دكتر سيد جواد طباطبايي :فيلسوفي كه شان و روابط مدينه را در نظام فلسفي اش جاي نمي دهد فيلسوف نيست

استاد فلسفه سياسي و متخصص فلسفه هگل در «همايش بزرگداشت يكصدمين سالگرد تولد هانري كربن» درباره اين كه آيا كربن به فلسفه سياسي هم پرداخته است يا خير سخنراني كرد .

به گزارش خبرنگار فرهنگي « مهر» دكتر طباطبايي گفت : من با انتخاب اين موضوع وظيفه دشواري را به عهده گرفته ام و آن اين است كه آيا آثار كربن بعد سياسي هم داشته است ؟ در اين دو روز درباره وجوه مختلف ايرانشناسي، اسلام شناسي، و شيعه شناسي و اين كه وي فيلسوف و حكيم بوده است و نزد فيلسوفاني چون اتين ژيلسون، اميل بريه ، هوسرل ، هيدگر ، و ... آموزش ديده است سخناني گفته شد . من در اين جا مي خواهم به يكي از منابع فكري كربن كه هيچ يك از سخنرانان به آن اشاره نكردند سخن بگويم و آن خاستگاه هگلي كربن است .

وي افزود : در حدود سال 1933 يك مهاجر روس به نام الكساندر كوژو به فرانسه آمده و درسي را آغاز مي كند،  و در طي اين درسها به تفسير « پديدارشناسي روح » هگل مي پردازد . اين درسها تا سال 1939 ادامه پيدا كرده است . در تاريخ فلسفه جديد كه در فرانسه نوشته شده از اين كلاسها به عنوان درسهايي كه در فلسفه جديد فرانسه تاثير گذار بوده ياد شده است . نگاهي به افرادي كه در اين كلاسها شركت داشتند همچون : ريمون آرون، ژرژباتاي، الكساندر كوايره، ژان وال، ژاك لاكان، موريس مرلوپونتي، اريك وايل،  و سارتر جوان مويد چنين نظري است . يكي ازافرادي كه در اين جلسات به صورت فعالي شركت داشته هانري كربن است . از آن جا كه كربن در سالهاي پيش چندان جدي گرفته نمي شد نام وي در فهرست كساني كه در اين كلاسها شركت مي كردند چندان برجسته نبود، ولي امروزه كه نسبت به تفكرات وي اقبالي صورت مي گيرد بايد به اين امر توجه كرد .

دكتر طباطبايي اضافه كرد : در ديداري كه با همسر كربن در فرانسه داشتم وي دستنوشته هاي كربن از اين كلاسها را به من نشان داد . كربن با كوژو روابط حسنه اي داشت . در اين باره نامه هايي وجود دارد كه كوژو به كربن مي گويد بسيار مايل به ديدن او است . نكته ديگري كه بايد متذكر شوم اين است كه كربن با الهيات پروتستان عميقا آشنا بود و با اين كه يك كاتوليك بود با لوتر آشنايي داشت . كوژو در كلاسهاي خود تفسيري از« پديدارشناسي روح » ارائه مي كرد كه شركت كنندگان اين كلاس بعدها با او به مخالفت برخواستند .

 

وي ادامه داد : فلسفه هگل يكي از وجوه سلبي فلسفه هاي جديد است . دكتر سيد حسين نصر حكايت مي كند كه وقتي در سال 1946 با كربن بر روي تپه اي كه مشرف بر جنگل سياه  و مرز فرانسه و آلمان بود  ايستاده بوديم كربن گفت : از زماني كه سهروردي را شناختم ديگر نياز به عبور از اين مرز و ديدار هيدگر ندارم .  چرا كربن كه با فلسفه هاي قرون وسطي و فلسفه هاي جديد عميقا آشنا بود چنين سخني را گفته است ؟ به نظر من كربن نه ايرانشناس و نه اسلام شناس به معناي متداول كلمه است . كربن فيلسوفي متعلق به قرن بيستم است و تنها فيلسوفي است كه در زمان ما به حكمت و فلسفه ايراني توجه كرده است .

دكتر طباطبايي در بخش ديگري از سخنان خود گفت : كربن در سنت اصيل فلسفه اروپايي كه از سقراط آغاز مي شود تعليم ديده و از آن جا كه سياست يكي از وجوه بسيار مهم اين سنت فلسفي است لذا كربن نيز نمي تواند نسبت به آن بيگانه باشد .  متاسفانه در كشور ما به فلسفه فقط از حيث فلسفه بودن نظر مي شود ، در حالي كه  اگر فيلسوفي نتواند شان و روابط مدينه ( polis)  را در تفكر و نظام فلسفي اش جاي دهد فيلسوف نيست .  كربن به عنوان يك كاتوليك و آشنا با تحولات مسيحيت نسبت به خلطي كه ميان دين و دنيا صورت گرفته بود متوجه شد كه در تفسيرهاي ظاهري اديان چيزي وجود دارد كه منجر به تماميت خواهي مي شود . وي معتقد بود كه اگر شخصي متولي و امانتدار وحي تلقي شود و خود را امانتدار باطن ديانت بداند مي تواند منجر به تماميت خواهي شود .  كربن به همين دليل  به تفكرات جديد پروتستان  كه به ويژه در آلمان وجود داشت علاقه زيادي داشت . آشنايي كربن با ايران ازطريق ايران نيست ، بلكه وي به  ايران و اسلام  از منظر يك فيلسوف نگاه مي كند .

وي افزود : در كتاب « كلمه التصوف» سهروردي عبارتي بدين مضمون وجود دارد " قرآن را چنان بخوان كه گويي براي تو نوشته شده است " . كي ير كه گور نيز عبارتي بدين مضمون دارد " انجيل را بايد چونان يك نامه خصوصي تلقي كني كه گويي براي تو نوشته شده است " . به نظر من كربن در حكمت ايراني از فارابي تا شيخيه چيزي را مي ديد كه در يك جريان اصيل فلسفه اروپايي وجود داشت و آن نقادي هرگونه تجسدي است كه كساني مي توانند نسبت به كلام الهي داشته باشند . به نظر كربن تنها راه بازگشت از سكولاريسم و توتاليتاريسمي كه بر تفكر اروپايي رخنه كرده است بازگشت به سهروردي و جمله تاريخي اي است كه وي در كتاب « كلمه التصوف » آورده است .

گفتني است كه دكتر سيد جواد طباطبايي د و كتاب « تاريخ فلسفه اسلامي» و « فلسفه تطبيقي و فلسفه ايراني » كربن را به زبان فارسي ترجمه كرده است . البته در جمع انديشمندان گفته مي شود كه وي جلد اول كتاب بسيار مهم كربن ، يعني « اسلام ايراني » را نيز ترجمه كرده است ولي متاسفانه تا كنون منتشر نشده است . با تسلط و تضلعي كه استاد طباطبايي به زبان فرانسه و فارسي و انديشه كربن دارد   انتظار مي رود ديگر آثار كربن نيز توسط ايشان به زبان فارسي منتشر شود . 

کد خبر 46324

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 0 =