الزامات اصحاب رسانه در مدیریت بحران/ بحران خبر خوب را باور کنیم

آنچه در بحران‌های کشورمان دچار بحران شده، «بحران خبر خوب»  است. متاسفانه اصحاب رسانه در بحران‌ها در انعکاس اخبار و رویدادهای سیاه از هم سبقت می‌گیرند.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه-میلاد امینی موحد: ضرورت توجه به ارتباطات و رسانه‌ها در عصر حاضر چنان عصر جدید را از اعصار گذشته متمایز ساخته است که برخی عصر نو را عصر ارتباطات می‌خوانند و تعامل در دوران کنونی را بدون حضور رسانه را ناممکن می‌دانند. رسانه‌ها برخلاف انتظار، پدیده‌های خنثی و کاتالیزور نیستند، بلکه بر تمامی ارکان جامعه مؤثرند. آن‌ها در پدیدار شدن عادات تازه، تکوین فرهنگی، تغییر رفتار و خلق و خوی انسان‌ها و تأثیر بر ساختارهای اجتماعی، سهمی شگرف بر عهده دارند

نسبت رسانه و بحران

پس مهم‌ترین ابزار مدیریت بحران در عصر کنونی، وسایل ارتباط جمعی است. امروزه کمتر بحرانی وجود دارد که رسانه‌ها در ایجاد یا کنترل آن نقش نداشته باشند. رسانه از بحران [۱] اثر می‌پذیرد و بر بحران اثر می‌گذارد؛ آنچه که مسلم است این است که یک مسئله، زمانی به بحران تبدیل می‌شود که در کانون توجه رسانه‌ها قرار گیرد. [۲]

بحران‌ها انواع مختلف دارند؛ مانند بحران‌های اجتماعی، بحران‌های سیاسی در روابط بین الملل، بحران‌های اقتصادی و بحران‌های ناشی از بلایا و حوادث طبیعی. به بیان دیگر می‌توان بحران‌ها را، به دو گروه عمده تقسیم کرد: بحران بلایا و حوادث طبیعی و بحران‌های ساخته دست بشر.

برای مدیریت یک بحران، قدم اول تشخیص چیستی بحران و درجه و میزان تأثیر آن بر جامعه و محیط پیرامونی است، سپس برنامه ریزی برای مواجهه و پاسخگویی و حل آن. یک از شیوه‌های رایج در این زمینه استفاده از مکعب بحران در روش تصمیم گیری است. این شیوه، شناخت تصمیم گیران را از بحران و وضعیت آن کامل می‌کند.

اگر بحران را به مکعبی تشبیه کنیم، سه بُعد مکعب بحران به شرح است:

الف: شدت و میزان تهدید؛

ب: تداوم زمانی برای تصمیم گیری؛

د: درجه غافلگیری و قابلیت پیش بینی. [۳]

نظر به وجود انواع بحران، مدیریت و کنترل هریک از این بحران‌ها ضرورت و بایدهای خاص و ویژه ای دارد که توجه به آن بسیار مهم است. این شناخت در حقیقت قدم‌های اولیه برای کنترل بحران است. مخصوصاً بر اصحاب رسانه لازم است این مراحل را به خوبی بدانند؛ زیرا در لحظات اولیه بحران، که سیستم‌های اجتماعی و تصمیم گیری غالباً مختل شده و آمادگی لازم را برای اقدام ندارند، اصحاب رسانه با شناخت قبلی می‌توانند نقش تأثیرگذار و فوق العاده ای در پویا کردن نقش‌های مختلف اداری و سازمانی در سطح ملی، منطقه‌ای و محلی را ایفا کنند

مدیریت بحران به طور کلی شامل سه مرحله زمانی است:

الف: قبل از بحران (مرحله آموزش و مطالبه)

ب: در حین بحران (مرحله مواجهه)

ج: پس از بحران (مرحله پشتیبانی و اصلاح)

در توضیح باید گفت: بحران یک دفعه رخ نمی‌دهد بلکه طی فرایند خاصی از حد کم و نامرئی شروع می‌شود و روز به روز بر حجم آن افزوده می‌شود سپس در مقطعی زمانی در شکل بحران، مرئی تجلی پیدا می‌کند در این مرحله است که غیر متخصصین نیز می‌توانند شرایط بحرانی را درک نمایند، اما رسانه‌های همگانی بسته به نوع تخصص خود، باید فرایند و روند شکل پیش گیری بحران را زودتر از دیگران تشخیص دهند.

در این مرحله است که رسانه‌ها می‌توانند با گوشزد کردن بحران وضعیت تا حدود زیادی منتج به جلوگیری از آسیب‌های احتمالی بروز بحران را گرفته و اجازه ندهند شرایط غیرعادی و غیر نرمال به وجود آید.

