مبنای اقتصاد مقاومتی،قانون اساسی است/ رابطه عدالت وتعالی انسان

رزاقی، اقتصاددان گفت: قرارگاه اقتصاد مقاومتی ما هیچ اعتقادی به اقتصاد مقاومتی ندارد و با تمام وجود دارد صحنه سازی می کند. مبنای اقتصاد مقاومتی سرمایه داری نیست و بلکه قانون اساسی است.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست سوم از سلسله نشست های عدالت و توسعه با موضوع «جریان شناسی سیاست گذاری عدالت اجتماعی و رفاه» دوشنبه ۱۷ دی ماه در کانون اندیشه جوان برگزار شد.

ابراهیم رزاقی، اقتصاددان، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در ابتدای این برنامه گفت: مکاتب مختلف حتی سرمایه داری از عدالت صحبت می کنند. بخشی از عدالت مادی است. اما عدالت، بخش دیگری هم دارد که در قانون اساسی ما گفته شده که انسان فقط بخش مادی ندارد. در قانون اساسی آمده که معاد برای تعالی انسان به سوی خداست که منظورش همه انسان هاست. آیا میان برقراری عدالت مادی و تعالی انسان تضاد وجود دارد؟ 

وی افزود: در قانون اساسی ما به تعاون اشاره شده. تعاون یعنی یکی برای همه و همه برای یکی. این مسأله از ابتدا در تاریخ ایران وجود داشته است. تعاون یک نوع بیمه غیررسمی است. دولت باید به تعاون کمک کند و نه بالعکس. سرمایه داری یک نوع دین است. دینی است که اجازه می دهد شما از هر طریقی پول دار شوی. هیچ کس نباید فقیر، بی خانه و درمانده باشد. این یعنی عدالت، اما به این جا ختم نمی شود. دفاع مقدس ما یک نمونه ایثار و تعالی و همه برای یکی و یکی برای همه بود. این تفکر مانع ستم کردن و ستم پذیرفتن است.

ابراهیم رزاقی ادامه داد: تهران به مسلخ آدم های معمولی تبدیل شده است. داریم انسان را به سمتی می بریم که از خودش دور شود. انسان هایی که در دوره انقلاب بودند و به دفاع مقدس ختم شدند در حال کم شدن اند و رسانه ها الگوی دیگری را دارند ترویج می کنند. با این رویه با خطر بزرگی رو به رو هستیم. ملت ایران در طول تاریخ ستم ستیز بوده و مشکلات آن را هم تحمل کرده است. اما بعد از دفاع مقدس دارند ما را به سمت دیگری می برند. می گویند هر ماه بزرگ ترین مشکل ما دادن یارانه است غافل از این که شأن مردم این نیست که این گونه با آن ها صحبت کنیم. اگر شأن مردم رعایت نشود اعتلای انسان به سمت خدا شکل نخواهد گرفت.

این پژوهشگر ادامه داد: فرانسوی ها می‌گویند ایستادن را از ایرانی ها یاد گرفته ایم. نمونه سرمایه‌داری را در ستمی که به مردم فرانسه می شود، می بینیم. در آمریکا می بینیم که به مردم هفت تیر داده‌اند و همدیگر را می کشند. این دیگر چه نوع نگاهی به انسان است؟! فوکویاما گفت اگر سرمایه داری بتواند همه را مثل خود کند، پایان تاریخ است. این یعنی یک میلیارد گرسنه امروز دنیا بشود ۲ میلیارد، ۳ میلیارد و بیشتر. با این مسیری که در حال پیمودن هستیم کره زمین در حال نابودی است. انواع بیماری ها و تحقیرها را شاهد هستیم. ایران به سوریه، یمن، فرانسه و ... یاد داده که به جای دریوزگی و ذلت، ایستادگی را بیاموزند.

غایت توسعه این است که همه افراد جامعه به حداقل ها دست پیدا کنند

در ادامه این نشست علی دینی ترکمانی گفت: منظور از عدالت، عدالت اجتماعی و عدالت توزیعی است. در فلسفه و اقتصاد سیاسی میان دو مفهوم عدالت مبادله ای و عدالت توزیعی تفاوت گذاشته می‌شود. در عدالت اجتماعی، عدالت توزیعی مطرح است که به توزیع ثروت در جامعه مربوط می شود و شکست بازار آزاد فرض آن است. اگر عدالت توزیعی محقق نشود جامعه دوقطبی می شود و همبستگی اجتماعی و اخلاق اجتماعی تضعیف خواهد شد. نظریه عدالت جان رالز و یا آمارتیاسن و مارکسیست ها در این زمینه قابل توجه است.

