کتاب اقتراح تعلیم ابتدایی یا تعلیم عالیه نقد و بررسی می‌شود

نشست نقد و بررسی کتاب اقتراح تعلیم ابتدایی یا تعلیم عالیه ۱۶ تیرماه در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، هجدهمین نشست علم و جامعه با نقد و بررسی کتاب اقتراح تعلیم ابتدایی یا تعلیم عالیه، پرسشی مهم و تعیین کننده در سال‌های ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ برای دست یافتن به پاسخی برای سیاستگذاری در نظام آموزشی ایران اختصاص دارد.

این نشست به صورت حضوری و غیرحضوری، دوشنبه ۱۶ تیر از ساعت ۳ تا ۵ در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با حضور ابراهیم توفیق، رضا ماحوزی و قاسم زائری برپا می‌شود.

کتاب «اقتراح تعلیم ابتدایی یا تعلیم عالیه (مجله آینده ۱۳۰۵-۱۳۰۴)» با بازنویسی قاسم زائری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به همت انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.

در بخشی از مقدمه‌ای که جبار رحمانی دبیر مجموعه تأملات صاحب‌نظران ایرانی در باب آموزش عالی بر این کتاب نوشته می‌خوانیم: «مطالعه آموزش عالی در ایران نه تنها برای فهم این نهاد و سیاست‌گذاری‌های متناسب برای آن ضروری است، بلکه علم و دانشگاه مقولات کلیدی برای فهم تاریخ معاصر ایران نیز هستند. تجربه ایرانی از دانشگاه و علم در جهان جدید، یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز در فهم ایران مدرن است. مواجهه‌های اولیه ایرانیان با علم مدرن و نهادهای آموزش عالی در بطن خود بیانگر پیچیدگی‌ای است که نمی‌توان آن را به یک الگو و رویکرد مشخص فروکاست؛ اینکه چه کسانی و با چه درکی از علم و نهاد دانشگاه و در چه شرایطی آموزش عالی مدرن را در ایران تأسیس کردند و در عمل چه نسبتی بین این نهاد جدید با سنت‌های قبلی آموزشی و علمی در ایران برقرار شد، و همچنین، نهاد آموزش عالی چه رابطه متقابلی با جامعه ایرانی پیدا کرده، بسته به دوره‌های مختلف تاریخ معاصر ایران و همچنین گفتمان‌های سیاسی و فرهنگی غالب، متغیر بوده است.

ازاین‌رو بازخوانی این سیر تاریخی پیچیده به همراه شرایط کنونی آن، یکی از راه‌های فهم عمیق از تجربه ایرانی از دانشگاه و علم است. این هدف حاصل نخواهد شد مگر به کمک فضایی گفتگویی و میان‌رشته‌ای در پاسخ به پرسش از ابعاد و پیامدهای دانشگاه ایرانی.

در همین راستا، هرچند در دهه‌های اخیر بازاندیشی انتقادی در باب تجربه ایرانی علم و دانشگاه گسترش بیشتری یافته است، ولی ایده‌هایی از قبیل پایان دانشگاه ایرانی، فروپاشی دانشگاه ایرانی و حتی توصیف علم به‌مثابه سوءتفاهم در ایران، توسط محققان و صاحب‌نظران بیانگر دیدگاه‌های مختلف در تحلیل نسبت ما و علم و دانشگاه است. با وجود برخی دیدگاه‌های ناامیدکننده، باید پذیرفت که طرح این اندیشه‌ها، فی‌نفسه، بیانگر حداقلی از امکان اندیشیدن درباب تجربه ایرانی از علم و نهادهای آموزش عالی است. به همین سبب ضروری است این تحلیل‌ها و ایده‌های مختلف در فضایی مشترک طرح شوند تا بستری برای گفتگوی جمعی و حتی گفتگویی فراگیر و ملی بر سر علم و دانشگاه در ایران فراهم شود؛ تاریخ جدید ایران بدون درک نهاد دانشگاه و پیامدهای فکری و فرهنگی و علمی آن قابل فهم نیست و از سوی دیگر فهم علم و دانشگاه در تجربه ایرانی بدون ملاحظه زمانه و زمینه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن، مقدور نخواهد بود.