نکات مهم در مدیریت سه مرحله اساسی بحران

الف) قبل از بحران: در این مرحله تدوین طرح و برنامه، اطلاع رسانی و پاسخگویی صحیح به اما و اگرها و سوالات احتمالی مخاطبان حین بحران، مطالبه گری از مسئولین ذی ربط در خصوص بحران‌های نوع دوم (ساخته دست بشر و غیر طبیعی) و همراه کردن توده‌های مردم برای جلوگیری از بحران از مهمترین وظایف اصحاب رسانه است.

ب) در هنگام بحران: انعکاس میزان تأثیرگذاری بحران، تسریع در اطلاع رسانی پیرامون نیازمندی‌ها، معرفی مسئولین مرتبط جهت مدیریت بحران و یادآور کردن وظایف قانونی، ارائه اطلاعات صحیح وجامع و توجه به اتفاقات و اخبار خوبی که در خلال کمک رسانی رخ می‌دهد در این مرحله برای اصحاب رسانه مورد توجه است.

ج) بعد از بحران: پیگیری راه‌های جلوگیری از گسترش بحران، اطلاع رسانی در خصوص دلیل به وجود آوردن بحران و بالا بردن آگاهی مردم پیرامون مقابله با تشدید بحران، ارائه تحلیل و معرفی ادارات و مسئولین خاطی به مردم جهت مطالبه گری در این مرحله از اصحاب رسانه انتظار می‌رود.

به این ترتیب رسانه‌ها می‌توانند، ایرادات و نقاط قوت مدیریت بحران را در سطح محلی، منطقه‌ای و ملی به بحث و بررسی بگذارند، و سازمان‌ها و شهروندان را برای مواجهه با فجایع احتمالی آینده آماده نمایند.

بدون شک رسانه‌ها در بحران به دلیل توانایی در جهت‌دهی به افکار عمومی، نقش اساسی را در مراحل مختلف اطلاع‌رسانی ایفا می‌کنند.

«بحران» اسم رمز فعالیت باری به هر جهت رسانه‌های غیرمتشکل

در واقع فعالان فضای مجازی و اصحاب رسانه ناظر به مؤلفه‌ها و پیش فرض‌های ذهنی خویش یا حتی جهت گیری خاص در تصمیم گیری می‌توانند دو نقش متضاد در یک حادثه یا اتفاق را ایفا بکنند. به بیان دیگر کنشگران اجتماعی از بحران‌زایی تا بحران‌زدایی، برجسته‌سازی تا کوچک‌نمایی، امیدزایی تا امیدزدایی را می‌توانند رقم بزنند.

«بحران» [۴] این روزها در هر نقطه از کشور اسم رمزی است برای فعالیت باری به هر جهت رسانه‌های سازمان یافته و مردمی که در ایران مسئولیت خطیر اطلاع رسانی را بر عهده دارند. از این رو پرچم هدایت افکار عمومی غالباً به دلیل عدم هماهنگی بین اصحاب رسانه‌های ملی در بحران‌ها به دست رسانه‌های ضد انقلاب می‌افتد که نشان از روح تشکل محوری جبهه ضد انقلاب و توجه به پروپاگاندای [۵] رسانه‌ای آنهاست.

به طور مثال تروریستی تک تیرانداز با نفوذ در شهرک طالقانی، فرمانده پلیس نوپو را به شهادت می‌رساند اما آنچه در نهایت به جامعه منعکس می‌شود ادعای واهی فاجعه نیزار ماهشهر و محاصره شهرک است!

«فعالیت شبکه ای» تنها زاییده جبهه سازی رسانه‌ای است

«تشتت اصحاب رسانه در انتخاب محورهای قابل بحث و بررسی» بجای «پردازش متفاوت اما متمرکز یک محور» همواره اصحاب رسانه انقلاب را محکوم به شکست در مقابل بنگاه‌های رسانه‌ای غرب کرده است.

اختلاف و افتراق تشکل‌های رسانه‌ای جبهه انقلاب اسلامی ارتباطی به رتبه پایگاه‌های اطلاع رسانی و میزان بازدید و حجم دنبال کنندگان و تعداد خبرنگاران آنها ندارد! در واقع چه بسیار مجموعه‌های به ظاهر متشکلی که از ارتباط با مجموعه‌های همسو هراسان یا محروم اند و جریان سازی مفید و مؤثر ذیل جبهه رسانه‌ای انقلاب را فدای میل به فردیت (به دلایل مختلف که براحتی قابل احصاء است) مجموعه‌ی خود می‌کنند.

