روایتی از شعر عاشورایی «سایه»

شنیدن غزل پرشور عاشورا از دفتر شعر شعرای محبوب عاشقانه سرا و حتی طنزپرداز، لطف دیگری دارد. به بهانه روز ادبیات، در این پادکست رادیومهر چند اثر ادبی این هنرمندان را مرور کرده‌ایم.

مجله مهر: در روضه‌ها و نوحه‌های محرم اغلب اشعار شاعران آیینی را مرور می کنیم؛ شاعرانی که همه عمر برای اهل بیت(سلام‌الله علیها) قلم زده اند؛ اما بعضی شاعران محبوب دیگر و اساتید ادبیات معاصر هم تعدادی آثار عاشورایی دارند. در این پادکست رادیومهر به بهانه سالروز درگذشت استاد محمدحسین شهریار و روز ادبیات، به چند غزل و قصیده معروف با این مضمون اشاره کرده‌ایم. از جمله در آثار محمدحسین شهریار، محمدعلی بهمنی، ابوالفضل زرویی نصرآباد و عبدالجبار کاکایی.

مثلاً در کتاب خاطرات امیرهوشنگ ابتهاج به نام «پیر پرنیان اندیش» که میلاد عظیمی و عاطفه طیه آن را تدوین کرده‌اند، روایت کوتاهی از یک شعر عاشورایی او نوشته شده است:

«امروز هشتم محرم بود و عصری من (میلاد عظیمی) و عاطفه به خانه سایه رفتیم. سایه مغموم بود و از چشمهایش معلوم بود گریه کرده. عاطفه گفت: «بازم شیطونی کردین؟» سایه خندید. پرسیدم «اتفاقی افتاده؟»

- نه! شما می‌دونین که تلویزیون همیشه جلوم روشنه. هر کانالی هم که می‌زنم داره روضه و نوحه نشون می‌ده. من هم گوش می‌کنم و خب گریه‌ام می‌گیره. می‌شینم با اینها گریه می‌کنم. (لبخند می‌زند.)

پس از چند دقیقه گپ و گفت، سایه می‌گوید:

سال‌ها پیش یک شعری گفتم به اسم «اربعین» که تمومش نکردم.

با تعجب اصرار می‌کنم شعر را بخواند و می‌خواند:

«یا حسین بن علی

خون گرم تو هنوز

از زمین می‌جوشد

هرکجا باغ گل سرخی هست

آب از این چشمه خون می‌نوشد.

کربلایی است دلم.»

چاپش کنید استاد.

نه بابا، روزگار مساعد نیست.»

کد خبر 4723151

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 1 =