در درکی فرایندی از سیر تحول نهاد علم و دانشگاه در ایران و تصور آن به‌مثابه یک پدیده اجتماعی تام در جامعه ایرانی می‌توان صداهای مختلف صاحب‌نظران را شنید. در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، به عنوان یک نهاد تخصصی مطالعه فرهنگی و اجتماعی علم و آموزش عالی در ایران، این ایده وجود داشته که پژوهشکده به کانونی برای طرح ایده‌ها و تحلیل‌های مختلف در باب علم و دانشگاه ایرانی تبدیل شود. بر همین اساس تلاش شد تا در سری کتاب‌های «تأملات صاحب‌نظران ایرانی در باب آموزش عالی»، دیدگاه‌های صاحب‌نظران علوم انسانی ایران در باب تجربه ایرانی دانشگاه و علم، در قالب مجموعه‌ای از کتاب‌ها تدوین و منتشر شود.

این مجموعه کتاب‌ها، حاصل ایده‌های اساتید در قالب مقاله، جستار و گفتگو هستند که تحلیل‌های آن‌ها در باب وجوه مختلف دانشگاه ایرانی را در بردارد. طرح این ایده‌ها در فضایی گفتگویی می‌تواند فرصتی برای خلق ایده‌های جدید و همچنین بازاندیشی انتقادی وضع موجود با هدف توسعه و تعالی نظام دانشگاهی ایران برحسب معیارهای علمی و ضرورت‌های جامعه ایرانی باشد. ازاین رو امیدواریم این مجموعه بتواند در حد امکان با تدوین و انتشار این ایده‌ها و دیدگاه‌ها، فرصتی را برای تأملات انتقادی بیشتر در زمینه آموزش عالی در ایران فراهم کند.»

قاسم زائری نیز بر پیشگفتار خود بر این کتاب می‌نویسد: «نهاد «آموزش» در ایران از دیرباز دو رکن اصلی داشته است: یکی آموزش عملی در قالب روابط استاد شاگردی و دیگر آموزش نظری خارج از روابط عملی و متمرکز در نهادهای آموزشی انفکاک یافته. در اولی، آموزش، بخشی از و درون زندگی روزانه افراد و نه منفک از آن، و در دومی آموزش، امری جدا از زندگی روزانه و مختص به افرادی است که در مکانی با نظامات و ترتیبات مشخص، مخاطب آموزش قرار گرفته اند. این شکل اخیر، خود، دو صورت اصلی دارد: یکی در مراکز پراکنده‌تر، متکثرتر و نیز متعلق به گروه‌های سنی پایین یعنی «مکتبخانه» ها و دیگری در مراکز محدودتر، متمرکزتر و متعلق به گروه‌های سنی بالاتر یعنی «مدرسه» ها. هرچند هدف کلی هر دو صورت اخیر، کمک به تعالی معنوی و رشد کلی فرد در یک جامعه دینی از حیث درک و دریافت متون مقدس دینی و سایر نوشتجات اخلاقی است، اما از حیث ساختاری، تمایزات مهمی با یکدیگر دارند (بنگرید به: سیدین، ۱۳۹۱).

به‌علاوه، به طور عمومی، هم در آموزش عملی و هم در آموزش نظری، به نظر می‌رسد که حکومت‌ها وظیفه‌ای برای خود تعریف نکرده اند؛ هرچند در دوره‌های رونق اقتصادی و تأمین امنیت عمومی، دولت‌ها نسبت به گسترش کارگاه‌ها یا بازارهایی که در آن آموزش عملی صورت می‌گرفته و نیز در ساختن مدارس یا دارالعلم‌هایی که عمده آموزش نظری از طریق آن‌ها صورت می‌گرفته، مداخله می‌کرده اند. نوعاً نهادهای عمومی به‌ویژه نهاد دین و نیز بازار، متولی گسترش نهادها و مراکز آموزشی خصوصاً نظری بوده اند. این، نظمی است که کمابیش از دوره ایران باستان و به‌خصوص در کل دوره اسلامی در ایران رواج داشته و در دوره صفویه صورت‌بندی خاص و منحصربه‌فرد خود را در قالب آموزش‌های عملی پیشه وری حرفه ای، به ویژه با بازساختاریابی نهاد «صنف» و نیز تأسیس حوزه‌های علمی دینی و نیز مکتب‌خانه‌ها پیدا کرده است. پیدایش سنت‌های فلسفی، رشد نظام‌های الهیاتی و مکاتب بزرگ کلامی، پیشرفت‌های درخشان دانش‌های پایه و تجربی نظیر فیزیک و نجوم و شیمی یا پزشکی، همگی در همین نظام آموزشی و علمی محقق شد.»

کتاب «اقتراح تعلیم ابتدایی یا تعلیم عالیه (مجله آینده ۱۳۰۵-۱۳۰۴)» با بازنویسی قاسم زائری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با شمارگان ۲۰۰ نسخه در ۱۸۰ صفحه به بهای ۲۴ هزار تومان در سال جاری از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.
کد خبر 4964510

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 1 =