مسلمانان مسئله تشکیک وجود را از حکمت خسروانی گرفته اند

استاد دانشگاه شهید بهشتی گفت: مسلمانان مسئله تشکیک وجود را از حکمت خسروانی گرفته اند؛ چنانکه حکیم سبزواری در شرح منظومه می گوید: «الفهلوین الوجود عند هم ذات مراتب تشکک تعم».

به گزارش خبرنگار مهر، زکریا بهارنژاد دانشیار فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در بیست و سومین همایش بزرگداشت حکیم ملاصدرا با موضوع «حکمت ایرانی و حکمت متعالیه» به ارائه مقاله خود با عنوان عناصر حکمت خسروانی در حکمت صدرایی پرداخت و گفت: ایرانیان، همواره متصف به گوهر ناب حکمت و فلسفه بوده اند و در عهد باستان حکمتی بنام حکمت خسروانی تأسیس کردند. این حکمت از آن جهت که منتسب به پادشاه حکیم ایران (کیخسرو) بوده، خسروانی نام گرفته است و مؤید این ادعا، سخن شیخ اشراق در الواح عمادیه است که پس از ذکر نام «ملک افریدون» به عنوان نخستین پادشاهی که صاحب حکمت و مرتبة شهود و دریافت نور بوده است، از کیخسرو با شرحی بیشتر مطالبی را نقل نموده است.

وی افزود: سهروردی حتی به معراج کیخسرو نیز اشاره کرده و می گوید: «درود باد بر آن روز که مفارقت وطن کرد، روزی که به عالم علوی پیوست.»

این محقق و نویسنده کشورمان اظهارکرد: این گونه نظریات، گواهی بر غنای حکمت و فلسفه در ایران باستان است که با بررسی آثار سهروردی می توان به این نتیجه رسید که سهروردی برای جلوگیری از نابودی این حکمت و عشق و علاقه به ملیت ایرانی، مانع از نابودی این حکمت شد و به عبارتی آن را احیا نمود و شکوهمندی آن را برای همگان روشن نمود تا جایی که بسیاری از مفاهیم هنوز هم پابرجاست.

بهارنژاد با اشاره به اینکه در حکمت خسروانی «آتش» کنایه از معرفت، شناخت و شهود است که از عناصر اصلی این حکمت محسوب می شود، تصریح کرد: از حکمت و فلسفه ایران باستان در آراء و نوشته های اندیشمندان بعدی با عناوین حکمای خسروانیین، الکسرویون، الفهلویون، حکماءالفرس و الفارسیین شده است و شهرت این حکمت چنان بوده که رسول اکرم (ص) حکمت ایرانیان را ستوده و فرموده است: «اگر دانش در ستارة کیوان می بود، هر آیینه مردانی از سرزمین پارس آن را به دست آورده و فرامی‌گرفتند.» (الحمیری، ابوالعباس، قرب الاسناد ،۵۳)

وی گفت: در ادامه به معرفی عناصری از حکمت خسروانی است که در فلسفه ملاصدرا به کار رفته، اشاره می کنم: یکی از اصول اساسی فلسفه ملاصدرا که از مقدمات اصالت وجود نیز می باشد، مسئله تشکیک وجود است. با بررسی تاریخ فلسفه یونان و نوافلاطونی، معلوم می گردد که این مسئله در این دو دوره فلسفی مطرح نبوده است و مسلمانان این مسئله را از حکمت خسروانی گرفته اند؛ چنانکه حکیم سبزواری در شرح منظومه می گوید: «الفهلوین الوجود عند هم ذات مراتب تشکک تعم».

این مدرس دانشگاه بیان کرد: همچنین ملاصدرا می گوید در عهد حکیمان خسروانی و اساطین اسکندرانی به کسانی که نفس خود را با انواع تطهیرات از ارجاس مستلذات (پلیدیها) و یا اقسام ریاضات از اعراض جاهلیات تربیت و تهذیب نکرده بودند، اجازة شروع آموختن حکمت نمی دادند و بزرگان صوفیه و ارباب قلوب و اصحاب ارتقا به حقایق انبیا و ملکوت اشیاء نیز به کسی اجازه نمی دادند در مثل این امور نظر کند مگر اینکه نفسش را از آلودگیها پاک کرده باشد.» (کسر اصنامالجاهلیه)

وی تصریح کرد: ملاصدرا در آثار خود از زرتشت با عنوان الامام الکامل و الحکیم الفاضل یاد می کند؛ از آنجا که فلسفه او فلسفه ای شهودی است و شهود یکی از عناصر اصلی فلسفه وی را تشکیل می دهد و این مسئله الهام گرفته از مسئله نور و ظلمت است، می توان گفت ملاصدرا در این مسئله متأثر از شیخ اشراق و او نیز متأثر از فلسفه ایران باستان بوده است، با این تفاوت که ملاصدرا می گوید: حقیقت وجود جز با علم شهودی ادراک نمی شود لیکن سهروردی، می گوید: آنچه با علم شهودی ادراک می شود، حقیقت نور است.

کد خبر 4639318

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 0 =