی ان بی سی نیوز و سازمان آمریکایی «مؤسسه استراتژیک سیاست یهود» هر کدام طی بررسی های جداگانه، سال 2006 را بدترین سال برای رژیم اشغالگرقدس از زمان تأسیس آن اعلام کنند، سالی که ژانویه آن با هلاکت «بولدوزر» این رژیم (آریل شارون) آغاز شد و با شکست شرم بار در برابر حزب الله- که با زلزله سیاسی علیه دولت دست نشانده سینیوره در لبنان ادامه پیدا کرد- به سر آمد در حالی که در آن سوی سرزمین های اشغالی، حماس در انتخابات پیروز شده و دولت تشکیل داده بود؛ دولتی که نخست وزیر آن با صدای بلند به مردم منطقه می گفت آیت الله خامنه ای تنها رهبر و فرمانده مقتدری است که می تواند جهان اسلام را به سمت نجات هدایت کند.

یکبار دیگر حوادث سال 2006 را مرور کنید: مرگ شارون، از سرگیری فعالیت های اتمی ایران پیروزی حماس در انتخابات، شکست متحدان آمریکا در انگلیس و ایتالیا و آمریکای لاتین - و در خود آمریکا-، رسوایی و تعطیلی زندان ابوغریب، شکست اسرائیل در حمله 33 روزه به لبنان و... اعدام صدام. کدام سال برای مستکبران از این شوم تر و پرکابوس تر؟!

روزگار غریبی شده است. بی شباهت به قیامت نیست روزگاری که در آن شیاطین و طواغیت، به هم بد می گویند و از هم برائت می جویند و می کوشند دیگری را فدای خویش کنند تا بلکه از مذلت دوزخی که خود افروخته اند، برهند.

سال نو میلادی آغاز شده. دیر نیست که مسیح علیه السلام بازگردد، در رکاب ذخیره بزرگ الهی (عج). روز جشن مستضعفان و تقاص مظلومان از ظالمان دور نیست ان شاء الله، چندان که طلیعه آن سر زده است.

کد خبر 429252

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 7 =