* خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : پیش از شروع سوالات شرحی از فعالیت های موسسه فرهنگی اکو را بیان کنید.
- محمد رجبی: پیش از انقلاب اسلامی یک پیمان سیاسی ذیل نظارت آمریکا بین کشورهای ایران، پاکستان، ترکیه و عراق منعقد شد که تحت عنوان پیمان بغداد شناخته شد. با کودتایی که در عراق و توسط عبدالکریم قاسم، این کشور از پیمان مذکور خارج شد و سه کشور باقیمانده تحت عنوان پیمان سیاسی، نظامی " سنتو " جا گرفتند که در آن زمان پاکستان شامل بنگلادش هم بود. هر چند بعد از انقلاب اسلامی و با خروج ایران از پیمان سنتو این پیمان فروپاشیده بود، بعد از مدتی یک پیمان همکاری اقتصادی بین سه کشور مذکور برقرار شد و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با عضویت 10 کشور ایران، ترکیه، پاکستان، افغانستان، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان به نام سازمان اقتصادی اکو امضا شد. این کشورها بعد از مدتی در درون خود موسسه فرهنگی اکو را تاسیس کردند که زیر نظر وزرای فرهنگی این کشورها فعالیت می کند و روسای موسسه در هر کشور از طرف هیات وزیران کشورهای عضو و به مدت سه سال انتخاب می شوند. این موسسه علاوه بر اینکه همکاری های فرهنگی فیمابین 10 کشور مذکور را ترویج می کند باید زمینه ای را برای همکاری های مشترک منطقه ای در حوزه فرهنگ و هنر فراهم کند.
* اختیارات و وظایف موسسه اکو در گسترش و رشد مولفه های فرهنگی مشترک بین کشورهای عضو از جمله حوزه هایی مانند زبان و ادبیات فارسی چه میزان است و اکو در این زمینه تاکنون چه کارهایی انجام داده است؟
- اکو بیشتر یک ستاد و تشکیلاتی است که ایجاد ارتباط و هماهنگی می کند و طبیعی است که این ارتباط مستلزم اطلاع رسانی است و فعالیت هایی که فی نفسه از جنس روابط دیپلماتیک فرهنگی است. برای اینکه چنین موسسه ای - که دارای اختیارات وسیعی نیز هست - بتواند به همکاری های فیمابین درون منطقه ای و فرا منطقه ای کشورهای عضو جامه عمل بپوشاند، نیازمند این است که توسط کشورهای عضو و به ویژه کشور میزبان (ایران) امکاناتی در اختیارش گذاشته شود. اینکه اکو تا چه میزان بتواند چنین فعالیت هایی را انجام دهد بستگی به دو عامل دارد؛ اول امکاناتی است که این کشورها در اختیار ما می گذارند و دوم اراده سیاسی این کشورها برای این کار است.
به عنوان مثال کشوری مانند پاکستان نشان داده است که بیشترین استقبال را از اکو داشته و دارد. جالب است بدانید در سفری که اخیراً به این کشور داشتم، پیشنهاد تاسیس شعبه ای از اکو در آنجا داده شد که پاکستانی ها نه تنها آن را پذیرفتند، بلکه آن را به مرحله اجرا گذاشتند؛ در واقع آنها تشکیلات فرهنگی بزرگی به نام " الحمراء " را در شهر لاهور که پایتخت فرهنگی پاکستان است به عنوان شعبه در اختیار اکو گذاشتند. این مجنمع که به یاد قصر مشهور الحمراء در اندلس بنا شده است، بیش از 50 هزار نفر ظرفیت دارد و این در حالی است که ساختمان موسسه در ایران بسیار کوچکتر از آن چیزی است که باید باشد و نیاز به امکانات بیشتری دارد.
* امکانات مورد نظر شما بیشتر سخت افزاری است یا نرم افزاری؟ منظور این است که آیا پیشبرد چنین فعالیت هایی توسط موسسه فرهنگی اکو تنها با تامین منابع مالی و یا ساختمان بهتری برای موسسه امکان پذیر است؟ آیا نیروهای فکری مجربی مانند اساتید دانشگاه ها و افراد دیگر نمی توانند به توسعه روابط فرهنگی این 10 کشور از زاویه های مختلف به موسسه کمک کند و آیا تا به حال از این نیروها کمک گرفته اید؟
- در واقع هر دوی این نوع امکانات مد نظر ماست. یکی از اموری که باعث ایجاد ارتباط و مقدم بر آشنایی نزدیک کشورهای مذکور می باشد، توریسم است. به عنوان مثال موسسه در این جهت، پیش از نوروز و در بهمن ماه نامه ای را به معاونت های رفاهی و فرهنگی تمام دسنگاه های اجرایی ایران ارسال کرد و ما در آن از این مسئولان خواستیم که در صورت تمایل توری نوروزی برای آنها راه اندازی کنیم. اما عملاً هیچ جوابی دریافت نکردیم. مثال دیگری که می توانم بزنم این است که با توجه به اینکه در فصل تابستان کوی دانشگاه ها و خوابگاه ها در کشورهای عضو اکو خالی است، پیشنهادی را به معاونت فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دادیم که با همکاری موسسه این خوابگاه ها را به عنوان هتل هایی در اختیار اساتید و دانشجویان کشورهای عضو قرار دهد.
