ما همواره در قرنطینه‌ای همیشگی بوده‌ایم/تلاش برای رشد و تاب‌آوری

صفوی فر در نشست «فاصله گذاری اجتماعی و روابط عاطفی» گفت: ما همواره در قرنطینه‌ای همیشگی بوده‌ایم؛ قرنطینه یعنی محدودیت انتخاب‌ها، یعنی تکرار تکرارها، یعنی انزوا.

به گزارش خبرگزاری مهر، به همت پژوهشکده‌ مطالعات فرهنگی و ارتباطات با همکاری کرسی ارتباطات علم یونسکو و انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات نشست مجازی «فاصله گذاری اجتماعی و روابط عاطفی» برگزار شد.

در این وبینار ابتدا دبیر نشست، سیده‌زهرا اجاق گفت: ارتباطات سلامت یکی از موضوعات مهم در بحث توسعه‌ی جوامع است و نقش مهمی در افزایش آگاهی، دانش و تغییر نگرش و رفتار عموم افراد جامعه در خصوص سلامت جسم و روان دارد.

وی توضیح داد: در نشست یک روان‌پزشک سخنرانی می‌کند و با توجه به مسائل و موضوعات روانی پیرامون بیماری کووید ـ ۱۹ بر این موضوع متمرکز خواهیم شد که این بیماری با الزام به رعایت پروتکل‌های بهداشتی فشارها و محدودیت‌هایی را بر ما اعمال کرده؛ آیا مزایا و فرصت‌هایی را به مردم بخشیده است؟

در ادامه فرنوش صفوی‌فر، روان‌پزشک، سخنرانی خود را با بیان این نکته آغاز کرد که ما همواره در قرنطینه‌ای همیشگی بوده‌ایم! ‎یعنی در یک بازه‌ی زمانی طولانی‌تر، به زندگی هر انسان که نگاه کنیم، خواهیم دید که اغلب افراد در چنبره‌ی یک تکرار گرفتار شده‌اند. بعضی می‌گویند: «ما همیشه در قرنطینه و فاصله از دیگران بوده‌ایم و قرنطینه برای ما تازگی ندارد».قرنطینه یعنی محدودیت انتخاب‌ها، یعنی تکرار تکرارها، یعنی انزوا، یعنی فاصله... بنابراین شاید حق با آنها باشد.

وی افزود: همان‌طور که فروید گفته، انگار گریزی از ایفای یک نقش تکراری در زندگی‌مان نداریم. ویلیام وردزورث هم گفته که کودک، پدر است. به عبارت دیگر ما در یک تعادل ناخوشایند، اما نسبتاً پایدار خود را حفظ می‌کنیم . جرات تغییر نداریم، چون ما را از این کنج امن (گرچه تاریک و محدود) بیرون می‌کشد و پرتاب‌مان می‌کند به درون آشفتگی و آشوب، اقیانوسی از ابهام و ناشناختگی؛ پر از خطر جانوران وحشی کمین‌گرفته در تاریکی و .... تغییرکاری است که خودمان انتخاب نمی‌کنیم، هنری است که وقت پرداختن به آن را پیدا نکرده‌ایم، مثل روابطی که می‌ترسیم قطع‌شان کنیم و بالاجبار ادامه می‌دهیم. استریچی به نقاط بحرانی یا نقطه جوش اشاره دارد که نقاط شروع فرایند سخت و دردناک، اما زیبای «تغییر» است. نقطه‌ای که در آن تصمیم خودمان را می‌گیریم و دل را به دریای ناشناخته‌ها می‌زنیم و حالا کرونا این همه‌گیری جهانی نظم اجتماعی و ذهنی ما را به هم زده؛ هم‌زمان، اکثریت جامعه با این موقعیت تصادم پیدا کرده‌اند: نیاز ضروری برای فاصله‌گذاری میان افراد. موقعیتی که اگر رعایت نشود، با خود مرگ و نیستی به همراه می‌آورد. اکنون «همه» درگیر این تکرار، این محدودیت انتخاب‌ها، این انزوا شده‌ایم. حالا همه باهم تجربه‌اش می‌کنیم.

صفوی‌فر ادامه داد: آیا این شوک همگانی با همه‌ درد و اضطرابش،می‌تواند کمک‌مان کند برای پا گذاشتن به مسیر پرپیچ‌وخم اما زیبای تغییر در زندگی؟ ما همواره در فاصله از خودمان هستیم؛ از خویشتن واقعی‌مان. ما همواره پشت نقاب‌هایمان زندگی کرده‌ایم. در حال بهانه‌آوردن برای آن که با چالش‌های‌مان در روابط روبه‌رو نشویم. این نقاب‌ها همان تکرارها، همان اسارت‌ها و همان تعادل نصف‌ونیمه ناخوشایند اما امنیت‌بخش هستند. فاصله‌گذاری از دیگران هم به تقویت خویشتن مشاهده‌گر و خویشتن تجربه‌گر منجر شده است. شاید کرونا فرصتی برای قدم برداشتن در مسیر سوژگی به تعبیر لاکانی فراهم آورد.

وی گفت: درواقع فاصله‌گذاری اجتماعی، به ما حق انتخاب دوباره می‌دهد: در قرارهای کاری‌مان، در روابط عاطفی‌مان در این‌که زمان گران‌بهایی را که به‌طور محدود و موقت در اختیارمان قرار گرفته است، چطور استفاده کنیم. فاصله‌گذاری میان خویشتن مشاهده‌گر و خویشتن تجربه‌گر شاید بتواند کمک کند که به زیستی سرزنده‌تر، آگاهانه‌تر و غنی‌تر دست یابیم.

صفوی‌فر درپایان سخنانش تأکید کرد: برای این کار باید پردازش کنیم. به تعبیر بیون برای آن که داده‌های حسی پریشان‌کننده و اضطراب‌های خام و ویرانگر تبدیل به معناها و مفاهیم شوند، نیاز به دو ذهن است. ما نیاز داریم که در عین دوری از هم‏ ذهن‌هایمان را به هم نزدیک کنیم و درباره‌ی تأثیراتی که فاصله‌گذاری، ماسک و کرونا بر زندگی جمعی‌مان گذاشته حرف بزنیم و ذهن‌های‌مان را کنار هم نگه داریم تا بتوانیم این اضطراب‌های خام را دوباره معنا کنیم و از همه‌ی این آشوب‌ها در جهت رشد و تاب‌آوری‌مان بهره ببریم.

کد خبر 5090039

برچسب‌ها

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 7 =