وی افزود: در عدالت اجتماعی مسأله آزادی نیز مطرح است. در نگاه لیبرالی و نئولیبرالی خود آزادی اهمیت دارد. در نگاه های چپ گرایانه افراطی، عدالت مهم تر است و آزادی فرع بر آن است. در نگاه آمارتیاسن که من هم خیلی تحت تأثیرش هستم به دیالکتیک میان آزادی و عدالت توجه می شود. یعنی این دو را نمی توانیم از هم جدا کنیم. مسأله توسعه انسانی و رابطه اش با عدالت اجتماعی مهم است. غایت توسعه این است که همه افراد جامعه به حداقل ها دست پیدا کنند و قابلیت هایشان ارتقا پیدا کند. توماس مارشال در کتاب حقوق شهروندی به مفهوم عدالت اجتماعی پرداخته است.

علی دینی ترکمانی سپس اظهار کرد: سال های بعد از انقلاب سال های ملی گرایی است و عدالت اجتماعی دغدغه سیستم اقتصاد سیاسی است. یکی ار سیاست های آن زمان فراگیر کردن مالکیت خانه، شکل گیری شوراهای کارگری در کارخانه ها و ... است. صرف داشتن دغدغه عدالت اجتماعی کفایت نمی کند. هر سیستم اقتصاد سیاسی باید حداقلی از کارآمدی را داشته باشد و الا سیاست های عدالت اجتماعی و سیاست های باز توزیعی می تواند به ضد خود تبدیل شود. این اتفاق در نظام اقتصاد سیاسی کشور ما افتاده است. در کشور ما اصل تقابل میان مدرنیته و سنت گرایی تجددستیز است و از این لحاظ فرقی میان دولت های ما نیست. تا این تضاد حل نشود سیاست های باز توزیعی به تنهایی کاری را نمی تواند پیش ببرد.

وی سپس عنوان کرد: در دهه ۶۰ فراگیر کردن مالکیت خانه دنبال شد که سیاستی قابل تأیید از لحاظ عدالت است اما راهکارش خیلی بد تئوریزه شد. ما اکباتان را پیش از انقلاب داشتیم اما چون آن را نمادی از غرب گرایی می دانستیم کنار گذاشتیم. بعد آمدیم زمین های بایر را به مسکونی تبدیل کردیم و به عده ای دادیم. سپس دیدیم که زمین ها تمام شد و به عده ای نرسید. در ادامه مسکن مهر آقای احمدی نژاد مطرح می شود. این سیاست نیز از منظر سیاست باز توزیعی سیاستی موجه است.

علی دینی ترکمانی افزود: در پروژه ای مثل اکباتان وجه اجتماعی استفاده از زمین بیشتر حفظ شده تا توسعه افقی که بعد از انقلاب دنبال شد. از این تجربه یا پروژه های آتی ساز و شهرک امید استفاده نشد چون حمل بر نشانه های غرب گرایی می شد. سنت گرایی تجددستیز کلاً با غرب سر ستیز دارد و هر چیزی که برآمده از تمدن غرب است را به عنوان خصم آشتی ناپذیر خود تلقی می کند. بنابراین نمی تواند از تجربه دیگر کشورها استفاده کند. تئوری رانت ریکاردو عملاً در ایران اتفاق افتاده است. پروژه مسکن مهر هم نوش داروی بعد از مرگ سهراب بود که خروجی همان راهکارهای نادرستی است که ولو با هدف عدالت اجتماعی و توزیعی، اما بد تئوریزه شدند. در دهه های بعد از دهه ۶۰ هم سیاست های اقتصادی تحت تأثیر جنگ سرد و فروپاشی شوروی به سمت راست گرایی و آزاد سازی بازار و خصوصی سازی می رود. به دلیل مشکل اساسی نظام اقتصاد سیاسی ما وضع عدالت در جامعه ما بدتر شد. مشکل ما کارایی سازمانی بسیار ضعیف است.

ابراهیم رزاقی سپس عنوان کرد: مبنای فکری هر حرکتی مهم است. در قانون اساسی ما نگاه نه سرمایه داری است و نه سویالیستی. مسئولین ما در دوره دفاع مقدس صرف نظر از تغییر جهت های بعدی شان به عدالت خیلی نزدیک بودند. با این که هزینه های جنگ و مشکلات فراوان وجود داشت. رانت خواری نیز کمتر بود.

وی همچنین خاطرنشان کرد: با خصوصی سازی یک عده بدون کار و استحقاق و حتی کار بلد بودن به شدت ثروتمند شدند . موج بعدی واردات با دلار ارزان بود. موج بعدی وام دادن های بدون پس دادن بود. موج بعدی احتکار بود. خیال می کنند از طریق این نوع آزاد گذاشتن ها کشور توسعه پیدا می کند. این که گفته می شود برای ساختن کشور نیاز به سرمایه خارجی داریم کاملاً غلط است. کدام کشور است که با سرمایه خارجی ساخته شده باشد؟ وزیری که سال ها بر سر کار بوده می گوید افتخار می کنم که برای مردم فقیر خانه نساختم.