با اینکه هزینه این طرح نیز بسیار ناچیز بود (حدود پنج دلار برای هر نفر و برای یک شب اقامت) که تا الان هنوز جوابی به موسسه نرسیده است. در واقع باید گفت که 90 درصد این امکانات که مد نظر ماست، سخت افزاری نیست و کافی است اراده ای وجود داشته باشد که متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد. همانطور که گفتم این اراده در مورد کشوری مانند پاکستان در حد اعلا وجود دارد، ترکیه از این لحاظ مردد است و گاهی گامی به جلو و گاهی هم گامی به عقب بر می دارد که شاید به این خاطر باشد که نمی داند خود را آسیایی بداند و یا اروپایی. در ایران نیز مشکل موسسه فقط مالی نیست بلکه پذیرش همکاری های دانشگاهی بین این کشورها و نیز برگزاری فستیوال های مختلف نیاز روتین موسسه است. البته خوشبختانه معاونت سینمایی وزارت ارشاد، صدا و سیما و برخی نهادهای دیگر استقبال مناسبی از پروژه های اکو می کنند.
* برگردیم به بحث قبلی و فعالیت هایی که موسسه در حوزه گسترش زبان و ادبیات فارسی انجام می دهد. اکو به این منظور قصد اعزام اساتیدی را از ایران به کشورهای منطقه و یا بالعکس دارد یا نه؟ در این زمینه و فعالیت های دیگری مانند و پاسداشت مشاهیر ایرانی تاکنون چه کارهایی کرده اید و برنامه آتی موسسه چیست؟
- اعزام اساتید کار ما نیست و شورای گسترش زبان فارسی متولی این امر است. کاری که ما باید بکنیم و به زودی توسعه پیدا می کند، همکاری با این شوراست. یعنی دست مان را برای فعالیت در این کشورها بازتر خواهیم کرد. البته خود موسسه فعالیت هایی را در جهت این کار انجام می دهد؛ مثلاً مجله ای را منتشر می کنیم که در سه کشور فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان منتشر می شود. اما برگزاری کلاس و دوره برای اینگونه فعالیت ها کار ما نیست.
* سوال قبلی من از این جهت بود که در سال جاری میلادی که یونسکو آن را سال مولوی نامیده است، در کشوری مانند ایران غفلتی عجیب نسبت به این شاعر بزرگ وجود داشته و دارد. صرف نظر از فعالیت هایی که در کشورهایی مانند ترکیه و برخی کشورهای آسیای میانه برای بزرگداشت مولوی و معرفی او به جهان انجام شده است، شاید بتوان گفت ایران از این نظر حتی با کشور اروپایی کوچکی مانند جمهوری چک که اخیراً مراسم هایی را برای مولانا برگزار کرد، قابل قیاس نیست. موسسه اکو برای اینگونه اتفاقات چه کارهایی کرده و یا می خواهد بکند؟
- ما دانشمندان زیادی داریم که متعلق به حوزه و تمدن اسلامی اند و در جغرافیای فرهنگی ایران زندگی کرده اند. به این اعتبار متاسفانه همیشه این اختلافات را خواهیم داشت؛ مثلاً ما در ایران جشنواره خوارزمی را برگزار می کنیم در حالی که خوارزم الان در ایران نیست و آن طرفی ها هم مدعی می شوند که خوارزم متعلق به خودشان است، پس چرا ایران باید برای او چنین برنامه هایی را تدارک ببیند. در مورد مولوی هم همینگونه است؛ او در بلخ به دنیا آمده و اکنون نیز در قونیه مدفون است و هیچکدام از این مناطق نیز در حال حاضر به ایران تعلق ندارد.
به نظر من مطرح شدن مسائلی مانند اینکه چرا فلان کشور بزرگداشتی برای فلان شاعر از بهمان کشور دیگر برگزار می کند، کشمکش های رسانه ای است و خیلی هم راه به جای صحیحی نمی برد. چرا که نمی توان از کشوری که برای شاعری از کشوری دیگر مراسم بزرگداشت برگزار می کند، ممانعت کرد. نکته مهم در اینجا توجه به تحریف نشدن تاریخ است؛ مثل کاری که برخی اعراب در مورد این سینا می کنند و او را فقط به این خاطر که آثارش را به زبان عربی نوشته است، عرب می دانند. اما به نظر من اگر اکو به عنوان سازمانی منطقه ای اینگونه مراسم های بزرگداشت را برگزار کند هیچگونه مشکلی به وجود نمی آید چون همه می توانند در آن شرکت کنند. این همان چیزی است که قبلاً هم گفتم؛ یعنی ما اگر امکانات مالی بیشتری می داشتیم، اینگونه مشکلات به وجود نمی آمد و این نکته اهمیت همکاری های منطقه ای را نشان می دهد. در هر حال فکر می کنم که همکاری منطقه ای به شکلی واحد می تواند پایان دهنده به این نوع برخوردهای جزیی باشد.
* من با وجود تائید این جنبه از صحبت شما در خصوص لزوم همگرایی کشورهای عضو اکو برای فعالیت در زمینه مولفه های فرهنگی مشترکشان، نمی توانم منکر تفاوت فرهنگی موجود در میان هر کدام از این کشورها شوم.
- وظیفه ما به عنوان مسئولان موسسه فرهنگی اکو این است که فقط بر مشترکاتی تاکید کنیم که پیوندهای تاریخی، فرهنگی و منافع مشترک ملت های منطقه را تامین می کند. اما همانطور که شما گفتید این مشترکات، دلیلی بر نفی ویژگی های اختصاصی ملی کشورها نیست و خود کشورها هستند که موظف اند که در حوزه ویژگی های مشترکشان حساسیت داشته باشند. اینکه ایران نسبت به مولوی، هندوستان نسبت به امیر خسرو دهلوی و پاکستان نسبت به اقبال لاهوری غفلت دارند، به عملکرد این دولت ها بر می گردد که در سیاست های فرهنگی شان کم کاری می کنند.


نظر شما