سيد محمد خاتمي رييس جمهور در مراسم افتتاح كنفرانس بين المللي گفتگوي بين فرهنگها با اشاره به همت اتحاديه بين المللي و دانشگاهها در پرداختن به موضوع گفتگوي بين فرهنگها گفت: گفتگوي ميان فرهنگ ها و تمدنهاي ايده اي بركنار از مسايل روزمره جامعه جهاني نيست.

به گزارش خبرنگار سياسي "مهر"، خاتمي دركنفرانس بين المللي گفتگوي بين فرهنگها كه به همت دانشگاه آزاد اسلامي برگزار  شده است تصريح كرد: ملت ما و جهان انساني سوگوار مرگ دهها هزار زن و مرد آزاده در فاجعه سهمگين زلزله بم هستند. دوست داشتيم كه ميزبان ميهمانان عزيز خويش در ارگ بم آن نماد ديرپاي تاريخ  و تمدن كشورمان مي بوديم كه اكنون فرو ريخته است. در عين حال باور كرده ايم كه فاجعه اگر چه بزرگ است، اما گاهي، ايمان و عزم انسان معاصر از آن بزرگ تر بوده است. بم باستاني، امروز هم مظهر حيات ايران و همت جهان شده است. بم باز هم نشان از هم رايي و همراهي انسان ها دارد و نشانه اي در گفتگوي ميان فرهنگ ها و تمدنها براي كاستن آلام زندگي و ساختن ميراث فرهنگي است.
خاتمي با تاكيد بر اينكه گفتگوي ميان فرهنگ ها و تمدن ها را نمي توان و نبايد ايده اي بر كنار از مسايل روزمره هيچ جامعه جهاني دانست متذكر شد: گفتگوي فرهنگ ها و تمدن ها فرايندي راهگشا براي پرداختن به مشكلات و تنگناهاي فراواني است كه انسان امروز را در همه جاي جهان به هم پيوسته كنوني در بر گرفته است.
رييس جمهور گفت: دردهاي مشترك و مزمن بشر هرگز به تنهايي و در تنهايي درمان نمي شود ، پس بايد در وراي هر فاجعه انساني و هرحادثه طبيعي بازهم به "گفتگو" و "گفتگوي ميان تمدنها" انديشيد.
وي بااشاره به اينكه عصر ما عصر گفتگوست يادآور شد: همه ما در جهاني به سر مي بريم كه به رغم همه دشواري ها و نابرابري ها، ستم ها و خودكامگي ها به سوي گشودگي و همگرايي مي رود. ما درعصراطلاعات وارتباطات ناگزير از ساختن جامعه و جهان خويش بر مبناي گفتگو هستيم.
وي نياز امروزرا درهر بخش از زندگي فردي و اجتماعي درك ضرورت گفتگو و روي آوردن به آن دانست و گفت: گفتگوي تمدنها، گفتگوي  انسان با انسان نه انسان با شيئي و تعامل و تبادل آزاد اطلاعات و دانش نه چيرگي فن و قدرت آزادي و عدالت است.
خاتمي تصريح كرد: مي توانيم  به اعتبار همسويي ميان تحولات سخت افزاري و نرم افزاري عصر نتيجه بگيريم كه جهان دستخوش موقعيتي نوين است . فشردگي فضا، زمان و مكان همه فرايند حيات فردي و اجتماعي انسان را در بر مي گيرد و مختصات و مقتضيات جديدي خلق مي كند. در اين موقعيت جديد ، تكيه و تاكيد بر گفتگوي تمدنها و فرهنگ ها يك نياز اساسي هم درجهان واقعي و هم در جهان مجازي است.
وي با تاكيد بر اينكه ايده گفتگوي تمدنها ناظر به مواجهه و رويارويي عرصه هاي  تمدني با يكديگر است گفت: عرصه هاي تمدني كثير و متنوع اند، اما در اين ميان نهادهاي مولد انديشه ومعرفت از جمله دانشگاهها مي توانند نقشي ممتاز و موثر ايفا كنند. نهاد دانشگاه هنگامي مي تواند برجسته ترين نقش را به عهده گيرد كه سنت و ساختار علمي خويش را بر "گفتگو" بگذارد و مجرايي معتبر براي پيشبرد گفتگو شود.
وي افزود: گفتگو پارادايمي نو درروابط ميان فرهنگي و ميان تمدني است كه براي دستيابي به دانش و معرفت در مدارها و مدارج بالاتر است، اين ميسر نيست مگر با فهم و نقد مداوم كه وظيفه بنيادي نهاد دانشگاه است. توانمند سازي جامعه براي گفتگو، اساسا از نهادهاي علمي ، فرهنگي و آموزشي آغاز مي شود و در آنها قوام و دوام مي گيرد.
خاتمي تنگ نظري ، تك گويي و يك جانبه گرايي را در عرصه سياست ميوه هاي تلخ و زيان بار دانست و گفت: آفت انديشه و علم نيز پس بايد كانون هاي مولد انديشه هم بتوانند توانايي با هم انديشيدن و با هم زيستن را درعين تفاوت و اختلاف خود بياموزند و هم آن را به جامعه آموزش دهند تا بنياد گفتگو بر پذيرش تفكر نقاد نهاده شود.
