نئولیبرالیسم و ضعف آن در تحلیل

نئولیبرالیسم نمی‌تواند بین «دیکتاتوری سرمایه‌داری» که توسط موسولینی وهیتلر اجرا می‌شود با «سرمایه‌داری لیبرال» که توسط اتحادیه اروپا، آمریکا و... اجرا می‌شود تفاوتی قائل شود.

به گزارش خبرنگار مهر، نظام بهرامی کمیل، جامعه شناس و منتقد فرهنگی و نویسنده کتاب‌هایی چون «گونه شناسی روشنفکران ایرانی»، «نام باوری» و… در تازه‌ترین یادداشت خود به بحث درباره مفهوم نئولیبرالیسم پرداخته است. این یادداشت را در ذیل بخوانید:

«در مقاله‌ای که در خبرگزاری مهر (اینجا) منتشر کردم؛ بکارگیری اصطلاح «نئولیبرالیسم» را برای تحلیل شرایط اقتصادی و سیاسی ایران، مناسب ندانستم. دلیل مخالفتم این بود که اولاً تعریف نئولیبرالیسم مانع نیست؛ زیرا معتقدان به این مفهوم تمام کشورهای جهان را کما و بیش نئولیبرالیستی می‌دانند و ما نمی‌فهمیم که بطور عینی و مصداقی چه کشورهایی غیرنئولیبرالیستی هستند.

اشکال مهمتر را با استفاده از نظر برتراندراسل دوباره مطرح می‌کنم. به نظر من مفهوم نئولیبرالیسم و تعریف آن؛ «تحلیلگر» نیست. به عبارت دیگر تعاریف باید جامع، مانع و مهمتر از همه تحلیل‌گر باشند. با ارائه مصادیق متعدد ضعف قدرت تحلیلی این مفهوم را نشان دادم. برای مثال گفتم طبق نظر برخی چپ‌های ایرانی بعد از فوت امام خمینی (ره) و از دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی به بعد، نئولیبرالیسم در ایران حاکم شده است؛ بنابر این این گروه بطور ضمنی تفاوت ذاتی و عمیقی بین این دو دوره قائل می‌شوند. درحالی که به نظر می‌رسد حکومت جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته تغییر ساختاری و بنیادینی نکرده است. در آن مقاله گفتم آقای اباذری، مجری معروف تلویزیون آقای فردوسی‌پور را جاده صاف کن و کارگزار نئولیبرالیسم در فوتبال می‌دانست؛ اما پس از اخراج او توسط مدیر جوان شبکه سه، تحلیل و تفسیری برای ارائه نداشت.

چند روز پیش و در حاشیه سران گروه بیست ولادیمر پوتین گفت؛ ارزش‌های لیبرال و عصر لیبرالیسم و دموکراسی لیبرال تمام شده و دنیا منتظر رهبران مقتدر و بزرگ (همچون خودش) هست. برخی کشورهای اروپایی و مقامات اتحادیه اروپا به این گفتار واکنش تندی نشان دادند و از آرمانهای لیبرالیسم و دموکراسی لیبرال دفاع کردند. اما تحلیلگرانی که از صبح تا شب اسم رمز نئولیبرالیسم را بکار می‌برند و روسیه و چین را کنار دانمارک و هلند و کانادا قرار می‌دهند؛ هیچ تفسیر و تحلیلی از سخنان پوتین و پاسخ اروپاییان ارائه نکردند. دلیل مشخص است؛ نئولیبرالیسم ظرفیت چندانی برای تحلیل چنین وقایع و اخباری ندارد. پرسش این است که؛ اگر این دو گروه همگی کشورهای نئولیبرال هستند؛ پس چرا ناگهان در دو اردوگاه متضاد صف آرایی می‌کنند؟ اگر روزی بین روسیه و چین و کره شمالی از یک طرف و اروپا و آمریکا و کانادا از طرف دیگر، جنگی شروع شود منتقدان نئولیبرالیسم طرف کدامیک را می‌گیرند؟ پاسخ را در واکنش اجداد این گروه‌ها در به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران پیدا کنید.

نئولیبرالیسم نمی‌تواند بین «دیکتاتوری سرمایه‌داری» که توسط موسولینی، هیتلر، پینوشه و پوتین اجرا می‌شود با «سرمایه‌داری لیبرال» که توسط اتحادیه اروپا، کانادا، ژاپن، استرالیا و آمریکا اجرا می‌شود؛ تفاوتی قائل شود؛ زیرا این مفهوم قدرت تحلیلی چندانی ندارد.

کد خبر 4665354

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 2 =