در مدیریت بحران چه قائل به مدل لچات [۶] باشیم یا مدل لیتل جان [۷] یا حتی مدل مک کانکی [۸] قدم اول برای تأثیر گذاری، فعالیت شبکه ای [۹] است و در این فعالیت شبکه ای است که می‌توان اولویت‌ها را شناسایی و برای آنها بعد از تحدید مساله، تولید محتوا کرد.

چه زمان «رسانه» محکوم به فنا می‌شود؟

آسیب دومی که جبهه رسانه‌ای انقلاب را تهدید می‌کند سیاست خبیث «جذب مخاطب به هر قیمت» است! گاهی انعکاس بخش خالی لیوان در یک ماجرا یا ضریب دادن به اتفاقی که مردم را نسبت به موضوعات مهم‌تر بدبین می‌کند فقط و فقط با استناد به اصل جذب قشر خاکستری توسط رسانه‌هایی انجام می‌شود که داعیه دار حمایت از نظام هستند. این امر آنقدر رواج پیدا می‌کند که کنش گران مؤمن و انقلابی شبکه‌های اجتماعی از «عدم بازنشر آن» گاهی دچار تردید و عذاب وجدان می‌شوند!

انتشار مستمر لکه‌های سیاه یک رویداد یا بحران توسط رسانه‌های دیداری و شنیداری اگر چه به ظاهر مخاطبان را با خود همراه می‌کند اما در واقع این مخاطبان هستند که با میل به تخدیر و پریشانی از اوضاع جامعه رسانه را با خود به سمت پرتگاه می‌کشانند.

بحران خبر خوب را باور کنیم

آنچه در بحران‌های کشورمان دچار بحران شده، «بحران خبر خوب» است. اصحاب رسانه در بحران‌ها آنقدر در انعکاس اخبار و رویدادهای سیاه از هم سبقت می‌گیرند گویی همه مخاطبان باید معتقد به پوچ گرایی [۱۰] شوند. به همین دلیل می‌توان مولفه‌هایی چون «آرامش روانی مردم در جامعه»، «تسریع در روند خدمت رسانی»، «انعکاس صحیح رویداد» نیز می‌شوند قربانیان «بحران خبر خوب» دانست.

البته این به معنای «عدم انعکاس عمق فاجعه» و «عدم روایت مطالبات مردم مظلوم» نیست بلکه غرض نویسنده پمپاژ صحیح اخبار و اطلاعاتی است که در صورت کم توجهی بجای امیدزایی در جامعه ممکن است امیدزدایی کنند که خود گناهی بزرگ‌تر است.

بطور مثال مسائلی از قبیل آماده‌سازی افکار عمومی، پیگیری مسئولین برای قول‌هایی که داده‌اند، تاکید بر همدلی و وحدت ملی، اعلام به موقع اطلاعات، آرامش روانی جامعه و مردم، کاهش استرس، ایجاد امید و تزریق روحیه شادی و نشاط و ارتقای عقلانیت در تصمیم گیری های فوری ازجمله کارهایی است که می‌توان در پردازش اخبار به آن توجه کنیم.

امید است که با تکمیل پازل جبهه فرهیختگان رسانه‌ای انقلاب اسلام؛ راوی صادق رویدادهای مختلف و راه حل برون رفت بحران‌ها شویم.


[۱] بحران، تغییرناگهانی و یا یک لحظه مهم در سلسله‌ای از رویدادها و عملیات هاست

[۲] ویلیامز و اولینران

[۳] Herman Eugene Talmadge

[4] discrimine: بحران، تغییرناگهانی و یا یک لحظه مهم در سلسله‌ای از رویدادها و عملیات هاست

[۵] Propaganda: گونه‌ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات سیاسی پخش و فرستاده می‌شود.

[۶] (Lechat): انتظار، اعلام خطر، نجات، عادی سازی و توان بخشی

[۷] مدل لیتل جان(Little John): طراحی ساختار سازمانی مدیریت بحران، انتخاب تیم، سازماندهی تیم و ارائه آموزش‌های اولیه، طراحی سناریو پاسخ به موقعیت بحرانی، تهیه و تدوین برنامه اقتضایی، به کارگیری محتوای برنامه اقتضایی

[۸] مدل مک‌کانکی: پیش‌بینی، تدوین برنامه، تأمین نیروی انسانی، اجرای برنامه

[۹] Network Strenuus

[10] nihil: در فلسفه، بی‌معنی‌اِنگاری، به معنای انکار معنی و ارزش برای هستی جهان است. هیچ‌انگاری، نیست‌انگاری یا نیهیلیسم، نام‌های دیگر بی‌معنی‌انگاری است.

کد خبر 4805285

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 13 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • ناصر فیض IR ۱۴:۳۰ - ۱۳۹۸/۱۰/۰۲
      0 0
      عالی بود