رييس جمهور تاكيد كرد: تنوع درعين وحدت كه فراهم كننده مسير گفتگوست، حقيقت جهان ماست كه خوشبختانه علم نيز امروز بر آن مهر صحت مي زند. پيشرفت هاي علمي حتي در جهان فيزيكي بيشتر به تكثر امر واحد اشاره دارند و پيوندهاي عميق ميان رهيافت هاي جديد در علوم پايه و علوم انساني نشان مي دهند علوم نوين هم خود از بنيادهاي گفتگوي ميان تمدن ها هستند. بسياري از شاخص هاي علمي به آن نتيجه رسيده اند كه بخش هاي گوناگون جهان با هم ارتباط مستقيم و بلافصلي دارند، اين امر مي تواند معطوف به پذيرش نوعي جامعيت انديشي و رد دوگانه سازي هاي متعارف باشد. حاصل اين رويكرد نوين علمي اصولا توجه به وجه نظام مند جامعه انساني است ، در واقع جامعه اي كه به مثابه يك سيستم واحد عمل مي كند، قادر به حل و فصل نابساماني هاي خود از طريق گفتگوست كه الزاما ماهيتي علمي دارد.
وي اين گفتگو را در پرتو دو رويكرد علمي تفسير كرد و گفت: نخست آنكه گفتگو را محور اجماع بين ذهني و داراي منطقي فرا فرهنگي مي بيند كه در ساختاري غير مشروط به هر يك از حوزه هاي گفتگو كننده شكل مي گيرد و دوم آنكه گفتگو را نه در مسير دستيابي به اجماع بين ذهني بلكه به سوي شكوفايي خود در فرايند منازعه قدرت و پيشبرد تنوع و تكثر مي داند. از آنجا كه در دنياي كنوني علم به معناي جديد آن با معناي " پوزيتيو" گذشته تفاوت دارد، لذا عرضه كننده منطقي فرافرهنگي است.
خاتمي تصريح كرد: علم امروزين حاوي زبان و منظومه گفتاري است كه به مدد دانشگاهها در همه حوزه هاي فرهنگي و تمدني نفوذ كرده و خواسته يا ناخواسته به انتشار يك منطق جهاني پرداخته است. به اين معنا دانشگاه ها نقشي محوري در فرايند گفتگوي تمدن ها به عهده دارند. البته دانشگاه ها به شرطي مي توانند به يك واسطه گفتگويي ميان حوزه هاي تمدني تبديل شوند كه ارتباطي دو سويه ميان خودو حوزه هاي فرهنگي خويش برقراركنند ازاين رو ضروري است كه دانشگاهها با حوزه هاي فرهنگي و تمدني خود از در گفتگوي زنده برآيند. اين نوع گفتگو هم ارايه روزآمد توانايي ها ، ظرفيت هاي تاريخي يك تمدن و فرهنگ است و هم بازخواني و نقد سازنده آن. در اين مسير دانشگاه ها مي توانند حوزه هاي فرهنگي كثير و متنوع خود را چنان مورد بازخواني، نقد و بازآفريني قراردهند كه بيشترين گشايش را به سوي فرهنگ هاي ديگر داشته باشند، بدون آنكه با خود نيز بيگانه شوند. در واقع 
لازمه مواجهه بسياري از حوزه هاي فرهنگي حضور فعال دانشگاههاست چون رويارويي فرهنگي بدون وساطت دانشگاهها مي تواند به منازعه هاي بنيادگرايانه بينجامد. اگر حتي فرايند گفتگو را به قصد تحصيل اجماع ميان حوزه هاي تمندني اساسي نيز پي نگيريم، باز هم براي دانشگاهها مي توانيم دراين فرايند نقشي را تعريف كنيم. در اين صورت نقش دانشگاه مي تواند توانمندسازي هر يك از حوزه هاي تمدني باشد. به زباني ديگر با نقش آفريني دانشگاه ها مي توان روند  تعامل هاي جهاني را بر پايه گفتگوي بهتر پيش برد، حتي اگر هدف از اين گفتگو حضور در عرصه هاي رقابت و قدرت باشد. رقابت مبتني بر گفتگو هر چه باشد، عوارضي كمتر از تكيه بر زور و خشونت دارد.
رييس جمهور متذكر شد: ما امروز در مقياس هاي ملي و بين المللي نيازمند گفتگو هستيم و بي ترديد براي عبور از تنگناهاي فراوان اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و فرهنگي راهي جز اعتنا به اين مهم و اجرايي كردن آن در همه زمينه ها نداريم. زندگي در جهان امروز يعني توجه به خرد و تجربه جمعي، و توجه به خرد و تجربه جمعي يعني گشودن راه گفتگو. بپذيريم كه مسير واقعي گفتگو از ميان دانشگاه و كانون هاي مولد انديشه و فرهنگ مي گذرد. پس به واقع پاس بداريم منزلت دانشگاه و مقام تفكر را و در يابيم اقتضاهاي گوناگون را.
وي خاطرنشان كرد: مصصم باشيم بر توسعه علمي و پيشبرد جامعه دانش مدار بر اساس "آزادي علمي"، " دسترسي همگاني به اطلاعات و دانش" ، "احترام به كرامت و حقوق انساني"، پذيرش تنوع فرهنگي"، "آموزش كيفي براي همه"، سرمايه گذاري در علم و فناوري "، " شناخت نظام دانش هاي بومي".
خاتمي گفت: تاكيد كنيم كه در همه جا فرهنگ و منطق علمي را گسترش دهيم؛ در فضاي متبني بر علم؛ زبان آزادي ، نقد و مدارا گشوده مي شود و با اين زبان مي توان گفتگوو تفاهم را پيش برد.
همه ما بايد بتوانيم به اقتضاي علمي كه مي آموزيم و مي آموزانيم زبان مان زبان تفاهم باشد. زبان تفاهم؛ زبان ديدن و شنيدن و آنگاه داوري كردن است. زبان تفاهم؛ زبان ژرف انديشي؛ آزادي و سنجيدگي است.

 

 

 

 

 

 

 

کد خبر 50188

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 10 =