وی افزود: یک نکته این است که آزادی تا کجا باید باشد و با این همه شعار آزادی چه چیزی در دنیا محقق شده است؟ آیا افراد با سواد همه شان قابل اعتماد اند؟ یا می توانند دزدی باشند که با چراغ آمده است؟ اگر افراد صالح حتی بی تخصص باشد افراد متخصص را می آورند. قرارگاه اقتصاد مقاومتی ما هیچ اعتقادی به اقتصاد مقاومتی ندارد و با تمام وجود دارد صحنه سازی می کند. مبنای اقتصاد مقاومتی سرمایه داری نیست و بلکه قانون اساسی است. حداقل کارآمدی که اشاره شد با کدام نگاه و کدام مدیران محقق می شود؟

ابراهیم رزاقی همچنین عنوان کرد: نکته دیگر این است که باید مطالبه موثر داشته باشیم و از مسئولین توضیح بخواهیم. آتش به اختیار یعنی فرمانده خیانت کرده و مردم انقلابی باید متحد شوند و به صورت گروهی مسئولین را بازخواست کنند. در نتیجه حق و باطل شناخته می شود. در حال حاضر مسئولین نمی گذارند حق و باطل شناخته شود و مدام می گویند ارتش و سپاه نمی گذارند.

اقتصاد سیاسی ما درگیر پدیده تو در توی نهادی است

علی دینی ترکمانی سپس گفت: وقتی صحبت از آزادی در چهارچوب توسعه انسانی و حقوق شهروندی می کنیم با نگاه لیبرالی و نئولیبرالی تفاوت زیادی دارد و بر روی آزادی فرصتی و تأمین حقوق اجتماعی تأکید می شود. در حالی که لیبرال ها و نئولیبرال ها معمولاً مدافع آزادی منفی هستند. در سوئد و سوئیس اخیراً دو طرح مطرح شد و مردم با هر دو مخالفت کردند: پرداخت یارانه و افزایش دستمزدها. چون معتقد بودند ما به اندازه کافی داریم و اگر بیشتر مصرف کنیم محیط زیست را تخریب می کنیم. زمانی این اتفاق می افتد که همه به اندازه کافی داشته باشند.

وی سپس اظهار کرد: در بحث کارآمدسازی باید بگویم تمام بحث من روی کارآمدسازی است. اقتصاد سیاسی ما درگیر پدیده تو در توی نهادی است و این باید حل شود. یعنی مراکز قدرت و مراکز تصمیم گیری در نظام اقتصاد سیاسی ما بیش از حد وجود دارد. هم دولت ما کوچک است و هم بزرگ و وضعیتی پارادوکسیکال دارد. دستگاه ها و نهادهای بسیار زیادی دارند از بودجه ارتزاق می کنند. تکلیف این مسأله باید مشخص شود و الا سیاست های باز توزیعی و عدالت اجتماعی در این تله گرفتار می شود و اثربخشی خود را تا حد زیادی از دست می دهد و بحران اجتماعی و سیاسی ایران روز به روز عمق بیشتری پیدا خواهد کرد.

علی دینی ترکمانی افزود: ساخت قدرت تو در تو اجازه نمی دهد یکی سیستم نظارتی قوی و  همچنین شفافیت شکل بگیرد. چون برای مثال من به شما وصل ام و با لابی کردن با شما، نهادهایی مثل مجلس و ... را دور می زنم. نگاه من سوسیال دموکراتیک رادیکال است. ما جزئی از اقتصاد جهانی هستیم و نفت دنیا را تأمین می کنیم و باید از تحولات تکنولوژیک و امکانات اقتصاد جهانی نیز بهره ببریم. سرمایه خارجی هم جزئی از این است البته به صورت مقید. یعنی نمی توانیم چرخ را از صفر شروع کنیم و انتظار داشته باشیم که خودمان را به پیشرفت های جهان برسانیم.

وی در انتها گفت: مردم ما از مقایسه زندگی خودشان با کشور ترکیه انتظاراتی در آن ها شکل می گیرد. نمی توان سرمایه خارجی را به کلی نفی کرد. با این نگاه منابعی که متعلق به این نسل و نسل های آینده است نابود می شود. باید واقعیت های نظام جهانی را در عین داشتن نگاه انتقادی و اصلاحی به آن بپذیریم.

کد خبر 4507383

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 13 =