سهروردی در میانه منطق وحی و منطق ارسطویی ایستاده است

عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گفت: سهروردی در میانه منطق وحی و کشف که همان لسان رمز و تمثیل باشد و منطق ارسطویی که با رموز، میانه ای ندارد ایستاده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بابک عالیخانی دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران عصر روز گذشته ۸ مردادماه در همایش ملی «حکمت اشراقی در پرتو آراء و آثار شهاب‌الدین سهروردی» که به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و همکاری کمیسیون ملی یونسکو – ایران و دانشگاه آزاد اسلامی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد، به ارائه مقاله خود با عنوان نکاتی در باب منطق اشراقی پرداخت و گفت: منطق اشراقی چنان که از بخش منطق کتاب مطارحات و بخش منطق کتاب حکمة الاشراق به دست می آید، در میانه منطق وحی و کشف (منطق انبیاء و اولیاء) که همان لسان رمز و تمثیل باشد و منطق ارسطویی که با رموز، میانه ای ندارد ایستاده است.

وی افزود: سهروردی منطق را در هر دو بخش تصورات و تصدیقات با اصل مشرقی که همان شهود و کشف باشد، پیوند زده و بدین سان دو منطق برتر را با یکدیگر جمع کرده است.

وی با بیان اینکه سهروردی با طرح منطق اشراقی خود کشیده است تا فاصله میان عقل جزئی و عقل کلی را از میان بردارد، اظهار کرد: در منطق مطارحات سخنی آمده است که به خوبی نشان می دهد کار شیخ اشراق کار سهل و آسانی نبوده است. در این کتاب او بدون اینکه به تعریف مخیلات بپردازد و شاید با فرض وضوح آن برای مخاطب به بیان رأی خود درباره جایگاه و اهمیت این قضایا می پردازد و در این باره چنین می گوید: از نظر من برترین قضایا پس از ضروریات قضایای مخیله اند و بسا که بر متفلسفان ظاهرگرا این سخن ما سخت آید و با ما در این رأی همراهی نکنند و بسا که ما بیش از این نیز خشم آنها را برانگیزیم.

این محقق و نویسنده کشورمان در ادامه سخنانش تصریح کرد: پس می گوئیم بسیاری از مخیلات از آن حیث که مخیلند بر بسیاری از قضایای واجب القبول و ضروری برتری دارند؛ اما نه از جهت وجوب قبول که ویژگی واجب القبول ها است، بلکه از جهت خاصی طبیعی است که خواننده مشتاق بخواهد بداند که شیخ از چه حیثیت و جهتی چنین شرافت خاصی برای قضایای مخیله قائل است که آنها را حتی بر قضایای بدیهی نیز از جهت خاصی برتری می نهد.

وی اضافه کرد: شیخ در ادامه به این پرسش پاسخ می دهد که به شدت تعجب برانگیز است و جای تأمل بسیار دارد. او می گوید: اگر در این باب از ما توضیح خواسته شود که چرا چنین عقیده ای داریم؛ ۱- سکوت می کنیم چه هر آنچه دانسته است گفتی نیست. ۲- بسا که در ظاهر با آنها در باب اهمیت کمتر مخیلات همراهی کنیم، ولی در باطن عقیده دیگری که مخالف رأی آنهاست داشته باشیم آن را اظهار نکنیم. ۳ – و بسا که چیزی را اظهار کنیم، ولی از گفته و اظهار خود مراد دیگری داشته باشیم(که ظاهر گفتار یا عملمان دلالت بر آن نداشته باشد). ۴- و بسا که برخی از پرسش کنندگان را پس از خواندن این کتاب و کتابهایی مانند این شایسته ببینیم و شمه ای و گوشه ای از حکمت را نیز به او تعلیم کنیم تا این که فیلسوف و حکیم شود. ۵- و بسا که با آنها آشفته سخن بگوئیم تا از آنجایی که نمی دانند ایشان را فروکشانیم.

دانشیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تأکید کرد: سهروردی کتاب مطارحات را به عنوان تمهیدی برای مطالعه کتاب حکمة الاشراق نوشته است. مخیلات در منطق مطارحات برابر با همان رموز مذکور در مقدمه کتاب حکمة الاشراق است.

وی اظهار کرد: سهروردی به جز اینکه در مقدمه کتاب حکمة الاشراق نور و ظلمت را دو رمز از رموز حکمای قدیم ایران بر می شمارد، در قسم ثانی از آن کتاب فلسفه خود را بر پایه این دو رمز بنا نهاده است. رمز نه تشبیه و استعاره مذکور در کتب ادبی است و نه تمثیل مذکور در علم منطق عمومی، بلکه امری است تکوینی، به این معنی که مثلا روشنایی حسی صورت مرئی روشنایی عقلی است و نازله آن به شمار می رود. پژوهندگانی که به این حقیقت وقوف نیافته اند، بنا کردن حکمت اشراق بر پایه نور و ظلمت را رد کردند.

این کارشناس فرهنگ و زبان‌های باستانی تصریح کرد: درست پی نبرده ایم که نور و ظلمت حسی دو رمز است که به ترتیب بر جوهر خودآگاه و جوهر ناخودآگاه دلالت دارد. نور خود پیداست و روشنگر غیر خود نیز هست. جوهر خودآگاه مانند نفس ناطقه نیز خود پیداست و پیداکننده اشیاء دیگر هم هست، برخلاف جوهر ناخودآگاه.

وی با بیان اینکه یکی از کارهای شگرف سهروردی در منطق اشراقی قلب قضایای جزئیه به قضایای کلیه و قلب قضایای سالبه به قضایای موجبه و سرانجام قلب قضایای غیر ضروریه به قضایای ضروریه و سابق بر همه اینها، قلب قضایای شرطی به قضایای حملی است، گفت: سهروردی کلمه قلب را به کار می برد که نوعی تبدیل کیمیاگرانه را به ذهن متبادر می سازد. در فلسفه سلوکی سهروردی تبدیل جزئی به کلی و سلب به ایجاب و غیرضروری به ضروری نه یک کار تفننی، بلکه از لوازم تحقق یک منطق اشراقی راستین است.

وی با بیان اینکه سهروردی نوآوریهایی در منطق دارد، اظهارکرد: مثلا ضرورت بتاته را طرح کرده است که لفظ و معنی آن به خود او تعلق دارد. به علاوه تعریف به حسب مفهوم نیز به شدت تر و تازه است و پیش از سهروردی احدی از آن سخن به میان نیاورده بود.

عالیخانی با بیان اینکه سهروردی با تصرف شدید در تار و پود منطق ارسطویی آن را تنقیح و تهذیب کرده و شسته و رفته تحویل داده است، گفت: کار اصلی او در این بوده که منطق مزبور را با شهود پیوند زده است. از آنجا که زبان شهود و کشف زبان رمزها و سمبول هاست، سهروردی برای مخیلات اهمیت فراوانی قائل شده و آنها را حتی بر اولیات رجحان نهاده است. در بخش تصورات و تعریفات نیز او تعریف به حسب مفهوم را عنوان کرده است که به نوعی با ریشه شناسی در پیوند است، چون او پیوسته از اغراض واضعان لغات سخن به میان می آورد.

کد خبر 4681387

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 9 =